به نظر من، زبان فارسی بسیار به برابر درخوری برای The نیاز دارد. اینک The یعنی چه؟ The پیش از واژه ای به کار می رود که شنونده با آن از پیش آشنایی دارد. یکی از دوستان اینجا نمونه خوبی برای کاربرد The آورد:
... [مشاهده متن کامل]
I bought a car یعنی ماشینی خریدم
I baught the car یعنی آن ماشین را خریدم / ماشینه رو خریدم
پسوند �ـه� برابری برای The در فارسی گفتاری است اما زبان فارسی از پسوند �ـه� برای ساخت واژگان پُر است ( ساقه، دسته، چشمه، گوشه، . . . � و شایسته نیست یک پسوند دیگر �ـه� به معنای دیگر به آن بیفزاییم. از سویی واژگانی که خود در پایان �ـه� را چگونه معرفه خواهیم کرد؟ من بهتر می دانم که مانند دیگر زبانان از جمله عربی و اسپانیایی و انگلیسی و فرانسوی و . . . از یک صفت اشاره جداگانه بهره ببریم.
واژه The در زبان های باستانی به معنای �این� و �آن� بوده و امروزه معنای آن به یک واژه شناساننده ( معرفه ) دگرگونیده است.
پیشنهاد من برای برابر فارسی آن واژه �ام� هست. �ام� نیز دقیقا همانند The در گذشته معنای �این� را می داده همانگونه که در واژگان امروز، امشب و امسال دیده می شود ولی دیگر کاربرد خود را از دست داده است. شاید �ام� بهترین واژه برای The باشد. مانند:
�راستی، ام خانه را خریدم. � یعنی آن خانه ای که پیش در مورد آن با تو سخن گفتم را خریدم.
این کار، کار ترجمه را بسیار دقیق تر و ساده تر می کند ولی پرسش اینجاست که چگونه می توانیم این واژه را در ادبیات خود جا بیندازیم به گونه ای که گوش مردم به آن آشنا باشد.
تلفظ:
اگر کلمهٔ بعد از آن، اولش، صدای حروف صدا دار داد، یعنی، صدای یکی از این حروف صدا دار a, e, i, o, u را داد، تلفظ آن، به صورت /�ə/ ( ≈ ذا ) است؛ اما اگر، در غیر این صورت بود، تلفظ، به صورت /�i/ ( ذی ) است؛ مثلا، در کلمهٔ �The MP3 player�، چون کلمهٔ بعد از The که M است، صدای اِم یا اَم می دهد و صدای اول آن که اِ یا اَ است، صدا دار است، the، صدای ذی می دهد.
... [مشاهده متن کامل] the دقیقا چیه؟
ما دو دسته لغت داریم:
لغات انتزاعی یا abstract
لغات tangible
به عنوان مثال، home و house هر دو به معنی خونه هستن ولی تفاوتشون کجاست؟
اولی انتزاعی هست ولی دومی ملموسه
شما میگین I'm at home و میگین I'm in the house چون home معنی خونه به صورت کلی داره مثلا وطن شما هم یه جور home هست ولی house یک مثال ملموس از خونه هست.
... [مشاهده متن کامل] تلفظ:
اگر کلمهٔ بعد از آن، اولش، صدای حروف صدا دار داد یا صدای یکی از این حروف صدا دار a, e, i, o, u را داد، تلفظ آن، به صورت /ə/ ( ذا ) است؛ اما اگر، در غیر این صورت بود، تلفظ، به صورت // است؛ مثلا، در کلمهٔ �The MP3 player�، چون کلمهٔ بعد از The که M است، صدای اِم یا اَم می دهد و صدای اول آن که اِ یا اَ است، صدا دار است، The، صدای ذی می دهد.
... [مشاهده متن کامل] در زبان باستانی لاتین نیز از اشاره گرهای این و آن برای شناس سازیِ نام بهره گیری می شد؛
در لاتین illa، ille = آن
این ضمیر اشاره در گذر صدها سال، در زبانهای لاتینیِ کنونی مانند فرانسوی، اسپانیایی، ایتالیایی به یک وابسته ی اجباری برای نامهای شناخته شده دگرگون شده:
... [مشاهده متن کامل]
le, la در فرانسه
el, la در اسپانیایی
il, la در ایتالیایی
و با دگرگونیهای بیشتر در پرتقالی و رومانیک.
در پارسی از ( این و آن ) نیز برای شناس سازی نامها بهره گیری می شود که ادامه دهنده روش کهنِ شناس سازی در پارسی باستان است.
