پیشنهادهای hoseyn (١,٠٣٤)
مصدر نامرکب تا زدن، تابیدن است به معنی تغییر جهت دادن، رو گرداندن، پیچیدن، گشتن و. . . . زیر شمشیر حوادث پای برجاییم ما! رو نمی تابیم از سیلاب، دری ...
سکا یا سکزی یا سجزی یعنی رستم دستان، یعنی یعقوب لیث صفاری زنده کننده فارسی، یعنی اشکانیانی که زبان های کردی و مازندرانی و دیگر زبان های ایرانی شمال غ ...
به بهنام پلشت ۱. خود هندی ها به کشورشان هند نمی گویند. خود هندی ها به خودشان هندی نمی گویند بعد ما هندی هستیم بُزمغز؟ ۲. هندی ها به کشور خودشان bhara ...
به بهنام رضایی کسی مانند کزازی عمر خودش را برای شناخت فارسی گذاشته و به اندازه موهای سرت یا کتاب خوانده، یا دیوان شعر، یا نوشته های فارسی میانه، یا ن ...
آیا سواستیکا/گردونه مهر/صلیب یا چلیپای شکسته نماد منحصر به فرد "نازی" ها بوده؟ پاسخ: هرگز! این نماد از چندین هزار سال پیش تا پیش از نازی ها توسط جوام ...
آیا سواستیکا/گردونه مهر/صلیب یا چلیپای شکسته نماد منحصر به فرد "نازی" ها بوده؟ پاسخ: هرگز! این نماد از چندین هزار سال پیش تا پیش از نازی ها توسط جوام ...
آیا سواستیکا/گردونه مهر/صلیب یا چلیپای شکسته نماد منحصر به فرد "نازی" ها بوده؟ پاسخ: هرگز! این نماد از چندین هزار سال پیش تا پیش از نازی ها توسط جوام ...
سُرفه مانند ناله، نامه، چرخه، پره، تاسه، گریه، خنده، ریشه، ریسه، پوشه، شناسه، خرناسه، آرایه و. . . یک "اسم" است، یعنی از الگوی "بن مضارع" یا "ریشه" ب ...
سُرفه مانند ناله، نامه، چرخه، پره، تاسه، گریه، خنده، ریشه، ریسه، پوشه، شناسه، خرناسه، آرایه و. . . یک "اسم" است، یعنی از الگوی "بن مضارع" یا "ریشه" ب ...
سُرفه مانند ناله، نامه، چرخه، پره، تاسه، گریه، خنده، ریشه، ریسه، پوشه، شناسه، خرناسه، آرایه و. . . یک "اسم" است، یعنی از الگوی "بن مضارع" یا "ریشه" ب ...
سُرفه مانند ناله، نامه، چرخه، پره، تاسه، گریه، خنده، ریشه، ریسه، پوشه، شناسه، خرناسه، آرایه و. . . یک "اسم" است، یعنی از الگوی "بن مضارع" یا "ریشه" ب ...
بَلگ در برخی از گویش های فارسی یا شبه فارسی ( مثلا گویش های شرق اصفهان ) همان برگ است.
باریکلا تحریف شده جمله عربی "بارَکَ الله" است، به معنی "خداوند برکت بدهد"، که در فارسی یکی از واژگان تحسین برشمرده میشود.
یکی از "قُرای سه گانه یزد" که تاریخ طبری از آنها نام برده، در کنار فهرج و خویدک. که خویدک جودنشین بود و هرفته/سریزد و فهرج زرتشتی نشین. میزبان ارگ س ...
آرا در لهجه یزد یعنی خوب و نیک و به نظر می رسد همان آرای در آراستن یا آراییدن باشد، ولی حیف که نسل جدید کمتر اصطلاحات لهجه شان ( که یادگار فارسی قدیم ...
تنی به معنی فرزندان از یک پدر و مادر یا منسوب به یک پدر و مادر در فارسی میانه به شکل tanig - zād ( تَنیگ زاد ) به کار میرفته.
نَدوشَن ( تلفظ رسمی تر ) که در خود یزد اغلب نُدوشَن یا نودوشن تلفظ میشود، نام یکی از مشهورترین روستاهای استان یزد و یکی از زنده ترین آنها در سراسر سا ...
به فلانی ۱. ۹۹درصد زبان های گیتی دستور زبانشان برای همین ۲۰۰سال اخیر است. آن یک درصد دیگر زبان هایی مانند لاتین و سانسکریت و عربی هستند که به خاطر کا ...
باغ پهلوان پور یکی از زیباترین مثال های هنر باغ آرایی در ایران زمین است. باغ بسیار بزرگ و زیبا در شهر مهریز استان یزد، با درختان چنار سر به آسمان کشی ...
در لهجه یزدی ماندَن را مُندَن و به خسته هم ( گاهی ) میگویند مُنده. مُنده شدم یعنی خسته شدم. دَرمُنده هم میگن.
ده بالا نام مشهورترین روستای یزد و احتمالا خوش آب و خوش آب و هواترین روستای این منطقه، که مثلا بیشتر روستاهای سبز و سردسیر آن نواحی در نزدیکی شیرکوه ...
طزرجان نام یکی از روستاهای سردسیر ( قشلاقی ) شهرستان تفت استان یزد است. این روستا به خاطر آب و هوای مطلوب و جاذبه های کوهستانی مانند کوه برف خانه و ک ...
خُراشه ( نام محلی ) یا فراشاه ( رسمی دوره پهلوی و پسوند بیشتر اهالی ) یا اسلامیه ( رسمی دوره ج. ا ) نام یکی از روستاهای شهرستان تفت استان یزد است. شه ...
ارنوار یا ابرندآباد نام یکی از روستاهای پیرو یزد است که بافت تاریخی و قلعه مهمی از نظر تاریخ و باستان شناسی در خود دارد. البته اگر آقایان بگذارند از ...
شاپور ذوالاکتاف رکورددار پادشاهی تاریخ ایران و تنها شاه تاریخ است که پیش از زایش خود به جایگاه شاهی رسید. ( از ۶ماهگی درون شکم مادر، تا ۷۰سالگی در زم ...
شاهنشاهی کوشانی در فارسی میانه به ریخت کوشانشهر kušanšahr و در شاهنامه فردوسی به ریخت کُشان ( در برابر ایران ) ضبط شده بود. مثلا "کاموس کُشانی" نام ...
در فارسی نوین ما دختر را مخفف میکنیم "دُخت" و پسر را مخفف میکنیم "پُس" یا "پور" ولی در فارسی میانه افزون بر اینها، پدر و مادر هم مخفف میشدند. پدر=پی ...
در لهجه یزد پَسین=بعد از ظهر پس کله=مخالف پیشانی=پسانی پُس=مخفف پسر، پور پُسُک=پسر کوچک پُسَر/پُسَرُک=پِسَر/پِسَرَک
در لهجه یزدی زفت دادن به معنی مرتب کردن و چیزهارا سر جای خود گذاشتن است که به نظر می رسد زفت تحریف شده ضبط باشد. البته انگار دوستان تاکید دارند که ای ...
گَل / gal واژه/حرف اضافه ای بسیار پرکاربرد در لهجه یزد. این که ترجمه دقیقش چی بشه تا اندازه زیادی به جمله بستگی داره مثلا: ۱. ماشین زد گَلِ دیوار = ...
گَل / gal واژه/حرف اضافه ای بسیار پرکاربرد در لهجه یزد. این که ترجمه دقیقش چی بشه تا اندازه زیادی به جمله بستگی داره مثلا: ۱. ماشین زد گَلِ دیوار = ...
جهشیار ( فارسی نوین ) Jahişnayyār ( فارسی میانه، جَهیشن اَییار ) Ud to ray gowem pus i man ke jahishnayyari: ped marduman tis i xrad veh. . . و تو ...
در فارسی میانه: gohr به معنی ذات و سرشت و درون
البته این هم بگم که علت بن شدن حساب کاربریتون احتمالا فرستادن همزمان ۱پیام در ۲۰ ۳۰تا جستار در این سایته
فقط میتوانم بگویم برگهایم
وَرَن در زبان فارسی میانه به معنی شهوت و آز، توامان باهم بوده. از اندرزهای آذرباد مهراسپندان میخوانیم: Pad xwarişn xwardan varanig ma baş به کار خور ...
سختش نکنید هوش مصنوعی استانبولی رو بهتر بلده چون ترکیه یه قدرت نوظهوره به ویژه تو رسانه. سریال و کتاب و آهنگ ترکی که تو ایرانم استفاده میکنن خیلیا ه ...
الان میخواید بگید صدای پوششششش از طبیعت اومده؟ من گفتم در همه زبان های گیتی ( ترکی و فارسی و عربی هم نداره ) برخی افعال از طبیعت گرفته شده مثل شاریدن ...
زیباترین مدح در رسای خراسان و چرایی نامش را شاعر بزرگ گرگانی ( میتوان گرگان را مرز خراسان و طبرستان دانست. ) جناب فخرالدین اسعد گرگانی، صاحب ویس و را ...
در ضمن من یه مدت میخواستم با هوش مصنوعی ترکی آذربایجانی یاد بگیرم. بعد یه مدت فهمیدم کله پوک داره یه جاهایی به من استانبولی میگه عملا ( یکی از دوستا ...
شروان در زبان فارسی به معنی درخت سرو آمده ( فرهنگ آنندراج و انجمن آرا ) که احتمالا مجاز از انسان آزاده است. ( چون سرو نماد آزادگی است. ) البته "شیرو ...
شما اگر به استان بوشهر بروید از غرب به شرق به اقوام لر، فارسی زبان، تنگسیری یا تنگستانی، دشتی و اچمی و عرب روبه رو می شوید. از این ۶تایی که نام بردم ...
به اونی که خودش میدونه ۱. دو هزار سال و چند صد پیش این دریا را خلیج فارس نامیدند، به چند دلیل، یکی اینکه شاهنشاهی هخامنشیان بر هر دو سوی دریا حکم فرم ...
بهش میخوره تغییر یافته همون آجیر در خراسانی ( آژیر در فارسی معیار ) باشه، به معنی گوش به زنگ، آگاه، کنشگر. هادر باش یعنی حواست باشه هادر خودت باش یع ...
دیگه هم پروای این بحث رو ندارم. داره خز میشه. من به یکی دیگه گفتم جریان "فارسی ( و خویشانش مثل لری و بلوچی و کردی و. . . ) ساخت تورکاست" و کسانی که ...
سخن نابجا در جستار نابجا الان این طومارتون ( قبلش داشتید به من میگفتید متن طولانی ننویس! ) چه ربطی به "زبان بلوچی" داره؟
فارسی هم نیاکان من و دوستاشون ساختن رودکی سمرقندی ساخته، وحشی بافقی ساخته، حافظ و سعدی شیرازی ساخته، فردوسی و اسدی توسی ساخته، ناصرخسروی قبادیانی ساخ ...
گفتم پوش و پوست همگی از یک ریشه هستن دیگه دردت چیه؟ تا دلت بخوادم تو فارسی خویشاوند داره. ریشه اش پوش به معنی در بر گرفتن و محافظت کردن است. ۱. مصد ...
چرم در زبان های ایرانی باستان، برخی گویش های کردی، و همچنین زبان های هندی به معنی "پوست" است. چرم به شکل دِرم یا derma در زبان های اروپایی بازم به م ...
الکل واژه ای در اصل "کُحُل" در زبان عربی است. که با ال معرفه ساز میشده الکحل، و از این راه و با این ریخت به زبان های اروپایی ره گشوده. انسان بیش از ...
به کاربر خاکپور ما تفاهمی باهم نداریم و نخواهیم داشت ( جز یک سری موضوعات اولیه، که مثلا آره ایران این مشکلات رو داره، فرهنگ ایران هم مشکلاتی داره، مث ...
ما فارسی زبانیم ولی نمیگیم لری همون فارسیه البته از فارسی میانه گرفته شده که حالا اون بحثش جداست. یک پیرمرد لر و یک فارسی زبان اگر با گویش غلیظ و اص ...
کاربر خاکپور اینکه من دیگه به ۹۵درصد دیدگاه های شما پاسخ نمی دهم به خاطر این نیست که کم بیارم، منی که قطعا استاد نیستم ولی صددرصد فارسی رو به اندازه ...
مُنجیک ترمذی، نام یکی از شاعران مشهور فارسی زبان ( تاجیک ) اولیه، از شهر ترمذ در ازبکستان امروزی است. نام مُنجیک از واژه مُنج به معنی زنبور ( عسل ) و ...
کاربر جاوید ایران بیا و ببین با فحاشی کردن هات چه بازی کثیفی رو به راه انداختی. تو با فحاشی کردن بی مقدمت به ترک زبانان ایران سایت رو میدون جنگ و فح ...
دشمن از پیشوند دُش یا دُژ به معنی بد. . . پلید. . . و من به معنی اندیشه و فکر ساخته شده. من یا مان در فارسی میانه به معنی فکر است، این واژه در فارسی ...
جمع بندی اگر افزار آردکننده گندم ( آس ) از. . . ۱. آب نیرو بگیرد=آسیاب یا آباس . چرا چون آسیاب گردگردی بیاکنده به آب وباد و گردی؟ ویس و رامین . ...
متمم: خود نهفتن و نهنب از واژه خومب در زبان اوستایی گرفته شده و نِ در آن پیشوند است که "فرود" یا "جهتمندی" یا کلا فعل سازی را میرساند و شاید با پیشون ...
واژه پنهان از نَهان و نهان از ریشه نِهُنب است و مصدر آن نهفتن میشود . پَ یا پَد یا ب اینجا پیشوند تاکیدی ساز است. صرف مصدر نهفتن ماضی ساده نِهُفتَم ...
چه کردی زبان بر بدی کامکار چه در آستین داشتی گرزه مار سنایی . ز من بگذر که من خود گرزه مارم بلی مارم که چون او مهره دارم نظامی
گَرزه مار
در لهجه یزد، به کَک، کَتک میگویند. Katk
"فردوسی توسی یک شاعر بی ادب، نژادپرست، پانفارس ( ! ) بود، او در سروده های خودش بارها به 'ملت تورک' بی احترامی کرد، ایشان را بدنژاد خوانده و آرزوی ناب ...
در ضمن اگر "نبود کتاب کاغذی یا پوستی" دلیل بر هیچی نداری پهلوی است. باشه پهلوی بدردنخور، حالا لطفا نام سه تا کتاب به خط اورخون که ۱۵۰۰سال پیش نوشته ش ...
به تونقا ۱. نخستین قرآن در دسترس هم ۵۰سال پس از وفات پیامبر اسلام یافت شده پس یعنی قرآن ربطی به پیامبر اسلام ندارد؟! کاغذ چیزی نیست که اعتباری بدو با ...
در لهجه یزد فَرمُدَن است با کنون بن فَرم بِفَرمِد=بفرمایید
هندیان به کشور خود هند نمیگویند، ایشان به کشورشان بهارات ( bharat ) میگویند، که نامی برگرفته از نوشته های سنسکریت است. واژه هند از واژه sindhu که هم ...
برخی از مردم فلز "روی" را "روه" و "دیگ رویین" را "دیگ روهی" تلفظ میکنند.
اندیشه های پلید کسی مانند قافلان و یاشار هیچ خریداری میان آذربایجانی ها ندارد، ایشان فقط مجازیند . البته به شرطی که شما گستاخی امثال اورا با توهین ب ...
اقای کوگ تاراز/نورعلی مرادی، همین ادبیات شما امثال اون یارو تونقا/قافلان را جسور و گستاخ میکند که به طایفه و تبار شما ناسزا بگوید!!! چطور میتونید از ...
قدیما گمون میکردم پیش از دیدگاه گذاشتن اقلا یه سوال از هوش مصنوعی میکنید. الان میبینم همینم بلد نیستید ( یا نمیخواید ) پاسخ به "تونقا" ( ششمین یا ه ...
برابر فارسی قارچ!!! ( برهان قاطع و لغت فرس اسدی توسی )
نام یکی از روستاهای سردسیر بسیار مشهور یزد ( تفت ) بنادک سادات است. که به لهجه خودِ یزدیان، بُنافت یا بُنافت سادات تلفظ میشود. البته نام بنافت به یکی ...
این را هم می باید افزودن که هیچ جریانی در این مملکت دشمن ترکی نیست ( خودتان هم خوب میدانید که پانفارس و ایرانشهری در دستگاه ج. ا هیچ غلطی نمی تواند ب ...
به کاربر افشین ۱. شما جسارتا که نمی دانید "دودمان پهلوی" نامش را از "قوم و زبان پهلوی" گرفته نه برعکس! پَهلَو یا پارت نام باستانی خراسان و اقوام آریا ...
واژه "آچار" به معنی "گشایا" یا "گشاینده" فارسی نیست و هیچکس هم ادعا و داوی بر آن ندارد. ولی چار و چاره و افزار و همخانواده هایشان همگی بی شبهه و گمان ...
این نام در فارسی باستان به شکل spithrdata و در یونانی به شکل spitherdathis آمده. نام شهربان مناطق یونانی زیر سلطه هخامنشی در زمان داریوش سوم/دارا. ک ...
چاره از چار یا زار ( فارسی میانه ) به معنی راهکار آمده. چاره اسم است که از چار یا زار ساخته شده. ( مانند گریه و پوشه و ناله و نامه و تابه و. . . ) ...
گرسنه از گورسیتَن یا گرسنیتَن در فارسی میانه گرفته شده. میتوان آن را اسم دانست یعنی الگوی ریشه به اضافه هکسره اسم ساز مانند ناله ( از نال و نالیدن ) ...
نارین قلعه یا نارنج قلعه نام چندین قلعه گوناگون در سراسر ایران است، به نظر می رسد هیچ استانی در ایران نباشد که یک قلعه با این اسم نداشته باشد! یکی از ...
شهر ابرکوه در جنوب غربی استان یزد برپایه فارسنامه ناصری بلخی، از ۱۲قریه ساخته شده بود که این ۱۲قریه هم نام با ۱۲ماه سال بودند ( یعنی از فروردین تا سپ ...
در لهجه یزد گاهی به "برای" میگویند "خاطری. . . " که همان "به خاطر اینکه" در فارسی معیار است. ولی "بِرای" کاربردی تر است.
در لهجه یزد تکیه کلام "هرکی مِره سی کار خود" داریم. که این سی یا به معنی "سو" است، یا مانند فارسی جنوبی و لری به معنی "برای"، البته به نظرم همان تحری ...
در لهجه یزد رو یا به معنی "رَوَنده" است که در این صورت از "رفتن" میاید، یا به معنی "رها" است که در این صورت از "رَستَن" یا "رَهیدَن" میاید. رو شدن ( ...
اقای ابادیس جان عزیزت این ایرانشهری های تندرو و پانترک هارو بلاک کن ( حتی اگر به نظرت خود من هم شاملشون میشم ) ، اینها دارن گند میزنن هم به دانش زبان ...
Absolute زوال عقل
عجب گرفتاری شدیم به قرآن اون از کاربر خاکپور که میگه همه چی ترکیه این از کاربر اقبالی که میخواد همه چیو اوستایی کنه. ما که رفتیم باو، آبادیس ماله خو ...
آس اون دوتا سنگ یا محوریه که گندم رو آرد میکنه. ۱. حالا اگر نیروش از آب بیاد میشه "آسیاب" ۲. اگر نیروش از باد بیاد میشه "آسباد" ۳. اگر نیروش از دست ...
آس اون دوتا سنگ یا محوریه که گندم رو آرد میکنه. ۱. حالا اگر نیروش از آب بیاد میشه "آسیاب" ۲. اگر نیروش از باد بیاد میشه "آسباد" ۳. اگر نیروش از دست ...
تخمه اسم است از ریشه تخم ( مانند ناله از نال، پوشه از پوش و. . . ) و معنی بنیادین آن "نَسل" است
لَرد کیوان نام یکی از محلات قدیمی شهر یزد است. لَرد یعنی محوطه و میدان.
این را هم بیفزایم که من خود زبان مادریم فارسی است و ۸۰درصد دیدگاه های من که الان نزدیک به هزارتا شده درباره واژگان فارسی و کاربردشان در ادبیات فارسی ...
کاربر اقبالی اونی که گفت فارسی زبانان کم جمعیت ترین قوم ایران هستن من نبودم، افشین بود، من کسی بودم که جوابشو دادم، بعد میگید منو اون یکی هستیم؟ هزار ...
به کاربر اقبالی الان من و افشین و قافلان رو یکی میدونی؟!؟!؟😳😐
در لهجه یزد به "عمدا" یا "به عمد" میگویند: "اَلادِگی" مثلا، "اَلادِگی گُفتَمِش" = "عمدا به او گفتم" اگر کسی با ذکر منبع و مثال ریشه و کاربرد این واژه ...
نخستین شهر جهان و ایران که با نامردی مورد حمله شیمیایی رژیم بعث قرار گرفت. فیلم تلخ و غمبار درخت گردو داستان این رویداد است.
رسیدم در میان مرغزاری در آن دیدم رمی بی رامیاری نزاری قهستانی رامیار از رام ( رمه؟ ) و یار ساخته شده و در فارسی به معنی گله دار یا چوپان است.
برای اینکه شما میتونید معنی کلمه رو باهم به یک زبان نسبت بدید، نه یکی رو تنها! بَر در فارسی یعنی سینه/حافظه ولی در انگلیسی bear یعنی خرس! این دوتا کل ...
الان این دیدگاهتون چه ربطی به اینجا داشت؟ ( بماند که کسی چنین ادعایی نکرده )
من دارم میگم pr تو هر زبونی معنای خودش رو داره د اخه چرا گیر دادی؟!؟!؟!؟! گوز رو اولین بار کی گفته زود باش بگو تو که دنبال حقیقتی! من میگم ترکی از ما ...
خب اوکی تو سومری pr ینی چی؟
۱. من اگر متعصب بودم ادبیاتم اینقد خوش و خرم و باشوخی و مثال نبود حضرت اقا، شما یا الکی به من میگید متعصب، یا تاحالا تو زندگیتون "متعصب" ندیدید، چون ...
چپال یا چپول در گذشته به معنی چپ بین و چپ دست بوده ( در لری هنوزم گویا همین معنا را دارد. ) ولی امروزه در فارسی به صورت یک لفظ نسبتا توهین آمیز برای ...
رزیدن یا رَختَن یا رنگیدن ( ؟ ) مصدر قدیمی فارسی به معنی رنگ آمیزی کردن است. این مصدر هنوز در گویش کسانی که کمتر به مدرنیته مایل شده اند کاربردی است ...
اینم در جواب به اون یکی کامنتتون بگم که، جواب هست اتفاقا زیادم هست، من این جواب رو ۲۰بار نوشتم و هر ۲۰بارش شما انگار اصلا نخوندید حرف منو دیگه چی بگ ...
من به جای اون دانشمندا الان بگم این pr هندواروپاییه یعنی برای فارسی و هندی و انگلیسی و روسی و. . . است. ترکی هم اینو از ما وام گرفته. سندش اینه که ت ...
من به جای اون دانشمندا الان بگم این pr هندواروپاییه یعنی برای فارسی و هندی و انگلیسی و روسی و. . . است. ترکی هم اینو از ما وام گرفته. سندش اینه که ت ...
حضرت خانم اولا که این گورررر که میگید از چیزهایی است که از طبیعت گرفته شده و میان همه زبان ها هست ( مثل شرررر، بومممم و. . . ، تو فارسی مصدر شاریدن ی ...
حافظ برخلاف سعدی، اصلا دوست دار سفر و گردش نبود، او حتی در زمان زندگیش هم آوازه بسیار داشت، و حتی امیران فارسی دوست هند خواستار او بودند، ولی او پرهی ...
این یک "ساباط" یا "ساوات" است.
ساوات، یا درستش "ساباط" در لهجه یزد هم به معنی دالان و کوچه های سرپوشیده است، که برای در امان داری رهگذران از آفتاب ساخته میشده.
خِل در لهجه یزد به معنی خلط و مخاط بینی است. زبان شناسان خِل، گِل، خول ( در خاک و خول ) را همه از یک ریشه دانسته اند که "خیسی" را میرساند. مصدر "آغش ...
عقابکوه یکی از نمادین ترین جاذبه های گردشگری طبیعی استان یزد، شهرستان تفت است. این کوه از گذشته بدین شناخته بوده که مسافران و مردم از دور آن را به شک ...
مهریز احتمالا تحریف شده مهرگرد یا مهرنگار، نام شهر/شهرستانی در استان یزد است که به "باغشهر یزد" ( در کنار شهر تفت ) و روستاهای سردسیر/ییلاقی اش مانند ...
لوزالمعده پانکراس
پنگال/پنجول/پنگول/پنجه، همگی از عدد پنج، اشاره به پنج انگشت دست انسان، و پسوندهای به ترتیب - آل ( نسبی ساز ) ، - ول ( کوچک ساز، مثل زنگوله، مشکوله ( ...
در زبان نائینی، از زبان های کهن شرق اصفهان، به پدر میگویند "پِی" و با مادر میگویند "مای" پِیُت=پدرت مایُت=مادرت پِیُش=پدرش مایُش=مادرش همچنین به مادر ...
بشن رو خود فارسی زبونام بلد نیستن ( اونایی که لهجه بومی ندارن، یا لهجه شون کلا اینو نداره ) ، تو ترکان ایران و جهانم شرط میبندم هیچکس استفاده نمیکنه، ...
اگر فرض کنیم مردم باستان اینجوری هم حرف میزدن، مطمئن باشید برای چنین مردمی مفاهیم انتزاعیی مانند "قوم" معنایی نداشته. . ( ( انتزاعی یعنی چیزهایی ک ...
ییلدیز به معنی ستاره هم فارسیه از یاب میاد و مصدرش میشه یافتن یا یابیدن، چون به وسیله ستارگان راهشون یافته میشد. ( ( ریشه شناسی بیلگولوشی ) )
من به این قلم قسم میخورم که تا همین پریروز این کلمه رو یک بار هم نشنیده بودی حالا براش ریشه میدی؟! این چه طرز ریشه یابیه؟! بشن از بو میاد؟ bashn از b ...
بیا بِرو خدا روزیتو جای دیه حواله کنه بشن ترکیه چون ب داره؟! هیچ ترکی این کلمه رو استفاده نمیکنه
وقتی کسی چون اقای "بیلگولوش" سفت و استوار، بی آنکه خنده ش بگیره برمیگرده میگه "اگه میخوای انگلیسی و آلمانی رو خیلی از ته و ریشه ای یاد بگیری ترکی یاد ...
گربه گُرده برده پخته خورده مرده!
در لهجه یزدی گُرده هم به معنی پهلو به کار میرود و هم به معنی کلیه، در لری برای پهلو از گُرده، ولی برای کلیه از گُرداله استفاده میکنند، بهتر است فارسی ...
اندام های تن قلب: دل معده: شکم/شکمبه کبد: جگر/جگر سیاه مقعد: پِند ( لهجه های مرکزی ایران، از اراک، تا یزد کاربردیست ) طحال: اسپرز ( فارسی میانه ) /ا ...
از فارسی میانه "اسپرز" به معنی طحال فارسی را باید با یاری گرفتن از همین لهجه ها ساخت، نه اینکه فارسی سنجه برود از انگلیسی و عربی وام بستاند و آن را ب ...
در لهجه یزد واژه کُت به معنی بچه و توله گاهی به کار میرود ( ولی خیلی کم، عملا رو به فراموشی است. ) مثلا "کُتِ سگ" یعنی توله سگ، بچه سگ، که فحش و ناس ...
بازم همان تکراریجات باز و باز و باز باشه شما راست میگی یه روزی کل بشر حتما به این نتیجه خواهد رسید که هم فارسی، هم اوستایی، هم سانسکریت ، هم لاتین و ...
درآمدن/درشدن
صلاحیت خوانش فارسی را کسی دارد که عمر خودش را پای فارسی گذاشته و بالای ۹۵درصد مولفه ها و توان های درنهفته فارسی را بداند. صلاحیت خوانش فارسی را دکتر ...
خانم خاکپور من از این حرصم میگیره که شما ابتداییات فارسی رو عملا نمیدونید ولی میخواید جوری اظهار نظر کنید و القا کنید که انگار حتی از امثال دکتر کزاز ...
جسارتا شما انگار حتی "مصدر باقاعده" و "مصدر بی قاعده" در فارسی رو براتون جا نیفتاده. مصدری که از این الگو پیروی کند باقاعده است: ریشه ایدن مانند رهی ...
در لهجه یزد "بَشن" که واژه اصیل ایرانی است و در شعر فارسی هم به کار رفته و در کردی و لکی نیز هست ( به شکل بَژن ) همچنین واژه "بالا" که صفت فاعلی بال ...
پس از خاکسپاری امام رضا ( ع ) نام آنجا به مشهد به معنی محل شهادت و نگریستن تغییر کرد. نکته جالب اینجاست که مشهد، حرم امام رضا همزمان با امام رضا، میز ...
نام های قدیم مشهد سناباد ( از سین به معنی پرنده، شاهین هم در اصل همین است، سیندخت هم از همین آمده، سیمرغ هم همین است ( سین مرغ اصلش است ) . و توس بود ...
الله وردی خان اوندیلادزه از بزرگترین نظامیان تاریخ ایران و ایران صفوی بود، او گرجی زاد بود و در کودکی بدست سپاه قزلباش اسیر شد، بعدها اسلام آورد و تر ...
اقای آرشام، البته که در دلاوری لران شکی نیست، ولی امامقلی خان فرزند الله وردی خان اوندیلادزه یک گرجی تبار بود، پدرش در کودکی اسیر سپاه صفوی شد و اسلا ...
به کاربر خاکپور ۱. آره فارسی قاف نداره، و ۹۰درصد وام واژگانی که قاف دارن هم فارسی نیستن. ولی باید توجه کنید که قاف یکی از کم کاربرد یا شاید بی کاربرد ...
در ضمن این برای بار یک میلیاردم کسی نگفته پیر در ترکی به معنی روشنایی هندواروپاییه اگر پیدا کردی کسی که اینو گفته باشه ( بجز اقای اقبالی ) من از این ...
بانوی مومنه، دهن منو سرویس کردید، بابا به پیر به پیغمبر اونی که جزو پیرایشه پیر نیییییی، پی هست، مثلا پیگیری، مثل پیروی، مثلا پیوستن و پیوند. پی هم ...
"چرا کسی که ترکی بلده میتونه فارسی رو واکاوی بکنه؟" به خاطر اینکه از سن ۷سالگی تو مدرسه بهش یاد میدن! پرسیدن نداره. اگر آذربایجان بجای ایران جزو اسپ ...
می تواند برابر خوبی برای "مضطرب بودن" یا "مشوش بودن" باشد. ساخته شده از ۱. آ تاکیدی یا مصدری ساز ۲. سیم یا سهم به معنی ترس و آشفتگی ۳. ایدن نماد مص ...
کاربرد سهم در فارسی به معنی ترس و باک و بیم: . دمنه را گفتا که تا این بانگ چیست با نهیب و سهم این آوای کیست ( ( باقی مانده کلیله و دمنه رودکی ) ) ...
سرآسیمه از بخش های ۱. سر به معنی کَلِّه ۲. آ پیشوند تاکیدی و فعل ساز ۳. سام یا سهم به معنی ترس یا شدت، در سهمناک هم به کار رفته ۴. ه اسم ساز ساخته شد ...
آل واژه ای فارسی که لاله و آلاله ( فارسی میانه: آلالَگ ) احتمالا از آن گرفته شده. ( ( الگوی ساخت: آل ( سرخ کمرنگ ) آل ( پسوند نسبیت ساز، مانند گودا ...
نیم تنه برابر فارسی به معنی نوعی لباس کوتاه که تا پیش از مدرنیته توسط مردم عادی یا اشراف پوشیده میشده. این واژه در ترکی "آرخالِق" و در لری و کلا لهجه ...
باورم نمیشه آبادیس دیدگاه من رو بدون اینکه به کسی توهین کرده باشم پاک کرده. ینی یا ینگی واژه ای ترکی به معنی تازه و نوین است، این واژه در فارسی بی ک ...
پانفارس یک ایدئولوژی مجازی و خدازده است و هیچ جایگاهی میان هیچکس ندارد. آنها فقط در مجازی گروه ها یا چنل هایی تشکیل داده و فحاشی میکنند، ولی در جهان ...
ارخالق واژه ای ترکی و برابر فارسی ثبت شده آن "نیم تَن" و "نیم تَنه" است. . نیم تنی تا سر زانوش هست ازپی آن بر سر زانو نشست ( نظامی ) . این پوشش ت ...
اَجیر واژه ای عربی به معنی مزدور است. آجیر واژه ای فارسی خراسانی به معنی گوش به زنگ، محتاط و فعال است و می تواند نام پسر نیز باشد. همان آژیر است.
نام یک محله در یزد
فولونی شباتِ سِندِه مِده. یعنی فلان کس آدم بیخود و بی ارزشی است مانند تاپاله است. سنده در بیشتر گویش های ایران به معنی گه است.
خانم خاکپور اگر ساده سازی وام واژه در زبان مقصد ایراد دارد، لطفا مُحَمَّد را زین پس دقیقا همینجوری تلفظ فرمایید. با حاء از ته گلو و میم مُشَدَّد. چو ...
در ضمن، pro مخفف professional است به معنی حرفه ای. که باز هم در این واژه pro پیشوند است، نه بخش مستقل. شما اگر ویندوز هم بخواهید نصب کنید میبینید م ...
پاسخ به کاربر خاکپور ۱. بهتان نزنید، من کی گفتم ترک فرهنگ ندارد و هرچه دارد از مغول است؟ درحال حاضر شما به فرهنگ فارسی دارید میتازید نه من به ترکی! ۲ ...
به جناب افشین ۱. ۳۰ تا ۴۰میلیون نفر در ایران یا به زبان فارسی، یا زبان های بسیار بسیار نزدیک به فارسی سخن میگویند. ۲. هشتاد درصد مردم اصفهان، ۹۹درصد ...
پاسخ به افشین ۱. اینکه اقای اقبالی درباره ترکی حرف های ناروا می زنند و حتی من فارسی زبان هم بهشون اعتراض میکنم دلیل نمیشه که دیگه. . . ۲. فارسی زبان ...
اسباب اثاثیه خانه و کاخ از کاخ و آل نسبی ساز ساخته شده.
دوغدو با دختر در فارسی پیوسته است ( که صددرصد هندواروپایی است ) نه دوغ در ترکی. و زرتشت زاده شرق ایران فرهنگی بوده نه اردبیل. ( امروزه اگر از زرتشتی ...
