فرهنگستان زبان و ادب
مترادف ها
تفننی
تفننی، تجملی
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
" فَنّی. فنّانه " : تفرعن. تفرعنی.
" پَری. پَرانه ": تفرعن. تفرعنی.
" پَری. پَرانه ": تفرعن. تفرعنی.
تفریحی
کسانی که به صورت تفننی مواد مخدر مصرف می کنند
غیر طبیعی
یا
سرگرمی
یا
سرگرمی
تجسمی، تصوری، غیرواقعی، خیالی
دلخواه
گذرا
گذرا