در انگلیسی نیز شناسواژه ی the، دگرگون شده و کوتاه شده ی this=این [و یا that] در انگلیسی کهن است که در گذر زمان از یک اشاره گر مستقل ( this یا that ) به ریخت یک وابسته ی اجباری برای نامهای شناخته شده ( the ) درآمده است.
... [مشاهده متن کامل] در زبان پشتو که یک زبان ایرانیست شناسواژه ( حرف تعریف ) /دِ ، دَ/ برای شناس کردن نامها بکار می رود که برابر با the در انگلیسی ست با این تفاوت که این شناسواژه در پشتو حالت فاعلی یا مفعولی نام را نیز آشکار می کند؛ اگر واژه در حالت فاعلی باشد برای شناس کردن آن، از شناسواژه دِ بهره گیری می شود و اگر در حالت مفعولی باشد دَ بکار می رود که در هر دو حالت برابر با پسوند اِ ( ه ) در پارسی ست.
... [مشاهده متن کامل]
شناسواژه ی [د] در پشتو از دگرگونی ضمیر اشاره [تَ]=آن در زبان اوستایی بدست آمده که به گمان فراوان همریشه با that=آن در انگلیسی کهن است.
در فارسی، یا معنی ای نمی دهد، یا معنی �ه� در آخر کلمات یا معنی �این� یا در برخی موارد، �آن�، یا معنی �را� می دهد.
این. . . را ، - ی
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم theo ( به صورت the نیز نوشته می شود )
📌 این ریشه، معادل "God" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "God" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 theology: the study of "God" and religion
🔘 theologian: a person who studies "God" and religious beliefs
🔘 theocracy: a government ruled by "God" or religious leaders
🔘 monotheism: belief in one "God"
🔘 polytheism: belief in many "Gods"
🔘 atheism: disbelief in "God"
🔘 theist: a person who believes in "God"
🔘 atheist: a person who does not believe in "God"
🔘 pantheism: the belief that "God" is in everything
🔘 theocentric: centered around "God"
🔘 theonym: a "God"’s name
"The" یک حرف تعریف معین ( definite article ) در زبان انگلیسی است. "The" برای اشاره به چیزی که مشخص و معین است استفاده می شود، یعنی هم گوینده و هم شنونده می دانند که در مورد چه چیزی صحبت می شود.
می توان آن را به صورت های زیر تقریباً معنی کرد:
... [مشاهده متن کامل]
این/آن ( مشخص ) : وقتی که به چیزی اشاره می شود که قبلاً به آن اشاره شده یا برای هر دو طرف مکالمه مشخص است.
ـِ ( کسره مالکیت ) : در برخی موارد می توان "The" را با کسره مالکیت ترجمه کرد.
I saw a dog in the street. The dog was brown.
من یک سگ در خیابان دیدم. ( آن ) سگِ قهوه ای بود. ( در اینجا "The" به سگی اشاره دارد که در جمله قبلی به آن اشاره شده بود. )
Please pass me the salt.
لطفاً ( آن ) نمکِ را به من بده. ( در اینجا فرض بر این است که هم گوینده و هم شنونده می دانند کدام نمکدان مد نظر است. )
The book you lent me was great.
آن کتابی که به من قرض دادی عالی بود. ( کتاب مشخصی که قبلاً قرض داده شده )
تفاوت "The" با "a" و "an":
a/an: حروف تعریف نامعین ( indefinite articles ) هستند و برای اشاره به چیزی که کلی و نامشخص است استفاده می شوند.
The: حرف تعریف معین ( definite article ) است و برای اشاره به چیزی که خاص و مشخص است استفاده می شود.
I saw a dog in the street. ( یک سگ در خیابان دیدم. - کدام سگ مشخص نیست )
I saw the dog in the street. ( آن سگ را در خیابان دیدم. - سگی که مشخص است و احتمالاً قبلاً درباره اش صحبت شده )
به طور خلاصه، "The" در زبان انگلیسی برای معین و مشخص کردن چیزی به کار می رود و در فارسی معادل دقیقی ندارد، اما می توان آن را به صورت تقریبی با "این/آن ( مشخص ) " یا "ـِ" ( کسره مالکیت ) در نظر گرفت.
این، را
اون، این
the دقیقا یعنی درحال آینده اینگونه میشود.
و به معنی این
یا به معنی کردن
The می تونه قبل از صفت استفاده بشه تا آن را به اسم جمع تبدیل کنه . 👌
The unemployed are worried about the future
بیکاران نگران آینده هستند 🤷
شناسه ( حرف معرّفه ) است و قبل چیزی که میشناسیمش بکار میبریم
معنی: را، حرف معرفه، حرف تعریف ( با a و an فرق دارد ) ، تا اینکه، مگر اینکه، برای اینکه، هر چه، حرف تعریف برای چیز یا شخص معینی
تلفظ:
... [مشاهده متن کامل]
۱ - اگر کلمهٔ بعد از the حرف اولش با یکی از حروف صدا دار ( a, e, i, o, u ) شروع میشد، تلفظ به این صورت است: ذی
۲ - امّا اگر کلمهٔ بعد از حرف the حرف اولش با بقیهٔ حروف بی صدا شروع میشد، تلفظ به این صورت است: ذا
حرف تعریف "the" که به معنای "این" یا "آن" استفاده می شود.
مثال: The cat is sitting on the mat.
گربه روی فرش نشسته است.
*آموزش زبانهای انگلیسی، ترکی استانبولی و اسپانیایی
به معنی چیزی که هم شخص گوینده هم شخص شنونده میدانند درمورد چه چیزی صحبت میکنند
The chair : این میز ، در جمله ای میاید که مشخص است کدام میز ذکر شده
chair : میز
را
در عربی هم معنی خدا میدهد.
تلفط the: اگر کلمه بعد از the حرف اولش جزؤ حروف صدا دار ( a, e, i, o, u ) باشد /�i:/ ( ذی ) تلفظ میشود و در غیر این صورت ( ذا ) تلفظ میشود.
ذا ( ذی )
تلفط the: اگر کلمه بعد از the حرف اولش جزو حروف صدا دار ( a, e, i, o, u ) باشد /�i:/ ( ذی ) تلفظ میشود و در غیر این صورت ( ذا ) و یا بعضی وقتها ( ذِ ) تلفظ میشود.
درود
/ شناسواژه /
شناسواژه یا حرف معرفه و تعربف در زبان پارسی، واکه ( واج صدادار ) / اِ/ است که به ریخت /ه/ در پایان نام می آید درواقع /ه/ در پارسی پسوند شناس ساز است، همان کاربردی که the در انگلیسی، Le در فرانسه و ال در عربی دارد:
... [مشاهده متن کامل]
مَرده رفت،
پسره رو دیدی؟
کتابه را خوندم قشنگ بود.
گوشیه را خریدم.
در این نمونه ها نامهای مرد، پسر، کتاب و گوشی حالتی شناخته شده برای شنونده دارد یعنی که انگار شنونده آنها را می شناسد یا دستکم شناخت اندکی هم که شده به آنها دارد.
در پارسی افزون بر پسوند /ه/ برای شناس سازی، گاهی ضمیرهای اشاره [این و آن یا همین و همان] هم برای شناساندن بیشتر یا تاکید کاربرد می یابند:
اون مرده رفت.
همون پسره، دیدیش تا حالا!
این کتابه را که می گم بخون.
من فقط همین گوشیه را می خوام.
من فقط همون گوشیه که نشونت دادم رو می خوام، آخرم می خرمش.
-
همچنین در پارسی پسوند /ی/ برای ناشناس سازی کاربرد دارد که گاهی همراه با یک ( یه ) گفته می شود مانند کاربرد a و an در انگلیسی:
مردی رفت، یه مردی رفت.
یه کتاب خوندم که خیلی قشنگ بود. یه کتابی خوندم . . .
یه گوشی خریدم که تا حالا ندیدی.
در این نمونه ها نامهای مرد، کتاب و گوشی حالتی ناشناس برای شنونده دارد.
آ/ای/آن/این/موجود
"موجود" معادل مناسبی برای حرف "the" هست. موقع ترجمه لغت به لغت می شه متوجه این تناسب شد.
Emphatic the [thee]When we wish to place emphasis on a particular word, we can use "emphatic the" [thee], whether or not the word begins with a consonant or vowel sound. For example:A: I saw the [thuh] President yesterday.
... [مشاهده متن کامل]
B: What! The [thee] President of the United States?
A: Yes, exactly!
موارد استفاده از the
1. برای یک چیز یا یک شخص معین ( که قبلا برای شنونده در مورد آن صحبت کرده ایم )
I bought a shirt and some pants. The shirt is blue. 2. قبل از اعداد و تاریخ
Friday the thirteenth.
... [مشاهده متن کامل]
I grew up in the nineties.
3. قبل از افراد و چیزهای مشابه
the French ( فرانسوی ها )
the rich ( ثروتمندها )
4. قبل از اسم رودخانه ها، اقیانوس ها و برخی کشورها
the Atlantic
the Mississippi
معنی کلمه the میشود : را
و تلفظ کلمه the به این صورت است که اگر بعد از آن یک حرف صدا دار ( a, e, i, o, u ) بیاید ذی تلفظ میشود و در غیر این صورت ذا یا ذِ تلفظ میشود.
بچه ها میشه برام این جمله رو معنی کنینThy Phnomenon one
این یا آن ( شی ء یا هدف ) مدنظر
Dei /the /theo/ thi
از نظر ریشه شناسی به معنای خدا هست.
مثال:
Theism
Atheism
Deity
Monotheism
Ditheism
Polytheism
pantheism
Theocracy
Theology
Theocentric
ترتیب ترجمه: 1 - ترجمه نمیشود 2 - این و آن 3 - مذکور، مذبور ، مورد نظر ، فوق الذکر و. . . پس از هسته اسمی ترجمه میشوند 4 - ( هه ) غیر ملفوظ آخر کلمه مثل The Ali book = کتاب علی 5 - یکی از و نوعی از ( مثل یکی از بهترین روش های مطالعه و نوعی از دارویی که برای این بیماری وجود دارد )
معنی the به فارسی پیشنهاد من در مورد این کلمه مثل اینکه بگیم که در این شهر یک رستوران وجود دارد .
پس معنی the به معنی ها یا این هستش.
The=این یا ها
هاوندهای پارسی the:
- ه
ماشینه: the car
دختره: the girl
ام -
ام شهر: this city
ام روز: today ( الیوم )
هاوند های پارسی a / an:
- ی
کتابی: a book
پسری: a guy
یه -
... [مشاهده متن کامل]
یه نفر: a person
یه ساعت: an hour
گاهی هردو ریخت پسوندی و پیشوندی با هم بکار می روند:
"ام تاکسیه" رو ببین: look at the taxi
"ام درختی" که تو باغچه بود: the tree that was in the garden
"یه کلاغه" بالاشه: there is a crow on top of it
"یه بچه ای" داشت رد میشد: a kid was passing
the البته حرف معرفه سازی است اما دقت بفرمایید و به بالا آمدن این پیشنهاد کمک بفرمایید.
به اعتقاد بنده، باید برای این حرف تعریف مدتها پیش معادلی فارسی تعریف میشد که نشده است و دلسوزی نیز وجود نداشته است که به فارسی کمک کند و اگر هم اسما وجود داشته است، درعمل فرهنگستانهای بودجه بگیر چیزی به زبان نیفزوده اند.
... [مشاهده متن کامل]
بهرحال به نظر من ما میتوانیم از یک کلمه جدید برای ترجمه آن استفاده کنیم. تاکنون شخصا در ترجمه مجبور به استفاده از کلمات این، آن، همین، همان و غیره برای معروف کردن کلمه نموده ام ولی اینکار باعث بعضا تطول یا غامض شدن کلام می شود.
پیشنهاد من استفاده از پیشوند شناخته شده اِم می باشد. مثلا وقتی میگوییم امروز یا امسال یعنی این روز یا سال شناخته شده بنابرین میتوانیم برای سایر واژگان نیز از آن استفاده کنیم، مثلا ام درخت یعنی همین درخت شناخته شده و . . .
پیشنهاد دیگر من استفاده از کلمه هَمِن پیش از کلمه مورد اشاره است که البته شبیه همین و همان هم هست و مفهوم را میرساند. وقتی میگوییم همن ماشین را میگویم، معرفه بودن و شناخته شده بودن آن ماشین را هم رسانده ایم و فقط اشاره به ماشین نکرده ایم و ماشینه یا ماشینو هم نگفته ایم که البته برای عبارات معرفه گفتنش دشوار است. بنابرین میتوان این کلمه را برای اولین بار به فارسی افزود و آن را گویاتر نمود.
از مترجمان گرامی، انگلیسی دانان و فارسی دانانی که توانسته ام، این مطلب را به خوبی به ایشان منتقل نمایم خواهش میکنم به این دو واژه رای مثبت یامنفی با ارائه جایگزین بهتر، دهند بلکه بتواند جای خود را در ادبیات فارسی پیدا کند.