به عبدالرضا ۱. دوغدو با "دختر" در فارسی و "داتر" در انگلیسی و "دووخا" در روسی مرتبط است. ۲. امروزه زرتشتیان همگی باور دارند که پیامبرشان اهل بلخ افغ ...
به عبدالرضا ۱. شرمنده از شرم و اَنده ساخته شده، نه شر و مَنده! این را هر کودک ۷ساله ای میداند! شرمنده اَم یعنی از کار خودم شرمناکم. ۲. شرم در فارسی ...
به عبدالرضا ۱. پرتو از پیشوند پر یا فر به معنی "به پیش" و "جلو" و تو از تابیدن به معنی نور و گرما دادن ساخته شده. ۲. در فارسی ادبی واژه فرتور به معن ...
به عبدالرضا کشاکش از ریشه کِشیدن یا کِشتن در فارسی است. که از تکرار دوبار ریشه، که با یک میانوند به هم پیوندانده شده اند ساخته شده. زبان ترکی تا جا ...
دوشیدن از ریشه اوستایی دوغ یا دوخ به معنی شیر است. این مصدر هنوز در برخی گویش های فارسی دُختن تلفظ میشود ( دوغتن یا دوغیدن ) واژه دوشیزه به معنی دخ ...
به عبدالرضا پاره و پارچه هردو واژگان فارسی هستند. پاره در استانبولی و آذربایجانی به شکل پارا به معنی پول به کار میرود که به گواه دیکشنری های خودشان ...
به عبدالرضا آخته یا اَخته واژه ای فارسی و صفت مفعولی مصدر اختن یا آهیختن به معنی بیرون کشیدن است. اخته یا آخته، اگر برای اشاره به شخص باشد به معنی کس ...
افراسیاب با ریشه های "ترس" و "هراس" در فارسی نوین همریشه است، که در اوستایی thrasa بوده اگر اشتباه نکنم، تبدیل صدای "ث" به "ف" در همه زبان های جهان ح ...
این هم درباره ادم و حوا بنویسم چون حیفه جناب اقبالی، کیومرث شاهنامه با کیومرث اوستا و فقه زرتشتی گرچه همریشه هستند ولی بسیار تفاوت هم دارند. ( یعنی ه ...
خانم خاکپور شما الان دارید میگید این پیشوند فر یا pro یا pre که در گفتار ۴میلیارد هندواروپایی زبان تقریبا یک جور به کار میره از گفتار ۲۰۰الی ۳۰۰میلیو ...
هیچ استادی نمیتونه این چیزی که شما میگید رو تعیین کنه، انسان ها از زمان نئاندرتال ها یعنی چند صد هزار ساله که میتونن سخن بگن و زبان هارو ادا کنن، ولی ...
این چیزی هم که اقای اقبالی اشاره کردند اشاره به پیشوند فَر در فارسی و pre یا proدر لاتین، انگلیسی و فرانسه دارد به معنای "پیش" یا "جلو" یا "فراتر" مث ...
خانم خاکپور من نمیدونم شما چرا میان میلیون ها کلمه ای که در فارسی و ترکی و فرانسوی و عربی و انگلیسی و فلان و بسار و بهمان هست، اینقدر به این چند واژه ...
اقای اقبالی! باقر به معنی شکافنده عربی است نه فارسی!!! امام باقر هم لقبش باقرالعلوم بوده یعنی شکافنده دانش ها! این واژه باقرقره در تمامی فرهنگ های وا ...
نزدیک از "نَزدَ" در فارسی باستان امده که با گرفتن نسبی سازی "ایک" یا "ایگ" ( فارسی میانه ) شده نزدیک. در فارسی میانه به جای ی نسبی ساز از ایگ استفاد ...
به کاربر خاکپور والله بالله هیچکس ادعا نکرده باقرقره فارسیه. همین بالا، از فرهنگ لغت معین و فرهنگ لغت دهخدا منبع گذاشته، نوشته باقرقره ترکیه، ما هم ...
فلان واژه ای عربی و یارو واژه ای فارسی ( ایرانی ) است.
اقای اقبالی احساس میکنم شما دیگر زیادی دارید مستغرق در ریشه شناسی های باستانگرایانه افراطی می شوید! آدم اساسا شخصیتی است که در ادیان ابراهیمی اسلام و ...
پاسخ به کاربر بیرانوند ۱. فردوسی نه به ترکان و نه تورانیان ( که البته این دو را به اشتباه یکی میدانسته ) توهین نکرده، نسخه هایی که ما از شاهنامه در د ...
به عبدالرضا ۱. تاب از مصدر تابیدن با تافتن به معنی تحمل کردن است، این مصدر همچنین با "توانستن" از یک ریشه است و مطلقا ربطی به زخم یا جای آن ندارد. . ...
پاسخ به کاربر "الناز خاکپور" ۱. زبانی نیست که خودش خودش را بزاید، زبان ها ابتدا اصوات محدودی از دهان انسان های اولیه تر بوده اند که پیشرفت میکنند و ز ...
از روزگاران قدیم گفته اند با هرکس باید به اندازه شعور خودش سخن کرد. اگر ارج می گذارد ارج باید گذاشتن و اگر توهین، توهین. . . اقای "یاشار" یا "تاریخ ...
سُرنا واژه ای فارسی برگرفته از سور به معنی جشن و نای به معنی نی است. . نای به معنی نی: آتش است این بانگ نای و نیست باد هرکه این آتش ندارد نیست باد! ...
بو را می بویند نه اینکه بشنوند! از عجایب آموزش مملکت
به جاوید ایران! موضع شما درباره آذربایجانی ها بسیار بی ادبانه و به دور از شان است. شما با این ادبیات سخیف به ملیگرایی ایرانی آسیب می زنید نه اینکه خد ...
آدم واژه ای عبری ( خویشاوند با عربی ) به معنی خاک سرخ رنگ است. که به آفرینش ادم از خاک اشاره دارد. واژه human یا homo هم از هوموس در لاتین به معنی خ ...
آذرمیدخت نیست، این واژه باید آزرمدخت نوشته شود یعنی دختر آزرم/شرم ( حیا و پاکدامنی ) و به آذر به معنی آتش ربطی ندارد.
به یاشار ۱. فردوسی هرگز نه به ترک توهین کرده نه حتی به تورانی، تورانیان بسیاری به دست فردوسی ستایش شده اند، مانند پیران و اغریث که از او به عنوان خرد ...
به یاشار لر بزرگ یعنی ایل بختیاری که یک ایل است ولی این یک ایل به تنهایی ۴میلیون تن جمعیت دارد. ( چهارمحال و بختیاری، لرستان، اصفهان و بزرگترین استان ...
نمک آبرود واژه ای مازندرانی است و مردم آن ناحیه هم یکدست مازندرانی اند. البته چون فارسی و مازندرانی هم خانواده اند در فارسی هم معنادار است.
دونسته در لهجه یزد ( و احتمالا خیلی جاهای دیگر ) یعنی شناخته، ثابت شده. دونِسسه تلفظ میشود.
لهجه یزد مِننَم=میدانم نَمِننَم=نمیدانم البته این را بزرگان گویند، نسل نو ممکن است لهجه اش به تهرانی بگراید. مدونم و نمدونم هم گاهی میگویند
هاوری نام پسرانه کردی است که از دو قسمت هاو ( به فارسی: هم ) و ری ( به فارسی: راه، رو ( ( رفتن ) ) ساخته شده. هاوری ( کردی ) =هَمرو، همراه ( فارسی ) ...
شما یه جوری میگید فلان باغ و فلان عمارت برای دوران فلان خان است انگار خوده خان آمده بیل زده، آجر روی هم هشته، معماری و کاشی کاری کرده، نقشه کشیده و ب ...
به تاریخ جهان بیسواد ۱. من لر نیستم. ولی اجازه نمی دهم کسی به هم میهن ترک یا لر یا حتی ترک من توهین کند. این اجازه هم نمی دهم که کسی بیهوده روی میراث ...
به تاریخ جهان ۱. لری گویشی از فارسی نیست. حتی خود فارسی زبان ها هم قبول دارند که لری بسیار با فارسی نوین و درباری تفاوت دارد. ( البته این دو زبان برا ...
به تاریخ جهان من دیدگاه پایین را در پاسخ به کسی نوشتم که به ایران و ایرانی رسما فحش داده بود. وقتی نمیدونید حرف نزنید!!! سخنان نژادپرستانه شما سایت ...
پاسخ به تاریخ جهان هشیار اولا که سیرین نمیشه سوریه، سیرین میشه سوری و سیریا میشه سوریه. من نگفتم این کلمه فارسیه بیسواد!!!من فقط گفتم سوریه در فارسی ...
پاسخ به تاریخ جهان پانترک نادون اولا که من لر نیستم ولی اجازه نمیدم آدمای بیشخصیت و بی ادبی مثل تو به هم میهنانم توهین کنن نادون، خوده ازبک ها قبول د ...
آیا میدانستید هندی ها به کشور خود هند نمیگویند؟! نام رسمی کشور هند در زبان هندی بهارات گنراجیا است! یعنی جمهوری ب هارات یا بهارات ( تلفظ دقیق bharat ...
عرب ها لر را لور می نویسند که بتوانند برایش جمع مکسر بسازند "الوار" همانطور که "تورک" را "تُرک" نوشتند و جمع مکسر آن را "اَتراک" و کورد را "کُرد" نوش ...
در زبان انگلیسی به لران ایران lor یا lur میگویند و به اون گروه از کولی های lore تا تلفظشان اشتباه نشود. همانطور در عربی دو نام پسرانه داریم، عمر و ع ...
در لهجه یزدی تِلِنگُک
۱. چادرملو از چادر و ملو ساخته شده احتمالا، به معنی محل زندگی ملو/گربه/سیاهگوش. به خاطر زیست گربه شنی، سیاهگوش، یوز ایرانی و پلنگ ایرانی در آنجا ( ح ...
در فارسی بسیار بسیار بسیار مواردی هست که صفت پیش از موصوف به کار میرود که به آن "مغلوب" هم گفته میشود. گل پسر، گل دختر، نوروز، جوانمرد، رادمرد، پیرم ...
در فارسی بسیار بسیار بسیار مواردی هست که صفت پیش از موصوف به کار میرود که به آن "مغلوب" هم گفته میشود. گل پسر، گل دختر، نوروز، جوانمرد، رادمرد، پیرم ...
دشمن از دُژ یا دُش به معنی پلید و ناروا آمده. این واژه در دشمن ( یا دشمان، بد اندیش ) ، دژخیم ( بداخلاق ) ، دشوار/دشخوار ( سخت و ناهموار ) و دشنام ( ...
به اوزرا ۱. اولا که قُمصر یا قومصر نیست، قَمصَر است! ۲. دو اینکه مردمش ترکی سخن نمیگویند . ۳. صابون هم یونانی/عربی است. ۴. تهران هم یا عربی است، یا ...
به اوزرا جدیری ۱. دوشیدن ( فارسی معیار ) و دُختن ( فارسی خراسانی ) هردو از ریشه دوش و دوغ در فارسی باستان/اوستایی به معنی شیر هستند. ۲. با سینا نوشت ...
به اوزرا بخش بزرگی از واژگان فارسی درگذشته کاف داشته اند که به قاف تبدیل شده اند از جمله ابرقوه ( abarquh ) که ابرکوه بوده، بافق/bafq که برخی می گوین ...
بائاباد
بَغداد واژه ای فارسی از بَغ به معنی ایزد، خدا و داد به معنی بخشش است. روی هم یعنی آفریده و بخشش خداوند. این نام از ایران باستان روی این منطقه مانده ...
بَغداد واژه ای فارسی از بَغ به معنی ایزد، خدا و داد به معنی بخشش است. روی هم یعنی آفریده و بخشش خداوند. این نام از ایران باستان روی این منطقه مانده ...
اکثر حکومت های ترکی به بالادست مملکت عنوان "سلطان" که عربی است را میگفتند ( حتی غزنوی و سلجوقی و خوارزمشاهی هم همینطور ) ، این وسط صفوی ها به بعد از ...
به "تاریخ جهان" هم میهنان عرب حتی در خراسان جنوبی هم هستند و روستا دارند!!!!!!!!!!! در خراسان جنوبی گویش خاصی از عربی به نام عربی خراسانی وجود دارد!! ...
پاسخ به تاریخ جهان ۱. دزفول و شوشتر و بهبهان جوامع فارسی هم دارند، ولی اکثریت نیستند، هیچ مشکل ژرفی هم با همسایگان بر خود ندارند، این اختلاف ها همه ج ...
شاه واژه ای فارسی است که در فارسی باستان به شکل خشایثیا و در فارسی میانه به شکل های شاه، خشاه ( خ ساکن است ) و گاهی "شان" آمده. البته در فارسی میانه ...
بِرادَر سجادی، یزدی یَتا لهجه اَ فارسی هه، زِبون جدا نی خو! فقط مث هر زِبون دیه ای با شکل معیار خودش ( که مِتونه لهجه تهرونی یا ادبی باشه ) یَخُدُک ف ...
در لهجه یزدی به تخم شپش رِشک گفته میشود.
پاسخ به طیبه رضایی ۱. ریشه دقیق واژه کوروش مشخص نیست. کر رش یک ریشه یابی عامیانه است و هیچ مبنای علمی ای ندارد. ۲. داریوش هخامنشی دومین شاه هخامنشی ...
.
پاسخ به محمد azarhava ۱. گمبرون نام کهنه شهر بندرعباس است نه خلیج فارس. ۲. قشقاییان در هیچکدام از ۴استان اصلی جنوب کشور حتی ۱۰درصد جمعیت را هم ندارن ...
پاسخ به "تاریخ جهان" عقده ای ۱. دره هندیان به خاطر جنگ لران با سپاه هندی انگلیسی ها دره هندی نام گرفته ابله. ۲. افسانه لوریان در بسیاری از نسخه های ...
باشلیق به سر گذاری مولوی به خاطر زندگی وی در یک فضای ترکی بود نه ترک بودنش. چنانکه خیلیا با زندگی در جاهای گوناگون، جامه و آداب غالب آنجا را کم کم پذ ...
بَدی کِردَن یا بَدی کِدَن تو لهجه یزد بسیار استفاده میشود. وقتی به کودکان میگویند "بَدی نَکُنِد" یعنی شلوغ نفرمایید.
آقای افشین، باشلیق به سر داشتن مولوی به خاطر زندگی او در یک فضای ترکی بوده، چنانکه بسیاری از افراد اگر برای مدتی میان عشیره های عرب، قبایل بلوچ یا اس ...
کودکساری اگر پسوند hood در انگلیسی به راستی با head به معنی سر پیوسته باشد، پس میتوان در فارسی از پسوند سار که در واژگانی چون دیوسار/اژدهاسار ( کنای ...
واژه خَوید در نام چند روستا در یزد نیز مانند خَویدَک ( که ختک هم تلفظ میشود ) و بیداخوید ( بیدَخُد هم تلفظ میشود ) دیده میشود. معنی: خوشه نارس، گندم ...
پاسخ به کاربر سرور ۱. آگین تغییر یافته آکَن و آکَن از مصدر آکَندن به معنی پرکردن و انبوه ساختن آمده. مثلا مصدر آکندن و آکنده را بارها شنیده اید! ۲. ا ...
پرهیز از "گوسفندساری" ( واژه ایه که خودم برای تقلید کورکورانه ساختم و شما هم اشاره فرمودید به این ویژگی گوسپندان ) بسیار صفت پسندیده ای است. به شرطی ...
اقای جاوید ایران ۱. لطفا از بددهانی بپرهیزید، خوب نیست. ۲. آذربایجانی ها "فارس" نیستند البته. این دیگه ادعای دور و درازیست. ۳. بنده سخنم را اصلاح ک ...
۱. من میگم فارسی بدست ایرانی ها یا آریایی های ساکن سرزمین فارس فرگشت یافته، از زبان نیاایرانی ( زبان نیاایرانی یعنی زبانی که با فرگشتش زبان هایی چون ...
البته پهلوی برگ سیاهم داره تو کارنامه ش متاسفانه مردمان لر ایران ( که کاملا هم حق دارند ) و ایل قشقایی ضربه های ناجوانمردانه ای از پهلوی ( به ویژه په ...
پاسخ به کاربر سرور ۱. اصفهان جداست، درسته، کرمان جداست، درسته، ولی جنوب اصفهان ( سمیرم ) و یزد برپایه همه منابع جز فارس بوده اند، همانطور که استان ار ...
پاسخ به کاربر سرور ۱. اول بگم که پهلوی گرا نیستم. ۲. کشتارهای پهلوی به مراتب بسیار کمتر از آغامحمدخان قاجار بود، من نمیگم پهلوی جنایت نکرد، ولی کسان ...
پاسخ به کاربر سرور ۱. pro واژه لاتین - انگلیسی است! این چه استدلالی است که چون pro ترکی است که نیست، فارسی گویشی از ترکیه؟! ۲. pro کوتاه شده واژه pro ...
اقای اریابد این نام به معنی آتش زنه بزرگ نیست، این تکیه به یاد امیر جلال الدین چخماق که از حاکمان تیموری شهر یزد بوده نام گذاری شده. امیر چخماق ترک ت ...
مُلّا تحریف شده واژه عربی مولی/مولا است. سنیان از مولا و مولوی ( مولوی یعنی مولای من ) مولانا ( یعنی مولای ما ) بیشتر از شیعه ها استفاده میکنند. ولی ...
به سالار احمدیه پرمغزجان، شیخ صفی الدین اردبیلی ۵۵سال پس از فوت خاقانی شیروانی تازه به دنیا اومده ( تاریخ درگذشت خاقانی: سال ۵۹۵هجری قمری، تاریخ تول ...
به سالار حتی اگر به فرض محال همه اینها در همه گویش های بیشمار عربی که به دست ۴۰۰میلیون نفر سخنوری میشه به کار بره بازم این برتری عربی به فارسی رو نمی ...
در پاسخ به کاربر سالار با آیینا خواندن آیینه، جاما خوانده جامه، هاخامنش خواندن هخامنش و کارهایی از این دسته، ریشه واژگان عوض نمی شود فقط با تلفظ بازی ...
ماهشیدی، ماهگاهی
در لهجه های استان یزد، اُلِنگون به معنی آویزان است.
خب لفظی که فارسی از ترکی وام میگیره منطقااااا باید تو خود ترکی کاربرد داشته باشه! چرا نه تو ترکی قدیم کاربرد داره نه امروزی؟ فقط "جهان" اونم به صورت ...
خب فارس جغرافیاست درسته، از یزد و سمیرم ( اصفهان ) شروع میشه و تا بوشهر و نیمه غربی هرمزگان میره ( نیمه شرقی زمان قاجار جزو کرمان بوده ) . و زبان فا ...
رفیق هستیم، دشمن که نیستیم اقا🗿 ولی خب این ریشه شناسی درست نیست، همونطوری که سخن ایرانشهری جماعت درباره اینکه ترکی واژگان تخصصیش رو از فارسی گرفته د ...
خب ایراد کار شما اینجاست که از برهان نادرست به نتیجه نادرست تر می رسید. ادم بیسواد شاید، ولی زبان را بیسوادهای جامعه رشد نمیدهند ( آنها کاربر هستند ن ...
از حاکمان بسیار سازنده ولی خب خشن یزد. باغ جهانی دولت آباد ( با بلندترین بادگیر ۸ضلعی جهان و ثبت در یونسکو ) ، بازار و حمام و باغ و مدرسه خان و چند ...
هرچند که منسوب به یزد زیبا است ولی انصافا زیباترین یزدی بندی ایران و جهان را باید در سقف تیمچه امین الدوله در کاشان اصفهان دید. البته در باغ دولت آب ...
سفیدگری پیشه ای قدیمی است که در آن درون دیگ ها و دیگر ظروف مسی را سفید/قلع اندود میکردند. رویگر ( سر و کار با روی یا روه ) مسگر ( با مس ) آهنگر ( ...
گف داشتن=باکلاس بودن، شاهانه بودن گف و کار=سختی و مشقت
در لهجه های مرکز ایران نیز این اصطلاح را داریم! البته پِند تلفظ میشود گاهی.
یَززی خودشان اینجوری تلفظ میکنند.
جناب کزازی باور دارند که پیر با پدر همریشگی دارد. و اتفاقا اشاره فرموده اند که در برخی لهجه/زبان های ایران، پدر، پی یَر تلفظ میشود. تا جایی که بنده ...
در لهجه یزد پِدر را پی یَر تلفظ میکنند و مادر را همان مادر یا مادِر. پی یَرُم=پدرم
آغا نه به معنی اخته، بلکه به معنی زن و بانو است. اینکه آقا محمدخان قاجار گاهی آغا نوشته میشود به خاطر اخته بودن و خب "از مردانگی، افتادگیش" است. ریش ...
در زبان نائینی ( شهری تاریخی در استان اصفهان، با زبان و بافت کهن ) ، باغاجه به معنی پدربزرگ و جد است. که شاید مخفف بابا خواجه است.
پُسُک در لهجه یزد ( البته نه همه جا، تقریبا رو به فراموشی هم هست شوربختانه ) به معنی پسرک است. در فارسی میانه نسبت های خانوادگی پیدر/پید مادر/ماد دوخ ...
راه شیبداری که گاو با رفتن در آن نیروی لازم برای آوردن آب را فراهم میکرد. عموما از نژاد گاوهای زرد سیستانی هم برای اینکار استفاده میشده.
در لهجه یزد نیز مانند شیراز هیچ را هیش و هیچ طور را هیشتو تلفظ میکنند. هیشتو نَمِشه=مشکلی پیش نمیارد. طوریش نی/باکیش نی=عیب نداره.
پسقال در لهجه یزد به معنی مقدار کم و احتمالا تحریف شده واژه عربی مثقال است.
ایرا به لهجه یزد یعنی اینور، این سو مخالفش میشود اورا بیا ایرا بِرو اورا ای یَد و اوئَد هم کاربردنی است. احتمالا هردو تحریف شده "این راه" و "آن راه" ...
ایرا به لهجه یزد یعنی اینور، این سو مخالفش میشود اورا بیا ایرا بِرو اورا ای یَد و اوئَد هم کاربردنی است.
زرتشتیان یزد و مردم نایین اصفهان ( البته آنها مسلمان هستند ولی زبانشان به زرتشتیان یزد مانسته است ) به زبان خودشان به این نان سیروک یا سیروگ میگویند ...
زرتشتیان یزد و مردم نایین اصفهان ( البته آنها مسلمان هستند ولی زبانشان به زرتشتیان یزد مانسته است ) به زبان خودشان به این نان سیروک یا سیروگ میگویند ...
یک مثل بی ادبانه از یزد! گ*ز داده، تقا نِشِسِّه، تُغار شِکِسِّه، طلاقم مُخواد! کنایه از افرادی است که پس از خراب کردن همه چیز و مختل کردن کارها بازهم ...
در لهجه یزد نیز مانند لهجه های جنوب کشور صوا ( صباح ) به معنی فرداست. صوا پسین=فردا پس از ظهر
در لهجه یزد به پس از ظهر و عصر پِسین گفته میشود. امرو پسین=بعد از ظهر/عصر امروز صوا/صبا ( تحریف شده صباح ) پسین=فردا پس از ظهر
در لهجه یزد به دیدن مانند لهجه سنجه همان دیدن میگویند ولی بجای بین از وین استفاده میکنند. بیوین=ببین
در لهجه یزد عروس: عاروس هم عروس: هم عاروس یا جاری عمو: عامو
در لهجه یزد به جاری میگویند "هم عاروس"
روان شاران ( از شاریدن در فارسی شرق یا شریدن در فارسی ایران که در آبشار هم هست. ) جاری به معنی زن برادرشوهر هم هست. در لهجه یزد به این جاری "هم عار ...
کردن در لهجه یزد عموما کِدَن تلفظ میشود.
شِکِسَّن ( لهجه یزد )
گازُر در لهجه یزد به معنی رختشور بسیار پرکاربرد است. از لج گازر تمبون نجس کِدَن=>برای آزردن دیگران از سر لج خود را به دردسر انداختن.
زَفت دادن دادن در لهجه یزد یعنی مرتب کردن، چیزهارا سرجای خود گذاشتن. زَفتش دِه ( مرتبش کن ) من ریشه این واژه را نمی دانم ( که فارسی است یا عربی اصل ...
زَفت دادن ( لهجه یزد ) زَفتش دِه ( مرتبش کن ) من ریشه این واژه را نمی دانم ( که فارسی است یا عربی اصلا ) اگر کسی میداند لطفا بنده را آگاه فرماید.
پَشُفته یا پَشُفتُک که باید از مصدر پَشُفتَن ( پاشیدن؟ ) باشد در لهجه یزد یعنی قطره ها و تراویده های ریز. اگر باران کم رمقی ببارد، یا در خیابان راه ...
Row shodan رو شدن در لهجه یزد یعنی ول گشتن، جست و خیز داشتن رو نَشِت ( نَشِد ) : ول نچرخید، ندویید
هوده از هو به معنی خوب و ده از دادن ساخته شده به معنی سود و فایده. مخالف آن که بیشتر هم در فارسی کاربرد دارد "بیهوده" است.
هومن تلفظ دیگر نام شاهنامه ای "هومان" است، من و منیدن و منش یعنی اندیشه و تفکر ( منش در فارسی و منیدن در لری مورد استفاده است. ) و هو شکل قدیم "خوب" ...
نفرین واژه ای فارسی به معنی لعن و دعای بد است. و البته بن کنونی مصدر فراموش شده "نِفریدَن" می نِفریدم، می نفرینم . هر آنکس که بد پیش درگاه تو بنفرید ...
پاسخ به کاربر سرور ۱. مگر ما استانبولی هستیم که خان را هان تلفظ کنیم؟ خان ترکی است قبول، همه ترکان ایران هم خان تلفظ میکنند، همه فارسی/کردی/لری/مازنی ...
۱. خط اورخون از خط وایکینگی ( رونی ) یا خط سغدی فرگشت یافته. ۲. خط وایکینگی تکامل یافته از خط یونانی است، یونانی فرگشته فنیقی، و فنیقی تقریبا میتوان ...
اقای سرور شما کلا تو یه فضای جدا هستید. اگر ۵۰تا زبانشناس از ۵۰تا کشور هم بیاریم اینجا ردیف بکنیم احتمالا باز همین را میفرمایید. دیگر چه میتوان گفت.
اقا چرا آسمان رو به ریسمون میبافید؟ یه جوری میگید انگار بنده میگم فارسی خدای خدایان ترکی بی اصالت من میگم فارسی اصالت خودشو داره ترکی اصالت خودشو شما ...
سوار از واژه اَسوار در فارسی میانه گرفته شده که آن هم مخفف شده واژه اسب - بار یا اَسب - ور است. اسواران از مهم ترین بخش های ارتش ساسانی بودند که برپا ...
پاسخ به رضایی ۱. ابریق از ابریخ یا ابریز در فارسی گرفته شده. ۲. بزرگترین ریشه شناسان عرب که عمر خود را پای عربی گذاشته اند و زبان مادریشان هم هست تا ...
من آن دیدگاه آنچنانی را زمانی نوشتم که دیدم شما جای دیگری در همین سایت گفتید کردان وارث مادها نیستند ( حتی با وجود انطباق تقریبی بخشی از سرزمین ایشان ...
درست میفرمایید این هم زبان های دیگر ایران که بسیار کلاسیک و نیرومند هستند مانند کردی و لری و مازنی را میشکند، هم گویش های اصیل فارسی، که به خدا بعضی ...
نمیدانم شاید شما نورعلی مرادی اصلا نیستید، شایدم چندتا نورعلی مرادی وجود دارد! چون حقیقتا نوشته های چنل تلگرامی به نام شما، محدود نوشته هایی که فصلن ...
به اقای مرادی حقیقتا از نوشتن آن پیام پشیمان شدم و آن را ویراستم. ولی چیزی که در برخی نوشته های شما بسیار بد و آزارنده بوده و توجه همه را جلب کرده ج ...
هناسه واژه ای کردی و لری به معنی نفس است و کاملا بهنجار ساخته شده. روشن است که ریشه هناس است و ه نام ساز گرفته همانطور که ناله از نال است، تازه از تا ...
تفت نام یک شهر/شهرستان در استان یزد است، البته اینقدر به مرکز استان نزدیک است که حتی پیاده و یا با دوچرخه هم برخی میروند ( کمتر از ۲۰کیلومتر ) نام ا ...
لِنج به معنی قایق کوچک از لانچ در انگلیسی گرفته شده. گویش های فارسی و یا پیرافارسی یا عربی نا رسمی خلیج فارس چیزی نزدیک به ۲هزار واژه از پرتغالی و ا ...
. خروشان ز کابل همی رفت زال فروهشته لنج و برآورده یال ( فردوسی ) . لُنج در فارسی قدیمی به معنی لب یا گوشه لب است، این واژه در گویش های یزد و فارس ...
کُپ در لهجه یزد گاهی به معنی لُپ به کار میرود.
شیرینی گز را ازین روی "گز" نامیده اند که در خمیر آن از شیره درخت معروف "گز" که در مناطق خشک و گرمسیری رویان است استفاده میشده. به این شیره در فارسی گ ...
حداقل این آقایان پژوهشگر که زبان مادریشان فارسی نیست ( البته هرچه هست گرامیست ) و در دانشگاه هم درباره آن نخوانده اند. . . مگر پژوهشگر نیستند؟ پژوهشگ ...
همه جهان میگن این زبان زبان فارسی است. براش دستور و کتاب هم نوشتن فقط شما میگید نیست و یک خطم نمیتونید راجع بهش بنویسید. و باور دارید همههههه دانشگ ...
گَر در لهجه یزد اگر تنها با لحن صفت بیاید به معنی "کَچَل" است. کله گَر یعنی کله کچل، گَر کُن یعنی کچل کن . گُر به معنی شعله های آتش، گُر گرفتن شعله ...
سیستان شمال این استان است و به مردم ان سَکا، سَکزی یا سیستانی گفته میشود. سیستانی ها شیعه هستند و به زبان فارسی سخن میگویند. مشهورترین سیستانی، یعقو ...
البته در فارسی مَست، مَستَن، مَلیدن، مدیدن داریم، ولی مدهوش به آنها پیوندی ندارد. مدهوش از سه تایی دال، هاء، شین در عربی گرفته شده و اسم مفعول است. ...
خون آشام واژه ای کهن ایرانی ( فارسی ) به معنی نوشنده خون و کنایه از بی رحم و سفاک است. . ای خران گور آن سو دامهاست در کمین این سوی خون آشامهاست ( م ...
اقای اسام فیلی شال و ستره ( به فارسی:سدره ) یک پوشش ایرانی و مستقل میان تمام اقوام ایرانی است. شال کمری که امروز لران و کردان استفاده میکنند را همه م ...
هیچ هورامی ای نیست که خود را کرد نداند.
به آسام فیلی ۱. زبان لری ریشه در پهلوی ساسانی یا پارسیگ دارد. ۲. زبان کُردی و بلوچی ریشه در پهلوی اشکانی یا پهلویگ یا پهلوانیگ دارند. ۳. هیچکدام از ...
.
قهوه ریشه در آفریقای کنونی دارد و احتمالا نخستین کسانی که در جهان آن را فرآوردند، مردم یمن و سودان کنونی باشند. قهوه در عربی به معنی شراب به کار می ...
میزان از ریشه وزن است ( حروف واو و الف و ی چون پایه های همزه هستند در واژه سازی عربی بسیار به هم تبدیل میشوند. مانند قال یقول قیل، سوال، سائل، مسئله، ...
مرطوب واژه ای عربی است. برابرهای فارسی نَمور ( درستش: نَموَر، مانند دستوَر که دستور شده، گنجوَر که گنجور شده، رنجوَر که رنجور شده و. . . ) نمناک ن ...
چیزی به نام" قوم کرمانج" وجود ندارد. کرمانج شاخه ای از کُرد است. کُردِ کُرمانج هیچ کرمانجی نیست که خویشتن را کرد نداند. کاربر "کُرمانج" به احتمال ...
چیزی به نام قوم کرمانج وجود ندارد. کرمانج کُرد است. کُردِ کُرمانج هیچ کرمانجی نیست که خویشتن را کرد نداند. کاربر "کُرمانج" به احتمال ۹۰درصد از یک ...
چیزی به نام قوم کرمانج وجود ندارد. کرمانج کُرد است. کُردِ کُرمانج هیچ کرمانجی نیست که خویشتن را کرد نداند. کاربر "کُرمانج" به احتمال ۹۰درصد از یک ...
چیزی به نام قوم کرمانج وجود ندارد. کرمانج کُرد است. کُردِ کُرمانج هیچ کرمانجی نیست که خویشتن را کرد نداند. کاربر "کُرمانج" به احتمال ۹۰درصد از یک ...
برابر فارسی واژه انگلیسی استراکچر structure
جُئون یا جوون در گویش یزدی به معنی زیبا و قشنگ ( برای انسان ) یا تر و تازه و پاک ( مثلا برای میوه ها و سبزی ها ) است. Jo'un
در زبان فارسی "رَنگیدن" تا کنون به کار نرفته ( هرچند که شاید ساخت آن مجاز هم باشد. ) ولی مصدر "رَزیدن" در فارسی به معنی رنگ کردن است که واژه "رنگرَز" ...
از عجایب استان یزد این است که دو روستا به نام ترک آباد و کردآباد دارد، ولی هیچکس در این روستاها به ترکی یا کردی سخن نمی گوید! البته در استان اردبیل ه ...
از عجایب استان یزد این است که دو روستا به نام ترک آباد و کردآباد دارد، ولی هیچکس در این روستاها به ترکی یا کردی سخن نمی گوید! البته در استان اردبیل ه ...
اینم پیام اخر یکی از دلایل عرب خواندن منطقه فارس و فارسی زبانان، شباهت واژه فارس ( معرب واژه باستانی پارس ) و واژه فارِس در زبان عربی است. واژه فارِس ...
این "عماد ایرانی" دلقک هم با پرچم پانلک گرایی یا پانکردی احتمالی فقط آمده تو این سایت که لر را بکوبد. هرچه هست "فارس" نیست که بگید فارس آمده به لر تو ...
من از یک دو رگه لر ثلاثی و لک شنیدم که برخی ( نه همه ) از طوایف لک که بسیار هم بزرگ هستند رسما و برپایه شجره نامه خودشان تبار عربی دارند و عملا هروقت ...
پاسخ به کاربر نژادپرست و بی ادب Mir شما اینقدر دانش و جسارتا مغز ندارید که بدانید، تاریخ نویسان اسلامگرا مانند طبری یا خواجه رشیدالدین فضل الله و همی ...
البته زبان قدیم مردم همدان زبان رازی بوده نه لری، لران همدان لران ثلاثی هستند و ولایت ثلاث در جنوب استان همدان کنونی. خود شهر همدان در گذشته به رازی ...
