bottom line

/ˈbɑːtəmˈlaɪn//ˈbɒtəmlaɪn/

زمین کنار رودخانه (که هنگام بالا آمدن رود زیر آب می رود)، زمین رسوبی و کم ارتفاع، زمین گود، (خودمانی) اصل عمده، سرمنشا، اساس، تصمیم یا پیشنهاد نهایی، حرف آخر، جمع کل درآمد شرکت که در گزارش سالیانه ذکر می شود و سود هر سهم برحسب آن تعیین می گردد، (عامیانه) سود و زیان، حرف آخر the bottom line is that he is not interested in the job حرف آخر این است که به این شغل علاقهای ندارد what's the bottom line? آخرش چه خواهد شد؟، حرف آخر چیست؟
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: (informal) the final figure or lowest line in a financial statement, showing net profit or loss.

(2) تعریف: the final or essential result or concern.

- The bottom line is whether one keeps his self-respect.
[ترجمه مائده حوایی] حرف آخر این است که آیا فرد احترام خودش را حفظ می کند یا خیر
|
[ترجمه ترگمان] نکته اصلی این است که آیا کسی احترام خود را حفظ می کند یا خیر
[ترجمه گوگل] خط پایین آن است که آیا فردی خود را احترام می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. The bottom line is the bottom line.
[ترجمه ترگمان]خط پایین خط پایین است
[ترجمه گوگل]خط پایین خط پایین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The bottom line is that recycling isn't profitable.
[ترجمه مائده حوایی] حرف آخر این است که بازیافت سودآور نیست.
|
[ترجمه نگین] ختم کلام این است که بازیافت سودآور نیست
|
[ترجمه ترگمان]نکته اصلی این است که بازیافت سود آور نیست
[ترجمه گوگل]خط پایین این است که بازیافت سودآور نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The bottom line is that it's not profitable.
[ترجمه ترگمان]خط پایین این است که سودآور نیست
[ترجمه گوگل]خط پایین آن است که سودآور نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Bill signed on the bottom line with a flourish.
[ترجمه ترگمان]بیل با خوشحالی خط پایینی را امضا کرد
[ترجمه گوگل]بیل با شکوفایی به پایان رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The bottom line, he said, is that altruism may rely on a basic understanding that others hae motiations and actions that may be similar to our own.
[ترجمه ترگمان]او گفت که خط پایین این است که نوع دوستی می تواند به یک درک پایه ای تکیه کند که دیگران از اعمال و کارهایی که ممکن است مشابه ما باشند، در نظر گرفته شود
[ترجمه گوگل]او گفت که خط پایین این است که این نوع دوستی ممکن است بر اساس یک درک پایه ای که دیگران به آن می پردازد، تحرک و اقداماتی باشد که ممکن است شبیه ما باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The bottom line is that we have to make a decision today.
[ترجمه مائده حوایی] حرف نهایی این است که ما امروز باید یک تصمیمی بگیریم.
|
[ترجمه ترگمان]نکته آخر این است که ما باید امروز تصمیم بگیریم
[ترجمه گوگل]خط پایین این است که ما امروز باید تصمیم بگیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The bottom line is that we need another ten thousand dollars to complete the project.
[ترجمه ترگمان]نکته آخر این است که ما به ده هزار دلار دیگر برای تکمیل پروژه نیاز داریم
[ترجمه گوگل]خط پایین این است که برای تکمیل پروژه، ده هزار دلار دیگر نیاز داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Two thousand-and that's my bottom line!
[ترجمه مائده حوایی] دو هزار تا - و این حرف آخرم است.
|
[ترجمه ترگمان]دو هزارتا و این آخرین خط منه
[ترجمه گوگل]دو هزار و این خط پایین من است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The top and bottom line of each column on the page should align.
[ترجمه ترگمان]خط بالا و پایین هر ستون در صفحه باید با هم تراز شود
[ترجمه گوگل]خط بالا و پایین هر ستون در صفحه باید تراز شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The bottom line for 1999 was a pre-tax profit of £85 million.
[ترجمه ترگمان]خط پایین برای سال ۱۹۹۹، سود پیش از مالیات ۸۵ میلیون پوند بود
[ترجمه گوگل]خط پایین سال 1999 سود پیش از مالیات 85 میلیون پوند بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. And finally, the bottom line, is the budget approved without long delay and nit-picking?
[ترجمه ترگمان]و در نهایت، خط پایین، بودجه مورد تایید بدون تاخیر طولانی و انتخاب مجدد است؟
[ترجمه گوگل]و در نهایت، خط پایین، بودجه تایید شده بدون تاخیر طولانی و نیت چیدن است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. That, in any case, is the bottom line of a great many studies into the matter.
[ترجمه ترگمان]که در هر صورت، خط پایین بسیاری از مطالعات در این زمینه است
[ترجمه گوگل]این، در هر صورت، خط پایین مطالعات زیادی در این زمینه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The bottom line on fat minimums is not yet clear.
[ترجمه ترگمان]خط پایین روی minimums چاق هنوز مشخص نیست
[ترجمه گوگل]خط پایین در حداقل مقدار چربی هنوز روشن نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. But the bottom line to consider when tasting wine is whether or not you actually like it.
[ترجمه ترگمان]اما نکته آخر برای در نظر گرفتن این است که آیا شما واقعا آن را دوست دارید یا نه
[ترجمه گوگل]اما خط پایین در نظر گرفتن زمانی که شراب شراب است یا نه، شما واقعا آن را دوست دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[حسابداری] سطر آخر
[صنعت] خط تحتانی، درآمد خالص - سود شرکت پس از اینکه تمامی هزینه ها و مالیات پرداخت شد.

به انگلیسی

• fundamental reason, basic reason; conclusion, final result
the bottom line of a situation or discussion is the most important consideration in it, or the most important result that it will have.

پیشنهاد کاربران

حد سودآوری
سود و زیاد محاسبه شده . درآمد خالص
مخلص کلام
we know you're an trustworthy person. we know you're understanding. we know you love our daughter, but the bottom line is that you need to find a good job if you want to get positive response from us.
ما میدونیم آدم قابل اعتمادی هستی، ما میدونیم با درک و فهم هستی. ما میدونیم عاشق دخترمون هستی. اما اگه میخوای جواب مثبت از ما بگیری، آخرش باید یه کار خوب پیدا کنی.
جمع کل درآمد شرکت که در گزارش سالیانه ذکر می شود و سود هر سهم برحسب آن تعیین می گردد
( غیر رسمی ) تصمیم یا پیشنهاد نهایی، حرف آخر

آن مقداری که در انتها باقی می ماند.
مثل سود خالص پس از کسر مالیات.
حداقل، کف موضوع، آن حداقلی که نیاز است در مورد امری تامین شود.
ختمِ کلام، در پایان
خط مبنا ، حداقل ، کف خواسته
در تجارت به معنی ترازنامه شرکت
سایر به معنی عامل مهم و اساسی
نتیجه نهایی، آخریک کلام، حرف آخر
عوامل مهمی که در یک تصمیم یا یک موقعیت باید لحاظ شود، موارد مهم، موضوعات مهم مورد توجه
in a decision or situation is the most important factor that you have to consider
حاشیه سود
جمع کل درآمد
خلاصه

نکته اساسی ( the bottom line = the fundamental and most important factor )
در کل و نتیجه نهایی
نکته اصلی
هد ف گرا
Bottom Line Thinking: تفکر هدف گرا
سود، سود خالص پس از کسر مالیات
( اقتصاد، مالی و غیره ) سود خالص
خط سود
لب کلام
مخلص سخن
مهم ترین مسائل
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما