تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

فلج کننده، ناتوان کننده، کمرشکن، ویرانگر، نابود کننده

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

به یاد سپاری، به خاطر سپاری

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

یاد سپاری، به خاطر سپاری

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

شیوه، روش، چگونگی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ندانستن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ناراحتی، ناآرامی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

اصلی، ریشه ای

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

فراتر، گسترده تر، بیشتر

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

دقیق، واقعی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

مودبانه، خوب، مناسب

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

املای درست این عبارت، couch potato است.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

دائما، همواره، همیشه، مدام، به طور مداوم، به طور پیوسته، به طور پیاپی، به طور مستمر، هی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

صحبت، سخن، گفتار

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

صحبت، سخن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

آزار دهنده، ناراحت کننده، رنج آور، آسیب رسان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فایده، سود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جدا نشدنی، جدایی ناپذیر، اجتناب ناپذیر، غیر قابل اجتناب، دوری ناپذیر

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاملی، بی عیب و نقصی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر شدن، افزایش یافتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر شدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ابزار سنجش، وسیله ارزیابی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقدار یا حد مطلوب، مقدار یا حد خوشایند، مقدار یا حد قابل قبول

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اصلی، ریشه ای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نشان دادن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

حاکم و مالک چیزی بودن، توانایی ایجاد تغییر چیزی را داشتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از عهده کاری برآمدن، با موفقیت انجام دادن کاری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحقیق، مطالعه، جستجو

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بررسی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اجرا، انجام، بکارگیری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به عهده گرفتن کاری، پذیرفتن کاری ، قبول کردن کاری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مهم، قابل توجّه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عملکرد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

جالب، جذّاب، دلنشین

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موج، هجوم، انفجار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حقیقی، درونی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دیدگاه ها، نگرش ها

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوشبخت، خوش

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزرده خاطر کردن کسی، اذیت کردن کسی، بی احترامی کردن به کسی، بی ملاحظگی و بی توجهی به احساسات کسی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خسته کنندگی، بی میلی، بی علاقگی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خسته کننده، بی میل، بی علاقه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خسته کنندگی، بی میلی، بی علاقگی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خسته کننده، بی میل، بی علاقه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکل

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

املای درست این کلمه، potentially است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نتیجه گیری، درک، فهم، دریافت، برداشت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحریک، برانگیختگی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیامد ها

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درست رفتار، خوش رفتار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مطلوب، قابل قبول، پسندیده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اصلی، ریشه ای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کامل گرایی، بی نقص گرایی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کامل گرا، بی نقص گرا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درمانده، ناتوان، ناامید

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

املای درست این کلمه، overwhelmed هست.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گفته شده، توضیح داده شده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درک، فهم، دریافت، برداشت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرتبط با

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حقیقی، ریشه ای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ریشه ای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به درد نخور، بی فایده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اشتیاق، تمایل، علاقه، خواست

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

توافق، آشتی، سازش، سازگاری، هم دلی، موافقت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقام، جایگاه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ دفاعی ویرانگر

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزار دهنده، دیوانه کننده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزار دهنده، دیوانه کننده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدرفتار، نافرمان، بد رفتاری کردن، نافرمانی کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وظیفه محوّل شده، وظیفه سپرده شده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدرفتار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اصلا، به هیچ وجه، هرگز

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اصلی، ریشه ای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تنها، فقط

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حقیقی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حقیقتا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تمایل، درخواست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن، عملی کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مطرح شده، بیان شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به دلیل، به علت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدفهمی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بدفهمی، باور غلط

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزادی، رهایی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارایی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کارکرد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مواجه شدن با، روبرو شدن با، برخورد کردن با، در معرض چیزی قرار گرفتن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وارد شدن، ورود کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عدم تمایل به کار، تن ندادن به کار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاری که نیازمند تلاش جدی و فراوان می باشد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقام، جایگاه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک تکه کاغذ چاپ شده کوچک که به شما امکان می دهد خدمات یا محصولی را به صورت رایگان یا با قیمت پایین تر دریافت کنید.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صبر و انتظار بی فایده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ناتوانی، ناامیدی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نادرست، ناخوشایند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آگاهی، درک و فهم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برتری دادن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حک شده، شکل گرفته، نقش بسته، نهادینه شده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لذت فوری و سریع، شادی فوری و سریع، خوشی فوری و سریع، رضایت فوری و سریع

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رضایت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سودآور

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میل درونی، انگیزه درونی، خواسته درونی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میل درونی، انگیزه درونی، خواسته درونی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بدست آوردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیهوده، بی فایده، ناکارامد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منفعلانه، واکنشی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فعالانه، به میل خود

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چشم داشتن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

همراه با

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ناخوشایند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرمایه گذار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آرام کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تا. . . . برای انجام کاری وقت داشتن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بتعویق انداختن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مرحله شدید تر و دردناک تر حس گناه است. وقتی عذاب وجدان دارید، نه تنها میدانید کار اشتباهی کردید و در پی بهبود و اصلاح رفتار خود میروید، بلکه تا مدت ه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حس گناه یعنی انجام رفتار آسیب رسان و تلاش برای بهبود رفتار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حس شرم یعنی کوچک و تحقیر کردن خود که پایدار و همیشگی است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حس خجالت، تمرکزش بر وضعیت ناراحت و ناخوشایند موقّتی است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک نوع پیام رسان شیمیایی که بهبود دهنده خلق و خو مثل آرامش، سرخوشی و حال خوب است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به طور ناخواسته، ناآگاهانه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به تعویق انداختن کار، کار امروز رو به آینده موکول کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اصلاح کردن، بهتر کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تخیل، تفکر

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی اهمیتی، بی توجهی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارزش، اهمیت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسئولیت پذیری، وظیفه شناسی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ناآگاهانه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قابل قبول، قابل باور

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عاشقانه، محبّت آمیز

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دوستانه، عاشقانه، محبّت آمیز

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی توجّهی، عدم صمیمیت و دوستی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی توجّهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیب جویی، بد گویی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معقول، منطقی، درست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آزار دهنده، دیوانه کننده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامش خیال، آرامش ذهنی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیامد اندیشی، نتیجه اندیشی

پیشنهاد
٠

عاقلانه، متفکّرانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تضاد، مخالفت، بد رفتاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهارت، توانایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیرفتن، قبول کردن، متوجّه شدن، فهمیدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعلام کردن، اظهار کردن، گفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصلاح، تغییر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دعوا، زد و خورد، جنگ، درگیری، حمله، یورش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دعوا، زد و خورد، جنگ، درگیری، حمله، یورش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلاصه، گزیده، چکیده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصلاح کردن، درست کردن، برطرف کردن، بهتر کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخرّب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یادگیری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت، وضعیت، شرایط

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن، بدست آوردن، کسب کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمایل، اشتیاق، علاقه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس میل درونی، بر اساس انگیزه درونی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واقعی، حقیقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن، بدست آوردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی نقصی، بی عیبی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامل، زیاد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درگیری، جنگ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خارج شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کم فشار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیاده روی و افراط در غذا خوردن، پرخوری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیاده روی و افراط در غذا خوردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار، زیاد، بیش از حد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهربانانه، محبّت آمیز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محبّت آمیز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مداوم، مستمر، همواره، همیشه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشایند، مطلوب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امکانات، توانایی ها، داشته ها

