پیشنهادهای Mahdi (١,٥٥١)
نحوه، شیوه، روش، چگونگی
برنامه ریزی شده
ساخته شده
پرفشار
ناراضی، ناخوشایند
صرف نظر از
بسیار زیاد
عذاب آور
تکراری
کوچک شماری
مرتّب، منظّم، مرتّب کردن، منظّم کردن
فلج کننده، ناتوان کننده، کمرشکن، ویرانگر، نابود کننده
به یاد سپاری، به خاطر سپاری
یاد سپاری، به خاطر سپاری
شیوه، روش، چگونگی
ندانستن
ناراحتی، ناآرامی
اصلی، ریشه ای
فراتر، گسترده تر، بیشتر
دقیق، واقعی
مودبانه، خوب، مناسب
املای درست این عبارت، couch potato است.
دائما، همواره، همیشه، مدام، به طور مداوم، به طور پیوسته، به طور پیاپی، به طور مستمر، هی
صحبت، سخن، گفتار
صحبت، سخن
آزار دهنده، ناراحت کننده، رنج آور، آسیب رسان
فایده، سود
جدا نشدنی، جدایی ناپذیر، اجتناب ناپذیر، غیر قابل اجتناب، دوری ناپذیر
کاملی، بی عیب و نقصی
بیشتر شدن، افزایش یافتن
بیشتر شدن
ابزار سنجش، وسیله ارزیابی
مقدار یا حد مطلوب، مقدار یا حد خوشایند، مقدار یا حد قابل قبول
اصلی، ریشه ای
نشان دادن
حاکم و مالک چیزی بودن، توانایی ایجاد تغییر چیزی را داشتن
از عهده کاری برآمدن، با موفقیت انجام دادن کاری
منطبق شدن با، سازگار شدن با، کنار آمدن با، پذیرفتن چیزی، از عهده کاری یا چیزی برآمدن، عبور موفّقیت آمیز از چیزی، انجام موفّقیت آمیز کاری
تحقیق، مطالعه، جستجو
بررسی
اجرا، انجام، بکارگیری
به عهده گرفتن کاری، پذیرفتن کاری ، قبول کردن کاری
مهم، قابل توجّه
عملکرد
جالب، جذّاب، دلنشین
موج، هجوم، انفجار
حقیقی، درونی
دیدگاه ها، نگرش ها
خوشبخت، خوش