presented


معنی: معروف، پیشکشی، معروض علیه

جمله های نمونه

1. haideh presented her fiance to us
هایده نامزد خود را به ما معرفی کرد.

2. he presented a connected view of the problem
نظریه ی هماهنگ و مستدلی درباره ی آن مسئله ارائه داد.

3. he presented a one-million-dollar check to the red cross
او یک چک یک میلیون دلاری به صلیب سرخ هدیه کرد.

4. he presented a sketch of his economic plan
خلاصه ای از برنامه ی اقتصادی خود را ارائه داد.

5. he presented copious evidence
او شواهد فراوانی ارائه داد.

6. he presented his views in a brief minute
او نظریات خود را در یادداشت مختصری ارائه داد.

7. he presented more circumstantial evidence than we had expected
او توضیحاتی کاملتر از آنچه انتظار داشتیم به ما داد.

8. she presented a new plan
نقشه ی جدیدی را ارائه داد.

9. she presented a very engaging show
او نمایش بسیار سرگرم کننده ای را ارائه داد.

10. she presented an articulate argument
او بحث شیوایی را ارائه داد.

11. she presented her expert opinion to the panel
او نظریات کارشناسانه ی خود را به گروه ارائه داد.

12. she presented the evidence to the court
شواهد را به دادگاه تقدیم کرد.

13. they presented him with the key to the city
کلید (افتخاری) شهر را به او تقدیم کردند.

14. ambassadors were presented to the president
سفیران به حضور رییس جمهور معرفی شدند.

15. his coming presented us with a new opportunity
آمدن او به ما فرصت جدیدی داد.

16. the gem presented a dazzling play of colors
جواهر نمایش خیره کننده ای از رنگ ها را ارائه داد.

17. the party presented its slate (of candidates) to the media
حزب فهرست نامزدهای انتخابات خود را به رسانه ها معرفی کرد.

18. the bill was presented by mr. daliri, deputizing for the prime minister
لایحه از طرف آقای دلیری که به نمایندگی از سوی نخست وزیر عمل می کرد تقدیم شد.

19. the prime minister presented his cabinet to the parliament
نخست وزیر اعضای کابینه ی خود را به مجلس معرفی کرد.

20. a line of tanks presented a good defensive hedge
یک صف تانک دیواره ی دفاعی خوبی را تشکیل می داد.

21. a person who always presented a sorry figure
آدمی که همیشه لب و لوچه اش آویزان بود

22. students and faculty together presented their demands
دانشجویان و استادان خواسته های خود را تواما ارائه کردند.

23. the charlatan who had presented himself as a physician was arrested
حقه بازی که خود را به عنوان پزشک جا زده بود دستگیر شد.

24. the shows to be presented are old
برنامه هایی که نشان داده خواهند شد قدیمی هستند.

25. he faked seven claims and presented them to the insurance company
او هفت ادعای قلابی به شرکت بیمه ارائه داد.

26. they spiked our proposal and presented their own
آنها پیشنهاد ما را خفه کردند و پیشنهاد خود را ارائه دادند.

27. the sense of the decision was presented in a summary
لب آن مصوبه را به صورت خلاصه ارائه دادند.

28. the peace prize along with its diploma was presented to her
جایزه ی صلح به همراه گواهی نامه ی آن به او تقدیم شد.

29. i need more time to reflect on the problem which you have presented
نیاز به وقت بیشتری دارم تا درباره ی مسئله ای که مطرح کرده اید تفکر کنم.

مترادف ها

معروف (صفت)
well-known, famous, introduced, presented, offered, reported, stated, submitted

پیشکشی (صفت)
gifted, presented

معروض علیه (صفت)
presented

پیشنهاد کاربران

ارایه شده، پیشکشی
اماده شدن
نمایش داده شدن
بیان شده یا اشاره شده
ذکر شده
ارائه دادن
معرفی شده. بررسی شده
معرف کردن
رو به رویی
ارائه شده
به شمار رفتن
برای مثال:
In those days a sea voyage presented real danger
در آن روزها سفر دریایی خطری واقعی به شمار می رفت
مطرح کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما