نیما چوبین

نیما چوبین دارم یاد میگیرم، هر چی یاد گرفتم اینجا مینویسم.

*Choobin*

نه من آنم که برگیرم سر از خاک درت هرگز
مگر وقتی که زیر خاک، خشتم زیر سر باشد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



plant a dagger in one's heart٠٠:٢٤ - ١٤٠١/٠٦/٢٦کسی را به شدت ناامید کردن خنجر به قلب کسی زدنگزارش
0 | 0
buy a lemon٢٢:٤٠ - ١٤٠١/٠٦/٢١خریدن چیزی که بی ارزش است، یا ارزش بسیار کمتری نسبت به چیزی که فروشنده وانمود می کنه، دارد.گزارش
0 | 0
knocker٢٢:٥٣ - ١٤٠١/٠٦/٠٩knockers Vulgar Slang A woman's breasts. ( اصطلاح عامیانه ناپسند ) سینه ٔٔ زنان _ پستان - ممه - بانوانگزارش
0 | 1
dickwad١٨:١٦ - ١٤٠١/٠٦/٠٥خیلی احمق / احمقی که تلاش می کنه هوشمندانه رفتار کنه و یه معنی عجیب دیگه هم میده 😐 : دستمال کاغذی آغشته به منی حاصل از خودارضایی های - همراه با خشم ... گزارش
0 | 0
go down on١٣:١٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٨انجام سکس دهانی ( فرقی نداره طرفین رابطه مرد یا زن باشند )گزارش
0 | 0
dick seat١٥:٢٥ - ١٤٠١/٠٥/١٦صندلی تاشوگزارش
0 | 0
pity taker٠٣:٣٢ - ١٤٠١/٠٥/١٦دل رحم، دلسوز، دل نازک و ترحم کنندهگزارش
0 | 0
epiphany١٩:٤٦ - ١٤٠١/٠٥/١٢ایولAnes بهترین و کامل ترین مثالی که برای epiphany میشه زد همینه، درست اون لحظه ای که با دیدنش یا به یاد آوردنش یه چیزی انگار درون آدم جرقه میزنه، او ... گزارش
0 | 0
خلداشیان٢١:٠٩ - ١٤٠١/٠٥/١١جناب رضوی یه سؤال پیش میاد بنابر تعریف شما، چطور بفهمیم اموات خدابیامرز به بهشت میرن یا جهنم، احیانا ارتباطی با دیار باقی و ملک الموت یا نکیر و منکر ... گزارش
0 | 1
drop kick٠٧:٣٨ - ١٤٠١/٠٥/١١کمابیش معادل: ( ضربه ) سرضرب والی ( Volley ) یعنی، زدن توپ قبل از تماس با زمین، که سرضرب ترجمه میشه ( درست یا غلط ) ، Drop Kick ضربه به توپ چند لحظه ... گزارش
0 | 0
کاملترین زبان دنیا٠٦:٤٨ - ١٤٠١/٠٥/١١در حقیقت بیشتر آثار علمی پیشینیان ما به زبان عربی نیست !!!! چرا باید اینجوری باشه آخه، با چه منطقی؟!! تقریباً تمام نوشته های علمی ایرانیان پیش از اسل ... گزارش
0 | 1
cashmere١٧:٣١ - ١٤٠١/٠٥/٠٩نوعی پشم نرم و مرغوب که زیر موهای خارجی بز رشد می کنند.گزارش
0 | 0
sneak peak٠٧:٠٣ - ١٤٠١/٠٥/٠٦آقای قریشی عبارت مدنظر شما Sneak PEEK هست نه Sneak PEAK Peek: نگاه زیرچشمی Peak: اوج، رأس، قلهگزارش
0 | 0
furrow one's brows١٧:٠٦ - ١٤٠١/٠٥/٠٤اخم کردن، چین به ابروها انداختن، سگرمه درهم کشیدنگزارش
0 | 0
لاپایی١٤:٥٧ - ١٤٠١/٠٤/٢٨احتمالاً، اشاره به نوعی فعالیت جنسی دارد که در آن دخول اتفاق نمیوفته و . . . . . ْگزارش
28 | 1
filling٠٢:٠٧ - ١٤٠١/٠٤/٢٨Fill in on به معنی "کسی را در جریان یک موضوع پنهان/اضافی گذاشتن" I’m filling your mother in on your secret activitiesگزارش
2 | 0
thingamabob٠٥:٤١ - ١٤٠١/٠٤/٢٦( عامیانه - برای چیزی که اسم آن به یادمان نمی آید ) فلان چیز - چیزگزارش
2 | 0
fess up٠٣:٢٧ - ١٤٠١/٠٤/٢٤( حرف ) از زیر زبان کسی کشیدنگزارش
0 | 0
dodging١٧:٣٣ - ١٤٠١/٠٤/٢٢( کسی یا کاری را ) پیچوندنگزارش
0 | 0
brown as a berry٠٧:١٠ - ١٤٠١/٠٤/٢٠قهوه ای تیره، معمولا برای اشاره به پوست برنزه شده استفاده میشه.گزارش
0 | 0
any other٠٢:٤٥ - ١٤٠١/٠٤/٢٠میلاد جان به نمایندگی از تمام کاربرهای آبادیس، دکتر آریان پور و اساتید آکسفورد بهت تبریک میگم و ممنونم ازتگزارش
9 | 1
brains٠٤:٢٧ - ١٤٠١/٠٤/١٩هوش و ذکاوت - "جاسوسی" هم معنی میدهگزارش
0 | 0
at least give me a kiss before you say١٨:٤٧ - ١٤٠١/٠٤/١٦حداقل قبل از اینکه بگی ( حرف بزنی ) یه بوس بدهگزارش
2 | 0
troll٢٢:٤٠ - ١٤٠١/٠٤/١٢To Assal: تا اونجایی که می دونم Troll's Breath برند یه ماده پاک کننده قوی ـه، ( فکر کنم برای سطوح فلزی باشه ) که به خاطر بوی خیلی بدی که داره بهش "ن ... گزارش
2 | 0
quin٠٣:٤٣ - ١٤٠١/٠٣/٣١پیشوندی به معنای پنج یا پنج تایی، مثل: پنج تایی، پنج برابر، پنج قلو، تبدیل به پنج کردن : Quintupleگزارش
0 | 0
that ship has sailed١٦:٥٦ - ١٤٠١/٠٣/١٧دورهٔ این کارا ( این حرفا ) گذشتهگزارش
0 | 0
slowdown in production٢١:١١ - ١٤٠١/٠٢/١٢کاهش تولیدگزارش
2 | 0
stars in ones eyes١٨:٥٤ - ١٤٠١/٠١/١٩Quiet درست میگه If someone has stars in their eyes, they are very hopeful and excited about things which they expect to happen to them in the future ... گزارش
0 | 0
thca٠٥:١٨ - ١٤٠١/٠١/١٩اسید تتراهیدروکانابینول اسید ( THCA ) Tetrahydrocannabinol Carboxylic Acid تتراهیدروکانابینولیک اسید ( THCA ) ، پیش ساز تتراهیدروکانابینول ( THC ) ... گزارش
2 | 0
thc٠٥:٠٣ - ١٤٠١/٠١/١٩Tetra Hydro Cannabinol ( psychoactive compound in marijuana ) گیاه شاهدانه حاوی مقادیر فراوانی از نوعی ترکیب شیمیایی به نام کانابینوئید است. دانشمند ... گزارش
0 | 0
redskin١٦:١٩ - ١٤٠١/٠١/١٠امروزه این عبارت در انگلیسی توهین آمیزه و بار منفی داره، و به جاش از Native American Tribes / Native American استفاده میکنن، بهتره ما هم در فارسی به ... گزارش
2 | 0
chief٠٦:٢٩ - ١٤٠١/٠١/١٠شکل جمع کلمه Chiefs, کلمه ای نه چندان محترمانه برای اشاره به بومیان آمریکا ( سرخ پوست، همین کلمه سرخ پوست در انگلیسی Redskin الان عبارت توهین آمیزی ت ... گزارش
9 | 0
look alike٠٥:٤٤ - ١٤٠١/٠١/٠٨شبیه کسی - یا چیزی - بودن ( بویژه افراد یا اشیاء شناخته شده )گزارش
0 | 0
literalism٢٢:٣٠ - ١٤٠١/٠١/٠٧پیروی ( تقلید ) کورکورانهگزارش
0 | 0
feel up٠٢:٤١ - ١٤٠٠/١٢/١١البته کمی بعد از ناز و نوازش، یا در واقع ناز و نوازش اندام تناسلی، لمس و تحریک اندام جنسی ( چندان مودبانه نیست )گزارش
5 | 0
sunniness١١:٣٤ - ١٤٠٠/١١/٢٤خوشی، خوشحالی، طربناکگزارش
2 | 0
throne٠٦:٤٦ - ١٤٠٠/١١/٢٤عکس برای دوستانی که مخالفت کردن ( دیس لایک دادن ) ، شماره شش در عکس از دیکشنری وبسترگزارش
14 | 1
top٠٥:٣٧ - ١٤٠٠/١١/١٩در فعالیت جنسی بین دو مرد، به شخص غالب و فاعل اشاره داره.گزارش
12 | 2
