پیشنهاد‌های شهرزاد رضایی (١,٦٥٢)

بازدید
١,٣٤٥
تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

با تدبیر بودن ، سیاست داشتن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

چشم هم چشمی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

دست به دست شدن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

حقارت

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

حق الزحمه ، حق العمل، پورسانت

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

مزرعه

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

پرت شده

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

کسب شده، درآمد زایی شده

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

سرافکندگی ، سرافکنده شدن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

چه بلایی سر آدم میاره ؟

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

مغلوب ، شکست خورده ، مبتلا ، دچار

پیشنهاد
٠

نیمه ی خالی لیوان را دیدن ، عینک بدبینی، به چشم زدن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

متحمل شده

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

ممتد

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

به ارث رسیده

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

سرچشمه گرفتن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

تاختن ، راندن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

صددرصد

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

تعیین مکان کردن ، مکان یابی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معطوف کردن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

کشاندن به ( فقر و فساد و. . . ) ، تقلیل دادن ، کاهش دادن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

بذرافشانی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

سه عضوی ، سه تایی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

عدم تصمیم گیری، تردید

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

خارج از فهم و درک ( خیلی زیاد )

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

همانطور که چنین بود . . . . .

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

بارها و بارها ، صدها بار

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

By split seconds با کسری از ثانیه

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

به کار انداختن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

از هم پاشیده ، گسسته

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

قلاب شده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوش خوراک

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مطرح کردن ، پرداختن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تلقین به خود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام دانشگاهی در ایالت کارولینای شمالی کشور آمریکا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مورد ستایش و تحسین

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چه برسد به . . . .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کادو شده ، پیچیده شده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به طور خفیف ، به طور جزئی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گیرنده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پخش کننده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دریافت کننده ( صفت ) دریافت کردن ( فعل )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ضربان دار ، پر تپش ، پر ارتعاش

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ناظر ، مشاهده کننده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مخفف over

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

طلبیدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل سنجش

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واسطه ، رسانه ، ابزار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیهودگی ، جزئیاتی که پیش پا افتاده قلمداد شوند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تنوع طلبی ( چند همسری ، چند زوجه )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نه غیر از. . . ، به جز. . .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ممنوع شده توسط به خصوص مقام یا قدرتی، منع قانونی شده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دریغ کردن ، امتناع کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دست کشیدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی خوابی کشیدن، تماشا کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مورد تمسخر واقع شده ، تمسخرآمیز

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قانون گذاری شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جوی دوسر خودرو

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

از همه ی جهت ها ، از همه سو

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پخش و پلا کردن، حیف و میل کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موفق شد ، موفق شدند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موفق شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در آن ها، مالشان ، مال آنها

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارای میل جنسی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیروی تازه دادن ، تجدید قوا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کشاننده ، پیش برنده ، سوق دهنده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مصلحت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به ذهنش خطور کرد ( مرد ) ، فکرش را مشغول کرد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

هماهنگ شده با

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

استدلال کننده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی عایق هم میدهد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شناخته شدن ، تبلیغ شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نام منطقه ای در ایالت مریلند آمریکا ( شمال شرقی آمریکا )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

غرایز جنسی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تجسم ، تصور

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باز ایستاده ، گیر افتاده ، مهار شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترفیع یافته ، بالا رفته، افراشته ترفیع گرفت ( فعل )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رو به افزایش ، به طور فزاینده ای

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قبرس ، نام مخفف کشور قبرس

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

افشا گری ها، فاش سازی ها، نمایان سازی ها

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نابغه ها

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیش اندیشی، با نیت قبلی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

به احتمال قوی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی چرخه هم میدهد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مستعد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مانع شده ، محدودشده ، سد بندی شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خروجی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرکوب شدن یا کردن ( احساسات و. . ) ، خفه کردن ( امیال و . . . ) مخفی کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وادارنده ( صفت )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سوق دهنده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جریان را عوض کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

متعصب ، متعصبانه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیرون آوردن از . . . ، آزاد کردن و آزاد شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شبیه بودن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جوابهای مبهم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی محض و صرف هم میدهد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرچشمه گرفته ، هدایت یافته

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یکدیگر را فراخواندن ، همانند کردن ، تداعی کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تداعی کننده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واداشته شده ، تحریک شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به خود گرفتن ، به خود اختصاص دادن ، پذیرفتن ، قبول کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تمام کردن کاری با موفقیت ، تحقق بخشیدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مورد توجه واقع شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درآمد مازاد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قریب تر

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مردان متفکر، افراد باهوش

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

به کار برده شده ( خوب ) ، استفاده شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

غرق شده ، مورد نفوذ قرار گرفته Permeator میشود نافذ

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نافذ

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نفوذ کننده ، نافذ

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شامل شده ، در بر گرفته

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تجزیه شدن به جزءهای کوچکتر

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از نظر ماهیت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به طرز مناسب

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرتبط شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدون چهره در هم کشیدن ، بدون اخم وتَخم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام برند لوازم آرایشی ، نام یکی از معتبرترین برندهای لوازم آرایشی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرونشاندن نمیشه ، اون extinguish هستش که معنی فرونشاندن میده ، تمایز دادن ، تمیز دادن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حق حاکمیت ، پادشاهی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

محوطه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازخوانی برای بقیه با صدای بلند

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

موهبت سواد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آیه، شعر نظم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

دایه ( جانشین مادر )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

قرابت Kinship with God قرب الهی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

طاقت فرسا ، خسته کننده ( صفت ) ، تمام شدن ، مصرف شدن ( فعل )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محروم شده ، برهنه و عریان شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پرت کردن به یک طرف ، همراهی کردن ، همراه شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منادی ، مبشر ،

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اونی که

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اونی که. . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اقتصاد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سِحرآمیز ، جذاب ، دلکش ، مجذوب کننده ، افسانه ای ، مسحور کننده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پیامبر ، معجزه کننده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در هر دو

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پنجاه درصد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جای حرف و حدیثی باقی نمی ماند

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رهبری کننده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

طرف . . . در طرف . . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ماورایی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به صورت عرفانی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

داستان های کوتاه به نظم ، داستان های منظوم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شیرین تر ، گواراتر ، نوش تر

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تجاهل، کوچه ی علی چپ

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قبلی ، سابق

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرسخت ، مقاوم ( آدم )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رواج داشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رسوا کننده ، آبرو بر ، هوچی ، شایعه پراکن برای رسوایی کسی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیمه ی گمشده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به سمتی کشیدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرض شده ، به گردن گرفته ، به عهده گرفته

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحمیل شده ، وارد آمده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

چیزی را به میزان کم داشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عامل، عضو ، فاعل ، نماینده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وارث عنوان اشرافی ( زن شوهر مرده )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درخواست کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

رضایت مندی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

این همه ی اون چیزی است که میدانیم ( بیشتر از این نمی دانیم ) تا این اندازه میدانیم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تسخیر شده ( صفت است ) ، اسیر

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شوک شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

احتمالات بعید

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیش رونده، رو به جلو

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحمل کردن چیزی ( قدیمی ) Thou canst not then be false to any man تو بعد از آن بی وفایی و عدم تعهد نسبت به مردی ( شوهرت ) را تحمل نمیکنی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

به طور گنگ و نامفهوم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مبدأ ، نقطه ی آغازین

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بضاعت مالی داشتن ، توانایی . . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همراه شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حمایت کردن، پشتیبانی ، مجدداً ، دوباره ، عقب رفتن ، پشت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سقوط سهام

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بعد از اینکه از وقتش گذشت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مغلوب شده ، بازنده، از میدان مسابقه خارج شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

عنصر اساسی ، عنصر اصلی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تزریق شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اقدام سریع

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسخره کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زمان گذشته

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی trace ( دنبال کردن، تعقیب کردن ) traceable قابل تعقیب

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برق سریع، جرقه ای آنی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به سرعت یک خرگوش

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

از ریشه ی late به معنی معوقه ، دیر شدهbelated

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بهبود ناپذیر ، ترمیم نشدنی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شیادانه ، دغل کارانه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بودن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

طفره رفتن ، شانه خالی کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به طور صادقانه ، راست و حسینی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نشانده ، مستقر کرده ، جای داده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تا ته چیزی پیش رفتن ، دنبال کردن تا انتهای آن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Go at something

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جدی ، سرسختانه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رو خودت قیمت بزار، چند می ارزی ؟؟؟

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سهم یک هنرمند از اثر هنری ( کتاب ، آهنگ و. . . ) بعد فروش آن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

توضیحی را دادن ، از خود دفاع کردن ، ابراز وجود کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل ، تغییر

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صف ، قطار ، ردیف ( اسم است )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وارد مبحثی شدن ، وارد . . . شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سراسیمه ، سراسیمه وار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خط فرعی ، مسیر فرعی ، خارج از اصل موضوع ، در حاشیه ، مسیر ثانوی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر از. . . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به طرزی بی نهایت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در شُرف کاری بودن، در آستانه ی . . . . بودن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با گشاده دستی ، به وفور ، با سخاوتمندی ، سخاوتمندانه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فریاد می کشد ، ( شگفت زده میشود )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحت تاثیر قرار گرفته، سوق داده شده ، کشیده شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

حد نهایی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چرخیدن ، چرخش

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحت فشار ، حالت خفگی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

داوطلبانه ، به طور اختیاری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همراه شما ، در کنار شما

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوسان دار ، ادواری ، شل و سفت ، بی نظم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تلاش کم و بیش ، تلاشی که کم و زیاد میشه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از آن نقطه به بعد. . . از آن مرحله به بعد. . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خلاصه شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خلاص شو ( از شر چیزی ناراحت کننده )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آگاه بودن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مشارکت آمیز

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودآگاهانه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مشتاق بودن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیش آمدن ، به وقوع پیوستن، آمدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

To throw overboard از عرشه به داخل دریا پرت کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سر جای خود گذاشتن ، در جای درست خود قرار دادن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اراده ، قدرت اراده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در دسترس ، در محدوده ی دستیابی خارج از دسترس درست نمیباشد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تازه بیرون آمده ، تازه خارج شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیش می رود

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همراه با. . . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عدم کفایت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ثبت نام دانشگاه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مدرسه ی ابتدایی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تصمیم گیرنده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متقاعد شدن ، مطمئن باش

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مورد رأی گیری واقع شده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک مثال زنده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعلل ، تعمد ، دست دست کردن ، عمدی ، خودخواسته

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عرصه را در اختیار گرفتن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به حق ، مطابق با قوانین

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رمیده ، وحشت زده ، شوکه

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نماینده ی. . .

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

علامت ، نشانه ، امضاء کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حاشیه های قاره ای

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مورس ، تلگراف

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تعبیه شدن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چشم بسته ، بی پروا ، کور

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرنوشت ساز ، حیاتی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وفادارترین، پرو پا قرص ترین

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به همان اندازه خوب

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در تنگنا ، در وضعیت بد ، فوراً

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خبیثانه ، شرورانه

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اتهامات

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موارد، موضوعات

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سمعک

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سوزنده، گزنده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی خدشه دار کردن هم میدهد ، خدشه دار کردن ، بی مقدار کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به خشم آمده ، به جوش آمده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی شرف ، نابکار

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قسم به شرافت انسانی ، قول شرف

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به شرطی که

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حلق آویز شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لشکرکشی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازماندهی نشده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرعت فزاینده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقدر شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمک متقابل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منتصب ، گماشته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جداسازی مسیر و راه ، خداحافظی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فحش ، انگ زدن ، بدو بیراه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشت سر گذاشتن دشواری ها

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارجاع ، اشاره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل مقاومت ، وسوسه برانگیز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از قلم افتاده ، گم شده ، از دست داده ( صفت )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسلیم شد ، تسلیم شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علیرغم این حقیقت ، به زعم حقیقت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیور آلات بدل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اشتباه، سهواً

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Momentous decision تصمیم سرنوشت ساز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طناب دار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متراکم ، فشرده ( صفت )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقض کننده ( قانون ، حق و حقوق و. . . . ) , تخطی کننده ، هتک حرمت کننده ، قانون شکن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عالی ، برتر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طرز فسخ نشدنی ، به طرز غیر قابل برگشت ، به طرز باطل نشدنی ، به طور حتمی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بساط

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بفرمایید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشروط بر اینکه

پیشنهاد
٠

شانس خود را امتحان کردن ، توانایی خود را در کاری محک زدن ، خود را در بوته ی آزمایش قرار دادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سروکله ی کسی پیدا شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخگویی ، محاسبه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صف آرایی شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صف آرایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صراف ، سوداگر پول ، نقد کننده ، کسی که ارز یک کشور را به پول رایج کشور دیگر تبدیل میکند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عکس جنجالی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عکس تصادفی ( شانسی ) هم معنی میدهد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتقاد و ایراد گیری ( بر پایه ای غیر معقول )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هراز گاهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گواهی سلامت ، گواهی پیشینه ی خوب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رشوه خوار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اداره کردن ، هدایت کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عامل خیر و برکت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توان مالی ، جیب ، بضاعت مالی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خسارت را جبران کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساکن شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به کمی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبق درآمد و منابع مالی خودم زندگی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اندازه ی گلیم خود، پا را دراز کردن ، در محدوده ی توانایی های خود زندگی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرک شده ( گندم و جو )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوست کنده ( گندم ، جو و. . . . . ) موج دار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی دور افتاده ، خیلی دور از دسترس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جداگانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیروی کننده ، مطیع

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه کم چه زیاد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزشمندتر شد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهار کردن ، پل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازخواست ، مؤاخذه ، گوشزد ، هشدار ، تلنگر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجذوب کردن ، مجذوب شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدم تعادل ، عدم اعتدال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلگرمی هم معنی میدهد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توجه زیاد ، دقت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در مطابقت ، در همان

پیشنهاد
١

اگر هم باشد خیلی کم است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پند اخلاقی دادن ، موعظه ( اخلاقی ) کردن , نتیچه گیری اخلاقی از موضوعی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستهلک شدن ، فاقد ارزش شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرده از راز برداشتن ، بر ملا شدن ، فاش شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخشنده ، کسی که توانایی چشم پوشی از خود و ارائه ارزش به زندگی دیگران را دارد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که به دنبال گرفتن منافع خود است، منفعت طلب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مصالحه گر ، سازش گر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موافق

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موافق ، یکدل ، سازگار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به جزء. . . . ، به غیر از. . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از نوع . . . ، است نوعی از . . . . است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تواضع و فروتنی و ادب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چندین سال پیش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منسوخ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حالِ غوغا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی چانه زدن هم میدهد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به پای . . . به ضرر. . . به بهای . . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معامله شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با بهترین بهره وری و منفعت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با بهترین مزیت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی کاغذ آوردن ، درج کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سراغ گرفتن از چیزی ، سراغ چیزی یا کسی رفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کپی شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صحافی شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اصل ، عمدتاً

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نصب نشده ، بدون قاب ، سوار نشده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کپی تصویری از اسناد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشینه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بررسی شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حامی و کمک کننده ( به خصوص مالی ) مشتری دائم یک مغازه یا هتل یا رستوران یا . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتبار قانونی پیدا کرده ، قانونی شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اونی که معنی خمیدگی میده decline هستش incline یعنی تمایل داشتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانور دادن روی چیزی و موضوعی

پیشنهاد
٠

باعث افتادن و سقوط چیزی بر روی کسی شدن ، باعث عواقب منفی برای کسی شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در صدر At the head of the list در صدر لیست ، قبل از همه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضرب کردن ، ضربدر هم✖️

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راندن ، تبعید کردن ، به جایگاه پایین تر از قبل راندن ( relegate ) واگذارکردن و سپردن ( مسئولیت ) که در معنی آمده ، اشتباه است ( delegate )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین ، کمکی ، شاگرد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در هر زمینه ای

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدیداً سرزنش شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دقت شود دو کلمه content و consent اولی به معنی راضی ( شخص ) و دومی به معنای رضایت دادن یا رضایت داشتن است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به مراتب ، تاکنون

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تغییر دادن ، واگذار کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از روی حدس و احتمال و تخمین کار را پیش بردن ، گمانه زنی ، برآورد کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متزلزل ، دو دل ، مردد، شل و ول

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه چیز جدیدی وجود دارد ؟ ( اینکه جدید نیست )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از طریق. . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از اول تا آخر ، سرتاسر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیرون کشیدن ، در آوردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشت سر هم ، به طرز متعاقب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کاکا سیاه ( کلمه ی تحقیرآمیز که یک سفید پوست نباید برای یک سیاه پوست به کار ببرد ولی در بین خود سیاه دوستان ، جنبه ی صمیمی بودن دارد )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تجلی ، تبلور

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به حق خود رسیدن، به جایگاه واقعی خود رسیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از آنجایی که ، از همان جا و محل که . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنار زدن ، نادیده گرفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رام شده ، تشویق شده ( با چرب زبانی ) ( صفت ) رام و تشویق شد ، با پنبه ، سر برید ( فعل )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارائه دادن ، تکمیل کردن ، عرضه کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دست نویس ، دست نوشته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی مبهم که یا به خاطر نمی آوریم یا یادآوری آن باعث خجالت است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوچی ، باد هوا ، هیچ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاپیده شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی معامله هم میدهد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلاخی شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذبح شده ، سلاخی شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرعه ، نصیب ، قسمت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحت فشار قرار گرفته ، اشباع شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاره کردن ( جلد کتاب )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنار گذاشتن چیزی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبهم بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسری از in a fraction of a minute در کسری از ثانیه ( دقیقه )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد توجه ت واقع شد ؟؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

زانو زد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحق ، عنوان شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقرر شده ، تعیین شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قطعی بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرور کردن ، زیر و رو کردن ، چرخیدن ، ورق زدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست یافتن ، دست پیداکردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دامداری ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرچشمه گرفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سمیت ، سمی بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسمومیت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادامه دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیشه گر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روایتگر داستان هزار و یک شب ، شهرزاد است که این داستانها را به شاه بغداد نقل میکند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همون داستان هزار و یک شب ( عربی ) است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جادو شده ، مسحور شده ، افسون شده ( صفت است )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بحث کردن به خصوص راجع به قیمت اجناس ، چانه زدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه گیرنده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر درآمد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد شده ، سر آغاز چیزی شده ، موجب شده ، طلیعه ی چیزی شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نتیجه ی مورد نظر دست یافتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A kind of hearing aid

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمین گیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه ای لاتین به معنای تحصیل کردن ( educate )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مو به مو ، حرف به حرف

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

قبلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوابیدن ، استراحت کردن هم معنی میدهد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مختل شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مرتبط با

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

برتری قائل شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قانون میانگین ها ( احتمالات )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مستلزم دانستن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناچیز ، غیر مهم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

زاده شده ، زاده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به جریان در آوردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

The warp and the woof تار و پود ، رشته ی دراز و کشیده و رشته ی پهن یک بافت ، اساس ، بنیان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ماده اولیه و اصلی ، ماده سازنده چیزی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

تحمیل کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهری در شمال شرقی آمریکا ( نیو همپشر )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

با خوش رویی ، با روی گشاده ، با خنده رویی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی حساب و کتاب ، ناگفتنی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

کنار ، در کنار ، نزدیک به ، مجاور هم ، در مجاورت هم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلنگزار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بلند شد ، برخاست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چسباندن ، ارتباط برقرار کردن ، چک و سفته و. . . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ممتاز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجبور کردن ، واداشتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خط مسی ، یک نوع خط در خوش نویسی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حق مشروع

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا آن حد که. . . تا آن اندازه که . . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقف شده ، اعطا شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ادعا شده ، ابراز کرده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

نام هتلی بسیار لوکس در فیلادلفیا ، نام شهری در ایالت واشنگتن آمریکا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیری نپائید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاخص بورس ، شاخص سهام