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وظیفه شناس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاهی، درک، فهم، توجّه، هوشیاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عشق، دوستی، علاقه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عشق، علاقه، خاطرخواهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محیط، جا، فضا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خانواده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدید، بسیار، زیاد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدایت شده توسط، اجرا شده توسط، زیر نظر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واکنش منفی نشون دادن به احساسات لحظه ای

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذهنی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ، رفتار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقویت شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همیشگی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایدار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاه بودن به

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آگاه بودن به، متوجّه بودن، درک کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشغول بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در معرض خطر قرار گرفته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

روان آرام گر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزیابی، بررسی، تحقیق، مطالعه، نظارت، مشاهده، درک، آگاهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزیابی، بررسی، تحقیق، مطالعه، نظارت، مشاهده، درک، آگاهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزیابی، بررسی، تحقیق، مطالعه، نظارت، بازدید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزیابی، بررسی، تحقیق، مطالعه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحقیق، بررسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازسازی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باور ها، حقایق

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیرش، قبول، استمرار، ثبات

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مناسب، درست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عالی، فوق العاده، خیلی خوب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارتباط گرفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیب جویی کردن، بد صحبت کردن، بد گفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار، زیاد

پیشنهاد
٠

پاسخ دادن، رفتار کردن، عمل کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پا پس نکشیدن، مداومت، تداوم، استمرار، پیوستگی همیشگی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پا پس نکشیدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عجیب و غریب، ناآشنا، غیر واقعی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

اساسی، قابل توجّه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیدار کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر حقیقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحقیق، بررسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تحقیق کردن، بررسی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای بریتیش این کلمه، skilfully و املای اَمِریکن آن، skillfully هست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای بریتیش این کلمه، skilfully و املای اَمِریکن آن، skillfully هست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موافق شدن به چیزی، راضی شدن به چیزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رو به جلو حرکت کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای درست این کلمه، skilful هست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرزنش، بدگویی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیاد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخرّب، آسیب زننده، آسیب رسان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک کردن، آگاه بودن به

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک کردن، آگاه بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هم کمک کردن، همدیگر را تقویت کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکدیگر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود شفقّت ورزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراقبت احساسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیب جو، ایرادگیر، سرزنشگر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروپاشیده شده، نابود شده، از بین رفته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناپذیرفته، غیر قابل قبول، نامناسب، ناکارآمد، بی اثر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناپذیرفتنی، غیر قابل قبولی، نامناسبی، ناکارآمدی، بی اثری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا جایی که امکان داره، تا جایی که میتونی، تا جایی که در توانت هست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همراه با فعالیت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا جایی که میتونی، تا جایی که در توانت هست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاه، آگاهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاهانه، با آگاهی، همراه با آگاهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخش ها، قسمت ها

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخش، قسمت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مفید، سودبخش، کارامد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمک کننده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمک کننده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توجّه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهربانانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عشق، محبّت، مهربانی، نرم دلی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحکم کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیاد، . آسیب زننده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در چیزی گرفتار شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طاقت فرسا، عذاب آور، کمر شکن، غیر قابل تحمّل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آگاهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به درد بخور

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چگونگی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با آگاهی، همراه با آگاهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برچسب زنی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وصل شدن، متّصل شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محو شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پدیده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهمّیت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی زیاد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار، به طور قابل توجّهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثل همیشه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رفتار کردن، عمل کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رفتار کردن، عمل کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناخواسته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حقیقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاثیر، اثرگذاری، نفوذ، نتیجه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درون چیزی رفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توضیحی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بردن ( تمرکز )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت، وضعیت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ظاهر شدن، آشکار شدن، پدید آمدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشاهده کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افکار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاه بودن به، متوجّه بودن، درک کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیهوده، بی ارزش، بدرد نخور

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیازمند چیزی بودن

پیشنهاد
٠

حاکم و مالک چیزی بودن، توانایی ایجاد تغییر چیزی را داشتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاکم و مالک چیزی بودن، توانایی ایجاد تغییر چیزی را داشتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناخواسته

پیشنهاد
٠

گفتن، صحبت کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پدیدار شدن، ظاهر شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اظهار نظر، تصمیم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چسبندگی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشاهده گر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تصمیم گرفتن درباره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون اظهار نظر و تصمیم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون اظهار نظر و تصمیم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همراه با اظهار نظر و تصمیم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همراه با اظهار نظر و تصمیم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصمیم، اظهار نظر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منحرف شده، دور شده، جدا شده، فاصله گرفته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منحرف شدن، دور شدن، جدا شدن، فاصله گرفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعامل کردن با، تعامل داشتن با، ارتباط برقرار کردن با

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرفتار شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامل تر، عمیق تر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار، بیش، زیاد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر، زیادتر، کامل تر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیش، زیاد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توجّه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گسترش یافته، بزرگ شده، بیشتر شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منحرف شدن، دور شدن، جدا شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منفی، ناخوشایند، عذاب آور

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مالک شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مورد . . . هم همینطور در مورد . . . هم صدق می کند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جزئیات کاربردی، جزئیات عملیاتی، مطالب کاربردی، مطالب عملیاتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدفمند کردن، جهت دار کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پذیراندن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواستن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با عنوان، با نام

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذهنی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیاده روی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتقاد داشتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشاره کردن به

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روش مند، رفتار مند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رفتارمند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفکّرات، اندیشه ها

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موارد دیگر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رفع کردن، برطرف کردن، انجام دادن، عملی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حذف کردن، از بین بردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمایل و گرایش شدید به چیزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بد، زشت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواری، حقارت، کوچکی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گسست، فاصله، جدایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد نظر و نتیجه گیری دیگران قرار گرفته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همگانی، همه گیر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجرا، اعمال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحقیق کردن، بررسی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست، حقیقی، واقعی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بردن ( تمرکز )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاهانه حضور داشتن، در لحظه حال بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به ساعت هایی که بین 12 شب تا اذان صبح باشه، میگویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمدن، حضور پیدا کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدم تمایل و علاقه به انجام کاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابلیت استفاده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تغییر داده شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارتقای سلامت جسم و ذهن و روح

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابل درک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطلب مهم، گفتار یا نوشته مهم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزایش دادن، بهتر کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعمّق، ژرف اندیشی، غرق شدن در تفکّر درباره چیزی، فرو رفتن در تفکّر درباره چیزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غرق شدن در تفکّر درباره چیزی، فرو رفتن در تفکّر درباره چیزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بودن در، یافت شدن در

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامل، دقیق

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامل، دقیق

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیدن، مشاهده کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر کردن جای خالی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اندیشه ورزانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روش، نگرش، دیدگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عابد، عبادت کننده، پرستنده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به دستیابی به چیزی کمک کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنظیم هیجانی : توانایی مغز برای مدیریت احساسات، یعنی بداند چه احساسی داری و چطور آن را آرام کند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به، مرتبط با

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درس داده شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استفاده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهنمایی شده، همراه با راهنما

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکان، جا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکان ها، جا ها

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر دینی سازی، غیر مذهبی سازی ( منظور اینه که چیزی را از حالت دینی و مذهبی خارج کنند )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وضعیت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکان، جا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکل، فرم، قالب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحقیق کردن درباره

پیشنهاد
١

ناتوان کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دورهمی، گردهمایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نزدیکی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نزدیک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشتباه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیامد ها

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی که قابل درک و فهم هست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درک کردن، آگاه بودن به

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گنجاده شده، جا داده شده، قرار داده شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطرح کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطرح شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازگار کننده، سازش کننده، صلح کننده، آشتی کننده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتماد پذیری، اطمینان پذیری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باور پذیری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دنبال کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه حل یابی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرشار از، پر از

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه حل یابی کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفکّر آگاهی، تفکّر شناسی، آگاهی و شناخت بر تفکّر خود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطای ذهنی، اشتباه ذهنی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواسته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معروف، مشهور

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کار بردن، به کار گرفتن، استفاده کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گروه ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عمیق، کامل، دقیق

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عمیق، کامل، دقیق

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عمیق

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آموزشگر ها، آموزش دهنده ها، آموزگاران

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک، آگاهی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک کردن، آگاه بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اطلاعات، معلومات، دانسته ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کورکورانه، بدون شک و تردید، بی چون و چرا، بدون زیر سوال بردن، بدون داشتن اطلاعات کافی و زیاد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کورکورانه، بدون شک و تردید، بی چون و چرا، بدون زیر سوال بردن، بدون داشتن اطلاعات کافی و زیاد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون داشتن شک و تردید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باور، ایمان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لحظه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فضا، جا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش نویس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیام ها

پیشنهاد
٠

توجّه نکردن، دنبال نکردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطرناک، پر بلا، وجود خطرات و بلا هایی که موجب آسیب و صدمه و ضرر میشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منظور اینه که

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیوه ها، روش ها، انواع، اشکال

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم، علاوه بر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسیر کردن

پیشنهاد
٠

گرفتار کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواسته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمایل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باور داشتن، قبول داشتن، پذیرفتن، تایید کردن، درست به شمار آوردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

مفید، سودمند، کارامد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مفید، سودمند، کارامد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داشتن تمایل و گرایش و علاقه و توجّه به چیزی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمایل و گرایش و علاقه به چیزی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با وجود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی را اسیر و گرفتار و دستگیر و زندانی و حبس و توقیف کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون شک، قطعا، حتما، صد در صد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افکار آزار دهنده، افکار ناراحت کننده، افکار رنج آور

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاخه، بخش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای درست این کلمه، science fiction هست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گذشته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جدید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه و هدف

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه و هدف

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باور ها، اعتقادات

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اختلاف ها، تضاد ها، تفاوت ها، تناقضات، مغایرات ( در ارتباط با واقعیت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اختلاف

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افکار، تفکّرات، اندیشه ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فکر، تفکّر، اندیشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار دور بودن، بسیار قدیمی بودن ( از لحاظ زمانی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمان و محل پیدایش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رفتار، کار، عمل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشغول بودن، غرق بودن، دنبال کردن، به کار گرفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست، بر اساس واقعیت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدفمند، ارزشمند، مفید، سودمند، تاثیر گذار، موثّر، مهم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدفمند، ارزشمند، مفید، سودمند، تاثیر گذار، مهم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد شک و تردید قرار دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دشواری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خارج از، بیرون از، گسترده تر از

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دقیق، کامل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزیابی کردن، بررسی کردن، با دقّت نگریستن به، سبک سنگین کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطقی، عقلانی، درست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خصوصیات، ویژگی ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور مفید، به طور موثّر، به طور سازنده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور مفید، به طور موثّر، به طور سازنده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطالب، گفته ها، نوشته ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویژگی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همگانی، همه گیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درگیری، جنگ و ستیز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخش بندی، قسمت بندی، بخش ها، قسمت ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرهم کردن، کنار هم قرار دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخش ها، قسمت ها، اجزا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استدلال، دلیل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست کردن، تغییر دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست، مناسب، خوب، قابل قبول، قابل استفاده، قابل اجرا، مفید، به درد بخور، سود بخش، تاثیر گذار، موثّر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی عیب و نقص

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استمرار و تداوم و پیوستگی و مداومت و ثبات در انجام کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معروف، مشهور، بسیار مورد توجّه و شناخته شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای درست این کلمه، woolly هست.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

یکسری، تعدادی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حساب شده و موثّر، هدفمند، با برنامه، منطقی، معقول، فکر شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشانه، شناسه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناکارامد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزینه های مطرح شده، گزینه های زیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درستی، راستی، واقعیت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

تاثیر گذار، موثّر، اثربخش، مفید، نتیجه بخش، کارامد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

نسنجیده، غیر معقول، غیر منطقی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

متداول، رایج، شایع، همگانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامل کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساختگی، مصنوعی، غیر واقعی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهتر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیان کردن، گفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معرفی کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقلانی، معقول، درست، سنجیده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیرش، قبول

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جنگ و ستیز داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفس بریده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر نوری، روشنی، درخشانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روشن، نورانی، درخشان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدید، سنگین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا. . . دیگر، پس از، بعد از

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوب شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مایل، خواهان، مشتاق، علاقه مند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واگذار شده، سپرده شده، محوّل شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرخیدن، بالا پایین کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرتبط با

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جستجو گر، ریز بین، دقیق

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بروز کردن، تقویت کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حق داشتن ( یعنی شرایط یا وضعیت یا حالت یا کیفیتی که فرد باید در زندگی خود داشته باشه و ازش استفاده کنه یا به عبارت دیگه اون شرایط، جزو دارایی زندگی ت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمبود ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشخّص، آشکار، واضح

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیز هایی که شما را از یک فرد دیگه جدا میکنه و وجه تمایز و تفاوت بین شما و فرد مورد نظر ایجاد میکنه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بد صحبت کردن، بد گفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک، دریافت، برداشت، نظر، نتیجه گیری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه حل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطبق شدن با، سازگار شدن با، پذیرفتن، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موارد، موضوعات

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزشمند، مهم، موثّر، تاثیرگذار، کارامد، به درد بخور

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزشمند، مهم، موثّر، تاثیرگذار، کارامد، به درد بخور

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزشمند، مهم، موثّر، تاثیرگذار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعاملات

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اهمّیت دادن، ارزش قائل شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه ریزی ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حس شدن، احساس شدن، به نظر آمدن، به نظر رسیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود آگاهی، لحظه آگاهی، مشاهده و پذیرش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسرفت کردن، افت کردن، از مسیر پیشرفت خارج شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود سرزنشگری، بد گویی با خود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توانایی، توانمندی، قدرت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از کودکی، از بچّگی ( از زمانی که فرد، کم سن و سال است )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خویشتن بینی، خود شناسی، درک و آگاهی فرد نسبت به خود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صحبت کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازگشتن، پیامد داشتن، اثر داشتن، نتیجه داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر قابل قبولی، نامناسبی، ناکارآمدی، بی اثری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به حساب آوردن، به شمار آوردن، در نظر گرفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدفمند، ارزشمند، مفید، سودمند، تاثیر گذار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تعیین کردن، مشاهده کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نظر دادن، نتیجه گیری کردن، نشان دادن درک و دریافت و برداشت بر اساس اطلاعات و مشاهدات

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نظر، نتیجه گیری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بررسی کردن، مورد بررسی قرار دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای ریزه کاری های زیاد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی که توجه مردم را به خود اختصاص دهد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاذب، جذب کننده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان، تحت عنوان، به نام، به اسم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شفقّت ورزی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور کلّی، کلّا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناپایدار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تمام توان، با نهایت قوا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک کردن، حس کردن، آگاه بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارآمد، مناسب، بدرد بخور، ارزشمند، مهم، قابل قبول، تاثیر گذار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرتبط با، در ارتباط با

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ای، درونی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منحصر به، محدود به، تنها در

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ستون، ریشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حقیر، پست، خوار، کوچک، ناچیز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوچک، خوار، حقیر، پست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناپذیرفتنی، غیر قابل قبول

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داشته ها، دارایی ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه، روش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبول کردن، پذیرفتن، زیر سوال نبردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داشتن حس تنفّر و سرزنش نسبت به خود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جلوگیری کردن، نابود کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطالعه کردن، مطالعه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازگاری هیجانی، پذیرش هیجانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

در ارتباط با، مرتبط بودن با، وابسته بودن به، گره خوردن به، پیوند داشتن با

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشاره داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

در نظر گرفتن، مدّ نظر قرار دادن، توجه کردن به

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریزه کاری ها، جزئیات دقیق

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عاطفی، مهربانانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همنوع، همتا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گسترش پیدا کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

موفّق، همراه با رشد و پیشرفت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تمرکز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرتنش، ناراحت، ناآرام

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هم جهت، مرتبط

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کشش پذیری، گسترش پذیری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

درک کردن، آگاه بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مناسب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موافقت، قبول، پذیرش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکل، ساختار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قوی، توانا، نیرومند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل قبول، پذیرفتنی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میزان تلاش، سطح تلاش، اندازه و مقدار تلاش و کوشش برای یک فعالیت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرد موثر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای درست این کلمه، strength است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمینه ساز چیزی شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیدگاه، نگرش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرایط، وضعیت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توان، نیرو، انرژی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت ورزشی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاخه علمی، بخش علمی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشرفت کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارتباطات

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهبود، اصلاح، بازسازی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساخته شده از

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عذاب آور

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلیات

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جایگاه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الهام گرفتن، تاثیر گرفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخش ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خارج از، بیرون از

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی ارزشی، ناتوانی، ناکارآمدی، بدردنخوری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزشمند، با ارزش، قابل احترام، قابل تحسین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربی تربیت بدنی، مربی آمادگی جسمانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمادگی جسمانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درگیر شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گسترده تر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهبود پیدا کرده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یاد دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبقه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در امان نگه داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متداول، رایج

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدفش اینه که، هدفش این بود که

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترویج، تبلیغ، انتشار، گسترش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر جزئیات

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آتی، بعدی، آینده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رابطه، ارتباط

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمع کلمه gymnasium هست.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شادمانی، شادی، خوشی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اولویت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جمع این کلمه، gymnasia است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرفشار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر فشار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمام عیار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جامع، همه فن حریف

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابزار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیدگاه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای درست این کلمه، goodbye هست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهمّیت، ارزش، درک، فهم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با اهمّیت، با ارزش، دارای فهم و درک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با ارزشی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابلیت تغییر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوچ، بی ارزش، بدرد نخور، کوچک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناراحت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم رده، هم نوع

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازگاری، انطباق، پذیرش، صلح، سازش، همسازی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرایش به چیزی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرتبط بودن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حقیقت، واقعیت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازگاری، انطباق، پذیرش

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تغییر، دگرگونی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به جای فرد دیگر، به عنوان جانشین فرد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسیر، جریان، راه، روند، در طول، در طی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم زمانی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناشایست، ناشایسته، نامناسب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محترمانه، با احترام

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توانایی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خارج از

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به آرامی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وضع، حالت، کار، شغل، جایگاه، مکان

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درون، روح، روان، حقیقت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عیب جویانه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تندرو، افراطی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افراطی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای احترام، محترم، ارزشمند، باارزش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای احترام، محترم، ارزشمند، باارزش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای احترام، محترم، ارزشمند، باارزش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکوفایی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میل درونی، انگیزه درونی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزی را مورد عزّت و احترام قرار دادن، چیزی را زیبا و بزرگ و جالب و شگفت انگیز پنداشتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزی را مورد عزّت و احترام قرار دادن، چیزی را بزرگ و زیبا و جالب پنداشتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صفحه، وزنه ( در دمبل و هالتر )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوزاندن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با دورویی، با ظاهرنمایی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلی، کلان، مهم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انگیزه بخش

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افراط گرایانه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لحظه ای، بدون برنامه ریزی قبلی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک، دریافت، برداشت

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

توجه، دقّت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

کار بلد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ایده، تصوّر، تصویر، اندیشه، مفهوم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش فرض هایی که آگاهی کمتری نسبت به آن ها داریم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قوی، کامل

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توجه کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

بی طرفی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

بی طرف

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجام رفتار درست توسط فرد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

طرفداری و پافشاری بر چیزی بدون تفکّر و تجزیه و تحلیل درباره آن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جهان بینی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باور، تفکّر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

حقیقت، واقعیت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جهت دهی ( به یک چیز بخصوص )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عناصر چهار گانه، مایع های چهار گانه : شامل خون ( blood ) ، بلغم ( phlegm ) ، صفرا ( yellow bile ) و سودا ( black bile ) / به عقیده بقراط، تعادل در ای ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیان کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای درست این کلمه، built هست.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در طول

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

ابعاد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه، اساس

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلّیات

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشکار، مشهود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجزیه و تحلیل

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخصوص

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برّرسی کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

هم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

حقیقت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس درونی، احساس روانی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس ( بدنی، جسمانی )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وجود، درون

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترویج، رواج، گسترش، انتشار، نشر، تبلیغ

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واضح

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک، برداشت، دریافت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

املای صحیح این کلمه، reference هست.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حواس خود را از چیزی پرت کردن، توجه نکردن به چیزی، دوری کردن از چیزی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل قبول

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حواس از چیزی پرت شدن، توجه نکردن به چیزی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسائل یا مشکلات ریشه ای یا اصلی / تعریف : باور ها و نگرش های عمیقی هستند که باعث واکنش افراطی و نامطلوب ما در بخش ها و موقعیت های مختلف زندگی میشوند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسائل یا مشکلات ریشه ای / تعریف : باور ها و نگرش های عمیقی هستند که باعث واکنش افراطی و نامطلوب ما در بخش ها و موقعیت های مختلف زندگی میشوند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسائل ریشه ای / تعریف : باور ها و نگرش های عمیقی هستند که باعث واکنش افراطی و نامطلوب ما در بخش ها و موقعیت های مختلف زندگی میشوند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درنگ، مکث، توقّف، وقفه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای صحیح این کلمه، reflection هست.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فضا، جا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جذب کردن، پخش کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جذب کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منتقل کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تطابق دادن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامل

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد علاقه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

کفه ترازو

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارواح پلید، خبیث، آلوده، ناپاک و بد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

منحصر به فرد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

تداوم دادن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

حرکت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارکرد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

با کسی در ارتباط بودن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

بهبود دادن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناراحتی، عدم راحتی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطقی جلوه دادن کار خود

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

داشتن دیدگاه و رفتار نسبت به چیزی بر اساس گروه یا جامعه ای که به آن تعلّق دارند.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرخوشی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیجان زدگی، سرشار از انرژی و هیجان

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهره وری

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیز هایی که شما را از یک فرد دیگه جدا میکنه و وجه تمایز و تفاوت بین شما و فرد مورد نظر ایجاد میکنه.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حق

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهمّیت

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آزرده خاطر کردن کسی، اذیت کردن کسی، بی احترامی کردن به کسی، بی ملاحظگی و بی توجهی به احساسات کسی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توانایی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

stress : واکنش بدن شما به یک اتفاق یا فکر یا حرکت است که به صورت تنش و فشار روانی ( مثل احساس ناراحتی، ناامیدی، درماندگی، عصبانیت، نگرانی ) یا تنش و ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت ناخودآگاه، به طور خودکار، بدون کنترل آگاهانه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعادل

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

روحیه کسی را نیرو بخشیدن، حال کسی را خوب کردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنها یک، فقط یک، تنها یه، فقط یه ( برای مواردی که شناخته شده است. )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شی یا وسیله زیبا یا چشم نواز

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصلاح شده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارتباط

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیرتمندانه، متعصبانه

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرار گرفتن در

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشروی کردن به سمت ( چیزی )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حس کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محترم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موضوع، بحث

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با عنوان basic metabolic rate هم شناخته میشود.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستکاری شده ( منظور غذایی که با دست بردن در ساختار آن، از نوع طبیعی خود خارج شده باشد. )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معلومه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افراد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بروز کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

جان گرفته، تازه ( منظور چیزی که تازه میشه و جان دوباره ای میگیره، مثل زندگی )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بررسی ها، ارزیابی ها

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هوشیار، عاقبت اندیش ( فردی که به اثرات مثبت و منفی نتیجه یک کار، فکر میکنه. )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همکاری

پیشنهاد
٠

معاوضه کالا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهرانه، استادانه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توقیف

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنترل

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ درست این کلمه، breeze هست.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صحیح

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر آب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تایید کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فهماندنی، آموختنی، القایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در هر صورت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرآغاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طولانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی حوصلگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثال ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آگاهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارزشمندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فهم، درک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مفید، با ارزش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلیل، علت، سبب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مایه دردسر و گرفتاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لک دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پختگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اهمیت ندادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی ارزش، به درد نخور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

منفعت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه نوع، یه جور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه نوع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

باز کردن موضوع ( منظور، دادن اطلاعات بیشتر درباره موضوع است. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بحث کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تحریک کردن، برانگیختن، وا داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به غیر از، به جز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمی بیشتر صحبت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راه و مسیر و روش درست را بلد نبودن/ندانستن/نفهمیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در نوسان بودن، بالا پایین شدن، تغییر کردن یا تغییر دادن ( سریع و ناگهانی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس، مبتنی بر، مرتبط با

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درمانده، ناتوان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویژگی، ساختار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آگاهانه و با لذت غذا خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشکلی نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مخصوص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میل شدید، علاقه شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر چیز دیگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهتر شدن، بهبود پیدا کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

آگاهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکسان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

باعث ایجاد شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

باثبات، استوار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر روز پشت سر هم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کسی که با دیگری مخالفت و تندخویی و بدرفتاری کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی ارزش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

احساسات سرکوب شده، احساسات بروز داده نشده، احساسات نادیده گرفته شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهارت، توانایی، دستاورد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باور ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتار ها، روش ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرشار از، مملو از، پر از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیرون کشیدن، خارج کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

باد کرده، ورم دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سربسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دیوانه وار، غیر منطقی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انرژی دادن، انگیزه دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در حیرت بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیر لبی ( مربوط به صدا )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هر، هیچ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حامی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نام گذاری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس واقعیت، عملی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موارد مطرح شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

موارد زیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

طوری که، جوری که

پیشنهاد
٠

با حداکثر سرعت و قدرت پیش رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهارت، توانایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اگه فقط، اگه تنها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدرت، نیرو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشرفت، برتری، رشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضعف، ناتوانی، درماندگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شاداب، شاد، سرزنده، سرحال، پر انرژی، پر شور و نشاط، جذاب، سرخوش، تر و تازه، فعال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پُر از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دقیق اندازه گیری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون نگرانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توضیح داده شده، بیان شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استمرار داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمیق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارتباط داشتن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آن. . . که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسیار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیا. . . . یا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صفحه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اقدام کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفکر عمیق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مفید، موثر، سازنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تغییر و تحول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این. . . را ، - ی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مفاهیم، مباحث، اصطلاحات، عبارت ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مفهوم، مبحث

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هم نوع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنار، حاشیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

که آیا. . . یا نه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساختار شکنی کردن، ساختار زدایی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

املای درست این کلمه، strangely هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کم و بیش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا وقتی که، تا زمانی که، تا بعد از، تا ( منظور اینه که کاری، بعد از یک کار یا یک چیز دیگه رخ میده یا کاری، تا بعد از یک چیز دیگه طول میکشه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از کار برکنار کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عادیه، طبیعیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با توجه به اینکه، بخاطر اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرامش ( کسی را ) بهم زدن، ایجاد مزاحمت کردن، اذیت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آگاه بودن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوشبختی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادغام شدن، تلفیق شدن، یکپارچه شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تمام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قبول کردن، پذیرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I wouldn't either

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شناختن، پذیرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شناختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیج، سردرگم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سردرگم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شدید، چشمگیر، خیلی زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نداشتن اعتماد به نفس ، نداشتن خود باوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آشفته، پریشان، بهم ریخته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جواب دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به طور غیر قابل تحمل، به طور رنج آور، به شدت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

املای درست این کلمه، elicit هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فشار وارد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

متغیر بودن ( بین دو حالت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در نتیجه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با سرعت رضایت بخش ( بدون اینکه خیلی سریع یا کند باشد. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی ثبات، ناپایدار، تغییر دهنده، دارای عدم استمرار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور خودکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تنها لازمه، فقط لازمه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به شکل ناگهانی و شدید حرکت کردن، سقوط کردن، پرتاب شدن، افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به سمت پایین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باریک، نازک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آرام ضربه زدن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرام هل دادن، آرام ضربه زدن به ( حالت محاوره ایto nudge somebody هست. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرام هل دادن، آرام ضربه زدن ( حالت محاوره ای to nudge somebody هست. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محاوره ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عادت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استفاده از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جذب کردن ( مایع توسط یک چیز جامد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعداد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر اوقات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کم کم یا به تدریج از بین رفتن، نابود شدن، محو شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الگوسازی شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درباره اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

لازم دانستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کم کم چیزی را افزایش دادن، کم کم چیزی را بالا بردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیش رو

پیشنهاد
٠

با خشم و عصبانیت با کسی صحبت کردن، کسی را سرزنش کردن یا مورد سرزنش قرار دادن ( به خاطر انجام کاری اشتباه ) / با این عبارت ها، هم معنی هست :haul someb ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیرکننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از لحاظ ذهنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیز غیر مهم و بی اهمیت، کار غیر مهم و بی اهمیت، موضوع غیر مهم و بی اهمیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیز مهم، موضوع خاص

پیشنهاد
١

زیاد از کسی تعریف کردن، زیاد کسی را تمجید و ستایش کردن، زیاد کسی را تحسین و تشویق کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متعادل غذا خوردن، در تعادل غذا خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سود بردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برنامه غذایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور کاملا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطرح کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همراه با

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به وجود آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تغییر دادن ( عظیم و قابل توجه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشتیاق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنابر این، در نتیجه، پس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای یک نفر به شدت جالب و جذاب و هیجان انگیز بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیر کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیخیالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ته، آخر، انتها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مختل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معقولانه، عاقلانه، معقول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موثر، اثر گذار، مفید، نتیجه بخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون فکر، بدون بررسی و ارزیابی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارزیابی کردن، بررسی کردن، سنجش کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غذا خور متعادل ( فردی که در تعادل غذا میخوره. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غذا خوردنده نامنظم، غذا خورنده اختلالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حسابی، زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در تعادل غذا خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من مشکلی با این موضوع ندارم، من مشکلی با این قضیه ندارم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تصور کردن، فکر کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شامل، عبارت است از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جنس بلند کن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وجود داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارزیابی، بررسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رهایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تکامل، رشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

پایبندی به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خلاقانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نشانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یکدفعه افت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با عجله رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرق cereal و breakfast cereal و corn flakes cereal : این واژه به طور کلی به هر نوع غله ( دانه خوراکی ) که برای مصرف انسانی یا دام استفاده می شود، اشا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فریب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فریب، گول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقایسه، پیش فرض، تصمیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صحبت درباره چیزی بدون تحلیل و ارزیابی آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طرفداری از کسی یا چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

فرض، خیال، تصور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

واکنش، جواب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قابل مشاهده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قابل مشاهده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توجه به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیرون ریختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر طبیعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

باقی ماندن، ته نشین شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیچیدگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگاه بلند مدت، دیدگاه وسیع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رشد یافته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کسل کننده، بی حال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

متداول، همیشگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

محل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

confidant و confidante هر دو یعنی راز دار یا راز نگه دار. تفاوت :confidant، بیشتر برای مردان استفاده میشه ولی ممکنه برای هردو جنس استفاده بشه. confid ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیر هنگام، دیر وقت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیرهنگام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزینه خوب، انتخاب خوب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

با اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جان بخشیدن، روح بخشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میل به خواب، نیاز به خواب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اصلاح، بهبود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اختلال ایجاد کردن در، بی نظمی ایجاد کردن در، بهم ریختن نظم، بهم زدن نظم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اختلال ایجاد کردن در ، بی نظمی ایجاد کردن در ، بهم ریختن نظم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یا به عبارتی، به عبارت دیگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محرک خواب، میل به خواب، نیاز به خواب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قرارگیری در معرض نور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این اصطلاح بدون that هم استفاده میشه. مثال :I will answer your questions about this case to the extent possible. معنی : تا جایی که ممکنه به سوالات شم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعتقادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تخصصی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواندن کتاب به صورت پرشی، تصادفی و بدون ترتیب، برای رسیدن به بخش های جالب و مهم و سرگرم کننده کتاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به ترتیب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وضعیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روال عادی، روال طبیعی، وضعیت عادی، وضعیت طبیعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

انجام دادن، تجربه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کسی که عاشق تجزیه و تحلیل مشکلات و پیدا کردن راه حل های کاربردی و غیر معمول برای آن هاست. معادل آن را میتوان راه گشا، مشکل گشا و یا ترفند باز در نظر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگارش صحیح کلمه، DIYer هست و نگارش کامل کلمه، do it yourselfer هست. معنی : آچار فرانسه، دست به آچار، نوآور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناامید کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به امید اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشخدمتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پر انرژی، سرحال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کارگیری، امتحان، انجام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هرجوری شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حرکت کردن به سمت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مفید، موثر ( منظور مفید و موثر واقع شدن ایده ها و راه حل های جدید )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

وارونه کردن، واژگون کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وارونه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به کار گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قاعدتا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خردمند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

علاقه مند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسیار نگران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فرق cereal و breakfast cereal و corn flakes cereal : این واژه به طور کلی به هر نوع غله ( دانه خوراکی ) که برای مصرف انسانی یا دام استفاده می شود، اش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متوجه شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجموعه راهکار ها، مجموعه راه حل ها، راهکار ها، راه حل ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجموعه راهکار ها، مجموعه راه حل ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطمئن بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ملکول انگیزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مواد مغذی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنجش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زیاد، بالا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کالری های دریافتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کالری های مصرفی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رشد یافته، رشد کرده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مربوط بودن به، اشاره داشتن به، شناخته شدن به عنوان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مواد مغذی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مربوط بودن به، اشاره داشتن به، شناخته شدن به عنوان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکثر اوقات، اغلب مواقع، بار ها، به دفعات، مکررا، به طور مکرر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درست حدس زدی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

املای صحیح این کلمه consume هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مواد اصلی، موارد اصلی، گزینه های اصلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موارد اصلی، گزینه های اصلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

املا درست این کلمه، deficiency است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیز ارزشمند، باارزش، گرانبها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( چیز ) ارزشمند، باارزش، گرانبها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسیار مفید بودن، بسیار موثر بودن، بسیار اثربخش بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهترین نتیجه را به همراه داشتن، بهترین عملکرد را به همراه داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخم مرغ همزده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در رابطه با تغذیه ) : کسی را پر انرژی نگه داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرق cereal و breakfast cereal و corn flakes ( ( cereal: این واژه به طور کلی به هر نوع غله ( دانه خوراکی ) که برای مصرف انسانی یا دام استفاده می شود، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراوری شده به معنای تغییر یا تبدیل مواد اولیه خام به محصولاتی است که برای مصرف آماده و قابل استفاده باشند. این فرآیند می تواند شامل مراحل مختلفی باشد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارای مواد افزودنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانه خوراکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غلات کامل، دانه کامل، کامل، سبوسدار، خالص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غلات کامل، دانه کامل، کامل، سبوسدار، خالص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماهرانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مستقل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میل شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هوس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ظاهر، آشکار، دارای شکل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به طور یا طرز شگفت انگیزی، به طور یا طرز حیرت انگیزی، به طور یا طرز شگفت آوری، به طور یا طرز حیرت آوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به طور شگفت انگیز، به طور حیرت انگیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نامتعادل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیلی زیاد، بسیار زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انرژی زا و دارای ارزش غذایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انرژی زا ( و دارای ارزش غذایی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واضح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطالعه کردن درباره، توجه کردن به، مورد مطالعه قرار دادن، مورد توجه قرار دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطالعه کردن درباره، توجه کردن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توجه کردن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مورد مطالعه قرار دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترمیم شده، مرمت شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وصله دوزی شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوخته شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترمیم شده، مرمت شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خرد شده، ریز شده، خرد، ریز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تخریب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خراب، خرابی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برگرداندن یا باز گرداندن ( سر جای قبلی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محصول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرایافت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرایافت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرویافت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرویافت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرویافت

پیشنهاد
٠

جدایی ناپذیر بودن، به هم مربوط بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حس کردن تصور کردن، فکر کردن، چیزی را در ذهن به تصویر کشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حس کردن، تصور کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرتبط با سیستم های بدن موجودات زنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

چگونگی فکر کردن فرد نسبت به یک چیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کم کم افزایش دادن یا زیاد کردن، به مرور افزایش دادن یا زیاد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرآیند تبدیل غذا به مواد قابل جذب توسط بدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیاد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مدتی طول کشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کره آجیل یا کره مغزیجات که از آسیاب کردن مغز ها و تبدیل آن ها به خمیر تهیه میشود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گذشتن، رد شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آن ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای شنیدن پادکست، نیاز به برنامه ای دارید که بتواند پادکست را پخش کند و قسمت های جدیدِ هر پادکست را به شما اطلاع دهد. به این برنامه ها �پادگیر� می گ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علف خواران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترشح، تولید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میزان، مقدار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمی مزه یا طعم داشتن. مثال :protein shake is kind of icky tasting معنی : شیک پروتئینی کمی مزه بدی داره یا میده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نوعی نوشیدنی که از سه چیز درست میشه : بستنی، شیر و طعم دهنده ( شکلات، بادام زمینی، کارامل، قهوه، انواع میوه ها و موارد دیگر. ) به آن میلک شیک هم میگو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فعال سازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تولید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

At once

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در همین لحظه، در این لحظه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ظاهر، آشکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمک کردن، کمک کردن به، باعث شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمک کردن، کمک کردن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غذای غلات دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هورمون شادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترس از خوردن کربوهیدرات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقسیم بندی کردن، تقسیم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقسیم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افراط

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غذای قندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پخش شده، ترشح شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هستی بخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تحلیل و بررسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متغیر، نوسانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نتیجه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مناطق روستایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مناطق روستایی سرسبز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بسیار، چه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درست اندیشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

درست اندیشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحلیلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مداوم، باثبات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مداوم، باثبات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جامع، کامل، مفصل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تکراری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

ارتباط دادن، مربوط دانستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مراسم ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کالای گرانبها، کالای گران قیمت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حک شدن، شکل گرفتن، نقش بستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آن طور که به نظر میرسه، آن طور که دیده میشه ، آنطور که احساس میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حدس زدن، حس کردن، احساس کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حس کردن، احساس کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیستن در زمان حال فارغ از هزاران دغدغه و دل مشغولی بی فایده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ربط دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اصلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انجام این کار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون شک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرد پرخور ( منظور فردی که به طور مکرر، بی نظم و در مقادیر کوچک غذا میخورد. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آگاه به چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اختصاص داده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیوسته، مداوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فکر کردن، گمان کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این میشه، این خواهد بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میتونه کمک کننده باشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در بین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کم شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کم خوری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به صورت غیر قابل کنترل، به طور کنترل نشدنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا اندازه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور مداوم تکرار شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اشتیاق، علاقه، قدرت، نیرو، توان، انرژی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لغوی، واژگانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به تدریج، به مرور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصل، حقیقت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حقایق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسیار گرسنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

انجام شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

چاق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوباره بدست آوردن، جبران کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون but also برای تاکید بر بخش اول جمله به کار میرود.

پیشنهاد
٠

یه چیزی با عقل جور در نمیاد، یه چیزی این وسط اشتباهه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

دارم به این فکر میکنم که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر لحظه، مدام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر لحظه، مدام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی توجهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فقط در، تنها در

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شاهد بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیرون آمدن از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس، مربوط به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متغیر، نوسانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مهم، بزرگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همونی که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مورد پرسش قرار دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویژگی بدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به صدا درآوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متوجه شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به حال خود گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وقت به پایان رسیده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رام کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مهار کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

آرام کردن، تسکین دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

امتحان کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در حالیکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

که آیا. . . . یا نه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چندین ماه متوالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

با موفقیت به پایان رساندن، با موفقیت تمام کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اقدام به دلیل، اقدام در نتیجه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نکات و توصیه های مربی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مضطرب شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هشیار بودن، آگاه بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

as دوم معنی ( مانند ) میدهد. مثال:His performance was as flawless as always. معنی :عملکردش مانند همیشه بی عیب ونقص بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذهنی که دارای آرامش و تمرکز هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نکته مهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از بین بردن، نابود کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایان، اتمام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبارزه با نیزه روی اسب، مبارزه کردن با نیزه روی اسب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آرام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هستن، بودن، شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

به جای آن، به جاش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تسلیم خواسته های کسی شدن تن دادن به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکدست کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توجیه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توجیه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رنج و عذاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به هم ریختگی روانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیر تیر دشمن، زیر گلوله دشمن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بزرگ شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فعال کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منقبض کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لذت بردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادامه دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هویت دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترس و نگرانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبیعیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

باعث چیزی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باعث انجام کاری شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوبیده شدن، برخورد کردن، گیر کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همچنین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به مرحله ای رسیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استرس زا، پرتنش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مرتبط با، رو به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اون، این

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناراحت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در ذهن گفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

اهمیت ندادن، بی خیال شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

موثر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به درد بخور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخریب کردن، تخریب شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در این مورد، در رابطه با این موضوع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فردی که دارای آرامش و تمرکز است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هرچقدر، هر اندازه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رو به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از یک طرف به طرف دیگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با افتخار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این هست که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک دلیل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فردی که داری آرامش و تمرکز هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در برابر، در برخورد با، در معرض

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حاوی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گرفتار کردن

پیشنهاد
٠

آگاه بودن از افکار، احساسات و رفتار ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قرارگیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از بین رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بالا پایین رفتن، فراز و فرود داشتن، افت و خیز داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

ایجاد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نابود کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناتوان، خسته، درمانده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرسوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لازمه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اضطراب داشتن، نگرانی داشتن، دلشوره داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نشانه ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کارم تمومه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

خسته ( از لحاظ روحی و جسمی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آرام ماندن، ساکت ماندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور آشکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نا آرام، آشفته، بحرانی، طوفانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیش رو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یواشکی، به آرامی، به آهستگی، بی سر و صدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نظم، تعادل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

راه حل، راهکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

باعث شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مقاومت کردن در برابر، مانع شدن از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عاقل، آگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانستن اینکه، فهمیدن اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاثیر گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به نظر میرسه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تصاحب شدن، کنترل شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر از قبل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میل شدید به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به چیزی رسیدگی شدن، بررسی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیزی که باعث میشه که یک کاری را انجام بدی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پخش بودن در

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سریع راه افتادن، سریع به کار افتادن، سریع وارد عمل شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحت تعقیب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیزی/کسی را به چیزی درآوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی/چیزی را به چیزی درآوردن

پیشنهاد
٠

کسی /چیزی را به چیزی درآوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلکه به این صورت هست که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ظاهر شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فکر کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

و همچنین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازسازی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جالب، جذاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نباید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آشفتگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به شکل اصولی و صحیح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صحیح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سالم، موثر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واقعیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

غلبه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاملا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تغییر کردن، بالا پایین رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

که در آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راهنما

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تحمیل شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تداوم دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از همه مهم تر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرکوب، سرزنش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Some point

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفرت انگیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سمت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آزار دیدن از، آسیب دیدن از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آسیب دیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستکاری شده با فتوشاپ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کشیده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستکاری شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

غذا خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور مکرر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نتیجه گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برگشتن به حالت طبیعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی تحرکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وجود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درونی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

موفق شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

موفق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

احساسات، عواطف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مشکل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیر پا گذاشتن، ارزش و اعتبار قائل نشدن، اهمیت ندادن، نادیده گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خودتون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

کم کم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بسیار دوست داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

واقعا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راه حل سریع و کوتاه مدت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اختصاص دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجموعه بزرگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعادل در زندگی، زندگی متعادل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این یکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فروپاشی روانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احساس شرمندگی و سرافکندگی داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی پایان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

قاطعیت، جدیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سخن، حرف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

امید، انتظار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جیغ کشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حتی وقتی که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون تاخیر، بی معطلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقد شده، تحلیل شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلخواه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شرایط بسیار بد ( به این صورت که امیدی به بهبود و یا پیشرفت نمیبینی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

املا درست این کلمه diversity هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنج بردن از، رنج کشیدن از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرد پرخور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احترام گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میل مفرط یا شدید به غذا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میل مفرط، میل شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقب انداختن، به تعویق انداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بمباران شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مضطرب، نگران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برای همیشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غش کرده، بیهوش شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعدادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به سمت راست و چپ حرکت کردن، به این طرف و آن طرف حرکت کردن، به این سو و آن سو حرکت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برنامه ریزی شده، با برنامه

پیشنهاد
٠

پزشک خدمات درمانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توضیح داده شده، شرح داده شده، توصیف شده

پیشنهاد
١

با این توافق که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمرین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وجود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف: The American Board of Professional psychology معنی :هیئت روان شناسی حرفه ای آمریکایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بازسازی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف:health service provider in psychology معنی :ارائه دهنده خدمات سلامت در روانشناسی

پیشنهاد
٠

و از همه مهم تر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتفاقات ذهنی، اتفاقات درون ذهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتفاقات ذهنی، اتفاقات درون ذهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جنگیدن با، مبارزه کردن با

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عادت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

رفتار تکرار شونده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به تدریج، کم کم، به مرور، با گذشت زمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فکر، نظر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تنبلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواستن، علاقه داشتن، تمایل داشتن، میل داشتن، دوست داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمایل داشتن، علاقه داشتن، میل داشتن، خواستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

استاد بالینی: فردی که در محیط دانشگاه، به آموزش عملی رشته مورد نظر به دانشجویان میپردازد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اضطراب، نگرانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خارج از تصور، فراتر از، بیشتر از، پس از، بعد از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

قدرت، برتری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یاری رسان، کمک رسان، یاری دهنده، کمک کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقاومت ناپذیر، غیر قابل مقاومت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به مرور، با گذشت زمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حرکت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خاصیت، ویژگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افزایشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

عاقبت اندیش، آینده نگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرکتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ساکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فرایند، روند، شیوه، طرز کار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرایند، روند، شیوه، طرز کار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آشکار، واضح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مقاومت کردن در برابر، ایستادگی کردن در برابر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طولانی مدت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر ضروری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دید کلی، نمای کلی، آگاهی کلی، درک کلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیال، تصور، تفکر، تخیل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به اندازه کافی، به مقدار کافی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آگاهانه، هوشمندانه، ماهرانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

آرامش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توانایی ایجاد ایده ها و اثرات جدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در معنای مجازی ) بهبود، پیشرفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طولانی مدت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وادار کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به، به سمت، به سوی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

در انگلیسی بریتانیایی و همراه با weather به معنای آفتابی و خوب هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دویدن و صاف جلوی کسی وایسادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مورد بررسی قرار دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تولید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخت کوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علاقه مندی ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پسرفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

عرب ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صحنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

حاشیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشکل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرخوشی، مستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرخوش، مست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطلوب، مناسب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصل، اساس، ملاک، ابزار سنجش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وضعیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناخوشایند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سختگیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتقال دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در رابطه با رفتار :خودکاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در رابطه با رفتار :به صورت خودکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در رابطه با رفتار :خودکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاکید کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمیزی، نظم و ترتیب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامشهود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صاف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موبایل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفریحی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مانده به

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

رد شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

رئیس، فرمانده، رهبر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مگر آن که

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کلی، کاملا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسیدن به قرار ملاقات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

معمولی، ارزان مثال :casual food ترجمه :غذای معمولی و ارزان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مملو از، پر از

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

امری عادی است، مسئله ای عادی است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در آن نزدیکی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیش از، بیشتر از

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از بسیاری از

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به سمت چیزی بودن. مثال :My window looks to the east معنی : پنجره من به سمت شرق است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جفت و جور بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مواد غذایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مفاصل یا محل اتصال دو یا چند استخوان دست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به این ترتیب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قیچی شمشاد زن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف عبارت subject to هست. در ریاضی به صورت s. t یا . s. t نوشته میشه و معنی ( به شرطی که ) میده.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شروع به لرزیدن کردن ( از سرما، ترس و غیره )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

قسط دادن، قسط پرداخت کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

نزدیک بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در فیلم و سریال : کپی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

شامل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بعضی اوقات برای صدا زدن بابا در آمریکا استفاده میشه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

صحنه نمایش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

روزی روزگاری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در نظر گرفتن

پیشنهاد
٠

مدیریت کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

عبور کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مونتاژ شدن، سرهم شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به فردی میگویند که رفتار دور از ذهن را از خود نشان میدهد مثلا اول خود را به عنوان فردی مهربان و مهمان نواز معرفی میکند ولی بعدا سطحی از خشونت و بی رح ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به عبارت دیگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کودکان 1 تا 3 سال را شامل میشه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

باد کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

افت کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جان تازه بخشیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوپر گل در فوتبال

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فهرست، لیست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون هیچ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اولین جا یا مکانی که فرد میره تا پروسه یا روند انجام کاری را شروع کنه. مثال: The general practitioner is a first port of call for people with all man ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاکید کردن بر روی به یاد داشتن حقیقت مهم توسط فرد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

عارضه، بیماری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رشد، گسترش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تولید کردن، منتشر کردن، ایجاد کردن مثال:The author pumps out a book every year

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

آشفتگی، بی قراری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ذهن درگیر، ذهن مشغول

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

هلهله کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دچار مشکل شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بازگو کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

زمین مسابقه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Private view یعنی جایی که میتونی دیدگاه و نظر خود را به صورت خصوصی به اشتراک بگذاری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

to kick a ball hard and score a goal

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

راحتی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در لیست نهایی قرار دادن

پیشنهاد
٠

جلوگیری از نشتی گاز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سرخوشی، مستی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

وزنه زدن، وزنه بلند کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیگانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای کاری کاملا آماده شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به رو متکایی یا روکش متکا bolster cover یا bolster case میگویند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

محافظ تشک

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

متکا لوله ای کوچک

پیشنهاد
١

دستگاه تهویه مطبوع دو تیکه که شامل بخش داخلی و بخش بیرونی هست. در ایران به طور خلاصه به آن اسپلیت ( split ) میگویند.