نیما چوبین

نیما چوبین دارم یاد میگیرم، هر چی یاد گرفتم اینجا مینویسم.

*Choobin*

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



کس ترم٠٥:٠٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٨اصطلاحی تحقیرآمیز و بی ادبانه به معنای: دانشجوی ترم پایین، دانشجوی سال اولی ( تازه وارد )گزارش
0 | 0
tgif٠٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤Thank God It's Friday اصطلاحا: هفته تموم شد بالاخره / تعطیلات آخر هفته ستگزارش
0 | 0
wraithlike٠٤:٤٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٢شبح وار، در سایه، زیرزیرکی و مخفیانه، انجام عملی در تاریکی و سایه بصورت مخفیانهگزارش
0 | 0
get a hold of you١٤:١٦ - ١٤٠٠/٠٨/١٠مگه دستم بهت نرسه!گزارش
0 | 0
paraphrasing٢٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩نقل به مضمونگزارش
0 | 0
attributed to him١٧:١٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨منتسب به او، مربوط به او، وابسته به اوگزارش
0 | 0
come around٠٣:٥٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦تقریبا معادل: از خر شیطون پایین آمدنگزارش
2 | 0
throne٠٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٤( در اصطلاح عامیانه ) توالتگزارش
0 | 0
career out١٧:١٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٣توضیح بالا ( نفر قبلی: موسی ) معنی این عبارته: Make a career out of ( doing ) something: to do something regularly, often something wrong or silly, ... گزارش
2 | 0
screwed٠٣:٠٢ - ١٤٠٠/٠٧/١١هم خوابگی ( بدون عشق و احساس - بطور مجاز و اصطلاح ) ، سکسگزارش
2 | 0
curriculum vitae٠٥:٢٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥رزومه - آنچه کسی برای شناساندن پیشینۀ کاریِ خود ارائه می دهد ( می گوید یا می نویسد ) - شرح سوابق، مشخصات و سوابق حرفه ای شخص، تاریخچه مختصر تحصیلی و ... گزارش
2 | 0
q and a١٠:٠٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣پرسش و پاسخ Question and Answerگزارش
0 | 0
basket case١٨:١٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧A country in a difficult economic or financial situation.گزارش
2 | 0
peep tom١٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦چشم چران، نظرباز ( مردی که از روی هوس به زنان و دختران نظر کند )گزارش
0 | 0
marksmanship١١:٣٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦تیرانداز ماهر، تک تیرانداز، نشانچیگزارش
0 | 1
biathlete١١:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦شرکت کننده در مسابقات ورزشی بیاتلون ( ورزش دوگانه، تیراندازی در حال اسکی کردن )گزارش
0 | 0
ribbit٠٢:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠قورقور قورباغه 🗯🐸گزارش
12 | 0
kiss and tell٠٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٩بازگویی سواستفاده جنسی، مخصوصا در رسانه درمورد شخصی معروف ( بیشتر به منظور تحقیر ) ، بازگویی رسوایی جنسی افراد مشهورگزارش
0 | 0
judas kiss٠٧:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٩اقدامی خیانت آمیز ( بویژه خیانت کردن درحال نقش دوستی بازی کردن )گزارش
2 | 0
loaded with money٠٤:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٩( عامیانه ) خر پولگزارش
0 | 0
take aim١٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٣نشانه گیری به سمت هدفگزارش
0 | 0
well done٠٦:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٣زبردستانه، ماهرانهگزارش
9 | 0
dungarees٠٥:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٣لباس کار دوبنده ( پیشبندی ) بیشتر؛ در حالت مفرد به نوعی پارچه - کتان زبر و نامرغوب - اشاره می کند و در حالت جمع به معنی لباس کار سرهمیگزارش
0 | 0
jonesing٠٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٣طلبه چیزی بودن، خاطرخواه - چیزی یا کسی - بودن ( عامیانه )گزارش
0 | 0
cause inadvertently١٣:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٢غیرعمدی - کاری کردن - ، عامل اتفاق رویدادی بدون قصدگزارش
0 | 0
cause death by negligence١٣:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٢به دلیل سهل انگاری موجب مرگ کسی شدنگزارش
0 | 0
bonsai tree٠٥:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٢درختی که با تکنیک های خاصی کوچک نگه داشته شده و فرم دهی می شود. این هنر از چین آغاز شده و در ژاپن تکامل یافت.گزارش
0 | 0
burn debridment٠٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤برداشت بافت مردهٔ پوست از جراحت - ناشی از - سوختگی به منظور آماده سازی پایه مناسب برای پیوند پوستگزارش
2 | 0
burn daylight٠٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤اتلاف وقت، آب در هاون کوبیدن، کار عبث و بیهوده انجام دادن ( مثل شمع روشن کردن در روشنایی روز )گزارش
0 | 0
burn candle at both ends٠٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤مشابه این ضرب المثل: از خروس خون تا بوق سگ - کارکردن -گزارش
5 | 0
burn away٠٣:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤اسراف، برباد دادن، تلف کردن ( در مورد پول یا . . . . ) ولخرجی، هدر دادن، حرام کردنگزارش
0 | 0
googolplexian٠٨:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨۱۰ به توان گوگول پلکس*، ده به توان ده به توان ده به توان صد، عدد یک و ده هزار صفر جلوی آن *گوگول پلکس: ده به توان گوگول**، ده به توان ده به توان صد ... گزارش
0 | 0
dead end٠٢:١٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨بدون آینده یا جای پیشرفت، عامیانه: قوی و خشنگزارش
5 | 0
give way sign٠٩:٢٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦نشانه ( تابلو ) رعایت حق تقدمگزارش
0 | 0
born on the wrong side of the blanket٠٣:١١ - ١٤٠٠/٠٣/٢١فرزند خارج از ازدواج، متولد از پدر و مادر ازدواج نکرده ( حرام زاده )گزارش
0 | 0
born and bred٠٣:٠٦ - ١٤٠٠/٠٣/٢١متولد شده، رشد کرده و تحصیل کرده در یک مکان ( یا طبقه اجتماعی )گزارش
2 | 0
going back and forth١٩:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩رفت وبرگشت، رفت وآمد، تردد، آمدوشدگزارش
5 | 0
lozenge throat٠٤:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨قرص ( آبنبات ) مکیدنی گلودردگزارش
0 | 0
seat reducer٢٢:٣١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤تبدیل توالت فرنگی ( ایرانی به فرنگی )گزارش
0 | 0
infant formula٢٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤شیر خشکگزارش
2 | 0
vag cake٠٧:٤٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣A very great Vagina - مهبل ( آلت تناسلی ماده ) بسیار خوب یک کُس عالی :|گزارش
0 | 0
poontang pie٠٧:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣واژن، مهبل، کُسگزارش
0 | 0
front bottom٠٧:١١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣اصطلاحی کودکانه برای اشاره به آلت تناسلی ماده، کلمه برای اشاره به کُس به کودکانگزارش
0 | 0
flange٠٧:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣اصطلاحی برای توصیف یک مهبل ( کُس ) نامطلوب با پوست اضافه زیاد و بدقواره :|گزارش
9 | 0
poonani٠٧:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣اصطلاحی برای آلت جنسی زنان، کُس - همچنین Punaniگزارش
0 | 0
punani٠٦:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣رقص جامائیکایی - اصطلاحاً : مهبل، آلت جنسی ماده، کُس، سکس کردنگزارش
2 | 0
get away with murder٠٤:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣قسر دررفتن چندان ترجمه مناسبی نیست به نظرم، شاید �دم به تله ندادن� بهتر باشهگزارش
2 | 0
six feet under٠٤:٢٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣مرده، هر چیزی که دفن شدهگزارش
0 | 1
extra mile٠٤:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣سنگ تمامگزارش
9 | 0
seven hell٠٦:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٠آخرین بخش ( حلقه ) جهنم، که اشاره می کند به کتاب "دوزخ" اثر مشهور �دانته آلیگری�. در کتاب دانته به جهنم سفر می کند و میفهمد که جهنم هفت بخش یا حلقه م ... گزارش
0 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



douche٠٣:٢٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٤
• You are a typical Jap douche bag. . . The most racist.
تو نمونه ی یه ژاپنی عوضی ای. . . . آخر ( نهایت ) نژادپرستی
2 | 0
co٠٢:٢٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦
• coextend
باهم تمدید یا توسعه یافتن، ( از نظر فضا یا زمان ) : هم راستا بودن، ( از نظر طول یا زمان ) : همسان بودن، هم گسترد بودن
0 | 0
co٠٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦
• coeducation
آموزش و پرورش مختلط دختر و پسر، آموزش پسران و دختران با هم، هم آموزش
0 | 0
twisted٠٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٩
• The patient twisted about in pain.
بیمار از درد به خود می پیچید
0 | 0
infinitive١٣:٢٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢
• The use of the split infinitive is now generally acceptable.
اکنون استفاده از مصدر گسسته عموما قابل قبول است.
2 | 1
infinitive١٣:١٦ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢
• You use "have" to form the perfect infinitive of a verb.
برای ساخت شکل ماضی کامل یک فعل از Have استفاده می کنید
9 | 0
infinitive١٣:١٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢
• Modal verbs generally take the bare infinitive.
افعال ناقص عموماً - مصداق - مصدر ساده ( مصدر بدون to ) هستند.
12 | 0
infinitive١٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢
• an infinitive phrase
یک عبارت مصدری
5 | 0
chop and change١٩:٠٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٨
• Don't ask me why they have chopped and changed so much.
از من نپرس چرا اینقدر نظرشان رو عوض می کنند
0 | 0
sticking١٩:٠٨ - ١٣٩٩/١٢/١٥
• Both politicians are known for sticking to their guns.
هر دو سیاستمدار به خاطر پافشاری بر اصول و عقایدشان شناخته شده اند.
5 | 0
rock and roll٠٢:٣٥ - ١٣٩٩/١٢/١٠
• They can rock and roll, they can tango, but they can't bop.
آنها راک اند رول می نوازند، تانگو می نوازند، اما نمی توانند باپ ( بنوعی جاز پیچیده ) بزنند. [مطمئن نیستم درست باشه!]
0 | 0
watch١٠:٣٨ - ١٣٩٩/١١/٢٤
• European leaders are watching the events taking place in Greece.
رهبران اروپایی حوادث - رخ داده در - یونان را زیر نظر داشتند. ( مداقه و بررسی دقیق می کردند! )
2 | 0
watch١٠:١٩ - ١٣٩٩/١١/٢٤
• Watch for our spring sales!
از حراج بهاره ما دیدن کنید.
0 | 0
watch١٠:١٨ - ١٣٩٩/١١/٢٤
• Could you watch for the taxi while I get my bag?
میشه یه تاکسی گیر بیاری تا من کیفم رو میارم؟ ( watch for به معنای با حواس جمع منتظر چیزی بودن )
0 | 0
watch٠٩:٥٦ - ١٣٩٩/١١/٢٤
• He watched the children playing by the pond while he sat on a park bench eating his lunch.
در حالی که روی نیمکت پارک نشسته بود و ناهارش رو می خورد، مراقب بچه هایی بود که کنار حوض بازی می کردند.
5 | 0
watch٠٩:٥٢ - ١٣٩٩/١١/٢٤
• The couple were kissing and not watching the movie at all.
زوج ( زن و شوهر ) در حال بوسیدن بودند و اصلاً فیلم را ندیدند.
7 | 0
inauguration٠٧:٢٧ - ١٣٩٩/١١/٢٣
• We celebrated the inauguration of her new job as a writer.
شروع کار جدیدش به عنوان نویسنده را جشن گرفتیم.
5 | 0
interjection٠٥:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٢
• Her controversial speech was punctuated with noisy interjections from the audience.
سخنرانی جنجالیش با سروصدای بلند حضار ( شنوندگان ) قطع شد.
7 | 0