به سالار احتمالا احمدیه ۱. نبایدم در ادبیات ترکی دیده بشه، چون اهورامزدا خدای ترکان نبوده هوشمندخان. ۲. این واژه در فارسی باستان اهورامزدا بوده و در ...
پاسخ به اوزرا اعتماد بنفس رو باید از شما آموخت. پاسخ به بهزاد کی به شما گفته عرب ها استفاده نمیکنن؟! پس شخص نخست عمان کیه؟ ( سلطان عمان، نه ملک یا ا ...
پاسخ به سالار احمدیه ۱. سلطان از ریشه سین، لام، طاء در زبان عربی است بر وزن فُعلان که واژگان قُرآن، خُسران، دُوران، جُولان، طُغیان هم از این وزن هستن ...
هاوژین نامی زیبای دخترانه به زبان کردی است. به معنی یار و یاور زندگی. این نام از هاو که هم ارز با "هم" در زبان فارسی است و ژین که با ریشه زی/زیستن در ...
روزه گشادن در فارسی ادبی به معنی افطار نمودن است. البته برخی به جای افطار از "روزه واکردن" استفاده میکنند که همان معنی را میرساند . . بر دهان غنچه ...
روزه گشادن در فارسی ادبی به معنی افطار نمودن است. البته برخی به جای افطار از "روزه واکردن" استفاده میکنند که همان معنی را میرساند . . بر دهان غنچه ...
ماهروزه در گویش پیران میانه ایران همان ماه رمضان است. . ز ماه روزه به ماه من اندر آمد تاب برفتش آتش رخسار تابناک به آب ( مختاری ) .
اخه درد اینجاست که کسی مانند حسین محمدزاده صدیق ( با تخلص دوزگون اگر اشتباه نکنم. ) این آقا دکترای زبان شناسی از دانشگاه استانبول اگر اشتباه نکنم دا ...
پیشوند نی یا نِ ( با نَ و نا اشتباه نشود ) فرودی یا کلا جهت را میرساند. این پیشوند در هشتن/نهشتن، هنگیدن/نهنگیدن ( پیش روی و پیش روی از پایین ) ، زاد ...
پاسخ به کاربر سرور ۱. من به آزادی بیان باورمندم، البته تو این سایت بی ادبی دادم ولی خب بعد از اینکه طرف مقابل شروع به توهین کرد. ( اگر آزادی بددهانی ...
اگر دانش زبان شناسی که ۲۰۰سال روش کار شده، ۱۰درصد شک پذیر باشه، سخنی که کسانی که شما بهشون اقتداء میکنید ( رحیم آق بایراق، سالار احمدیه، حسین صدیق/دو ...
من معذرت میخوام از اینکه تند سخن میگم ولی شما زبان شناسم نباشید بیسواد دوجهانم باشید اینقد درک دارید که وقتی به یک چیزی میگن گویشی از یه زبان دیگه یع ...
شکوفه از شکوف که ریشه مصدر شکفتن است و هکسره نامساز ساخته شده. این الگو را میتوان در ریشه/ریسه ( از رِشتَن یا ریسیدن ) ، نامه ( از نامیدن ) ، آموزه ...
آتورپات نامی پسرانه به فارسی باستان/پهلوی/مادی است به معنی نگهبان و نگهدار آتش. این نام در فارسی میانه به شکل آدرپات یا آذرپات و در فارسی نو به شکل ...
مند در فارسی میانه اومند یا اومنت تلفظ و نوشته میشده. رایومند ( مدبر ) ، هست/استومند ( موجود ) ، خووَرَهومَند ( فرهمند ) ، اَرزومند ( ارجمند ) و. . .
به هم گوریدن همچنین در مرکز ایران به معنی گره خوردن به هم و گیر کردن است.
دیدگاه های پای این جستار برگ ریزان ترین نوشته هایی است که تو عمرم خوانده ام.
اصلاح نخستین جمله کارنامه اردشیر بابکان: Pad nām ī dātār ohrmazd ī xwarahumant ud rayumant دادار اورمزد فرهمند و رایومند ( مدبر )
پاسخ به کاربر سرور ۱. اگر سنگ نوشته های فارسی باستان را هم نپذیرید، نوشته های یونانی باستان، برخی نوشته های عبرانی و. . . به کوروش و داریوش اشاره نمو ...
پاسخ به رضا رضایی ۱. البته که در اصالت لران بختیاری شکی نیست ولی. . . ۲. اشکانیان پارتی یا پهلوی بودند، منسوب به سرزمین پهله یا پارت که خراسان امروز ...
هَم بَهر
شنیدم که لات های طهران قدیم از سوکیدن به معنی نگاه کردن استفاده میکرده اند که همان سیل کردن در لری و فارسی جنوب و سی کردن در گویش خراسانی است. اینجا ...
به اقای سرور چرا وجود نداشته باشه؟ دقیقا چرا نباید چنین چیزی وجود داشته باشه؟ چه ضرری به دیگران وارد میشه؟ من اول چندتا مصداق میارم ۱. در نبشته بیستو ...
Telephone این واژه یونانی - انگلیسی است و از پیشوند tele که جابجایی یا "در عرض" را میرساند، و phone به معنی صدا، آوا ساخته شده. پیشنهاد فارسی: تراوا ...
اول میگه فارسی هندیه بعد میگه نه ترکیه، هندوها وقتی وارد ایران شدن مجبور شدن یادش بگیرن، خب احمق دلقک، اگر شاه و مردم ایران پیش از آریایی ها همه ترک ...
به وحیدی ۱. فارسی با هندی نیای مشترک دارد نه اینکه جزوی از آن باشد، با منطق شما رومیان باستان، یونانیان باستان و مردم لتونی و لیتوانی هم هندی هستند چ ...
پاسخ به کاربر "سرور" ۱. زمین گستر تازه است، ولی گستردنی در شعر فردوسی به معنی فرش اومده. همچنین واژگان بوب ( باف ) و انبوب ( همباف ) در شعر رودکی سم ...
یَللُک در گویش یزدی یعنی یک دم، یک لحظه، یک بار
البته برای بنده روشن است که اقای سرور "نژادپرست" نیستند ولی تزهایی که درباره برخی مسائل تاریخی، زبانی و گاه گداری سیاسی میدهند چندان درست نمی باشند. ...
به عبدالرضا هر کودکی میداند خر در فارسی استعاره از زیاد بودن و بزرگ بودن است، مثل خرکار، خرخوان، خرمگس، خرچنگ، خرگوش این همه تفسیر نویسی و اشتیاق شما ...
رو شدن در لهجه یزدی شاید تحریف شده آن باشد.
چرنگ صدای چکاچک شمشیرهاست و چرنگیدن ( شاهنامه ) مصدر ساخته شده از آن.
ایرو اینطَر ایراسَکی ( گاهی ) لهجه یزدی
ایرو در گویش یزدی به معنی "اینگونه، اینطوری، اینجوری" است. همچنین اینطور هم به کار میرود و اینطَر تلفظ میشود.
ای یَد در گویش یزدی به معنی اینطرف است. مخالفش اوئَد است.
وزار، وچار ( فارسی میانه و پهلوی )
به اشکبوس مگر تَرک در عربی و تیرَک در فارسی به ترک ربط دارند که فریسی و فارسی بخواهند به هم پیوندی داشته باشن؟
به اشکبوس ۱. ۷۰درصد مردم سمرقند و بخارا یا تاجیک فارسی زبانند یا خود را تاجیک میدانند. ازبک های سمرقند و بخارا تا کمتر از ۳۰۰سال پیش زندگی کوچ روانه ...
به اشکبوس ۱. سامان یعنی منسوب به سام و سام نامی ایرانی اصیل است که نام پدربزرگ رستم و پدر زال هم بوده. رستمِ زالِ سامِ نریمان ۲. الگوی نام آن نسبی س ...
به "اشکبوس" ۱. بهروز از به به معنی خوب، بهتر و روز ساخته شده. ۲. با کلمه بازی نمی توانید واژگان اصیل فارسی را ترکی کنید.
در گویش پیرتران یزد، ایران را ایرون تلفظ میکنند. هرچند که تاثیر لهجه معیار روز به روز بالاتر می رود.
یونسکو در سال ۱۳۹۶ شهر یزد و بافت تاریخی اش را به عنوان نخستین شهر خشت خام جهان ( کهن تر از کشورهای عربی و دیگر شهرهای خاورمیانه با همه ادعاها ) و دو ...
به "علی" الان یزدیا هندی باشن خود تحفت مثلا شبیه سوئدی ها و نروژی هایی؟ اللهم اشفع کل الکصاخیل مثل علی
روستایی منسوب به توران دخت، دختر خسرو پرویز ساسانی در شهرستان یزد. مردم این روستا را تورون پشت یا تورپشت هم میخوانند.
کون اُو زنوک یا زَنَک نام بی ادبانه ای برای سنجاقک است که در برخی گویش ها کاربردی است. با عرض معذرت
سیاست حقیقتا پَچُل است. پَچُل در زبان ها و گویش های سراسر ایران به معنی آلوده است ( با توجه به کامنت های دوستان ) واژه کاربردی ای می تواند باشد، چر ...
تقا یعنی سکو و بیشتر خانه های قدیمی دم درشان دو تقا داشته اند که رهگذر بتواند دمی تازه کند.
گوله بازی در خراسانی و یزدی معنا دارد منتها در خراسان معنای خوبی دارد و همان "تیله بازی" است ولی در گویش یزد اصلا معنای خوبی ندارد که پایین یکی از دو ...
تَگ در گویش های یزد همان تَه است، البته در فارسی ادبی هم ته هم تگ کاربردی بوده.
چوری در یزد و اصفهان به معنی جوجه است. یزدی ها چوریوک میگویند ( جوجه کوچک )
در گویش یزدی جوون یا جوئون ( او یکم کشیده میشود، جوود به معنی یهودی هم همین است ) به معنی نیک، زیبا، شایسته است. اناروک جوئون مثلا یعنی انار مرغوب ...
پروا در گویش یزد بسیار متدوال است و بیشتر از ترس و باک، بیشتر به معنی اعتنا، تاب و تحمل و حوصله است. پروام هه=حوصله فلان کار را دارم پروام نی=حوصله ...
برین از بَر و - ین برترین ساز ( مانند بهین=بهترین ) ساخته شده. بهشت برین یعنی بهشت برترین یا بالاترین
رُخشان نامی دخترانه فارسی است به معنی درخشان و تابناک. این نام با نام روژان در زبان کردی هم ارز است. ریخت دیگر این واژه هم روزان یا افروزان است.
روژان نامی کردی برآمده از ریشه روژ به معنی روز و روشنی است. هم ارز های فارسی این واژه روزان و رُخشان هستند که البته رُخشان یا رَخشان پراستفاده تر است ...
همچنین باید افزود که تلفظ درست این واژه نام بُردار است که از بُردن میاید، نه نام بَردار که از بَرداشتن است.
دلقک مجازی، بیسوادترین کاربر آبادیس، پیرو اندیشه های سالار احمدیه و محمدزاده صدیق، احتمالا از پانترک های قشقایی فارس یا اصفهان. این مردک فارسی را گو ...
تقویم از قاف، همزه، میم ساخته شده و با قیام، قیامت، قائم و اقامه هم خانواده است. معنای بنیادیش برپا داشتن، قائم کردن، ایستاندن، راست نمودن است، و مصد ...
اَسرین نامی کردی - لری دخترانه به معنی اَشکین است که از اَسر در این زبان ها به معنی اشک میاید. واژه اَسر در برخی گویش های فارسی و فارسی ادبی ( شعرها ...
اَسر / asr واژه ای کردی - لری به معنی اشک و آب چشم است. این واژه در فارسی نیز هست و اَرس / ars تلفظ میشود.
اَرس / Ars در فارسی به معنی اَشک است. این واژه در کردی به شکل اَسر نیزه گفته میشود. همچنین نام اَسرین که نامی دخترانه و معروف کردی است به معنی اشکی ...
نام گروهی از کردان که به زبان کردی سورانی ( یا کردی میانی، کردی کرمانجی میشود کردی شمالی و کلهری میشود جنوبی ) سخن میگویند. آنها در استان کردستان و ...
به کوروش بیرانوند ۱. اینکه برای مقابله پانکردان مانند خودشان استدلال بیاورید هیچ دردی درمان نمیکند. ۲. هورامیان و گورانیان همگی خودشان را کرد میدانن ...
زَهره یا زرداب دان ( کیسه صفراء ) کیسه ای در جگر ( کبد ) انسان است که در آن زرداب ( صفراء ) نگه داشته میشود. صفرا یکی از اخلاط چهارگانه است و در عرب ...
سار همچنین تغییریافته واژه سر است و به شکل پسوند به در ترکیباتی چون سگسار، اژدهاسار، آسیمه سار ( سرآسیمه ) به کار رفته. به نظرم میتوان این پسوند سار ...
سار در گویش های یزد و کرمان به معنی بیمزه و بی نمک و همچنین فاسد است. فلان کس آدم سااریه ( آ اَش کمی کشیده است. ) فلانی آدم بیمزه ایه. نونا بوی سار ...
خُنَک به معنی سرد و دلپذیر است. خُنُک به معنی خوشا/دمش گرم است. خُنُک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر ( مولوی ) خُنُک ...
رئودا - استخمه ( شکل احتمالی اوستایی، این واژه در اوستا نیامده ) روتستخمَه ( نخستین متن های فارسی میانه - پهلوی ) رودستهم رستم ( شکل امروزی ) رود ...
نزاکت از واژه نازک ساخته شده و فارسی است ولی فارسی نیست! فرهنگ آنندراج نوشته این یک واژه جعلی بر ساختار عربی است که فارسیان آن را پرداخته اند و در هی ...
بُرز در فارسی گویش یزد به کار میرفته ( البته که نسل جدید هرروز تهرانی سرا تر میشود ) البته واژه بُرج همان برز است. که به عربی هم رفته و از آن بروج، ...
فِرِسیدن: لهجه شیراز و یزد
البته بومیان و بیشتر مردم سیرجان/سیرجون فارسی زبانان هستند که که به لهجه ای نزدیک به کرمانی سخن میگویند! که در کنار ایشان لران تبعیدی به کرمان، ترکان ...
شهسوار برابر فارسی ( یا بهتر است بگوییم ایرانی ) واژه فرانسوی شوالیه است. . برون آمد مهین شهسواران پیاده در رکابش تاجداران ( نظامی ) . بگردن اسب ...
شوالیه واژه ای فرانسوی است و برابر فارسی آن شَهسَوار است.
به "آرش قشقایی" ۱. فیوج ها مردم جنوب هند ( دراویدی ) هستند که ابتدا به شمال هند رفته و زبان هندواروپایی کولی یا رومنی یا. . . را پذیرفته و سپس در سرا ...
مُرده ریگ میراث پس افکند
به کاربر سرور ۱. پس میپذیرید جغرافیای فارس داریم؟ خوبه خداروشکر حداقل این یک مورد رو می پذیرید! ۲. نه پس زبان نداره! بدو ترین اقوام جهان تو افریقا زب ...
طرف اینقد سواد نداره که وقتی اصفهانی مثلا میگه مبارکِدون باشه، این "اِدون" اساسا ضمیر متصله و همون مبارکتان باشد حالت نوشتاری ست. کما اینکه "خوبتون ش ...
شهرت این شهر به خاطر دانشمند بزرگ، ابوحنیفه دینوری است که از مشهورترین کسانی است که در گذشته که هنوز انقلاب علمی بدان صورت نبود، منحصرا به گیاه شناسی ...
به بهنام رضایی احمق ۱. ایدون باد دعا نیست، عبارت تاکیدی است. مانند بیش باد، افزون باد. ایدون باد را پس از یک دعای دیگر میگویند. مثلا میگویند "خداوند ...
به بهنام رضایی بیسواد ۱. ایدون ( فارسی میانه: ēdun یا ētun ) واژه ای فارسی به معنی چُنین است. ۲. این واژه از ضمیر اشاره "این" و "دون" ساخته شده که ر ...
سخنان پروفایلتان هم نشان میدهد استعداد بالایی در دکلمه نویسی دارید ولی شوربختم که بگویم بخش بزرگیش نه با دانش سازگار است نه با چیزی که واقعا رخ میدهد ...
به کاربر سرور ۱. زنده باد ترک ولی چه ربطی داشت؟ من دارم میگم ریشه شناسی شما نادرسته بعد میگید ما میخوایم اقوام مملکت چه ترک و چه ناترک متحد نباشن؟ کج ...
هربذ عربیده واژه فارسی هیربد است. جمع شکسته آن هرابذه شده.
این درود با درود به معنی سلام پیوسته نیست. ریشه آن درود از درست است و وقتی می گوییم درود بر تو، در واقع برای یارو آرزوی سلامتی نموده ایم. ( خود سلام ...
درود از فعل درودن است و درودن ریخت دیگری از دریدن به معنی بریدن، قطع کردن، برداشتن. فعل "درو کردن" نیز از همین ریشه است.
مشدی من دارم میگم این واژه تو فارسی نو با اینکه اصیله ولی اینقد تازست که حتی فردوسی و رودکی و عطار که شاعران نامی سبک خراسانی هستن و واژگان اصیل تو ش ...
قطاب از شیرینی های ایرانی است که در یزد و کرمان نیک پخته میشود. البته شیرینی های نزدیک به آن منحصر به این دو شهر نیست، در کرمانشاه و لرستان و کلا سم ...
