اهمال کاری
/~ehmAlkAri/
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
اهمال در لغت به معنای سستی، تنبلی و سهل انگاری در کار آمده و اهمال کاری به معنای کوتاهی کردن در انجام کار و به تأخیر انداختن آن است. برخی پژوهشگران، به آینده موکول کردن وظایف را اهمال کاری می دانند. برخی دیگر، گریز از فعالیت و پوزش خواهی برای توجیه تأخیر در انجام آن را نیز در تعریف اهمال کاری می آورند.
... [مشاهده متن کامل]
آموزه های اسلامی در بیان اهمال کاری از واژگانی همچون تَوانی ( سست شدن ) ، کَسَل ( سستی کردن ) ، إِبطاء ( درنگ کردن ) و تَسویف ( کار را به فردا گذاشتن ) استفاده می کند و آن را از حالات نفس انسانی می داند.
کار را به فردا گذاشتن، دلیلی محکم برای افسردگی، کاهش عزت نفس و اضطراب دانسته می شود. بررسی های علمی نشان می دهد اهمال کاران بیش از دیگران رنج می برند. سبک زندگی آن ها شامل نوعی سازگاری نادرست است و شکستی اساسی در تسلط بر نفس دارند. اهمال کاری گاهی ریشه در خود شخص دارد و گاهی نیز به دیگران و محیط برمی گردد. حسابرسی از خویشتن و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، در کاهش اهمال کاری مؤثر دانسته شده است.
... [مشاهده متن کامل]
آموزه های اسلامی در بیان اهمال کاری از واژگانی همچون تَوانی ( سست شدن ) ، کَسَل ( سستی کردن ) ، إِبطاء ( درنگ کردن ) و تَسویف ( کار را به فردا گذاشتن ) استفاده می کند و آن را از حالات نفس انسانی می داند.
کار را به فردا گذاشتن، دلیلی محکم برای افسردگی، کاهش عزت نفس و اضطراب دانسته می شود. بررسی های علمی نشان می دهد اهمال کاران بیش از دیگران رنج می برند. سبک زندگی آن ها شامل نوعی سازگاری نادرست است و شکستی اساسی در تسلط بر نفس دارند. اهمال کاری گاهی ریشه در خود شخص دارد و گاهی نیز به دیگران و محیط برمی گردد. حسابرسی از خویشتن و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، در کاهش اهمال کاری مؤثر دانسته شده است.
به تعویق انداختن کار، کار امروز رو به آینده موکول کردن
بیهوده کاری
شلختگی، ولنگاری،
سربه هوابازی، تنبل بازی
شلختگی، ولنگاری،
سربه هوابازی، تنبل بازی
بی توجهی
تنبلی کردن
کوتاهی و بی خیالی در انجام کار موعدی که برنامه ریزی شده بوده است.
بهانه جویی برای انجام ندادن کاری، تنش هایی که به انجام ندان کاری منجر می شود
هو
مسامحه ، سهل انگاری.
مسامحه ، سهل انگاری.
سستی کردن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)