بعضی از دوستان گفتند که the هیچ معنی به جمله نمیده. حالا دو تا جمله پایین رو مقایسه کنید:
I bought a car last monthماه پیش یه ماشین خریدم ( یعنی ماشینی که تا حالا در موردش با شما صحبت نکردم )
I bought the car last month
... [مشاهده متن کامل]
ماشینه رو خریدم ( یعنی ماشینی که قبلا بهتون در موردش گفته بود )
حالا فکر کنید به اشتباه بک دفعه به دوستم بگم "پسره رو دیروز دیدم". اونوقت دوستم میگه کدوم پسره؟ . . . اگر این جمله رو به انگبیسی برگردونم میشه: I saw the boy yesterday
پس تو جمله هایی که برای بار اول قراره در مورد یک اسم عام مثل car استفاده کنید باید از حرف تعریف a/an استفاده کنید. البته اگه اون اسم عام چیزی باشه که هر دو نفر بدونن مثلا کدوم ماشین مد نظر هست، هرچند برای بار اول استفاده باشه باید از حرف تعریف the استفاده شه.
مثلا تلویزیونی که توی خونه هست و همه اون رو میشناسن و قصد صحبت کردن در مورد اون رو دارید حتما باید the رو قبلش داشته باشید
برای مثال میگید: تلویزیون رو دیروز روشن کردم. . . I turned the TV on yesterday
این کلمه پشت از کلمه می آید که برای خوندن آماده میشه
I bought a book
من کتابی را خریدم
I bought the book
من کتابه را خریدم
حرف تعریف the
حرف تعریف the هیچ معادل و مفهوم مشخصی در فارسی ندارد. ولی گاهی از ضمایر این یا آن برای ترجمه the استفاده می شود. مثال:
the car ( آن اتومبیل )
the cat ( آن گربه )
- حرف تعریف the، اشاره دارد به کسی یا چیزی که قبلا به آن اشاره شده است و یا به راحتی قابل تشخیص است. مثال:
... [مشاهده متن کامل]
. the nights are getting longer ( شب ها دارند طولانی تر می شوند. ) ( در این مثال the nights اشاره به شب های یک ماه در یک فصل بخصوص دارد. )
- the برای اشاره به فردی سرشناس یا چیزی که تنها یک نمونه از آن وجود دارد، نیز بکار می رود. مثال:
?have you seen the eiffel tower ( تا به حال برج ایفل را دیده ای؟ )
the queen ( ملکه ) ( منظور ملکه کشوری بخصوص است. )
- برای اشاره به چیزی مشخص. مثال:
the house at the end of the street ( خانه ی در انتهای خیابان )
. it was the best day of my life ( آن ( روز ) بهترین روز زندگی من بود. )
- برای اشاره به چیزی به طور کلی یا بیان کلیت چیزی. مثال:
. i heard it on the radio ( من در رادیو آن را شنیدم. ) ( در اینجا به مفهوم کلی رادیو اشاره دارد و نه به شبکه یا موج خاصی از رادیو )
. the dolphin is an intelligent animal ( دلفین حیوانی باهوش است. ) ( منظور یک دلفین بخصوص نیست بلکه منظور همه دلفین ها است. )
- the قبل از صفات برای اشاره به چیز یا فرد بخصوص. مثال:
the most important matter ( مهم ترین مسئله )
منبع: سایت بیاموز
به تنهایی معنی نداره
ولی مثلا وقتی میگیم At school یعنی در مدرسه، مدرسه ای که شنونده نمیدونه چیه کجاس و. . .
ولی At the school یعنی در مدرسه ای که هم گوینده هم شنونده میدونن کجاست، چیه، مال کیه و ازش خبر دارن
The زیبا سازی و جلوه به کلمه
توجه داشتن
The به تنهایی خودش معنایی نداره . ولی اگه قبل فعلمون اومد معنی میده
مثلا flower ( گل ) وقتی بهش The اضافه میشه معنی
گلِ . . . . رو میده
the زمانی به کار میبریم که فرد شنونده میفهمه یا میتونه بفهمه ما داریم درمورد چه چیزی صحبت میکنیم ،
یک حرف برای ارتباط اسم ها ( nouns )
همیشه اول اون اسمی که به اسم دیگر ربط پیدا میکنه باید بیاد
... [مشاهده متن کامل]
قبل جنگل ، کوه، کتاب های اسمانی، دریا ، مناطق جغرافیایی ، کتابخانه، هتل و. . .