کتاب زرتشت بهرام پژدو /"زرادشت نامه"/ اثر بسیار ارزشمندی است. چراکه می تواند افراد را هم تا اندازه خوبی با زندگی نامه زرتشت و جهان بینی او و آیینش به ...
به اوزرا ۱. دار در پرده دار و راهدار و سرایدار به معنی داشتن یا نگهداری است، سرایدار کسی است که به کارهای خانه/سرای میرسد، راهدار امنیت راه را برقرار ...
بجز کسشعر بی پشتوانه گفتن که کار دیگری بلد نیستند. از یک ور میگویند هندواروپایی مضخرف است از سوی دیگری میگویند هندواروپایی صرف ندارد چون انگلیسی ندا ...
دودمانی فارسی یا عرب تبار ( مورد ستیز ) که پس از فروفتادن ایلخانان از میبد یزد سر برآوردند و توانستند بخش های جنوبی ایران ( فارس و کرمان ) و بخش هایی ...
درود بر دکتر معینی که به آموزش کنایه ها و آمیغ ها و واژگان اصیل فارسی می پردازند.
به اورهان ۱. پرچم از پر به معنی پیرامون و چم به معنی راه رفتن با ناز و رقصیدن ساخته شده و واژه ای فارسی است. همچنین داریم چمیدن به معنی خرامیدن و با ...
در این خانه چهارستت مخالف کشیده هر یکی برتو کتاره ( ناصرخسرو ) فرهنگ های قدیمی تر، برای قداره دو ریشه داده اند یکی فارسی و یکی عربی ۱. ریشه فارسی: ا ...
افزار که در فارسی میانه به شکل افزار و گاهی افچار کاربرد داشته از ریشه چار و پیشوند اَف به معنی بالاست. ساخت و کاربست مصدر افزاردن/افزاراندن ( یا اف ...
به وودی ۱. زبان سغدی یکی از پرمایه ترین زبان های ایرانی است، این زبان زبان میانجی بازرگانان جاده ابریشم بوده چرا که سغدیان باستان در بازرگانی بسیار چ ...
به جدیری ۱. پالنگان کردستان واژه ای کردی است و ساکنانش هم همگی کرد هورامی - گورانی هستند. ۲. ریگان کرمان از ریگ ( سنگ ریزه ) و آن ( جمع ) ساخته شده ...
نخجوان هم واژه ای از آذربایجانی قدیم است و با نخجیربان فارسی به معنی شکاربان هم ارز است، حتی تا ۱۵۰سال پیش جمعیت های بزرگ تات زبان و کرمانج زبان و ار ...
مریوان هم شهری کرد زبان و سراوان بلوچ زبان است.
پاسخ به اوزرا ۱. بان در فارسی یکی به معنی مرد است ( بانو هم یعنی زن ) یکی به معنی پاینده و مراقب. در نگهبان، نخجیربان، پاسبان، جوی بان، مهربان و. . . ...
گداخته نوعی حلوا از مغز دانه ها و آجیل هاست که در مرکز ایران برای زنان آبستن و افرادی که دچار ضعف شده اند پخته میشود.
به عوزرا ۱. قُطّاب چجوری هم وزن با آفتاب و زِهتاب و موتاب است؟ ۲. تو کتاب خوندی یا خودت کشف کردی؟ عرب هر واژه ای از هر زبانی بگیره تحریفش میکنه ( ال ...
فکر کنم در گویش یزد به هر کوه - تپه ای که به جای بالای نوک تیز، حالت تخت و صاف وار داشته باشد تخت رستم بگویند.
در زبان گویش های کهن ری ( رازی ) و اصفهان و همدان و مرکزی سوخاکی میگویند. سو یعنی سیب و خاکی هم یعنی از خاک، زمینی.
توهم پای در مرز ایران منه چو خواهی که مه باشی و روزبه روزبه نامی بسیار بسیار کاربردی در زمان قدیم ( ایران ساسانی و اوایل اسلامی ) بوده، به گونه ای که ...
رادمان از راد به معنی جوانمرد و ایار و مان به معنی اندیشه ساخته شده و نام یکی از شخصیت های شاهنامه است. رادمنش هم صفتی تقریبا هم ساختار با آن است. ...
خوده واژه نِت در انگلیسی به معنی تار عنکبوت ( !!! ) است و اینتر به معنی اندر، درون. گاهی ما فکر می کنیم که انگلیسی و دیگر زبان های اروپایی چقدر کامل ...
ما در یزد هنوز از بامداد و پسین استفاده می کنیم ولی متاسفانه از ایواره نه! امیدوارم کاربرد این واژه اصیل در فارسی دوباره زنده شود!
سِی کردن ( گویش خراسانی و افغانستان ) سِیل کردن ( زبان لری ) سوکیدن ( گویش قدیم برخی دوستان لات در طهران! ) همه اینها با سهیستن در فارسی ادبی همری ...
منطق شما در ریشه یابی مانند همیشه ظاهربینی است. با همین منطق میتوان برای واژگان ترکی مانند اردو هم ریشه فارسی تراشید. مثلا بگوییم اردو از آر مخفف آور ...
این را هم نیز بباید افزودن که هوش مصنوعی به هیچ روی نابغه و علامه دهر نیست! این هوش مصنوعی ها به گونه ای نوشته نشده اند که "نمیدانم" در کارشان باشد! ...
پاسخ به کاربر سرور ۱. ارتش در فارسی نو بی کاربرد بوده ( حتی در سروده های فردوسی و رودکی و. . . این واژه نبوده و به جایش از سپاه و لشگر استفاده شده. ) ...
در فارسی میانه چندین واژه برای کتاب به کار میرفته، نامگ/نامه، نبیگ/نِبی یا نِوی، دیوان، دادستان و. . . ماتیگان نیز یکی این واژگان است که میتوان آن ر ...
فهرج و هرفته و خویدک سه بخش بسیار مهم در منطقه شمال فارس و یزد کنونی بوده اند. و حتی در کتب تاریخی از آنها نام برده شده. برپایه تاریخ ها فهرج و هرفت ...
ثوابکار ( فارسی میانه )
قزل در ترکی آذربایجانی به معنی سرخ، زرین و باش به معنی سر است. اطلاق نام قزلباش به سپاه صفوی به خاطر کلاه های سرخ ایشان بوده. در ابتدا این نام گویا ت ...
در خود واژه نامه های عربی اگر درست دیده باشم، تاکید شده که اسواران یا اَساوره به اسواران ارتش فارس ( ایران ساسانی ) گفته میشده.
سوار واژه ای فارسی برگرفته از اسوار ( که آن هم احتمالا اسپ - ور ( بر ) در فارسی میانه است ) آمده. اسواران بخش مهمی از سپاهیان ساسانی را نیز تشکیل مید ...
سوار واژه ای فارسی برگرفته از اسوار ( که آن هم احتمالا اسپ - ور ( بر ) در فارسی میانه است ) آمده. اسواران بخش مهمی از سپاهیان ساسانی را نیز تشکیل مید ...
این واژه گویا تحریف شده واژه تیرانداز است. طوایفی با این نام میان ایران و عراق در رفت و آمد بوده و هستند، در یزد هم چند تن از ایشان زندگی میکنند.
سوار واژه ای فارسی برگرفته از اسوار ( که آن هم احتمالا اسپ - ور ( بر ) در فارسی میانه است ) آمده. اسواران بخش مهمی از سپاهیان ساسانی را نیز تشکیل مید ...
۱. سواستیکا واژه ای سانسکریت برای اشاره به نماد معروف گردونه مهر است. این نماد در چندین تمدن پیوسته و ناپیوسته به کار رفته، حتی در مسجد جامع یزد و مس ...
نوش اینجا از انوشه میاد ( نه نوشیدن ) و انوشه از انوشَگ در فارسی میانه و انوشگ ساخته شده از اَن ( منفی ساز ) اوش/هوش ( با هوش به معنی خرد اشتباه نگی ...
این واژه گاهی پنگول هم تلفظ میشود که به خاطر مانستگی حرف ج و گ به یکدیگر است.
درباره بقیه ضمایر فارسی ضمیر فاعلی داشته که اَز یا اَد ( فارسی باستان ) بوده و مَن ضمیر مفعولی و مالکیش بوده، گذر زمان تفکیک ضمیر فاعلی و مفعولی را د ...
پنجول در گفتار عامی مردم از دو بخش پنج که اشاره گر به ۵ انگشت دست انسان است، اوله کوچکساز ساخته شده. اوله را میتوان در کوتوله ( از ریشه کوت به معنی ...
به بهنام رضایی بیسواد ۱. فارسی قدیم ۸ضمیر داشته ( امروزی ۶تا ) من تو او ایش ( برای اشیاء ) ما شما اوان یا آنان ( در کردی هست ) و ایشان. هنوزم در زبان ...
تیزاب برابر فارسی واژه اسید و تلخاب برابر واژه باز است. این واژگان نوپرداخته نیستند و ریشه در ادبیات و هنر قدیم ایرانی دارند. تیزاب در گذشته به اسید ...
تیزاب برابر فارسی واژه اسید و تلخاب برابر واژه باز است. این واژگان نوپرداخته نیستند و ریشه در ادبیات و هنر قدیم ایرانی دارند. تیزاب در گذشته به اسید ...
به آتوسا قشقایی ( بختیاری نمای ساکن اصفهان و شکرخور فارسی! البته اگر واقعا اصفهان باشی. . . ) ۱. خانه واژه ای فارسی است. به شکل هانه به استانبولی و ...
فرهنگیدن و فرهیختن تحصیل کرده=فرهیخته
همای یا مرغ استخوان خوار پرنده خوشبختی و بهروزی در فرهنگ ایرانی است و هیچ پیوندی به شمنیزمی که پایینی ها از آن میسرایند ندارد. برخی می گویند چرا یک ل ...
چوپان یا شَبان هم از چو که در برخی گویش ها گوسفند معنا دارد و بان گرفته شده، این واژه در فارسی میانه شوپان بوده
پاسخ به سایقی ۱. ملوان تحریف شده ملاح بان است، ملاح آن عربی و بان آن ایرانی است. این لغت در فارسی ادبی انگشت شمار آمده و همه هم به ریخت ملاح بان بوده ...
تون نام کهن شهر فردوس خراسان است. تونی نام گویش خاص و اصیلی از فارسی است که در فردوس و پیرامون آن بدان سخن رانده میشود، این گویش با فارسی معیار و حت ...
لُنج ( گویش یزد )
همه این زبان ها ( فارسی درباری، گویش های فارسی خراسان و اصفهان و تون ( فردوس ) یا زبان هایی چون اچمی، لری، دشتی، تنگسیری، سیوندی، کوهمره ای، شیرازی - ...
به سید محمد مجلسی زبان اچمی پارسی است چون برای سرزمین پارس است، پارس یعنی استان فارس، بوشهر، غرب هرمزگان، یزد، و بخش هایی از کهگیلویه و خوزستان. درست ...
به اوزرا جدیری خب حالا اینارو ریشه یابی هم بکن همینجوری نگو ترکین به تنهایی با مضخرفاتت سطح سایت رو ۴۰پله پایین کشیدی واژه اسپ در بسیاری از نام های پ ...
اسب درخشنده و خورشیدسان واژه اسپ در بسیاری از نام های پسرانه کهن ایرانی به کار رفته مانند ارجاسپ= ( دارای ) اسب ارجمند تهماسپ= ( دارای ) اسب تَهَمتَن ...
اسب درخشنده و خورشیدسان واژه اسپ در بسیاری از نام های پسرانه کهن ایرانی به کار رفته مانند ارجاسپ= ( دارای ) اسب ارجمند تهماسپ= ( دارای ) اسب تَهَمتَن ...
اسب درخشنده و خورشیدسان واژه اسپ در بسیاری از نام های پسرانه کهن ایرانی به کار رفته مانند ارجاسپ= ( دارای ) اسب ارجمند تهماسپ= ( دارای ) اسب تَهَمتَن ...
اسب درخشنده و خورشیدسان واژه اسپ در بسیاری از نام های پسرانه کهن ایرانی به کار رفته مانند ارجاسپ= ( دارای ) اسب ارجمند تهماسپ= ( دارای ) اسب تَهَمتَن ...
اسب درخشنده و خورشیدسان واژه اسپ در بسیاری از نام های پسرانه کهن ایرانی به کار رفته مانند ارجاسپ= ( دارای ) اسب ارجمند تهماسپ= ( دارای ) اسب تَهَمتَن ...
اسب درخشنده و خورشیدسان واژه اسپ در بسیاری از نام های پسرانه کهن ایرانی به کار رفته مانند ارجاسپ= ( دارای ) اسب ارجمند تهماسپ= ( دارای ) اسب تَهَمتَن ...
به بهنام رضایی ۱. چریدن تغییر یافته چرخیدن است. و چراندن از چرخاندن. ۲. چرخ از چاخرا در اوستایی گرفته شده که با چاکرا در سنسکریت که بازم به معنی چرخ ...
به بهنام بیسواد ۱. سپری کردن از سپریدن میاید به معنی تمام کردن، به انجام رساندن چو پیل آن چنان زخم پیکان بدید همه لشکر خویش را بسپرید ( فردوسی ) ۲. ...
زهار از زِه که بن مضارع زادن/زاییدن است و آر ساخته شده که به ریخت آل در چنگال، کوبال ( گرز ) ، دنبال هم دیده میشود.
زوبین از زوب و ین ساخته شده که جنس را میرساند ( مانند رویین و آهنین و زرین و سیمین ) ، زوب ریخت دیگری از واژه چوب است. این واژه به ریخت ژوپین و چوبین ...
اگر به گفت آقای حیدری ملایری ژان همان دان است در گفتار پشتو، خب چرا برای واژه پردازی فارسی از همان دان استفاده نکنیم؟ پَدان! اگرچه بازم نامحسوس است و ...
اگر درست یادم باشد حیدری ملایری این مصدر را با پیشوند پر به معنی فراتر/پیرامون و ژنیدن به معنی غربال کردن ساخته. فارغ از اینکه درست است یا نه، پرسشنا ...
شید به معنی نور است. خور به معنی ستاره روز. خورشید یعنی نور آن ستاره که بعدها نامش شده. البته خود شید هم گاهی به تنهایی به معنی ستاره خورشید به کا ...
میناب شهری فارسی زبان در استان هرمزگان است، گویش ایشان به گویش کرمانی به ویژه جیرفتی نزدیک است. به اوزرا ۱. کدام ترکی از انجا رد شده یا زیسته که بخو ...
مردم شناسی ۹۹درصد مردم یزد فارسی هستند و بر دین اسلام، کیش شیعه. البته که به دلایل گوناگون مهاجرت هایی هم رخ داده و اقوام دیگر ایران زمین هم در آن هس ...
با نام و یاد جهان آفرین این صفحه را برای واکاوی بر فرهنگ مردم استان یزد به راه می اندازم. این استان جزو حوزه فرهنگی پارس است و جزو کوره اصطخر بوده ( ...
به نگرم واژگان خوانِگان یا خوانشگان را برای این واژه عربی مناسب است. خوان ه نامساز ( در نامه، پوشه، ناله، گریه ) آن جمع ساز که اگر به ه بچسبد گان می ...
تصویر نسبت داده شده به جیکاک در اصل برای تئودور هرتزل، اندیشمند جوود اتریشی و پایه گذار صهیونیسم است. از جیکاک تصویر قطعی در کار نیست.
پرستیدن از پر ( پیرا ) و ایستادن ساخته شده . زرتشتیان آتش پرستند؟ آری هستند! ایشان گرداگرد آتش می ایستند و نیایش میکنند، ولی آتش خدای ایشان نیست! جل ...
البته بنده به هیچ وجه اصالت هیچ قومی را زیر پرسش نمیبرم، ولی این واقعیت است که گیوه تا صدسال پیش در سراسر ایران پوشیده میشده!
به کاربر /"نورعلی مرادی"/ ۹۰درصد عکس های قدیم مردم گیوه به پا دارند. یا کفشی بسیار مانسته به این. در فرهنگ لغت های چند صدساله فارسی هم از گیوه نام ب ...
فالوده تحریف شده واژه پالوده است از مصدر پالودن ( پاد/ضد آلودن=تمیز و پاکیزه نمودن ) و ریخت آن در فارسی میانه پالودَگ یا پالوذگ بود ( حرف ذال در واژگ ...
فراز در پهلوی و فارسی نوی کهن خراسانی بسیار در افعال مرکب گوناگون آمده. فراز دادن=آفریدن فراز کشیدن=بالا بردن فراز آمدن یا فراز شدن=نزدیک شدن و و و
بِزی، بِزیو: زنده باش، زندگی کن زیواد/بِزیواد: زنده باد، زنده باشد ( آد دعایی ساز است مانند دست مریزاد، بواد/باد، کناد، ماناد، مماناد داده قناعت کن و ...
افزون بر معانی گفته شده، بار به معنی ساحل یا جایگاه و مکان نیز هست. رودبار یعنی ساحل رود، دریابار یعنی ساحل دریا، ارسبار یا ارسباران یعنی ساحل رود ا ...
بَشن در زبان فارسی گویش یزد به معنی قد و بالاست و Bashn تلفظ می گردد. این واژه اصیل در فارسی میانه هم کاربرد داشته است. در زبان کُردی نیز به ریخت بَ ...
به نادرشاه تورک با آیکیوی زیر ۵۰ ۱. ۸۰۰۰زبان در این گیتی وجود وارد که ۸۰درصدشان را گوشی ها و لپتاپ ها پشتیبانی نمی کنند هشیار. ۲. لری زبانی جدا از ف ...
مهرجرد یا مهرگرد ( مهر کَرد، کار و آفریده مهر ) نام روستایی در میبد یزد است. پسوند جرد یا گرد را در دستجرد ( نام چندین روستا در چندین نقطه ایران ) ، ...
پیش مرگ در فارسی یعنی جان فدا و کسی که پیش از کس دیگری خود را به خطر می اندازد تا آسیب را به خود بگیرد. در دربار ها هم گاهی پیشمرگ ها زودتر خوراک شا ...
پیش مرگ در فارسی یعنی جان فدا و کسی که پیش از کس دیگری خود را به خطر می اندازد تا آسیب را به خود بگیرد. در دربار ها هم گاهی پیشمرگ ها زودتر خوراک شا ...
واژه گِلِه از گِله یا گیلَگ در فارسی میانه میاید، از آنجا که ه در فارسی نو و اَگ در فارسی میانه نامسازند مانند نامه، ناله، تاسه، پوشه، واژه، ریشه، ری ...
این مصدر همچنین مانستگی جالبی با مصدر bluffing در انگلیسی دارد.
لافیدن مصدری کهن در فارسی به معنی ادعای بیجا نمودن و "گنده تر از دهان سخن گفتن" است. لافد زمانه ز اقلیم در دودمان رفعت کز ملت مسیحا خود قیصری ندارم ...
که شاه جهان است مهمان تو بدین بینوا میهن و مان تو که چون او بدین جای مهمان رسد بدین بینوا میهن ومان رسد مان در فارسی میانه و فارسی نوی نخستین به معنی ...
فهرج ( پهره یا پهرَگ؟ ) نام چندین نقطه در ایران است. یکی روستای فهرج در یزد که یکی از باستانی ترین روستاهای ایران است، با معمار اصیل و ویژه این سرزمی ...
در فارسی میانه به پِسَر، پوسَر و به طور کوتاه شده پوس میگفتند. مثلا پوس ای من یعنی پسرِ من. در گویش یزدی هنوز ما پُسَر و پُس یا پُسُک ( پسرک ) را به ...
در گویش های فارسی شیراز و کرمان و زبان لری سِیل کردن و در گویش خراسان سِی کردن به معنی نگاه کردن، تماشا کردن، پاییدن. در فارسی جاهای دیگر این واژه ب ...
در گویش های فارسی شیراز و کرمان و زبان لری سِیل کردن و در گویش خراسان سِی کردن به معنی نگاه کردن، تماشا کردن، پاییدن. در فارسی جاهای دیگر این واژه ب ...
در گویش های فارسی شیراز و کرمان و زبان لری سِیل کردن و در گویش خراسان سِی کردن به معنی نگاه کردن، تماشا کردن، پاییدن. در فارسی جاهای دیگر این واژه ب ...
در گویش های فارسی شیراز و کرمان و زبان لری سِیل کردن و در گویش خراسان سِی کردن به معنی نگاه کردن، تماشا کردن، پاییدن. در فارسی جاهای دیگر این واژه ب ...
در گویش های فارسی شیراز و کرمان و زبان لری سِیل کردن و در گویش خراسان سِی کردن به معنی نگاه کردن، تماشا کردن، پاییدن. در فارسی جاهای دیگر این واژه ب ...
پژوهیدن ( فارسی میانه: ویزوستن ) از دو بخش وی یا وا و زوستن که همان جُستن به معنی جست و جو کردن و "پالیدن" است ساخته شده. پژوهنده هم نام فاعلی است. ...
به اوزرا ۱. گیلان از گیل و آن ( جمع ساز ) ساخته شده بیسواد. مردمش هم به خودشان گیل یا گیلک میگویند. نه گی و لان! ۲. بقیه حرف هایتان هم باشد به عنوان ...
در پاسخ به بارمان ۱. پسوند مان یا من و منش از منیدن فارسی و لری به معنی فکر کردن هستند . در لری منیدن استفاده میشود در فارسی منش که حالت شینی است مان ...
آرتا یا اَرتا ( فارسی باستان ) یا اَشا ( اوستایی ) یا اَردا ( فارسی میانه ) واژه ای به معنی مقدس، راستین، درست است. در فارسی میانه اگر این واژه پیش ا ...
آرتا یا اَرتا ( فارسی باستان ) یا اَشا ( اوستایی ) یا اَردا ( فارسی میانه ) واژه ای به معنی مقدس، راستین، درست است. در فارسی میانه اگر این واژه پیش ا ...
۱. لری پهلوی نیست چون شمال غربی نیست. اطلاق پهلوی به زبان های غیرفارسی یا فارسی میانه اشتباه عرب ها بود. ۲. پهله خراسان است نه فارس و لرستان و خوزست ...
به فرزاد اکبری ۱. اصلا معنی پهلوی رو میدونی؟ پهلوی یعنی منسوب به پهله و پهله خراسان است نه لرستان و فارس. زبان پهلوی ایرانی شمال غربی است ( مانند گیل ...
در ضمن هیچ لری خودش را لور یا لوری نمی خواند. آنها نه تنها به خود لور یا لوری نمی گویند بلکه این را توهین به خود میدانند. آنچه من از دوستان لرم شنی ...
به پان خجالتی "دلشاد" ۱. کسی که فارسی را دنباله فارسی میانه نداند یا احمق است یا حتی یک متن به فارسی میانه نخوانده. فارسی نو صددرصد دنباله فارسی میان ...
بِیگ beyg در ترکی امیر و بزرگتر معنا دارد. لر/لار پسوند جمع و بیشال بیگلربیگ یعنی امیر امیران این الگوی واژه سازی نام نماد جمع همان نام را در فارسی ...
پَژ در پَژواک و پَژمرده همان واژ در واژگون است، پیشوندی که وارونگی را میرساند. و واک با آواز و واژه و واج هم ریشه است و ریشه آن واختن در پهلوی است به ...
تا در طلب گوهر کانی کانی تا در هوس لقمهٔ نانی نانی . این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی هر چیز که در جستن آنی آنی ( مولوی بلخی ) کان در فارسی به معنی معد ...
خله به معنی چوب جهت ده کشتی یا سکان ان است. خلبان بیشتر به معنی کشتی ران بوده و بعدها به معنی هوانورد ران در آمده.
به #دیواندره ۱. زبان های ایرانی به هم وام نمی دهند. شباهت ایشان به خاطر نیای مشترک است. آیا میتوان اعداد کردی را وام گرفته از فارسی دانست؟ مسلما نمیت ...
به گزارش دانشمندان و زبان شناسان، به نظر می رسد واژه ملوان به جز وانش ریشه ایرانی ندارد. مله تحریف شده ملاح عربی و ملوان واژه ای آمیخته از "ملاح بان" ...
بزرگ فرمودار ( فارسی میانه: وزرگ فرمدار ) نخست گزیر ( وزیر عربی از گزیر فارسی نو، ویزیر یا ویچیر در فارسی میانه گرفته شده ) خوده گزیر در واژه ای چو ...
تیه یا تی واژه ای لری به معنی چشم است. جالبی این واژه این است که در زبان آذربایجانی قدیم به شکل تیته ثبت شده است. ( از این زبان به اندازه یک کتاب کو ...
تیه یا تی واژه ای لری به معنی چشم است. جالبی این واژه این است که در زبان آذربایجانی قدیم به شکل تیته ثبت شده است. ( از این زبان به اندازه یک کتاب کو ...
شاه آباد ( فارسی، پیش از انقلاب ) شاباد ( کردی جنوبی، رایج میان مردم بومی این شهر )
به یاشار ۱. بخش بزرگی از تاجیک ها چشم بادامی و پوست زرد ندارند، این ها ویژگی های هزاره هاست. ۲. هزاره آمیزه ای از ترکان قارلق ( ازبک - اویغور ) و مغ ...
خورشت تحریف شده واژه خورش است، این تحریف را در واژه کنشت که همان کنش است هم میتوان دید.
به اوزرا جدیری همین که نمی دانید در فارسی ریگ به معنی سنگ ریزه است و ریگان یعنی سرزمین ریگزار که با اقلیم خشک آنجا همخوان است و این ریگ در دیگر جاینا ...
یادآوری ۱. ایرانی کسی بوده که زرتشتی بوده یا شهروند دولت زرتشتی ساسانی بوده و تورانی کسی بوده که از زرتشت پیروی نمی کرده. به طور کلی البته میتوان ای ...
بچه بز لهجه یزدی زبان لری بزغاله شیرمست را گویند. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ) . بزغاله شیرمست و بزغاله شش ماهه. ( ناظم الاطباء ) . اسم فارس ...
پازن برپایه برهان قاطع به معنی بز کوهی است. این واژه فارسی هم هست ( بهتر است بگوییم ایرانی است چون در نهایت کردی و لری و فارسی و. . . همه باهم از یک ...
در گویش های استان یزد همچنین واژه زَنَغدون هم داریم گویا که ریخت محلی واژه زنخدان است به معنی چانه ولی خب کم کاربردتر شده
فارسی میانه بسیار زبان دستورمند و روشمندی است ولی واقعیت این است که اگر واژه نتواند با تلفظ های امروزی و گستره های معنایی امروزی سازگار باشد جا افتاد ...
چین و ختای در شعر فارسی باهم به کار رفته اند، شاید بتوان گفت چین سرزمین چینیان ( =قوم هان ) و ختای سرزمین ترکان است. بیشتر جهان و ایران امروز به کشو ...
آنگهی گنجور مشک آمار کرد تا مر او را زآن نهان بیدار کرد ( رودکی ) شدند انجمن دیو بسیارْ مَر؛ که پردخته مانند از او تاج و فر ( فردوسی ) آمار واژه ای ...
رایمَند با تلفظ Rāymand واژه ای فارسی به معنی انسان مدبر و خردمند است. ریخت دیگر ( و البته کهن تر این واژه ) رایومند است.
هیچ کدام از شاهان تورکی که شما بهشان میبالید ذره ای رواداری دینی نداشته اند . ۱. محمود غزنوی هزاران هندو را در لشگرکشی به هند کشت و به سنت های ایشان ...
ادامه هخامنشیان آثار مادها را نابود نکردند، یک مادی به اندازه یک پارسی در امپراتوری ایشان ارجمند بود، چون خود هخامنشیان یک رگه مادی بودند! خود کوروش ...
ادامه ۴. اردوان واژه ای ایرانی به معنی نگهبان راستی است، از اَرد که در فارسی به معنی راستی است و بان یا وان ساخته شده است. اَرد را در اَردستان ( شهری ...
پاسخ به یاشار ۱. چیزی به نام قوم ترک ساکا وجود ندارد، وقتی نوشته های هخامنشی به قوم سکا اشاره میکنند مسلما به ترکان ساکن قطب شمال اشاره ندارند، بلکه ...
لهجه یزدی فُغون
گزیر در واژه "ناگزیر" به معنی چاره و گزیردن به معنی چاره جویی و تدبیر اندیشی است. این واژه در فارسی میانه به شکل ویچیر یا ویزیر بوده. و به شکل وزیر ...
کردان سورانی زبان آذربایجان غربی و بخش هایی از استان کردستان. در آذربایجان غربی افزون بر ایشان کرمانجان ( جلالی؟ ) هم میزیوند که هردو سنی هستند. کر ...
کودک از ریشه کوت به معنی کوتاه است و در پهلوی به شکل کوتگ در کاربرد بوده. دیگر واژگان این ریشه را میتوان کوتاه و کوتوله برشمرد. کوتوله از کوت و اول ...
ثواب کردن کرف با ه نامساز به کرفه به معنی ثواب تبدیل میشود نبد پروای کشت و کار و حرفه گناهان را ندانستند و کرفه یکایک بر ره بیداد رفته گناه و کرفه را ...
ثواب از کربگ در فارسی میانه نبد پروای کشت و کار و حرفه گناهان را ندانستند و کرفه یکایک بر ره بیداد رفته گناه و کرفه را از یاد رفته زرتشت بهرام پژدو
برای ترجمه واژگان ایسم دار از "گرایی" استفاده میشود.
ترور با واژه ترس و شاید هراس در فارسی همریشه است. برای ترور و تروریست و. . . میتوان بر همین پایه برابر ساخت. ترسودار، هراستاری ( هراستَن=هراسیدن ) ...
۱. واژه فر=شکوه، نشان، ( فره ) شکوه ایزدی ۲. پیشوند فر ( در فراگیر، فرارفتن، فرهیختن، فراخواندن، فردید ( انسان بصیر، در شعرها به کار رفته به گمانم ) ...
"چی" اش ترکی است ولی شکارش از شکُردَن میاید. پسوند چی در ترکی با پسوند "گر" در فارسی هم معناست. به جای شکارچی میتوان از شکارگر هم استفاده کرد.
پادآرمانشهر ترجمه میشود . بخش نخست آن dys است که با دُژ یا دُش در فارسی هم ارز است. این پسوند را در واژگانی چون دشوار، دژخیم، دُژآگه، دشخوار، دشخدای ...
استبداد و خودکامگی، پادشاهی همراه با جباریت و ستم Dūŝ - xwadāyīh ( فارسی میانه )
دمکراسی یک سنت یونانی است، از آنجایی که در دوران باستان یونانیان جسته گریخته بر ایران حکم میکرده اند و سنتشان کمابیش در دوران اشکانی نیز دنباله یافت، ...
به یاشار اینکه خاندن نوشته نمی شود بلکه خواندن نوشته میشود به خاطر تلفظ تاریخی است نه برای تزیین یا وامگیری برای درک تلفظ صدای "خوا" به هم ارز خواندن ...
درباره جمعیت ایل های قشقایی ۱. خیلی اندک نیست، بسیار بیش از خیلی اندک است! ۲. شگفت انگیز است که امثال پروفسور سالار احمدیه و دوستانشان هر ۴ماه یکبار ...
به یاشار ۱. ترکان ۱۰۰۰سال بر ایران حکومت کرده اند نه ۱۵۰۰سال از زمان غزنوی تا زمان قاجار آن هم نه کاملا پیوسته، چون مغولان و دولت های محلی مانند اتاب ...
شهرزاد معرب چهرزاد یا چهره آزاد به معنی زن زیبا، زن زیبازاد. نام دو شخصیت اصلی کتاب هزار و یک شب شاه شهریار و شهبانو شهرزاد است که همین دو نام بر ای ...
هیچ کدام از مردم ایرانی مهاجر نیستند، مردم ایران ریشه در تمدن های باستانی ایلام، جیرفت، شهرسوخته، شهر یئری و. . . دارند. مردم این تمدن ها به زبان های ...
لر پیش از آنکه نام قوم باشد نام شهری به نام لور بوده که در منابع اسلامی اشاره کرده اند در بلاد خوزستان قرار دارد. این نام رفته رفته به مردم ساکن جنو ...
کرمانشاه ( شهر ) /کرمانشاهان ( سرزمین ) به کردی جنوبی: کرماشا/کرماشان به لکی: کرماشو/کرماشون پس از انقلاب اسلامی نام کرمانشاه به قهرمانشهر و در دوره ...
کرمانشاه ( شهر ) /کرمانشاهان ( سرزمین ) به کردی جنوبی: کرماشا/کرماشان به لکی: کرماشو/کرماشون پس از انقلاب اسلامی نام کرمانشاه به قهرمانشهر و در دوره ...
کرمانشاه ( شهر ) /کرمانشاهان ( سرزمین ) به کردی جنوبی: کرماشا/کرماشان به لکی: کرماشو/کرماشون پس از انقلاب اسلامی نام کرمانشاه به قهرمانشهر و در دوره ...
خُراشَه ( گویش محلی یزدی ) فَراشاه ( گویش رسمی و دستورمند فارسی ) به معنی شکوه و فره شاهنشاه نام روستایی در شهرستان تفت از استان یزد پس از انقلاب ا ...
جزیره شاهی ( بزرگترین جزیره در دریاچه ارومیه که شوربختانه خشکیده. . . )
شاه گولی ( شاه دریاچه ها، دریاچه بزرگ و شکوهمند در تبریز ) نا ائل گؤلی یا ایل گلی ( دریاچه ملت، مردم ) پس از انقلاب اسلامی به این دریاچه داده شد.
شاهی قائم شهر پس از انقلاب اسلامی به این شهر گفته شد.
شاه آباد ( فارسی ) شاباد ( کردی جنوبی ) اسلام آباد غرب نامی تازه است و پس از انقلاب اسلامی به این شهر داده شده ولی مردم همچنان شاباد میگویند.
مردم گراش از مردمان سرزمین فارس هستند و به زبان لاری که از فرگشتگی فارسی میانه پدید آمده سخن میگویند، چرا باید نام شهرشان را ترکی بگذارند؟ اصلا از کج ...
چه کسی گفته هر واژه ای که اخرش مه دارد ترکی است؟ نامه از ریشه نام است و نامه از نامَگ در پهلوی میاید، ه یا گ نامساز است مانند پوشه از پوشیدن، آموزه ا ...
مهزیار عربی شده و مازیار کوتاه شده نام ایرانی ماه ایزدیار است. نام یکی از افراد اثرگذار در آیین شیعه نیز علی بن مهزیار اهوازی است که ایرانی بود و به ...
مهزیار عربی شده و مازیار کوتاه شده نام ایرانی ماه ایزدیار است. نام یکی از افراد اثرگذار در آیین شیعه نیز علی بن مهزیار اهوازی است که ایرانی بود و به ...