CIS٠٥:٢١ - ١٤٠٠/١١/١٩مخفف کلمه Cisgender، افرادی که هویت جنسی یکسان با جنسیت هنگام تولدشان دارند. متضاد واژه تراجنسی یا Transgenderگزارش
12 | 0
dead sea scrolls٠١:٢٥ - ١٤٠٠/١١/١٨طومارهایی مربوط به حدود ۱۰۰ سال قبل از میلاد مسیح تا ۷۰ سال پس از میلاد، که در غارهایی بالای دریای مرده ( بَحْر المِیِّت ) یافت شد و حاوی کتاب مقدس و ... گزارش
0 | 0
چتول٠١:٣٨ - ١٤٠٠/١١/١٠واژه ای روسی که وارد ادبیات کافه ها و مشروب فروشی ها در ایران شد و به معنی یک گیلاس ( شات ) مشروب - بیشتر ودکا - است، که برابر ۱۲۵ میلی لیتر یا یک چه ... گزارش
7 | 1
salute١٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠٩/٢١ژست ( فرانسوی ) ، حرکت و جنبش تن عموماً و دست خصوصاً گاه سخن گفتن و اشارهگزارش
2 | 0
کس ترم٠٥:٠٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٨اصطلاحی تحقیرآمیز و بی ادبانه به معنای: دانشجوی ترم پایین، دانشجوی سال اولی ( تازه وارد )گزارش
5 | 1
tgif٠٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤Thank God It's Friday اصطلاحا: هفته تموم شد بالاخره / تعطیلات آخر هفته ستگزارش
7 | 0
wraithlike٠٤:٤٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٢شبح وار، در سایه، زیرزیرکی و مخفیانه، انجام عملی در تاریکی و سایه بصورت مخفیانهگزارش
0 | 0
get a hold of you١٤:١٦ - ١٤٠٠/٠٨/١٠مگه دستم بهت نرسه!گزارش
0 | 0
paraphrasing٢٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩نقل به مضمونگزارش
5 | 0
attributed to him١٧:١٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨منتسب به او، مربوط به او، وابسته به اوگزارش
2 | 0
come around٠٣:٥٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦تقریبا معادل: از خر شیطون پایین آمدنگزارش
7 | 0
throne٠٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٤( در اصطلاح عامیانه ) توالتگزارش
23 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



junkie٢٣:٠٥ - ١٤٠١/٠٥/٣١
• a baseball junkie
خوره ی بیسبال
0 | 0
regimented٠٤:٢١ - ١٤٠١/٠٥/٠٥
• The school imposes a very regimented lifestyle on its students.
این مدرسه شیوه زندگی همراه با کنترل های بیش از حد را به دانش آموزانش تحمیل می کنند، .
2 | 0
regimented٠٣:٥٩ - ١٤٠١/٠٥/٠٥
• Modern children don't like being regimented.
کودکان امروزی کنترل های سخت گیرانه را نمی پسندند.
2 | 0
regimented٠٣:٥٥ - ١٤٠١/٠٥/٠٥
• Schoolboys and schoolgirls should not be regimented.
پسران و دختران دانش آموز نباید تحت کنترل شدید - سخت گیرانه - باشند
2 | 0
welcome mat٠١:٤٩ - ١٤٠١/٠٤/٢٨
• The county has put out the welcome mat for international investors.
شهرستان از سرمایه گذاران بین المللی به خوبی استقبال کرد ( برای شان فرش قرمز پهن کرد )
5 | 0
running٢٢:٣٠ - ١٤٠٠/١١/٠٧
• After his heart attack, he gave over the running of the business to his brother.
