analogous

/əˈnæləɡəs//əˈnæləɡəs/

معنی: مشابه، شبیه، مانند، متشابه، قابل قیاس، قابل مقایسه، نظیر
معانی دیگر: قیاس پذیر، فراسنج پذیر، همسنج پذیر، متناظر، همسان

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: analogously (adv.), analogousness (n.)
(1) تعریف: similar or corresponding in the manner of an analogy.
مترادف: comparable, correspondent, corresponding, similar
متضاد: disparate, unrelated
مشابه: comparable, correspondent, corresponding, similar

- The two paintings are analogous in their use of symbols.
[ترجمه مهدی پیروزنیا] این دو نقاشی در استفاده از نمادها، با هم متفاوت هستند
|
[ترجمه بنیامین رئوف] این دو نقاشی از لحاظ استفاده از نمادها، مشابه هستند.
|
[ترجمه گوگل] این دو نقاشی در استفاده از نمادها مشابه هستند
[ترجمه ترگمان] این دو نقاشی با استفاده از نماد مشابه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I cannot agree that the veneration of Buddha is analogous to belief in Jesus Christ in Christianity.
[ترجمه گوگل] من نمی توانم قبول کنم که تکریم بودا مشابه اعتقاد به عیسی مسیح در مسیحیت است
[ترجمه ترگمان] من نمی توانم قبول کنم که احترام بودا مشابه اعتقاد به عیسی مسیح در مسیحیت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Her experience of immigrating to Australia was in some ways analogous with my own experience of settling in America.
[ترجمه گوگل] تجربه او از مهاجرت به استرالیا از جهاتی مشابه تجربه من از اقامت در آمریکا بود
[ترجمه ترگمان] تجربه مهاجرت به استرالیا به طریقی مشابه تجربه خودم از اقامت در آمریکا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in biology, similar in form or function, but of different evolutionary origin.
مشابه: comparable, homologous, like

جمله های نمونه

1. The two processes are not analogous.
[ترجمه گوگل]این دو فرآیند مشابه نیستند
[ترجمه ترگمان]این دو فرآیند مشابه نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The two situations are roughly analogous.
[ترجمه Nily] این دو وضعیت به سختی مشابه هم هستند
|
[ترجمه گوگل]این دو وضعیت تقریباً مشابه هستند
[ترجمه ترگمان]این دو وضعیت تقریبا مشابه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The company is in a position closely analogous to that of its main rival.
[ترجمه گوگل]این شرکت در موقعیتی نزدیک به رقیب اصلی خود قرار دارد
[ترجمه ترگمان]این شرکت در موقعیتی شبیه به رقیب اصلی خود قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The report's findings are analogous with our own.
[ترجمه گوگل]یافته های این گزارش مشابه یافته های ما است
[ترجمه ترگمان]یافته های این گزارش مشابه ما هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The national debt is analogous with private debt.
[ترجمه گوگل]بدهی ملی مشابه بدهی خصوصی است
[ترجمه ترگمان]بدهی ملی مشابه بدهی خصوصی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This proposal was analogous to/with the one we discussed at the last meeting.
[ترجمه گوگل]این پیشنهاد مشابه/با پیشنهادی بود که در جلسه گذشته بحث کردیم
[ترجمه ترگمان]این پیشنهاد مشابه با همان چیزی است که در آخرین جلسه به آن پرداختیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The present crisis is analogous with the situation immediately before the war.
[ترجمه گوگل]بحران کنونی مشابه وضعیت قبل از جنگ است
[ترجمه ترگمان]بحران کنونی مشابه وضعیت قبل از جنگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The healthy kind is analogous to how the body treats a simple flesh wound.
[ترجمه گوگل]نوع سالم شبیه به نحوه درمان یک زخم گوشتی ساده است
[ترجمه ترگمان]نوع سالم مشابه نحوه برخورد بدن با زخم ساده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. There is as it happens an Anglo-Saxon proverb analogous to Lord Acton's(sentence dictionary), but still significantly different.
[ترجمه گوگل]همانطور که اتفاق می افتد یک ضرب المثل آنگلوساکسون مشابه لرد اکتون (فرهنگ لغت جمله) وجود دارد، اما هنوز به طور قابل توجهی متفاوت است
[ترجمه ترگمان]همانطور که این اتفاق رخ می دهد یک ضرب المثل انگلیسی - ساکسون مشابه با فرهنگ Lord (فرهنگ لغت)اتفاق می افتد، اما هنوز به طور قابل توجهی متفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Analogous colors are those that lie next to one another on the wheel.
[ترجمه گوگل]رنگهای مشابه آنهایی هستند که روی چرخ در کنار یکدیگر قرار می گیرند
[ترجمه ترگمان]رنگ های Analogous آن هایی هستند که کنار یکدیگر روی چرخ قرار می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Incidence is analogous to water pouring into a sink and outcidence is analogous to water leaving the sink via the plughole.
[ترجمه گوگل]بروز مشابه با ریختن آب به داخل سینک است و خروجی مشابه با خروج آب از سینک از طریق سوراخ سوراخ است
[ترجمه ترگمان]Incidence مشابه آبی است که به درون سینک سرازیر می شود و outcidence مشابه آب است که سینک را از طریق the رها می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. They had done this using processes analogous to those which provided the energy of the Sun.
[ترجمه گوگل]آنها این کار را با استفاده از فرآیندهایی مشابه فرآیندهایی که انرژی خورشید را تأمین می کردند، انجام داده بودند
[ترجمه ترگمان]آن ها این کار را با استفاده از فرآیندهایی مشابه آنچه که انرژی خورشید را تامین می کرد انجام داده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This process is analogous to estimating, programming and monitoring a construction project.
[ترجمه گوگل]این فرآیند مشابه برآورد، برنامه ریزی و نظارت بر یک پروژه ساخت و ساز است
[ترجمه ترگمان]این فرآیند مشابه تخمین، برنامه ریزی و نظارت بر یک پروژه ساخت وساز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. A self-sufficient settlement is analogous to a pin worker who must cut, bend, attach, and deliver by himself.
[ترجمه گوگل]حل و فصل خودکفا شبیه به یک کارگر سنجاق است که باید خودش را برش دهد، خم کند، بچسباند و تحویل دهد
[ترجمه ترگمان]یک توافق خودکفا، مشابه یک کارگر pin است که باید برش، خم، الحاق، و تحویل خود را به خود اختصاص دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Artificial-life researchers worldwide have produced and evolved systems analogous to whole rainforests full of synthetic organisms with complex interactions.
[ترجمه گوگل]محققان حیات مصنوعی در سرتاسر جهان سیستم هایی شبیه به کل جنگل های بارانی پر از موجودات مصنوعی با فعل و انفعالات پیچیده را تولید و تکامل داده اند
[ترجمه ترگمان]پژوهشگران حیات مصنوعی در سراسر جهان به سیستم های تکامل یافته و تکامل یافته مشابه کل جنگل های بارانی که پر از ارگانیسم های ترکیبی با تعاملات پیچیده هستند، تولید و تکامل کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مشابه (صفت)
similar, alike, analogous, equivalent, resembling, homogeneous, semblable

شبیه (صفت)
similar, equal, alike, rival, like, same, analogous, quasi, papilionaceous, semblable

مانند (صفت)
similar, alike, like, analogous, resembling, looking like, comparable

متشابه (صفت)
similar, alike, like, analogous, resembling, homologous, homonymous

قابل قیاس (صفت)
analogous, analogical

قابل مقایسه (صفت)
analogous, comparable

نظیر (صفت)
rival, analogous, comparable

تخصصی

[برق و الکترونیک] قابل قیاس
[نساجی] رنگهای متشابه
[ریاضیات] مشابه، تشابهی، قیاسی، به همین ترتیب، نظیر، مشابه با، قابل مقایسه، متشابه، قابل قیاس، شبیه، متناظر

انگلیسی به انگلیسی

• parallel; similar, comparable
if one thing is analogous to another, the two things are similar in some way.

پیشنهاد کاربران

مانند، قابل مقایسه، قابل قیاس، مشابه، متشابه، روانشناسی: شبیه
When something has similar features to another thing so that they can be compared with each other
analogous: همگن، هماهنگ
شبیه
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : analogize
✅️ اسم ( noun ) : analogy
✅️ صفت ( adjective ) : analogous
✅️ قید ( adverb ) : _
The relationship with his teacher was analogous to that of a son and mother.
همتا_ همگون
analogous ( adj ) = مشابه، قابل قیاس، قیاس پذیر، شبیه، هم نوع، متشابه، همانند، همسان، همتراز
مترادف با کلمه های : similiar to , comparable
examples:
1 - The action of light waves is analogous to the action of sound waves.
...
[مشاهده متن کامل]

عملکرد موج های نوری مشابه عملکرد موج های صوتی است.
2 - the brain is analogous to a computer.
مغز انسان مشابه کامپیوتر است.
3 - These two processes are complex and are not analogous.
این دو فرایند پیچیده هستند و قابل مقایسه نیستند.
4 - Superstition is sometimes held to be analogous with ignorance.
گاهی اوقات خرافات همتراز با جهل است.
5 - The current crisis in Iran is exactly analogous to during the Iran - Iraq war, and the country's inflation is similar to country of Venezuela.
بحران کنونی در ایران دقیقاً مشابه زمان جنگ ایران و عراق است و تورم کشور مشابه کشور ونزوئلا است.

هم تراز، هم سنگ
در رنگ شناسی : رنگ های هم خانواده یا همجوار، رنگهای نزدیک هم روی چرخه رنگ
همانند ، مشابه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)

بپرس