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوش بینانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشگام

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدیدترین لحن ، شدیداللحنی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پروژه ی بزرگ تجاری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینگونه بود که. . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقلیل دادن ، نفوذ کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تدبیر ، تمهید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقابت شکن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشکه مذهب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلال

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش بردن ، طی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی هم چیدن بدون دقت ، سرهم بندی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تورفتگی پنجره ، لبه پنجره

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رشته رشته شده

پیشنهاد
٠

Monongahela یکی از شهر ها و نام رودخانه ای در ایالت متحده آمریکا است USS Monongahela نام کشتی سوخت رسانی بود که در خدمت نیروی دریایی ایالات متحده آم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محدود ، مهار شده ، کنترل شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار کم اهمیت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام خانوادگی در کشور آلمان می باشد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام خانوادگی ( آلمانی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوست جون جونی ، دوست خیلی خودمونی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدم پر کبکبه و دبدبه ، آدمی که من من گفتنش زیاد است ، آدم خود برتر بین و دماغ رو بالا گرفتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زینت بخشیدن ، ملاحظه کردن ( فعل )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام خانوادگی ، سرمایه دار مشهور آمریکایی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام خانوادگی نام سرمایه دار مشهور و غول صنعت راه آهن آمریکا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیهوده گویی ، گفتار پرطمطراق ، گزافه گویی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بر هم زدن ، دچار سردرگمی کردن ، رم کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سخاوتمندانه ، گشاده دستی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ارزانی شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روشن کننده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودبخود انجام شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چانه زنی ، بحث در معاملات

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهره

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آماده برای . . . وقتشه که . . . . موعد . . . فرا رسیدن

پیشنهاد
٠

شکی در آن نیست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارخانجات صنعت فولاد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عام ، مردم عام

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر جای گذاشتن هم معنی میدهد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به واسطه ی این . . . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک دست لباس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی اصل و نسب ، از ناکجا آباد ، بی سر و پا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرغوب تر ، مطلوب تر ، بهتر ، مساعد تر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفوذ، ریزش به درون

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملآ گذشت He was well past the age of forty او کاملاً سن چهل سالگی را رد کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نغمه موسیقی ، صدای موسیقی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیرون ریختن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کار گرفتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازرس ، بررسی کننده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیرت زده شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بادبان های کشتی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به همین منوال ، همینطور ، به همین شکل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا همین جا بسه ، ولش کن دیگه ، بذار تا همین جا بمونه و ادامه نده ( موضوع و مطلب ) ، کنایه از بیشتر کش ندادن موضوع

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتخاب مسئولیت ، بر عهده گرفتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به خاطر سپرده شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور منظم

پیشنهاد
٠

به حافظه سپردن ( موضوعی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همیشه ، در همه ی اوقات

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به همین نام ، به همین اسم ، با همین نشان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در تمام عصرها و دوره ها

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

کار به جایی می رسد که. . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مواجه شدن هم معنی میدهد When men first come into contact with crime وقتی مردان برای اولین بار با جنایت روبه رو می شوند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جرم شناس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاس عمدی به دروازه بان خودی در فوتبال

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از نظر پولی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطقه ویژه اقتصادی سلفچگان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این اصطلاح برای مواقعی به کار میرود که شرایط و اوضاع یهو و به طرز غیر قابل پیش بینی تغییر میکند ( ورق برمیگردد ) بنابراین نظر دادن نسبت به آینده منطق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر و ته چیزی را به هم آوردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمع و جور شدن ، سر و ته چیزی را به هم رساندن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازگشت به صحنه ، به صحنه آوردن مجدد ، به تصویر کشیدن دوباره ، رقم زدن ( موفقیت )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مخابره شدن ، پخش شدن ، رابطه رمانتیک داشتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوام آوردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعد از اینکه همه چیز تمام شد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرستار مراقب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مضطرب و نگران نباش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Do not be disturbed نگران نباش ، مضطرب نباش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از روی ضعف و سستی Just before he was wheeled away he whispered feebly درست قبل از اینکه او را با ویلچر ببرند از روی ضعف نجوا کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چکاوک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارش اخبار ، خبرنامه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیست به جز . . . ( هیچ چیز ، هیچ کس )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مصرانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عادات کاری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عملیات

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خط مشی ، روش عمل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

تسلیم شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشیتی، به هنگام ، در موقع و وقت درست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در معرض آزمایش قرار گرفتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو خواب هم نمی دید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالم بودن ، درستی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی آن کاپیتالیسم است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرمایه گذاری کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاداش ، دستمزد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی کمیسیون ، دستمزد و حقوق هم میدهد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رابط

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبهم ، مشخص نشده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرستادن ، احساس کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیرکانه ، فریبکارانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرمت شکنی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روزنه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از طریق هر شیوه ای

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درز ، شکاف ، فاصله بین دو چیز ، خلیج

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر کردن فاصله ی بین دو چیز ( پل بستن ) ، وجب کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهبود دهنده ارتباطات ، کسی که در شکل گیری روابط نقش داشته باشد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فکرش رو هم نمی کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیچ گونه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامی ، برجسته ، مشهور ، شناخته شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازگرداندن به وضعیت قبلی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاالان ، هنوز ( قیدی است که در جملات منفی کاربرد دارد )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنده نگه داشتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بزرگتر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بزرگ شده ، گسترده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

برانگیختن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامطمئن ، مشکوک ( صفت است )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناگویایی اختیاری ( به علت اضطراب و. . . )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت مکتوب قرار دادن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلاصه ، سرجمع

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقدر شده ، تعیین شده ( از قبل )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرمست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سود دهی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Stroke of magic ضربه ی چوب جادویی ( هچی مچی لاترجی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای شگفتی و ابراز تعجب استفاده میشود ( بفرما . . . . . . )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با بی احتیاطی ، با بی اعتنایی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شروع به تصاحب چیزی کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسخیر کردن ، صاحب چیزی شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تماس گرفتن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمایان شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محض آزمایش ، از سر آزمایش

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاش شده ، آشکار شده ، اعلام شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاش شدن ، هویدا شدن ، باز شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سمعک ، کمک کننده برای شنیدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسئولین مدرسه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقاطع تحصیلی ، پایه های تحصیلی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خارج از انتظار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طرز تنگ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهی شدن ، به راه ادامه دادن ، عازم شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالا رفتن از چیزی و یا پایین آمدن از چیزی ( تیر چراغ برق و پنجره و. . ) با کمک دست و پا و محکم گرفتن از چیزی

پیشنهاد
٠

کنترل مسائل رو در دست بگیر ، دست به کار شو

پیشنهاد
٠

Cavity ( پوسیدگی دندان ، کرم خوردگی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شیوه های مختلف ، از بسیاری جهات

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارتباط داشتن با چیزی ، ربط به . . . . داشتن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا آن زمان ، تا آن وقت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مایه درد سر ، باعث زحمت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشخص شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشتیبانی شده ، حمایت شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلاش برای انجام کاری ، چاقو زدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رسانش استخوان ( توسط صوت ) در شنوایی کاربرد دارد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در یک مورد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطقه ای در ایرلند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از جمله ی آنها . . . . . . . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

went into ecstasies به وجد آمد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمع Ecstasy است ( خلسه )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برند معروف گرامافون

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرامافون

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

متواضعانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تحمیل کردن ، اجبار ، القا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

با زیرکی بر کسی یا چیزی برتری یافتن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناراحت ، دلسرد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

نام خانوادگی معمول در آمریکا ( با ریشه ی فرانسوی ) به معنی ابزاری برای آماده سازی زمین برای کشت و زرع

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تسلی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاده ، معبر ، گذرگاه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرپیچ وخم ( صفت است )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو ( قدیمی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پند آموزنده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایجاد محدودیت برای کسی یا چیزی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درمانده کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقت کافی داشتن برای انجام کاری ، فرصت داشتن ( زمان )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

He was cursed by poverty and grew up to be a drunkard in the bargain او دچار فقر شد و همچنین در بزرگسالی الکلی شد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاویدان ، همیشگی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

blacking pots ظروف سفالی گرد که محتوای آن واکس سیاه رنگ بود ( مربوط به دوران گذشته )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیر و سلوک زائر ( نویسنده John Bunyan ) در زمره بهترین ادبیات انگلیسی می باشد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

A score of years ago بیست سال پیش

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حال و روز بهتر داشتن ، حال و هوای بهتر ی داشتن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازه زمانی کوتاه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک واژه ی هندی به معنای نور و روشنایی است و همچنین نام دختر است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوشه ی بالا ، سر ، نوک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صاحب فروشگاه های زنجیره ای سیگار و تنباکو در آمریکا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کار انداختن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوظهور

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به وجود نیامده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفع ، فایده ، حمایت کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سطح یکسان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان سطح To the same level به همان اندازه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام یکی از افراد موفق در زمینه سرمایه گذاری ( فولاد )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر کاربردی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرمایه گذاری کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخت شدن اوضاع، آدم سخت گیر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از بزرگترین شرکت های مدیریت مالی در جهان است که در کشور آمریکا قرار دارد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بر عهده گرفتن ، تعهد

پیشنهاد
١

آن همه ی چیزی هست که باید باشد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Before I am through قبل اتمام حجت کردنم ، قبل به پایان رساندنم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر به سرش گذاشتن ( مرد ) سر کار گذاشتن کسی ( دست انداختن )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Consuming obsession علاقه و شیفتگی جانکاه ، میل بسیار شدید

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقم زدن چیزی ، منجر شدن به . . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلگرم شدن ، دلگرم کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش رو

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام کالج در West Virginia ( آمریکا )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سهل انگاری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام شاعر قدیمی ، نوعی تاپ غیر رسمی که یقه گردی دارد با چند دگمه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

رسیدن ، موفق شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بریدن چیزی ( از نشریات ، روزنامه و. . . )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدین ترتیب

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمام وقت ، بی سابقه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احراز مقام پیدا کردن ، به قدرت رسیدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

یعنی به معنای

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

از همه مهم تر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالهای نداری ، سالهای بی پولی ، سالهای افول

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطور کردن به ذهن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبدل ، تبدیل کننده ، تغییر دهنده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پی بردن ، برخوردن به ، کشف کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Yas sah واژه ای در مناطق آفریقا به معنی رقص و پایکوبی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Yas sah واژه ای در مناطق آفریقا به معنی رقص و پایکوبی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

گوش خراش ، جیغ جیغی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارباب ، آقا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اشتراک گذاری محصول ( کشاورزی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرت و پرت فروش

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ضایعاتی ، جمع کننده ضایعات

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سود کلان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استخراج شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارخانه ذوب آهن ، ذوب کننده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برهه ای از زمان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نشأت گرفته از ، از آن طریق

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستگاهی که توسط توماس ادیسون اختراع شد در زمینه چاپ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشت چیزی ایستادن ، ایستادگی و مقاومت کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشن ، راسخ Bulldog determination اراده راسخ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درو کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرخیدن چرخ To stake entire future on a single turn of the wheel اصطلاحی است به معنی ریسک کردن کل زندگی برای چرخش تک چرخ ( یعنی طرف کل زندگیش رو به ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناآگاه ، بی تجربه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحقق یافتن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان صفت یعنی فزاینده ، رو به افزایش A building desire یک میل فزاینده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناکام

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کار آموزی هم معنی میدهد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمرین ، کار عملی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نام الهه ی هندی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام یکی از قهرمانان ارباب حلقه ها

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برجسته ، چشمگیر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تلخ و زهر آگین

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوام آوردن ، بیرون آمدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدر دانستن ، ارج نهادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درگیر شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر دو طرف ، هر دو سمت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره یکپارچه کردن ، برگشتن به شرایط قبل

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخش دوم چیزی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارج نهادن ، تمجید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همراه با خوشحالی همواره پس از آن ، تا ابد خوش بودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره شکل دادن . . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از پیش تعیین شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نه از دیدگاه من ، نه از روی حساب و کتاب من

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارمایی نتیجه ی اعمال بد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاوان ، مکافات عمل

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انداختن جنسی به کسی ، قبولاندن چیزی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عامل ، نقش داشتن

پیشنهاد
٠

منظور رعایت سلسله مراتب است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محکوم شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوره طولانی مدت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیوانه وار ، سراسیمه ، آشفته

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطاکار ی که مکرراً خطایی را مرتکب می شود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقرر نمودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حل و فصل کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان جور شبیه ، همان طور شبیه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزت نفس

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر رنگ کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

درستی به حق ، صلاح

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقیده ای را قبولاندن به کسی ، متقاعد کردن فردی نسبت به ایده ای

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کنایه از آدم حقیر و پست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبای کلفت را کسا گویند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خویشتن داری ( جلوی بروز احساسات را گرفتن )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بنگاه املاک

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیا از من دفاع میکنی؟؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

انجام میشه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در عوض ، به جای. . .

پیشنهاد
٠

عقب راندن کسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراخوانی مجدد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هندونه زیر بغل گذاشتن ، چرب زبانی کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبور کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبور از آن ، طی آن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از همه جهت ضرر و زیان ، دو سر باخت ، دور باطل

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تأمل برانگیز

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

موجب شدن ، مسبب چیزی شدن ، باعث شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پوسیده ، کهنه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با این اوصاف ، از این نقطه نظر . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به یک نوع اختلال شخصیت در روانشناسی ( فرد ماکیاولبست قدرت طلب ، حیله گر و بی رحم است و برای رسیدن به اهداف خود اصول اخلاقی را زیر پا میگذارد )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سریع فکر کردن و تصمیم گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کسب و کار ، شغل

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

انعطاف پذیری ، تاب آوری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در هر نوبتی ، در هر بار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سوءاستفاده گر ، توهین کننده ، توهین آمیز ( صفت است )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبران مآفات کردن ، رسیدن به فردی که جلوتر است ( از لحاظ مالی ، تحصیلی ، شغلی و. . . )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبقت گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خم به ابرو آوردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحت کنترل قرار گرفته

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیرتر ، جلوتر ، کهنه کار تر ، قدیمی تر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

موفق ، همه چی تمام

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سابقه ی شغلی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مورد هوش و استعداد و احساس معنی سرشار و قوی میدهد Her raw intellect propelled her through an above _ average college هوش سرشارش، او را به یک کالج ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نابالغ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخصی که از قدرت و اهمیت بالایی برخوردار باشد ، کسی که همه ازش حساب ببرند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبعیضانه ، به واسطه تبعیض

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او ( دختر ) اولین مانع و سد راهش است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تورمانند ، سبک ، اثیری ، شناور ، مثل تور سبک

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منعکس شده، بازتاب شده ( صفت )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تبدیل کردن به ابزاری برای کنترل دیگران

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درب و داغون شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پای کسی را به میان کشیدن ، بازخواست کردن کسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وزنه ای که قلاب ماهیگیری را پایین می آورد که طعمه گیر نماید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیر سئوال بردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدیداً

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در رأس هرم ، مهمتر از همه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مقرون به صرفه ، متناسب با بضاعت مالی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیئت داوران

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی سر و ته ، عبث

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فایده کم ، سود کم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توسل

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در نخ چیزی رفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پخش و پلا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم مرد ، اسم مذکر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طفره ( اسم )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نقش محوری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برتری یافتن ، غلبه پیدا کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حرص دادن کسی ، حرص کسی را در آوردن ( عمدی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جور کردن ( شرایط )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به لجن کشیده شده ، به کثافت کشیده شده ( صفت است )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رخ داده ، اتفاق افتاده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرور کردن اتفاقی که قراره بیفتد ، به تصویر کشیدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برو و پشت سرت رو نگاه نکن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

همچنین معنی رفت و برگشت میدهد ، ولی در گفتگو معنی بگو و مگوی طولانی میدهد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بگو مگو ( در مکالمه ) جرو بحث طولانی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقش خود را اجرا کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آبروریزی ( با آبروی کسی بازی کردن )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با حالت قهر محلی را ترک کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحقیر کننده ، بی اعتبار کننده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو لاک کسی رفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی پیرایه ، مختصر و مفید ، ساده ( صفت است )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرعت بخشیدن به روند چیزی و یا کاری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برانگیختگی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موجب خواهد شد ، فراهم خواهد کرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک قدم دورتر و عقب تر رفتن ، کنار رفتن ،

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد تمسخر واقع شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قاطعیت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

This ties back to discernment این بر می گردد به بصیرت و بینش مرتبط بودن ، گره خوردن ، ربط داشتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ستیزه جویی و پرخاشگری و در عین حال منفعل بودن ( اشاره به کسی که در درون مخالف است ولی عواملی مثل ترس ، مانع بیان مخالفت او میشود و به ناچار رفتار منف ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلگرم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترک کردن ، فاصله گرفتن از کسی ، چیزی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفت است به معنای تحقیر آمیز

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمع spa , چشمه های معدنی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سطوح بالاتر

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تظاهر کردن به خوبی اوضاع و احوال علیرغم مشکلات و مصیبت های پشت پرده ، با سیلی صورت رو سرخ نشان دادن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوقات پرفشار ، اوقات سخت

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

عجین کردن ، عجین شدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جریان تغییر یافته ، اوضاع عوض شده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مغایرت داشتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

بال پرواز کسی را بریدن ( آزادی را از کسی گرفتن ) بال و پر کسی را چیدن و قیچی کردن، اجازه رشد و استقلال به کسی ندادن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی چرخه هم میدهد To manage the carousel of disappointment and grief برای مدیریت چرخه ناامیدی و غم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گلدهی ، گل دادن A new plant flowering گل دادن یک گیاه جدید

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدرت شگفت انگیز ، قدرت ماوراءالطبیعه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

پذیرای چیزی بودن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترک کردن عملی ، پیاده شدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حسادت میکند ( او ) در سوم شخص مفرد She dislikes that she envies other people's lives او دوست ندارد که به زندگی دیگران حسودی کند

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واسطه ، میانجی ( صفت ) ، قادر ساختن ( فعل )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همکاری کردن ( فعل )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

جوانک

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طی کردن مسیری ، پیموده اند ، پیموده اید ، پیموده ایم ( به جز سوم شخص )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفت است به معنای ماهر ، زبر دست

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوشش دادن ( فعل ) ، احاطه کردن ، در لفافه قرار دادن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با سخنی از چیزی حفاظت کردن ، با زور زدن چیزی را کسب کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی اعتبار کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذره ذره

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا زمانی که تو در . . . هستی تا وقتی که تو در . . . هستی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣

فانتزی ، تجملی، دنگ و فنگ اضافه ، رویایی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دقیقاً درست ، کاملاً درست، بدون عیب و نقص، بدون کاستی ، تمام و کمال

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا حدی خوب بودن ، تا حد کافی، خوب بودن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موضع ( قدرت و. . ) را واگذار کردن ، ترک موضع کردن، کوتاه آمدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبنا ، نقطه ی اتکا در عمل

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترسان ، ترسناک

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ورز دادن ( خمیر ) مشت و مال دادن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محدود کردن چیزی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سر و کله کسی پیدا شدن ، به صورت غیر منتظره پدیدار شدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودت را دریاب

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیمایش کردن ، پیمایش شده ( صفت ) ، اندازه گیری کردن ( فعل ) ، اندازه گیری شده ( صفت )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره شکل دادن ( رابطه )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک کردن کسی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رو در رو ، در مقابل . . .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واسطه و عامل تسهیل کننده ( در روانشناسی ، فردی که رفتارهای خودشیفته را دست کم میگیرد و ناخواسته به قربانیان آسیب میزند از طریق انتقال اطلاعات قربانی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل به اسلحه کردن چیزی برای اعمال زور یا تهدید و ارعاب برای رسیدن به هدف و سوءاستفاده

