think of

جمله های نمونه

1. In every beginning think of the end.
[ترجمه هانیه] در هر آغازی پایان را در نظر بگیر
|
[ترجمه Pca] در هر شروعی به فکر پایان باش
|
[ترجمه ترگمان]در هر آغاز به پایان فکر کنید
[ترجمه گوگل]در هر زمانی فکر می کنم پایان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Think of the devil and he's looking over your shoulders.
[ترجمه ترگمان]به شیطان فکر کن و اون داره از روی شونه تو نگاه می کنه
[ترجمه گوگل]فکر می کنم شیطان و او به دنبال شانه های خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Can't you think of it differently?
[ترجمه ترگمان]نمی توانی به طور دیگری فکر کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا نمی توانید از آن به طور متفاوت فکر کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Before you give up ,think of the reason why you held on so long.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه تسلیم شی، به این دلیل که چرا این همه مدت نگهش داشتی فکر کن
[ترجمه گوگل]قبل از رها کردن، فکر کنید دلیل اینکه چرا مدت زیادی را سپری می کنید فکر می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I can think of nothing else but your dazzling smile.
[ترجمه ترگمان]به هیچ چیز دیگری جز لبخند خیره کننده شما نمی توانم فکر کنم
[ترجمه گوگل]من می توانم به هیچ چیز دیگری اما لبخند خیره کننده خود فکر نمی کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I can't think of a nicer wife for you.
[ترجمه ترگمان]من نمی توانم به یک زن بهتر برای تو فکر کنم
[ترجمه گوگل]من نمیتوانم از همسر خوبی برای تو بیاموزم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It's late in the day to think of a change of plan when we've already ordered the materials.
[ترجمه ترگمان]دیروقت است که به تغییر برنامه وقتی که قبلا سفارش داده بودیم فکر کنید
[ترجمه گوگل]زمانی که ما قبلا مواد را سفارش دادیم، روز به روز دچار تغییر در برنامه میشویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. What did you think of it?
[ترجمه ترگمان]نظرت راجع به این موضوع چیه؟
[ترجمه گوگل]نظرت راجع بهش چی بود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Do not worry about winning or losing; think of what you will gain.
[ترجمه ترگمان]نگران برنده شدن و یا شکست نباشید؛ به آنچه خواهید رسید فکر کنید
[ترجمه گوگل]نگران نباشید در مورد برنده شدن یا از دست دادن؛ فکر کنید که چه چیزی به دست می آورید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. What do you think of my proposal?
[ترجمه ترگمان]نظرت راجع به پیشنهاد من چیه؟
[ترجمه گوگل]نظر شما در مورد پیشنهاد من چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It is graceful grief and sweet sadness to think of you, but in my heart, there is a kind of soft warmth that can't be expressed with any choice of words.
[ترجمه ترگمان]اندوه و اندوه شیرین برای فکر کردن به تو، اما در قلب من، یک نوع گرمای لطیف وجود دارد که نمی تواند با هر حرفی بیان شود
[ترجمه گوگل]این غم و اندوه زیبا و غم انگیز است که به شما فکر می کند، اما در قلب من، نوعی گرمای نرم وجود دارد که نمی توان با هیچ کلمه ای بیان کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I ought to begin to think of packing it in as a journalist.
[ترجمه ترگمان]باید شروع کنم به فکر کردن به بسته بندی کردن آن به عنوان یک روزنامه نگار
[ترجمه گوگل]من باید شروع کنم به بسته شدن آن به عنوان روزنامه نگار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Think of a number and multiply it by two.
[ترجمه ترگمان]به عددی فکر کنید و آن را به دو ضرب کنید
[ترجمه گوگل]فکر می کنید یک عدد و آن را دو برابر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. What do you think of our new boss?
[ترجمه ترگمان]نظرت راجع به رئیس جدیدمون چیه؟
[ترجمه گوگل]شما از رئیس جدید ما فکر میکنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[ریاضیات] پیدا کردن، فکر کردن، در نظر گرفتن، ثالث

به انگلیسی

• consider, meditate on, ponder about; remember, recall

پیشنهاد کاربران

نظر داشتن
یاد آوردن ( remember )
بررسی کردن
در نظر گرفتن
به خاطر آوردن
در نظر گرفتن
قصد داشتن
to consider sth
to have sth as a possible plan or idea
to recall sb or sth
to bring some thought to mind by imagination or invention
1 - یک چیزی را در ذهن داشتن و به یاد آوردن آن
2 - داشتن ( در نظر گرفتن ) یک ایده ( اسم ، پیشنهاد و. . . ) درباره ی کسی یا چیزی
3 - سعی کننید ( بخواهید ) راجبه کاری که باید آن را انجام بدهید یا نه ، تصمیم بگیرید
4 - be think of=احساس همدردی داشتن
5 - . . . . . . . .


صلوات برای فرج
فکر کردن درباره ی
به حساب آوردن چیزی
مدنظر داشتن، در فکرِ چیزی یا انجام کاری بودن
فرض کردن، سنجیدن
در نظر گرفتن، بر شماردن
فکر کردن به. . .
پنداشتن، تصور کردن
1 - طرح و برنامه ریختن برای چیزی
We'll have to think of a pretty good excuse for being late
Luckily, Dan thought of using the wire to pick the lock
A ladder would have been a good idea, but we didn't think of it

2 - نظر و فکر در مورد چیزی ( نظر خوب یا نظر بد داشتن نسبت به چیزی همچنین طرز نظر نسبت به چیزی )
What do you think of the new manager
Audiences did not think much of the movie
قصد داشتن
ایده جدید راجع به پروژه، در مد نظر داشتن، بیاد داشتن، به چیزی در آینده فکر کردن، احتیاطا به چیزی توجه داشتن ( خطر جانبی و یا بعنوان راه حل احتیاطی )
به فکر چیزی بودن
چیزی را به یاد اوردن
چه حسی داری هر وقت یاد بچگیات می افتی؟
What are you feeling whenever you think of your childhood?
فکر کردن به
⁦✔️⁩معنای آقای محمدی

Many people in Britain 💥think of💥 typical British expats as people who live an easy relaxed life in a warm country, meeting each other often for drinks and other social events, and having little contact with local people
به ذهن خطور کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما