توجیه پذیر

/towjihpazir/

معنی انگلیسی:
excusable, justifiable, legitimate

لغت نامه دهخدا

توجیه پذیر. [ ت َ / تُو پ َ ]( نف مرکب ) قابل توجیه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

قابل توجیه

مترادف ها

explainable (صفت)
قابل شرح، توجیه پذیر

فارسی به عربی

مبرر

پیشنهاد کاربران

مطلوب، قابل قبول، پسندیده
معقول، منطقی، درست
پذیرفتنی