پیشنهاد
٠

سردر گم کردن کسی ، گیج کردن کسی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد نیاز ( صفت است )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علوم کامپیوتر ( رشته )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تدابیر امنیتی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خردمندانه ، هوشمندانه ، از روی ذکاوت و تیزهوشی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علناً، آشکارا

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکیده شده ( صفت است )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازنگری ، تغییر دید و نگرش ، اصلاح و بررسی مجدد در نگرش چیزی ، بازبینی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The throes of در کشاکش . . .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موقعیت خطر

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تغییر دادن الگوی های ناسالم که از دوران کودکی دریافت شده اند یا آموخته شده اند به الگوهای جایگزین سالم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از لحاظ اعصاب سمپاتیک هم معنی میدهد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موازنه برقرار کردن ، تعادل برقرار کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از تنظیمات خارج شده ( صفت )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

این کلمه به معنی مثل بره تسلیم شدن ( از ترس ) هم می باشد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هندونه زیر بغل کسی گذاشتن ، تعریف و تمجید کسی را کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

in on you به تو یورش بردن، نسبت به تو حمله کردن ، هجوم به تو

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سریع رونده ، با سرعت پیش رونده

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تهاجمی ( صفت ) ، در حال دندان قروچه کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

دور خود چرخیدن ، از این ور به اون ور رفتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سرانجام رساندن کاری

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترمیم کننده ، آرامش بخش

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیرفتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غالب شدن ، فائق آمدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از موضع خود، کنار نکشیدن ، عقب نشینی نکردن ، کوتاه نیامدن ، از جایگاه خود عقب نکشیدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تمام و کمال

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنترل کردن ، کنترل کننده ( صفت است )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره آشنا ، تازه آشنا ( صفت است )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( صفت است ) درحال جلوه گری ، درحال ظهور ، نمایانگر ، تظاهر کننده ، ظاهر شونده، بروز کننده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هزینه کردن آن برای آینده خرج کردن آن برای آینده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عامل، دارای اختیارات ، مختار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از بین بردن ، از کار اندازی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرار داده ، گذاشته ، تهیه کرده ، تدارک دیده است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشاعه یافتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه چیزی تو همین مایه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

دور انداختن چیزی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجازات ، جزای عمل بد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وارد کردن ، به بار آوردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محروم شده از حقوق خود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه عزیزی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

به اوج خود رسیدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در آن مقطع زمانی ، در آن برهه زمانی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملا کافی ، واقعاً کافی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر چیزی غیر از . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اون طوری انجام دادنش

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک جا ، با هم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلنبار شده ( صفت است )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤

کمک گرفتن از

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تحلیل رفته ، خالی شده ( صفت است ) ed گرفته پس صفت است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

پس روی ، عقب رفتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدیدتر ، قوی تر، ، کاملتر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به ارمغان آوردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فضای ابری هم معنی میدهد در کامپیوتر و درایو گوشی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخزن خاطره ، انباری از خاطره ، محل ذخیره خاطرات

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنار رفتن ترس ، هراس زدایی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی ثبات ، غیرمنتظره ( صفت )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پنهان شده ، مخفی کاری

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرتاب کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

در نظر گرفته شده ، در چهارچوب قرار گرفته

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ازدواج متزلزل ، ازدواجی که هر آن ممکن است ویران شود

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

موی لای درزش نمیره

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکست خورده ، مغلوب

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گمراهی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

ورطه سقوط

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استراتژی ، عملکرد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زمان ، توسط

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با یک حرکت تند برگشتن به عقب ، ورق زدن، عقبگرد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخفف dinky به معنای کوچک ، فسقلی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی نزاکت هم میدهد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رویه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبور دادن از فیلتر و صافی گذشتن از فیلتر

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیاهو

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طی کردن مراحل

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

تنش زدایی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در معرض خطر ، در معرض آسیب و تهاجم

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیش از حد درگیر شده ( صفت )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاق و عضلانی هم معنی میدهد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیر سؤال قرار نگرفته ، بی چون و چرا

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عامل صلح و آرامش ، حافظ صلح

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی خیال شدن ، بی خیالی نسبت به چیزی که نداری

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گذرا

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

روال کار ، مراحل کار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

صفت است ( کوچک انگار ، تحقیر کننده ، بی اعتنا )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

جنبه ی منفی یک موضوع

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوچک شمردن ، دست کم گرفتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناامیدی ، یأس ( صفت )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناجی ( صفت )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرداختن به موضوعی ، افشا کردن مطلبی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جداشدن ، مستقل عمل کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

هر چقدر هم سخت

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مزید بر علت

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلخ و ناخوشایند ، بی روح

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عوامل

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل خلاص، ناامیدکننده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبولش کن ، با اون کنار بیا

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتراف به چیزی کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

مستحق بودن ، خود را مستحق دانستن ، حق به جانب بودن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خنگولانه ، از روی لجبازی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اضطراب داشتن ( مثل کسی که لبه ی جایی ایستاده و ترس از افتادن و سقوط داره )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرخوشی ، سرخوش

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر خطر

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک مرحله ای

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

درد سرها و خطرها را به جون خریدن ،

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جریان بازگشتی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

قبل از اینکه ، در نهایت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی اعتراف هم میدهد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افتادن در آن ( دام ) , عاشق شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

موفق شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مصادره کننده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سعادتمندانه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقصیر تو بود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزیده ها ، گلچین ها

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشکارا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رها شده ، ول شده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیب شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاوش گرانه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشان دهنده ، ابراز کننده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افتخار دادن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صادق بودن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

وسوسه, اغفال

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرح کتبی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالابرنده ، تعالی بخش

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دزدیده شده ، ربوده شده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امضاء

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

روی کار ، در هیئت مدیره

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تحمیل گرایانه ، تهاجمی ، زوری

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی گفتن و بیان کردن هم میدهد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توصیه ، سفارش

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ارزیابی رسمی ، صورت جلسه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فی الفور

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جسورانه تر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام برند در شراب

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نام برند آب جو

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبانی ، اصول

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقب نشینی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افتتاحیه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برتری یافتن ، بهتر بودن ، سبقت گرفتن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مورد سرزنش شده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رسیدن به بن بست ، رسیدن به کوچه های بن بست

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالا و پایین تکان دادن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رسید

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام کوه و منطقه ای در کشور فرانسه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پشت سر گذاشتن ، کنار زدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کنده شده ، برهنه شده ، جدا شده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ساختار جمعیتی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

و تمام

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادامه دارد ، و غیره

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیج کننده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هم تیم شدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسئول برگزاری یک رویداد سخنرانی عمومی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

با شور و شوق تعریف کردن از کسی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غنی ، لبریز

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

مثل برق حرکت کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درنگ کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حال رکود ( اقتصاد )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحت فشار قرار گرفتن حولِ ( یک موضوع ) تحت فشار قرار گرفتن راجع به

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اثر ، عامل

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدرت جادویی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهربانانه ، پر از مهر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تحریک شدن ، هیجان زده شدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذخیره

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تسلیم شدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدم پیوستگی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به عنوان . . . تلقی کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلقی کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چابکی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به مقیاس کوچکتری در آوردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هدف قرار دادن چیزی، نقشه چیدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

روز به روز

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی سرو صدا رفتن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تماس

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عاشقانه شده ، رمانتیک شده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیرش ، توافق ، زیر بار رفتن ، تن دادن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشتاق ( صفت )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گول خورده ، اغفال شده ، گمراه شده، از راه به در شده صفت است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هل داده شدن به کناری ، از رده خارج شدن ، کنار زده شدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برقرار است ، سر جایش است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکست ناپذیر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متناوب ( صفت ) متناوب کردن ، یک در میان کردن ( فعل )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکان دهنده ، شوکه کننده ( خبر و یا عمل ) ( صفت است )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به وضعیت ثابت رسیدن ، فلج شدن ، از حرکت ایستادن ، فلات

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جهنمی به پا شد . . . اوضاع به هم ریخت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی کناره گیری هم میدهد ، جمع آوری دریافت های نقدی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور متغیر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بررسی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لجبازی کردن ، بهانه آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسابقات کارشناسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آماده شدن برای مسابقه ، رقابت و یا مبارزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دون پاشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خبردار ایستادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گنجانده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوبت چیزی فرارسیدن ، ختم شدن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همراه با چالش ، مشکل دار ( صفت )

پیشنهاد
٠

آنها به دنبال چیزی رفته بودند آنها چیزی رو امتحان کرده بودند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون شرمساری و پشیمانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بخش جداناپذیر چیزی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سوار شدن ، بالا پریدن ( وسیله نقلیه و. . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرخ و فلکی که با دست خود بچه ها چرخانده میشود و بچه ها بعد ازسرعت گرفتن آن سوارش میشوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاطی پاتی صحبت کردن ، از این شاخه به اون شاخه ، از این موضوع به اون موضوع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشتاق و سرحال بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسکوت بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسکوت ، ساکت شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همین طور هم باید باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرعت گرفته ، شتاب گرفته ، آماده ، روشن ،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Aptitude Heavenly Hardy Advantage

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف A_ aptitude H_heavenly H_hardy A__ advantage لیاقت - بی نظیر - مقاوم و سرسخت - برتری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

My back is acting up کمرم دوباره گرفته عود کردن ، برگشت بیماری ، بازی در آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

واسه من سئواله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحقیر شده ، مورد اهانت واقع شده ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور آشفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طرز تحقیرآمیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کم نورتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وابسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفیانه ، ناآشکار ، متضاد کلمه ی overtly

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تکنیکی که فرد خودشیفته برای انکار کاری که انجام داده و نهایتاً فرد قربانی را مقصر جلوه دادن، اعمال میکند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوتاه آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی شکست قاطعانه و همراه با تحقیر هم میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خرابکاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جار زدن ، خبر پراکنی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جارزدن ، حرفی را همه جاجار زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غرق عالم هپروت شدن ، تو لاک خود فرو رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

down by questioning زیر سؤال بردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی مهم نیست بلکه. .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I cook up a bunch of chicken on Sunday من یک مرغ درسته را روز یکشنبه می پزم درسته ، قلمبه ، خوشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم مستی که در bar دعوا راه میندازه ، گیلاس های مشروب رو می شکنه و صندلی ها رو به هم میزند و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم ایستا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حذف کردن ، از قلم انداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بیشترین ، معمول ترین ، تکراری ترین ، بهترین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام دریاچه ای در آمریکا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گره خورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجتماعی، طرفدار اجتماع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گازدار کردن نوشابه ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام برند در صنعت شکلات سازی که شکلات های مخصوص رژیمی و همچنین بادام زمینی و . . هم دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روی آوردن به . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چیز میز ( ابزاری که گوینده نام آن را نمی داند ) چیز میز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویلا ، تفرجگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

راضی نگه داشتن کسی ( علیرغم میل درونی ) ، مطابق با میل بقیه رفتار کردن ، نظر کسی را جلب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

تحمل کردن ، سازش کردن ، مدارا کردن ، کنار آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آخرین مهلت حد و مرز ، خط قرمز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همه وقت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه نگاهی رو درنظر گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفکیک کردن مسائل ، باز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دنبال کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بارز ( صفت است ) �a presenting characteristic of depression یک ویژگی بارز از افسردگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تحریک پذیرانه، تکانش گری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تکانشی ، تحریک پذیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اجازه بدهید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کورسو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اخلاق مداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

داد و بیداد کردن ، پاره کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشت زدن ، متلک پرانی ، تیکه انداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهینه سازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فهمیدن ، درک کردن ، شیر فهم شدن ، شیر فهم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تفکر قالب شده و کلیشه ای که منجر به پیش داوری های گمراه کننده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای مورد . . . هم صدق میکند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ران چاق و تپل ران های ( پا ) عضلانی و چاق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاید تقصیر منه، شاید من در اشتباه هستم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیش از حد واکنش نشان دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بینایی سنجی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مردن و جان دادن چشم پوشی کردن از چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام سریال پلیسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون پشیمانی ، بی وقفه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساده گرفتن ، ساده انگاری ، از اهمیت چیزی کم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

عکس العمل منفی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

که است . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی ها مثل تو هستند ، مثل تو هم هستش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدرتمند ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

احتمال داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در محدوده ای از. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون دلبستگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

پس گرفتن ، برگرداندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به عنوان بخشی از این

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اهمال کار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حماقت، لوس بازی ، دیوونه بازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شروع به داشتن استانداردها در عادات و رفتار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از نفس افتادن ، نفس نفس زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام زن ، نام جنس مؤنث

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موعظه گر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

, اجتماعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی رمق کردن ، تهی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هم معنی پشمک میدهد و هم معنی هر چیز ظاهراً جذابی که در واقع ، بی ارزش است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دور زدن ، مشغول شدن، حول یک محور چرخیدن ، سر کاری بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنار کشیدن سریع و رفتن از مکانی به سرعت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نون شکل گره ، یا چوب شور ( ترجیحاً شیرین )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوچکتر از اندازه ی استاندارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اخیراً ، به تازگی ، جدیدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا انتهای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دستمزد خیلی بالا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی رسماً هم می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فقط به خاطر. . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه جمع آوری ، محلی است که خدمه ی نجات قبل از سوار شدن به کشتی نجات همگی یک جا جمع میشوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه جمع آوری ( لوازم ) محل جمع آوری ( مثلاً کمک های مالی و مردمی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از قبل چیدمان نشده ، از قبل برنامه ریزی نشده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

University of hard knocks آموزش از طریق تجربیات سخت زندگی ، تجربه کردن باعث یادگیری شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

راضی ، خرسند ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هندونه زیربغل کسی دادن ، تملق گویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

ظاهری ، نمایشی ، متظاهرانه ،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسلط باقی ماندن ، تسلط داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک سال کامل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آن وقت بود که. . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همه جوره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

با انگشت اشاره کردن ، گناه راگردن کسی دیگر انداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تشریفات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی باز کردن ، رلکس شدن و کاهش هم میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به مشکل برخوردن ( در مورد کار و شغل )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به انسان ، مربوط به انسان ، Misanthropy ضدبشر ، مردم گریز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی که است . . . هم معنی میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شماره یک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هر چه باداباد ، هر چی شد ، بدون پلن ، سر وته ش رو هم آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

قدر ندانستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به دلیلِ، نشأت گرفته از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کل موارد ، لپ کلام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مؤاخذه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در طول سالیان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پس از سالها ، با گذر سالها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

باعث شدن ، رقم زدن یک اتفاق ، مشخص کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصالت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ظرفیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حتی بهتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناشی از ، موجب شده ، به موجبِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جستجوی توجه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متخاصم ، جنگ طلب ، مخالف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واکنش، عکس العمل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نزولی ، رو به کاهش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از هر جهت ، از هر لحاظ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به دفعات بیشتر ، مکرراً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Narcissist میشود خودشیفته Narcissistic میشود خودشیفتگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از قلم انداختن ، حذف کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بزرگ شده ، پرورش یافته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جدول بندی شده ، ترسیم شده ، دارای مجوز رسمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معاوضه ، مبادله ، معامله ، بده بستان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی نتیجه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وزن بدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تشکیل شده ، زیاد شده ، افزایش یافته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک ماه ، در طول یک ماه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تشکیل شده ، بیشتر شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با تمام ِ. . . علیرغم. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای تأکید و به خصوص در عبارات تعجبی به کار میرود معنی خیلی و بسیار، هم میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نتیجه رسیدن ، نتیجه دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل درک ، غیر قابل فهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ردیابی ، پیگیری ، بازتاب ردیابی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشکوک ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرایط کنونی ، شرایط فعلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یک سر و گردن از بقیه بالاتر بودن ، برتری داشتن ، ارجحیت داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان یک الگو بودن ، نمونه بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود را جمع و جور کردن ، تلاش شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جدا شدن ، پارگی ، دسر موز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیلی زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آماده شدن برای ماندن در یک جایی برای مدت خیلی طولانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

زیر و رو کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شمع کوبی ساختمان در عام عبارت تحقیر آمیز ی است که برای مردان همجنسگرا به کار برده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شمع کوبی ( ساختمان ، پل و. . ) ضربه محکم Pile driver هم یک اصطلاح تحقیر آمیز برای مرد همجنس گرا است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ضعیف ، فرتوت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با with معنی از جمله با . . . . میدهد Including with از جمله با. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بارها و بارها مکرراً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فریب خورده ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مورد خیانت قرار گرفته ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترک کردن جایی ، بیرون آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

استخوان شانه ( ترقوه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دوران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی از تمرینات وزنه برداری است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی از تمرینات وزنه برداری است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیم کشی شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

پیوستگی ، استمرار ، ثبات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکنواخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

احساساتی شدن ، غمگین شدن ، غش کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مزیّن شده، آذین بندی شده ( صفت ) تزیین شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هدف قرار دادن، مهم و بااهمیت شمردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مدرک حیّ و حاضر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودنمایی کردن ، ابراز وجود کردن ، ادعای چیزی یا کاری را کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسته و پکیج دارای درب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فریب خورده ( صفت ) ، گول خورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

منطقه ی بی طرف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به پهنای جهان ، پهنه ی جهان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فلان و بهمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

ریشه دوانده منطقی ، عاقل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنار آمدن ، مواجه شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برون ریزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به دنبالِ A being who is just out to satisfy drives and instincts موجودی که فقط به دنبال ارضای میل ها و غرایز است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحت . . . قرار گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

معجزه ای کوچک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

از قضا ( با طعنه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هزینه در بر داشتن . عوارض به دنبال داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناشی از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پردازش شده The authors have computerized hundreds of thousands of data نویسندگان صدها هزار اطلاعات را پردازش کرده اند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کی چه کاره است ؟ کی کیه ؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تأیید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابتذال ، بی ارزشی ، پستی ( اسم است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

محبوبیت ( اسم )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبتذل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

ناگفته نماند. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ثمر داده است ، محصول دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دوباره اختراع کردن ، باز آفرینی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

امان دادن ، معاف کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نه کمتر از کمتر از . . . نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نه بیشتر از ، بیشتر از . . نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در لاتین پدر مقدس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در لاتین به معنای مبهم و نامطمئن می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمامیت خواه ، مستبد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام آموزگار یهودیان ( خاخام ) یه چیزی تو مایه های گورو در هندوییسم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قراربود که . . . من . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برف وارفته ، برف شل وارفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بپر توی اون ، بپر داخل ، برو توش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعتماد به پروردگار ، توسل به خدا ، توکل به خداوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاکستان ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قابل وصول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جنجالی ، شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

تجربه کردن در یک برهه ی زمانی خاص و سخت عبور کردن از یک مرحله ی شاق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

مورد نظر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به نوعی ، یه جورایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

زیر بنا ، اساس ، پایه ، لایه ی زیرین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساقی هم معنی میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مکانی در شهر وین ، که صاحبان تاکستان، شراب ِ باغ خودشان را به مردم می فروشند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دانشجوی نخبه ، دانشجوی سرآمد، دانش پژوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الکی ، با بیهودگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جایگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انجام شدن ، اجرا شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لبریز شدن ، لبریز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعالی گرایانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خداناباور ، ملحد ، بی دین ، منکر وجود خدا صفت به حساب می آید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چوب لایه چرخ ، مانع ، حصار ، سنگی که باعث سکندری خوردن شخص شود ، سد راه ، عامل جلوگیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خشک و سنگ شده From petrified footprints you may infer that dinosaurs have existed از جا پاهای سنگ شده ( حک شده ) شما ممکن است نتیجه گیری کنید که دای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

باور داشتن ، معتقد بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فهمیدن ، درک کردن ، به دست آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاز گرفتن ( حیوانات ) The dog sometimes snaps at my finger سگ گاهی اوقات انگشت مرا به دندان می گیرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در مقایسه با

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یعنی ، چون ، به این معنی که ، در واقع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشمول تر ، شامل تر ، فراگیر تر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل برآورد ، غیر قابل تخمین زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قیاسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم راستا ، هماهنگ ، هم ردیف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همانگونه است برای. . . همانطور است برای . . . همانگونه است چون. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مختلط، سردرگم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موضوع سوژه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پول تو جیبی ، توجه کردن ، التفات نمودن، در نظر گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

موضع گیری کردن ، سو گیری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موافقت کردن ، تأیید کردن ، آبونه شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام شهری در اسکاتلند و دانشگاهی به همین نام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رشدی، مربوط به رشد developmental curve منحنی مربوط به رشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نجات دهنده، ناجی Lord is saveth such as be of a contrite spirit پروردگار ، ناجی کسانی که روحیه ی توبه کار دارند می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همان cling است در زمان گذشته clung میشود یعنی چسبید به . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام شخصیت اصلی زن در فاوست اثر گوته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام اثری از گوته ( آلمانی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبتلا ( صفت است ) مثال: contracting venereal diseases مبتلا به بیماریهای مقاربتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

برای تنوع هم که شده. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نماینده ی چیزی بودن، نمایش دهنده و نشان دهنده چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپس ، بعدش ، پس از آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با همه ی ظواهر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مکتب پیشرو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تشخیص روانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گوناگونی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نشانگرها ، شاخص ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسلک ، آیین ، پیشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به نفعِ، به سود ِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صفحه نمایش ، غربالگری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از روی تعصب، از روی کوته فکری و کوته بینی ، متعصبانه ، از روی خشکه اندیشی ، به دور از روشن فکری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگران کننده ( صفت ) نگران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درخواست کننده ، داوطلب برای ورود به مکان مذهبی ، قائم مقام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشاپیش ، از همان ابتدا ، از همان نگاه اول ، با احتمال اولیه It's not justified a priori to exclude people مستثنی کردن مردم در همان نگاه اول، قابل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با گذشت زمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

موجب شدن ، عامل چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیان آور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انسانی ، بشری It's a document humain یک سند انسانی است. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی حرکت ماندن ، آرام و ساکت ماندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در شُرفِ انجام کاری ، در آستانه ی انجام دادن کاری یا روی دادن اتفاقی In my soul God is about to dig out the basis در روح من، خداوند در شُرفِ کندن اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

روزگاری ، زمانی ، یک روزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همیشگی ، دائمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی وقت پیش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وضعیت اسف بار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام دارویی که در کنترل کردن بیماری اسکیزوفرنی کاربرد دارد و تجویز می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی، به احتمال زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به روش ، در مسیر . . In the proper way به روش مناسب ، در مسیر مناسب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یونس نبی Jonah , the prophet who was swallowed by the Whale 🐋🐋

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلعیده شده ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درستش تبدیل کردن تبدیل کرده اند تبدیل کرده است و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پدر خوانده ، پدر غیر بیولوژیکی که از نظر قانونی دارای صلاحیت نگهداری از کودک می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قابل بازگشت ، برگشت پذیر Nothing we have done in the past can be undone هیچ چیزی که ما در گذشته انجام داده ایم قابل بازگشت نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

درست مانند ، بعنوان مثال ، درست مثل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

برایش ، برای آن فرد . .

پیشنهاد
٠

حل مشکل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

محقق شده ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تسکین دادن ، بی حس کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

disguise

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به ماهیت یک فیبر ، در عضلات گفته میشود ( در زیست شناسی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موّاج ، موج دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مشخص شده ، آشکار شده ، برجسته ، نشان دار شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از طرفی ، متقابلاً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اینجا فعل محسوب میشود جای داده است، مستقرشدن، جا دادن Which even today houses most of the university clinics که حتی امروزه، بیشتر کلینیک های دانشگاه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

جزء به جزء توضیح دادن موضوعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Pastoral ministry خدمات مشاوره ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به اشتباه گرفتن چیزی ، چیزی را با یک چیز دیگر به اشتباه قاطی کردن ، سردر گم شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به هیچ وجه ، اصلأ ، به هیچ وجه من الوجود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با with می آید مثال: but wasn't this meaningfulness done away ?with at the moment at which his life was finished از بین رفتن ، از بین بردن ، حذف شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احترام زیادی قائل شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

به منزله ی ، معادل با

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتار درمانگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی خرمن هم میده A shock of corn cometh in his season خرمن ذرت در فصلش ظاهر میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی ( یه جورایی به عنوان. . . ) هم میده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شبیه به ، مثل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرق گناه شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بهره برداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لغو کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مطرح کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجروح کرد با bless به معنای برکت بخشیدن اشتباه گرفته نشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به لطف و عنایت پروردگار ، به لطف و مرحمت الهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

و همین جور ادامه داره ، و غیره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بدون آمادگی قبلی مطلبی را سر هم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گذرا بودن ، زودگذر بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جایگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جریان ، در جهت ، در طی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در جریان. .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مرزبندی بین کشورهای تحت سلطه شوروی سابق و کشورهای اروپای غربی مثل مرز بین آلمان شرقی و آلمان غربی که بعدها از بین رفت و پرده ی آهنین نامیده میشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در آن زمان ، در آنجا ، آن وقت ، در آن هنگام ، در آن موضع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در این باره ، راجع به این

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

نیازی به گفتن نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا جاییکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جسمانی ، بیماری که منشأ آن جسمانی است و هیچ ارتباطی با روح و اندیشه فرد بیمار ندارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روان رنجوری با منشأ اندیشه ی بیمار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با ریشه و منشأ روانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انسانیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرطی شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مصر ، بی امان ، سمج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیگیری نکردن یک مجازات یا بدهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمرکززدایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مکمل ، تکمیل کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علتی، سببی، مربوط به علت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

شیرین رضایی بدون . . . . بهتره ، بدون چیزی بهتر بودن

پیشنهاد
٠

شیرین رضایی کمک کردن به چیزی یا موضوعی به درد چیزی خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی وابسته به فیزیولوژی عصبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی تحت چیزی قرار گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی نام منطقه ای در امریکا ( در میشیگان ) که بیمارستانی به همین نام آنجا وجود دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی اندازه نیست . مناسب نیست . در چارچوب قرار نمی گیرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی پیشی گرفته ، جلو افتاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

شیرین رضایی به این ترتیب ، به این مضمون ، با در نظر گرفتن این موضوع ، به همین خاطر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی ساخته شده ، متشکل ، ساختار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی شوخ طبعانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی متوسل شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی دارای لکنت زبان ، لکنت داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی جیب خالی ، بی پول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی as to = with regard to راجع به ، درباره ی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی درباره ، راجع به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی مطرح شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی If not present اگر وجود نداشته باشد Not present وجود نداشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی به همین ترتیب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی نشأت گرفته از انتظار ، پیش زمینه ای از یک حالت انتظاری ، مقدمه وقوع اتفاق در ذهن فرد که معمولاً به وقوع واقعی اتفاق منجر میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی قصد تناقض در معنا درمانی ( logotherapy ) یک روش درمانی است که درمانگر از بیمار میخواهد ترس های خودش را و یا وسواس اجباری خود را بیشتر نش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی دور باطل ( شرایطی که پی در پی تکرار شود )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی در کنارش ، در کنار آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی بقیه ، دیگری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی نام کمدین مشهور اتریشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی در ابن صورت ، اصلأ ?For that matter the meaning of possessing money در این صورت معنی پول داشتن چیست ؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی فعال بودن بیش از حد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی پیش رو ، رودررو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بدم نمی آید. اهمیتی نمی دهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی پوچ گرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی تبدیل کرده اند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی مربوط به خدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی بعلاوه ، افزون بر این

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای truth و حقیقت است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی ارادی و از روی اراده چون معنای reflective یعنی انعکاسی و به طور غیر ارادی است پس unreflective یعنی ارادی و خود آگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی صفت است. به معنای مغایر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی Oedipal complex عقده ادیپ ( در روانشناسی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی چیزی به غیر از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی به معنای اسباب و اشیاء است شیء، چیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی به صورت جسم در آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی نسبیت گرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

شیرین رضایی صفت است و به معنای رو به زوال ، در حال فروپاشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی سرهم بندی کردن لحظه ای و مقطعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی به جرأت می توان گفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی گرفتن ، برگزار شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی سنت گرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی فراهم شده ( از قبل تدارک دیده و فراهم شده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی قابل مبادله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی Correctional institution مؤسسه اصلاح و تربیت ( کانون اصلاح و تربیت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی در غیر اینصورت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی خاطر نشان کردن به موضوعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی واژه ای لاتین به معنای آگاه نبودن انسان، ( نمیدانم و نخواهم دانست ) از ابتدای زندگی تا زمانی که در بستر مرگ قرار دارد و این ندانستن هموا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی اشتباه گرفته شده. سر در گم شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی متکلم، راوی ، کسی که نظرات مردم ( نوشته شده در برگه ای از کاغذ ) را به سخنران سالن ، منتقل کند و با صدای بلند خوانده شود تا سخنران پاسخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی نادیده گرفته شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی کلیات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی مسئولیت پذیر بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی با حالت از خود راضی و حق به جانب مثال : they smugly smiled

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی کم توقع ، غیر مسئول

پیشنهاد
٠

شیرین رضایی در کمترین زمان ممکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی مراحل تکامل روانی انسان از کودکی تا بلوغ کامل روانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی استنباط شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی تحت کنترل قرار گرفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی ۱. سیستم انجام دادن کاری، با تکیه بر اقدامات داوطلبانه ۲. تئوری که اراده و اختیار انسان را ، عاملی غالب در جهان می پندارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی مدرک ، اثبات ، سند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی مسکن درد ، آرام بخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی اصل راهنما

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی از گونه ی، از نوع ، از طبقه ی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی سر از جایی در آوردن مثال: The shortcut winds up as a blind alley

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی راجع به ، درباره ی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی در بر گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی مطابق با

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی فقر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی به این مضمون He makes a parallel statement to the effect او یک بیانیه در همان راستا ارائه می دهد به این مضمون که. . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی یکنواخت ، یک دست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

شیرین رضایی محرک ها ( جمع می باشد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی نامربوط ( حرف اضافه ) ، بی ربط

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی به حد اعلا رسیدن ، تجربه های فراتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی لحظه وجد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی خود شکوفایی _ تحقق دادن خود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی چی به چی هست ؟ تشخیص دادن تفاوت ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی ناپدید شدن و به تدریج رنگ باختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی گم کردن هدف ، از دست دادن هدف ، غافل شدن از هدف ، دور شدن از میدان دید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی در مرتبه ودر درجه ی دوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شیرین رضایی اصلاحات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین رضایی اعلام شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام روانشناس آلمانی در زمینه پاتولوژی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی یک کلمه ی آلمانی به معنای دنیوی و unwelt هم متضاد آن ، به معنای غیر دنیایی می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی بستگی به شما دارد که. . . .

