🟤health, wellness, well - being 🟤این سه کلمه مترادف هستند
🟢 Health = سلامت، بهبودی، تندرستی
عمومی ترین و رایج ترین کلمه برای صحبت دربارهٔ سلامت جسمی یا روانی هست.
بخشی از کاربردش:
... [مشاهده متن کامل]
مکالمهٔ روزمره
دکتر و مراقبت های پزشکی
ورزش و تغذیه
صحبت دربارهٔ وضعیت سلامتی
و. . . . . .
🟢I want to improve my health.
می خوام سلامتی ام رو بهتر کنم.
🟢Exercise is good for your health.
ورزش برای سلامتیت خوبه.
🟢Eating healthy food is important for your health.
خوردن غذای سالم برای سلامتیت مهمه.
🟢Stress can affect your physical and mental health.
استرس می تونه روی سلامت جسمی و روانی ات تأثیر بذاره.
🟡 wellness: تندرستی / سلامت
بیشتر دربارهٔ حفظ و بهبود سلامت و داشتن سبک زندگی سالم صحبت می کنه، مثل ورزش، تغذیه، خواب، آرامش و مراقبت از خود.
بخشی از کاربرد:
fitness و ورزش
تغذیه و سبک زندگی
برنامه های سلامت
برنامه های سلامت کارکنان در شرکت ها
خدمات مرتبط با سلامت
تبلیغات و بازاریابی حوزهٔ سلامت
و. . . .
نکته: 🟨wellness در American English کاملاً طبیعی هست، اما نسبت به health یکم کمتر عمومی و روزمره هست و بیشتر وقتی استفاده می شه که موضوع سبک زندگی سالم و مراقبت از خود باشه. 🟨
🟡I joined a wellness program at work.
من در محل کارم در یک برنامه تندرستی شرکت کردم.
🟡Walking is part of my wellness routine.
پیاده روی بخشی از برنامه تندرستی منه.
🟡The company offers a wellness program for its employees.
شرکت برای کارکنانش یک برنامه تندرستی ارائه می دهد.
🟡Good sleep, healthy food, and exercise are important for overall wellness.
خواب خوب، غذای سالم و ورزش برای تندرستی کلی مهم هستند.
🟠Well - being : بهزیستی، حال خوب، سلامت، تندرستی
به وضعیت کلی خوب بودن و کیفیت زندگی فرد اشاره می کنه و می تونه شامل جنبه های جسمی، روانی و اجتماعی باشه.
بخشی از کاربرد:
روان شناسی و سلامت روان
محیط کار
آموزش و مدارس
مراقبت های بهداشتی
پژوهش و متون دانشگاهی
گزارش ها و نوشته های رسمی
موضوعات اجتماعی و کیفیت زندگی
و . . . . .
🟧نکته: well - being در American English طبیعی هست، اما نسبت به health رسمی تر و تخصصی تر به نظر می رسه و در بعضی زمینه ها، مخصوصاً روان شناسی، محیط کار، آموزش و متون دانشگاهی، بسیار رایج هست. 🟧
🟠Exercise is good for your well - being.
ورزش برای سلامتت خوبه.
🟠Sleep is important for your well - being.
خواب برای سلامتت مهمه.
🟠The company cares about the well - being of its employees.
شرکت به سلامت کارکنانش اهمیت می ده.
🟠Spending time with family can improve your mental well - being.
وقت گذراندن با خانواده می تونه سلامت روانی ات رو بهتر کنه.
"به زیستی"، "سلامت روانی و جسمی"، یا "حالت خوب بودن"؛ یعنی احساس رضایت، آرامش، و سلامت کلی در زندگی.
آرامش
ارتقای سلامت جسم و ذهن و روح
آسودگی ، آسایش
آسایش
داریوش آشوری در فرهنگ علوم انسانی: بهزیستی، خوش زیستی، بهروزی.
انتخاب معادل رفاه با welfare ممکن است تداخل پیدا کند. خاصه اینکه رفاه اشاره به اموری مادی دارد و well - being بیشتر به امور کیفی توجه دارد.
Well being
همه معانی قید شده توسط دوستان کامل بودند دلیل اینکه من هم یکبار دیگه معنی میکنم چون دوست دارم یک معنی نزدیک به فرهنگ لغت فارسی باشد که به راحتی هنگام conversation, active شده و به ذهن خطور کند
Well being تندرست
رفاه، سلامت و خوشبختی یا حال خوب/ به حالتی اشاره دارد که فرد سلامت، شادی و کامیابی را تجربه می کند. این مفهوم شامل سلامت روانی خوب، رضایت بالا از زندگی، حس معنا یا هدف و توانایی مدیریت مؤثر استرس است.
... [مشاهده متن کامل]
به طور نمادین، نمایانگر تعادل، هماهنگی و تحقق نیازهای جسمی، احساسی و اجتماعی است.
مترادف: Welfare, happiness, health, prosperity, contentment.
مثال؛
Yoga and meditation are practices that enhance well - being.
