لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - متعصب در دین و مذهب ۲ - طرفداری شدید یک فرقه یک حزب احتراز از استعمال این کلمه بیگانه اولی است .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
متعصبی که حتی بعد از آوردن گزاره های نقیض باور خود باز هم از تعصب خود دست نمی کشد
تندرو، افراطی
افراطی
عقب ماندگی ذهنی حذف کنید بهتر بگوید کم توان ذهنی
متعصب در مذهب
فراپابند
عقب ماندگی ذهنی :|