پیشنهاد
٠

شیرین رضایی اگر دلیل دیگری وجود نداشته باشد مگر . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی نام یک نوع آنتی بیوتیک است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin مسخ شخصیت شده ، از خود جدا شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin احاطه کننده ، در برگیرنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin فراگیر شدن ، غالب شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin وسط حرف کسی پریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Shirin جمع phenomenon می باشد به معنی پدیده ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin مورد نظر بودن Spiritual is meant without a religious connotation معنوی ، بدون معنای ضمنی مذهبی مورد نظر است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin به زبان آلمانی میشه لایه و سطح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin بیش از حد عمومیت داده شده به موضوعی بیش از حد نتیجه گیری کلی گرفته شده از موضوعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin Biology یعنی زیست شناسی ولی Biologism یعنی زیستی نگری که یک اصطلاح در روانشناسی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin اندیشه شناختی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin رو به راهش کن ، بسازش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin بسازش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin سفارش شما حاضر است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin رییس ( خودمونی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin بعید به نظر می رسد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

Shirin برعکس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin توسط مرحوم ، به وسیله ی خدا بیامرز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin اگر به عنوان فعل استفاده شود معنی متحدشدن و یکی شدن می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin برانگیخته ، خشمگین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin به طرز دیوانه وار خوشحال . در اوج خوشحالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin چرخیدن و دور زدن برای همه کافی بودن و به همه رسیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Shirin این قدر باارزش که نمیشه براش قیمت تعیین کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin حق دادن به کسی ، یک حقی به کسی دادن

پیشنهاد
٠

Shirin چه چیز برای شما خوب است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin حد و مرز گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin یک مقدار ، از توی چشم بودن فاصله گرفتن و عمدا عقب نشینی کردن به خاطر موقعیت های خاص دیگری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin به طور گسترده و زیاد، با اشاره صحبت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

Shirin محبوب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin زودتر ، پیشاپیش ، از قبل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin حقوق گمرکی را تسویه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin آدم فروتن و ساده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin اهداکننده عضو بدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin جمع و جور کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin نام خواننده آمریکایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin مواد معدنی و ریز مغذی ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

I went on to say من ادامه دادم به گفتن. . ادامه دادن ، گذشته ی go on

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin پاپوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin تا اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin تظاهر کردن به انجام عملی بدون اشتیاق شبیه سازی کردن عملی

پیشنهاد
٠

Shirin همون اصطلاح که آدم باید با کفش یکی دیگه راه بره تا بفهمه چه اتفاقی توی زندگیش افتاده . خود را جای اون فرد گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin هم ذات پنداری کردن هم معنی میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin قبل از پایان By the end of the year he'd earned more merit cards than any pupil in the school's history قبل از پایان سال، او بیشتر از هر دانش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin از قضا ، بر حسب سرنوشت ، دست بر قضا ، دست سرنوشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin مراقب و نگران ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin حمل شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin ذهن آسوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin گپ زدن دور همی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin آزرده خاطر شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin کلوپ شبانه ، کاباره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نام دخترانه است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirt آدم آویزون ، کسی که مسئولیت پذیر نیست و از بقیه تغذیه میکند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin با انگیزه و با رغبت ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin There are enormous pressure pulling us away from people نیروی عظیمی وجود دارد که ما را از مردم دور می کند دور کردن معنی میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin خود را باختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin معنی رد کردن و نپذیرفتن هم می دهد You be prepared for the occasional knock back شما آماده باش برای مورد پذیرش قرار نگرفتن های گاه و بیگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

Shirin محقق شده و رضایت بخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin ماهیت دلسوزانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin دست از تنبلی بردار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin b از پس کاری برآمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin احساس چیزی در کسی به وجود آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin Life got in the way یعنی مشغول و درگیر زندگی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin رسیدن به آن و دریافت کردنش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نوعی شیرینی ( پای ) که با گردوی آمریکایی طبخ میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin چشم به راه بودن منتظر چیزی یا کسی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin oozing with confidence یعنی اعتماد به نفس از سر و روی کسی باریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin اوضاع را کنترل کردن و سر و سامان دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin خیالش راحته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin They are friendly on their own terms آنها نسبت به شرایط خودشان دوستانه هستند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin نام داروی مخدر برای تسکین درد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin قسم خوردن ( گذشته )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin برگشتن دوباره به یک موضوع و مطرح کردن دوباره آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin انصافاً هم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin In keeping with the reader's reasonable expectations مطابق با انتظارات معقول خواننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin غان و غون کردن نامفهوم حرف زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin خودخوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin پرخوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin هر لحظه ، آماده دعوا بودن و دنبال بهانه گشتن برای دعوا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin شرافتمندانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin برتر ، درجه یک ، منتخب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نام یک انسان شناس ( anthropologist ) سوییسی Johann Jakob Bachofen

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin منفعل و بی اراده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Shirin عبور کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin آموختن مهارت جدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin تحمیل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نام یکی از قبیله های سرخ پوستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin ساکنان جزایر اقیانوس آرام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin تغییر جنسیت دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin بالا قرار دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin یعنی تا سر حد ممکن پیش بردن یا انجام دادن کاری یا چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin جمعیت کثیری از انبوهی از جمعیت کاملی از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin تقویت شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نشریه هایی که کتاب های ممنوع شده و قدغن را در زمان کمونیست شوروی پنهانی چاپ میکردند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin روزنامه نگاری که یک سری مقالات راجع به تخریب شوروی نسبت به جماعت دهقان انتشار کرد ( در زمان جنگ دوم جهانی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin انگلی ، انگل طور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin بریتانیایی ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin محدود کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نام تجاری اولین نوار بهداشتی کاربردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin childcare یعنی مهد کودک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin نام یک دانشگاه معتبر در کانادا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin فشار شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin بدون نشان دادن احساسات ، با سردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin در حال حاضر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin شلیک کرد The boy who shot up Columbine High School

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shirin دو آزاد و با پارکور فرق دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin مطرح شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin جمع آوری کردن ، گرد آوری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin چمباتمه زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin از شر چیزی خلاص شدن . همان get rid of است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin ابراز وجود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

Shirin از سوی دیگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

Shirin در حال حاضر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

Shirin دور شدن ، از بین رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Shirin جنگ تمام عیار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Shirin جاری شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin به طور گیج کننده و سرسام آور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حریف موذی _ حریف شیطانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حق داشتن و بر حق بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پولی مثل یارانه که دولت می پردازد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین آشفته شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین بدون آشفتگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین به طور شفاف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین It takes nothing into account هیچ چیزی را در نظر نمی گیرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین چرا معنای corporate و incorporate در abadis مشابه هم است؟؟ هر دو معنی یکی شده و یکپارچگی می دهند ؟؟؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

شیرین به خودی خود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین اردوگاه کار که یهودیان توسط نازی ها کشته شدند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین مصیبت زده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیرین مطرح شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین قید رهبانی و معنوی بودن را زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

Shirin شکل گرفتن ، تشکیل شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

Shirin روان تکانشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin از ته دل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Shirin سالهای پیش رو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

متوقف شدن به طور موقت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در آن مورد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین رضایی I'd rather be on a beach in Mexico with my girlfriend من ترجیح میدهم با دوست دخترم در ساحل مکزیک باشم یعنی من ترجیح میدهم باشم. . . I' ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

مهار کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دچار شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

غافلگیر شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نادیده گرفتن و چشم پوشی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامقید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

میله هابی که در بعضی پارک ها برای کودکان تعبیه شده برای آویزان شدن و تفریح

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تشنه ی چیزی بودن و برای چیزی اشتیاق سیری ناپذیر داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Froot _loops نوجوانان همجنس گرا یا همان ال جی بی تی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعجوبه ریاضی. نبوغ ریاضی داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

این کلمه برای تشویق به کار میرود مثل احسنت یا بارک الله

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از بین بردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمارت ساخته شده با تخته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Subjugation معنی اطاعت نمی دهد برعکس به معنی چیرگی و استیلا و تحت کنترل در آوردن است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نپذیرفته شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

Subjugation معنی اطاعت نمی دهد چون اطاعت یعنی فرمان برداری و برعکس ، این لغت به معنای چیرگی و تحت سلطه و کنترل قرار دادن است و معنی برتری هم می دهد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

به زور و به سختی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیش از حد متجاوز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جلو بردن کاری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از موضوعی برداشت کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خارج شده. ساطع شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

افزایش شدید و ناگهانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

فرعی و سطح پایین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مزمن . If things do not improve , we become chronically depressed اگر اوضاع بهتر نشود ما دچار افسردگی مزمن می شویم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به میوه ی درخت کاکتوس همtuna گفته میشود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقاومت کردن در برابر تغییر