move back

پیشنهاد کاربران

برگشتن به مکانی که قبلا اونجا بودین، بازگشت مجدد
He answers the phone. It s his mother in law. She speaks in a low voice, in a whisper. she tells him that cecillia is doing better, but that she needs more time, she s not ready to move back yet. He doesn t say anything and she hangs up
...
[مشاهده متن کامل]

تلفن را جواب می دهد. مادر زنش است. با صدایی آرام و نجواگونه حرف می زند. به او می گوید که سیسیلیا دارد بهتر می شود، اما زمان بیشتری نیاز دارد و هنوز آماده ی برگشتن ( به خانه ) نیست. او چیزیی نمی گوید و مادرزنش تلفن را قطع می کند.

برگشتن به مکان قبلی
I decided to move back to the town where I grew up.
برگرداندن یا باز گرداندن ( سر جای قبلی )
وقتی به یک جایی مهاجرت کرده بودی یا ترک کرده بودی و حالا دوباره برمیگردی به جای قبلی و اولیه خودت. مثال:
Very soon we are all going to move back in together.
After the first time I lived with him, I never thought I would move back in with him again.
...
[مشاهده متن کامل]

Her parents separated for a few months, but then her father moved back in.

کاربر sobhan نزدیکترین معنی رو بیان کرده
Move back
برگشتن مجدد به محلی که قبلا آنجا بودی
The teacher explained about the way in which the writer has narrated the story moving back and forth in time
معنی moving و forth میشه بگین
برگشتن، ( مجدد ) به جایی نقل مکان کردن
بازگشت، برگشتن

به تعویق انداختن
عقبگرد کردن، عقب نشینی کردن، برگشتن به مکان یا موقعیت پیشین، وادار کردن به عقب نشینی و یا بازگشت به موقعیت و وضعیت قبلی
از جایی که به آنجا مهاجرت کرده بوده برگشته به محل اول
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)