پس از حمله قلبی، رسیدگی به کسب و کار را به برادرش سپرد. ( واگذار کرد )
5 | 0
running٢٢:٢٢ - ١٤٠٠/١١/٠٧
• She took up running two years ago and now she's preparing for a marathon.
او دو سال پیش به دویدن علاقه مند شد ( جذب دویدن شد ) ، و حالا برای ماراتن آماده می شود.
5 | 1
douche٠٣:٢٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٤
• You are a typical Jap douche bag. . . The most racist.
تو نمونه ی یه ژاپنی عوضی ای. . . . آخر ( نهایت ) نژادپرستی
7 | 0
co٠٢:٢٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦
• coextend
باهم تمدید یا توسعه یافتن، ( از نظر فضا یا زمان ) : هم راستا بودن، ( از نظر طول یا زمان ) : همسان بودن، هم گسترد بودن
0 | 1
co٠٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦
• coeducation
آموزش و پرورش مختلط دختر و پسر، آموزش پسران و دختران با هم، هم آموزش
0 | 0
twisted٠٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٩
• The patient twisted about in pain.
بیمار از درد به خود می پیچید
0 | 0
infinitive١٣:٢٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢
• The use of the split infinitive is now generally acceptable.
اکنون استفاده از مصدر گسسته عموما قابل قبول است.
5 | 1
infinitive١٣:١٦ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢
• You use "have" to form the perfect infinitive of a verb.
برای ساخت شکل ماضی کامل یک فعل از Have استفاده می کنید
14 | 0
infinitive١٣:١٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢
• Modal verbs generally take the bare infinitive.
افعال ناقص عموماً - مصداق - مصدر ساده ( مصدر بدون to ) هستند.
18 | 0
infinitive١٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢
• an infinitive phrase
یک عبارت مصدری
9 | 0
chop and change١٩:٠٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٨
• Don't ask me why they have chopped and changed so much.
از من نپرس چرا اینقدر نظرشان رو عوض می کنند
0 | 0
sticking١٩:٠٨ - ١٣٩٩/١٢/١٥
• Both politicians are known for sticking to their guns.
هر دو سیاستمدار به خاطر پافشاری بر اصول و عقایدشان شناخته شده اند.
7 | 0
rock and roll٠٢:٣٥ - ١٣٩٩/١٢/١٠
• They can rock and roll, they can tango, but they can't bop.
آنها راک اند رول می نوازند، تانگو می نوازند، اما نمی توانند باپ ( بنوعی جاز پیچیده ) بزنند. [مطمئن نیستم درست باشه!]
0 | 0
watch١٠:٣٨ - ١٣٩٩/١١/٢٤
• European leaders are watching the events taking place in Greece.
رهبران اروپایی حوادث - رخ داده در - یونان را زیر نظر داشتند. ( مداقه و بررسی دقیق می کردند! )
2 | 0
watch١٠:١٩ - ١٣٩٩/١١/٢٤
• Watch for our spring sales!
از حراج بهاره ما دیدن کنید.
2 | 1
watch١٠:١٨ - ١٣٩٩/١١/٢٤
• Could you watch for the taxi while I get my bag?
میشه یه تاکسی گیر بیاری تا من کیفم رو میارم؟ ( watch for به معنای با حواس جمع منتظر چیزی بودن )
12 | 1
watch٠٩:٥٦ - ١٣٩٩/١١/٢٤
• He watched the children playing by the pond while he sat on a park bench eating his lunch.
در حالی که روی نیمکت پارک نشسته بود و ناهارش رو می خورد، مراقب بچه هایی بود که کنار حوض بازی می کردند.
5 | 1
watch٠٩:٥٢ - ١٣٩٩/١١/٢٤
• The couple were kissing and not watching the movie at all.
زوج ( زن و شوهر ) در حال بوسیدن بودند و اصلاً فیلم را ندیدند.
9 | 1
inauguration٠٧:٢٧ - ١٣٩٩/١١/٢٣
• We celebrated the inauguration of her new job as a writer.
شروع کار جدیدش به عنوان نویسنده را جشن گرفتیم.
9 | 0
interjection٠٥:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٢
• Her controversial speech was punctuated with noisy interjections from the audience.
سخنرانی جنجالیش با سروصدای بلند حضار ( شنوندگان ) قطع شد.
7 | 0