نکته:
حرف the تنها قبل زمان هایی مثل afternoon, mornig . . . . . . بکار میره و نباید قبل زمان های اصلی مثل noon, night از at استفاده میکنیم
Book
کتاب
The book
کتابه
اگه بعد از the کلمه با حرف صدا دار شروع شد di خونده میشه در غیر اینصورت De
the را میتوان از همچون �ال� عهد ذهنی در ادبیات عرب دانست که اگر بر سر اسم بیاید مراد آن وصف یا اسمی است که پیشتر خوانده شده و در ذهن خواننده است.
یک حرف اضافه که برای این هتل ها و کشور ها و ساختمان ها و ابزار های موسیقی و اگر چیزی که قبلا گفته ایم رو بخواهیم دو باره بگوئیم می آید. برای چیزی که تک است مثل ماه ، زمین، و چیز هایی که تک هستند.
برای صفت ها هم هست.
... [مشاهده متن کامل]
و برای چیزی که از آن مطلع هستیم. مثال👇
من به هتل لیزون رفتم
I, went to the hotel luzon
اگر دوست داشتید لایک کنید 🌺🇬🇧
the درفارسی هیچ معنی ندارد ولی در عربی اگر می
گویم ال کتاب=الکتاب . . . ال همان the
A. An, . The شمارش گر هستند . و قبل اسم هایه مفرد میایند.
you are *a boyit is *an appleاما رمانی از theاستفاده میکنیم که در باره یه یک چیز مشخص صحبت میکنیم که شنونده در جریان هست مثلا در it is a panدر اینجا شنونده فهمید که در باره یه یک خود کار حرف میزنیم پس باقیه جمله را از the استفاده میکنیم
... [مشاهده متن کامل]
it is a pen. *the pen is amazing .
Aوanنیز شمارش گر هستند اما زمانی از anاستفاده میکنیم که کلمه قبل ان حرف اولش حروف صدا دار باشد
موفق باشید.
حرف برای چیز یا شخص معینی
معنی خاصی ندارد در هر کجا که می خواهید میتوانید استفاده کنید
فقط برای مشخص شدن اسم است
یعنی آن اسم معرفه است
و برای مخاطب شناخته شده است
برای مثال a man یک مرد، برای مخاطب شناخته شده نیست
ولی the man یعنی مخاطب میشناسد آن مرد را
و اینکه تاثیری در ترجمه ندارد
اگر با صفت یا adjective بیاید به معنا {ها} جمع است همانند the rich ثروتمندها
هوالعلیم
The: حرف معرفه است وبرای تعریف شخصی ، مکانی ، چیزی ، یا. . . . . بکار میرود.
بعضیاً بعنوان حروف استثناء بکار میرود: مانند الا ، مگر
ساده ترین تعریف اینکه که برای شناساندن به کار میره
حرف تعریف برای جیز بالشخص معین
1 همین، همان
2 گاهی لازم است "آن" ترجمه شود و بعد از کلمه قرار گیرد
Economists appreciate cities as a locus for understanding economic growth. The result was the new economic geography :اقتصاددانان شهر را مکانی برای شناخت رشد اقتصادی ارزیابی کردند. نتیجه ی آن جغرافیای اقتصادی جدید بود.
... [مشاهده متن کامل]
I have only told part of the globalization story, the western version :
من فقط بخشی از روایت جهانی شدن، نسخه غربی آن را گفته ام.
Why not? The answer is to be found in the nature of Normal History :
چرا نه؟ پاسخ آن باید در ماهیت تاریخ طبیعی یافت شود.
the برای صفات عالی هم استفاده میشه
مثلا :
ثروتمندترین، بلندترین، باهوش ترین و. .
the richest the tallest the smartest برای معرفی گروهی از افراد هم از the استفاده میشه
مثل :
... [مشاهده متن کامل]
the American امریکایی ها
the rich ثروتمندان
یا برای معرفی کشور های ایالتی مثل
the USA
the UAE
The به معنی =این یابه معنی= آن میشود
نگاه کردن به چیزی یا شخصی
سوال: الان the comet معنی ستاره دنباله دار رو میده؟
برای چیزی یا شخص معینی
چند نمونه جمله با the
The men are watching TV
The squirrel has a cell phone
The man in the meadow
اگه دوست داشتید لایک فراموش نشه
The خودش به تنهایی هیچ معنی نمی ده فقط وقتی معنی میده که قبل کلمه ای بیاد مثل The car
the' or 'theo' as a Greec's root in meaning of God or gods'
پشت بعضی از کلمات به کار برده می شود. مانند :the taxi=تاکسی
the حرف تعریف برای چیز یا شخص معینی
برای همه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٦٩)