The government launched a program to improve the well - being of its citizens.
Spending time with loved ones contributes to emotional well - being.
انواع Well - Being؛
Physical well - being ( رفاه جسمی )
Emotional well - being ( رفاه احساسی )
Social well - being ( رفاه اجتماعی )
ارتقای سلامت جسم و روح
نظر من اینه: 《 اصلاح سلامت تن و روان از کم به حد بالا》
اصلاح تن و روان از حد کم تاحد بالا
1. رفاه. خیر. خوشی 2. سلامت
مثال:
your hands are a reflection of your well - being
دستانت نشانگر سلامت تو هستند.
چند کالوکیشن رایج با "well - being" عبارت اند از:
1. **Physical well - being** ( سلامت جسمانی )
2. **Mental well - being** ( سلامت روانی )
3. **Emotional well - being** ( سلامت احساسی )
... [مشاهده متن کامل]
4. **Social well - being** ( سلامت اجتماعی )
5. **Economic well - being** ( سلامت اقتصادی )
6. **Overall well - being** ( سلامت کلی )
7. **Psychological well - being** ( سلامت روان شناختی )
8. **Spiritual well - being** ( سلامت معنوی )
9. **Personal well - being** ( سلامت شخصی )
10. **Community well - being** ( سلامت جامعه )
خوب بودن . رفاه و سلامتی
احساسی که توأم با آسودگی خیال و سلامتی و شادی باشد
نیک زیستی
یه ترجمه تخصصی:
حالت شادی و رضایت، با سطوح پایین پریشانی، سلامت جسمی و روانی و چشم انداز خوب کلّی ، یا کیفیت خوب زندگی .
منبع: https://dictionary. apa. org/well - being ( APA Dictionary of Psychology )
( APA ← انجمن روان شناسی آمریکا )
گمان می کنم واژه های خوشبختی، سعادت یا رفاه خیلی مثبت و کمال گرایانه و انتزاعی هستن.
ترجمه ای که دوست دارم "خوب بودن" یا به عبارت بهتر " حال خوب" هستش.
"حال خوب"
"حال خوب" داشتن" ؛ به طور کلّی و در مجموع ! با وجود همه ی اتفاقات خوب و بد، تلخ و شیرین زندگی
در متون روانشناسی مثبت گرا و سلامت روان معنای بهروزی میده. لوتانز و همکاران در کتاب سرمایه روانشناختی از این سازه به عنوان یکی از مولفه های سرمایه روانشناختی یاد میکنند ( نگاه کنید به سرمایه روانشناختی سازمان، ترجمۀ عبدالرسول جمشیدیان و محمد فروهر، تهران، انتشارات آییژ، 1392 ) .
... [مشاهده متن کامل]
در زبان فارسی هم موقع دعا و آرزو . . . میگیم بهروز و کامیاب باشید، یا برات آرزوی بهروزی میکنم.
در متون اجتماعی و اقتصادی معنی رفاه میده. دقت کنید که در زمینۀ روانشناسی اصلا معنی رفاه نمیده.
social well bing هم یعنی بهروزی اجتماعی
نظرات دوستان، همگی صحیح اند.
با این وجود در حوزه روان شناسی؛ پیشنهاد می کنم:
well - being : سلامت روان
خب معنیwellتنهابافارسیی چی میشهه؟
خرسندی
the state of being comfortable, healthy, or happy.
معنی غالب آن رفاه هست
financial - well being
سلامت و رفاه مالی
خوشبختی ، سعادت
well - being ( علوم سلامت )
واژه مصوب: آسایش
تعریف: داشتن زندگی خوب و احساس رضایت خاطر
رفاه اجتماعی
سودآوری ( امور مالی ) ، ثروت آفرینی ( امور مالی )
شادزیستن
خیروصلاح ، نفع ومنفعت
Noun - uncountable :
Well - being
احساس راحتی، سلامتی و خوشحالی
بهزیستی ( روان شناسی ) ، تندرستی ( علوم ورزشی )
آسودگی - آسایش
روانشناسی: بهزیستی
رفاه
سلامتی
سلامت روح و جسم
بهزیستی
سلامت
Well - being:تندرستی
به زیستن
در کلمات روزمره، در معانی شادبودن، سلامتی، کامیابی و همچنـین بـه معنـای موقعیتی خوب و رضایتبخش از زندگی متـداول اسـت. در گفتمـان دانـشگاهی، بیـشتر، اقتصاددانان و روانشناسان از مفهـوم بـهزیـستن اسـتفاده مـیکننـد
[علوم سلامت] داشتن زندگی خوب و احساس رضایت خاطر
Healthy
رفاه و راحتی
رفاه و خوب زیستی
سلامتی خوشی. تندرستی. خوشبختی. نیک بود
سلامتی و خوشی تندرستی. خوشبختی. نیک بود
بهروزی
خوشبختی
( روان شناسی ) بهزیستی
تندرستی
تندرستی، سلامتی، خوشی، خوشبختی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٥٣)