ما که یزدیم مردم بجز فارسی، زبان دیگری نمی شناسند. فقط زرتشتیان ارجمند ما به گویش های بهدینی سخن میگویند که آن هم چندین دلیل دارد. یکی تمایز میان مس ...
در گویش یزد چادرشب را چادیشو تلفظ میکنیم. این واژه به ریخت شرشف از فارسی به عربی و به ریخت چرچف به ترکی استانبولی ره گشوده است. زشت است که خودمان چ ...
در گویش یزد چادرشب را چادیشو تلفظ میکنیم. این واژه به ریخت شرشف از فارسی به عربی و به ریخت چرچف به ترکی استانبولی ره گشوده است. زشت است که خودمان چ ...
در گویش یزد چادرشب را چادیشو تلفظ میکنیم. این واژه به ریخت شرشف از فارسی به عربی و به ریخت چرچف به ترکی استانبولی ره گشوده است. زشت است که خودمان چ ...
در گویش یزد چادرشب را چادیشو تلفظ میکنیم. این واژه به ریخت شرشف از فارسی به عربی و به ریخت چرچف به ترکی استانبولی ره گشوده است. زشت است که خودمان چ ...
پارچه ایکات ( برابر فارسی، گویش یزدی: پارچه دارایی ) گونه ای خاص از پارچه و رنگ رزیدن است که نخ را در آن پیش از بافت می رزند ( رنگ میکنند ) ، این هنر ...
مار کو پولو در سفرهای خود از ایران و در ایران از شهر یزد گذر کرد. مارکو در سفرنامه خود از آبادی این شهر در عین اینکه در اقلیم خشکی است اشاره و ساز و ...
ساتراپی واژه ای یونانی است که یونانیان در برابر واژه فارسی باستان "خشثره پاون" قرار داده اند. این واژه باستانی در فارسی نو به شکل واژه "شهربان" نمود ...
ساتراپی واژه ای یونانی است که یونانیان در برابر واژه فارسی باستان "خشثره پاون" قرار داده اند. این واژه باستانی در فارسی نو به شکل واژه "شهربان" نمود ...
ساتراپی واژه ای یونانی است که یونانیان در برابر واژه فارسی باستان "خشثره پاون" قرار داده اند. این واژه باستانی در فارسی نو به شکل واژه "شهربان" نمود ...
ساتراپی واژه ای یونانی است که یونانیان در برابر واژه فارسی باستان "خشثره پاون" قرار داده اند. این واژه باستانی در فارسی نو به شکل واژه "شهربان" نمود ...
سهم در فارسی به معنی ترس و هراس و بیم است. سهمناک و سهمگین از این آمده. سهم در عربی به معنی بهره است که از بهر که ریشه است و ه نامساز ساخته شده. ه ...
درست میفرمایید، تیره هایی از انها ریشه در لران دارند. فقط یک چیزی زبان یزدی چه اسیدی است؟
منگر سوی آن کسی که زبانش جز خرافات و فریه ندراید ناصرخسرو دراییدن مصدری کهن در فارسی به معنی گفت و گو کردن است.
رادمان از راد به معنی جوانمردی و مان به معنی منش و مینو و اندیشه ( از مصدر کهن منیدن یا مینیدن که منش مصدر شینی آن است ) ساخته شده. مان در شادمان هم ...
"نام اصلی این شهر، بیرجند است که به صورت های برجند، برجن، برکن و بیرگند نیز در نوشته آمده است. پنج وجه تسمیه برای بیرجند بیان شده است. بیرجند یعنی نص ...
مان در رادمان و شادمان به معنی منش و اندیشه است و از مصدر کهن مینیدن یا منیدن میاید که در منش، مینو، اهریمن و. . . هم به کار رفته مان در گفتمان به مع ...
به /"نادرشاه تورک"/ ۱. سرهنگ واژه ای فارسی است و زمان فرهنگستان پهلوی با خوانش متون کهن به فارسی کنونی افزوده شده، در نوشته های قجری و. . . این واژه ...
به /"نادرشاه تورک"/ ابله کتاب که نمیخونی حداقل چارتا جست و جو تو گوگل بکن
به اوزرا جدیری با همین منطق کوفته تبریزی هم خوراک فارسی است! نوش جان!
صاحب، مالک، دارنده شاه دارا در شاهنامه همان داریوش سوم است که در نوشته های پهلوی از وی با نام /"دارای دارایان"/ هم نام برده اند.
پرچم واژه ای فارسی برگرفته از پر به معنی پیرامون و چمیدن به معنی خرامیدن و رقصیدن است. مصدر چمیدن به ویژه در جنوب کشور به معنی رقص بسیار مورد بهره اس ...
به یاشار چه باور بکنی چه نه من وقت خودم رو با گزارش کردن دیدگاه دیگران تلف نمیکنم. ( مگر اینکه واقعا توهین آمیز باشد که شما کم ندارید. ) چاپار هم تر ...
دستور، رنجور، گنجور واژگان تحریف شده دست وَر گنج وَر و رنج وَر هستند. در شاهنامه فردوسی دستور به معنی "وزیر" به کار رفته. زرتشتیان به دانشمندان دین ...
به یاشار حضرت اقا من جایی نگفتم قیچی ترکی نیست یا اینکه فارسی از ترکی به هیچ وجه وام نگرفته. گفتی فارسی ناتوان است چون وام واژه عربی و ترکی دارد. م ...
اقای نورعلی مرادی، براهویی ها لر نیستند، حتی سیستانی و بلوچ هم نیستند و زبانشان فارسی و بلوچی هم نیست، آنها از مردمان دراویدی ای هستند که ساکن ایران ...
سیستان یعنی سرزمین سکاها در نوشته ها سکستان یا سجستان یا سگستان هم نوشتند . به اهل سیستان سکزی میگفتند مانند مروزی ( اهل مرو ) رازی ( اهل ری ) مردم ...
پُکیدن به معنی "منفجر شدن" از پوک میاید و پوک و پوچ یکی هستند، پکیدن به طور کلی به از درون تهی شدن دلالت دارد.
۱. سکته واژه ای عربی است و با سکوت، ساکت، مسکوت همریشه است. ۲. دشمنان فارسی بی ریشه هستند. ۳. از زبان بی ریشه فردوسی، مولوی، حافظ برنمیخیزد. ولی پا ...
باشه کویر مناسب رستن گلها نیست ولی جالب است که محلات در استان مرکزی که شهری فارسی - رازی زبان است پایتخت گل ایران است و کاشان و آران و بیدگل اصفهان ا ...
باشه کویر مناسب رستن گلها نیست ولی جالب است که محلات در استان مرکزی که شهری فارسی - رازی زبان است پایتخت گل ایران است و کاشان و آران و بیدگل اصفهان ا ...
باشه کویر مناسب رستن گلها نیست ولی جالب است که محلات در استان مرکزی که شهری فارسی - رازی زبان است پایتخت گل ایران است و کاشان و آران و بیدگل اصفهان ا ...
عنکبوت عربی یا شاید سومری است وحشتی به دل پانفارس های خیالی نمی اندازد چون همان پانفارس های خیالی عنکبوت را اصلا فارسی نمی دانند. در گویش های محلی ف ...
وقتی فرق زبان و گویش رو نمیدونی: زبان یعنی ترکی گویش یعنی اردبیلی، تبریزی، نخجوانی، زنجانی و. . . لهجه یعنی شبستری، تبریزی، ابهری، خدابنده ای و. . . ...
من تا سن ۱۸سالگی اصلا واژه /باقرقره/ را نشنیده بودم حالا این چون ترکیه باید بگم فارسی گویشی از ترکیه
منطق من حوصله ندارم اثبات کنم خودت بپذیر دیگه الله اکبر
اگر ممکن است لطفا تلگرام را چک کنید.
به کاربر سرور ادعا کردن آسان ترین کار جهان است و به هیچ روی "کنتور نمیندازد". شما میگید سینه ترکیه منم میگم دیل ( زبان ) فارسیه. شما میگید چون من م ...
به کاربر سرور ادعا کردن آسان ترین کار جهان است و به هیچ روی "کنتور نمیندازد". شما میگید سینه ترکیه منم میگم دیل ( زبان ) فارسیه. شما میگید چون من م ...
به کاربر سرور ادعا کردن آسان ترین کار جهان است و به هیچ روی "کنتور نمیندازد". شما میگید سینه ترکیه منم میگم دیل ( زبان ) فارسیه. شما میگید چون من م ...
به بهنام رضایی ریختن از ریچ در فارسی باستان و اوستایی آمده به همین معنی بعدها از آن وی - ریچ ( فارسی نو: گریز ) و چیزهای دیگه هم ساخته اند. وی یا گ پ ...
اهلاو در پارسی میانه پیوندی با الله در عربی ندارد الله از ایلی و ایل در زبان های باستانی سامی میاید و در واژگانی مانند باب ایلی ( بابل، درگاه خداوند ...
نویان نامی پسرانه ترکی است. به معنی بزرگزاده، شاهزاده، سپهسالار نام نیای قاجاران هم "کاچار نویان" بود که شاید ترجمه اش نویان گریزان، یا نویان دونده ب ...
یک خوراک بی نظیر ایرانی گونه اصفهانی اش بسیار شناخته شده است.
اشکنه نامی کلی برای شمار بسیاری از خوراک های آبکی ایرانی ( به ویژه در میانه ایران ) است که بن مایه کلی آن پیاز، تخم مرغ، آب، در برخی موارد گوشت و گوج ...
تویی که دیسلایک زدی اگر جگرش رو داری برو تو چشم یک کرمانج آذربایجان یا یک سورانی یا پاوه ای ( گورانی ) یا حتی کلهر زل بزن بگو تو کرد نیستی ببین چه وا ...
از کهن ترین تمدن های جهان در استان کرمان مردم تقریبا همگی فارسی زبانند ولی لران و بلوچان هم هستند.
در فارسی کهن به آشوریان آسور گفته میشد و به سرزمینشان آسورستان ( همان سوریه )
در فارسی میانه به سرزمین قوم سور ( آشوری ها ) که سوریه نامش را از ایشان گرفته آسورستان میگفتند. چنان که ما واژه انگلند را فارسیده کرده و بدان "انگلس ...
۱. عطر واژه ای عربی است و با معطر و عطار و. . . همریشه است. ۲. آگین از آکندن و آکندن از کندن میاید که پیشوند آ آنرا معنای برعکس داده. آگین هم تغییر ...
رمباننده، رمبانگر رمبیدن در گویش های فارسی و زبان های خویشاوند فارسی: خراب شدن، رمباندن: خراب کردن
ویران ( درستش، اویران ) و ویرانگر هم داریم البته
مشتی خودم دارم میگم باقرقره ترکیه و هیچکس هم ادعا نداره فارسیه، من چیو بیام توضیح بدم؟ باقرقره ترکیه برابر فارسیش سیه سینه است که تو خراسان به ویژه ش ...
به کاربر سرور آبادیس مقاله "باقرقره" را بسته اینجا می نویسم کسی ادعا نکرده "باقرقره" فارسی است، این واژه ترکی است و فرهنگ هایی واژگانی فارسی هم این و ...
در گویش های پهلوی سان اصفهان مانند نائین به پدر و مادر پِی و مای و به پدربزرگ و مادربزرگ بابا و ماما میگویند. همچنین دا هم به معنی مادر دایزه یا دای ...
در زبان نائینی ( و دیگر زبان های پهلوی سان پراکنده در استان اصفهان ) به پدرومادر پِی و مای و به پدربزرگ و مادربزرگ ماما و بابا میگویند.
مقر واژه ای عربی بر وزن مفعل که جایگاه و جاینام ساز است و از ریشه قاف را را ( قرر ) در زبان عربی به معنی آرام و قرار یافتن است. از آنجایی که این واژ ...
موقع از ریشه و ق ع و بر وزن مفعل که جا ساز است ساخته شده. از آنجایی که گذاشتن/هشتن/نهشتن در فارسی برابر با وقع در زبان عربی هستند میتوان هشتگاه/نهشت ...
آنچه ترکی است یورش است که دهخدا و معین و همه فرهنگ ها هم میگویند و کسی روی آن اختلاف ندارد. ولی روش فارسی است و در متون پیش از اسلام فارسی هم بسیا. ...
در گویش یزدی/شیرازی/کرمانی ( عملا همه گویش ها به جز گویش چثکلاث رسمی! ) هشتن/هل/ل و گذاشتن ( ذاشتن البته شاید بهتر باشد! ) هردو کاربردی هستند. هشتن ...
زریر نام یک پهلوان در افسانه های ایرانی برادر گشتاسپ شاه و عموی اسفندیار رویین تن است. نام او از دو بخش زر و ایر یا ویر یا بَر به معنی سینه ساخته شد ...
استر در استرآباد که نام قدیم شهر گرگان است، به معنی ستاره است و استرآباد به معنی شهر ستاره. این استر با استر به معنی چارپا/قاطر پیوندی ندارد. گرگان ...
پی نوشت این پسوند به شکل اِشت هم به برخی گویش ها رسیده مثلا به گفتار گرسیوز بدکنشت نبودی درختی ز کینه به کشت ( فردوسی ) کُنِشت همان کنش است. در زبا ...
به کاربر فیلی خیر برادر مربوط به یکی از دیدگاه های پایین است که البته صاحبش با یک حساب دیگر هنوز به فعالیت ادامه میدهد.
روش واژه ای فارسی از رَوِشن یا Ravishn در فارسی میانه است. واژگان وی روشن ( گروش یا گرایش ) ، فراروش ( فرارفتن به معنی مهاجرت کردن یا در برخی جاها گ ...
به یاشار ۱. چیزی به نام دریای کنگر و خلیج کنگر در هیچ جای تاریخ نیامده و یک نوشته نمی توانید برای ادعای مضحک خود بیاورید. ۲. نخستین بار این دریا دری ...
ریحان، گیاه خوشبو
تاول به معنی آماس ( برابر فارسی واژه عربی ورم ) پس از سوختگی از دو بخش تاب ( از تابیدن ) به معنی گرما و ال که در گودال، چنگال، گردال و. . . هم هست سا ...
شین نامساز با آوانویسی لاتین - esh در فارسی میانه به کرات به کار رفته و در آنجا به ریخت - eshn بوده مثلا فارسی نو: کُنِش/فارسی میانه: کُنِشن ( البته ...
داغ و داختن و گداختن از ریشه داختن/تافتن هستند برای آگاهی بیشتر به دو پیام پایین تر روید همین
گویش یزد کثیف و آلوده اوله باید اوله کوچک ساز باشد مانند زنگوله، گلوله، کوتوله ( کوت در کودک و کوتاه هم هست که پسوند اوله گرفته ) ولی پچ چیست؟ اگر ک ...
به کاربر سرور ۱. همان اروپایی ها نظریه زبان ترکی را هم در کنار هندواروپایی مطرح کرده اند محض آگاهی شما. و همان ها اعتقاد دارند ترکی از مغولی جداست. ...
آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...
آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...
آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...
آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...
آمیختن/آمیز=>آمیغ ( مخلوط، ترکیب ) ستیختن/ستیز=>ستیغ ( تیزی، قله کوه ) تیز=>تیغ ( تیزی ) میختن/میز=>میغ ( ابر ) گریختن/گریز=>گریغ ( راه فرار و گر ...
در فارسی میانه پسوند نسبی ساز: ig که با ic در انگلیسی هم ارز است. پسوند بودن: ih که با ness در انگلیسی هم ارز است. ایران eran ایرانی eranig ایران ...
به اوزرا جدیری ۱. عریان واژه ای عربی از عاری، عور، عورت و. . . است به معنی بی چیز و مال یا لخت و پتی. عریان باباطاهر عریان به درویش مسلکی ایشان و جها ...
خیر ما هرگز به مرحوم دهخدا و مرحوم معین پانترک نمی گوییم و کوشش این ارجمندان را برای گردآوری واژگان فارسی به ویژه واژگان مردمی که خطر تهرانی شدن و فر ...
گزش نام مصدر است از گزیدن که در فارسی میانه به شکل gazishn بوده است. ( اِش در فارسی میانه به شکل ایشن بسیار کاربردی بوده، کسی که می گوید این پسوند در ...
بارش واژه ای فارسی و نام مصدر است همساختار با کنش، رویش، جویش، روش و. . . که از مصدر باریدن یا باشتن میاید. همه فعل های فارسی می توانند مصدر قاعده من ...
به کور لرستان به خیال خودت داری آگاهی رسانی میکنی که اونها دست از کرد بودنشون بکشن ولی نه تنها نتیجه ای نمیگیری بلکه تعصبشون روی کردیگی ( کرد بودن ) ...
اگر ایراندوست هستید بدونید که با ناکردنمایی تیره های کرد نه تنها به پانکردیسم ضربه نمیزنید بلکه به بهترین شکل ممکن در آتشش می دمید. تو ویکی پدیای اق ...
فقط دو گروه در این جهان وجود دارند که کمر بسته اند هرجور می توانند مردمان ایرانی تبار کُرد را یا خرد کنند یا کوچک نمایش دهند، یکی ایرانشهری ها/پانفار ...
هیچ کرمانج، سورانی و هورامی ای وجود ندارد که خودش را کرد نداند، کاربر فیک سایبری /"کرمانج"/ تو صددرصد یا کرمانج نیستی یا اومدی اینجا با تفرقه افکنی ب ...
هیچ کرمانج، سورانی و هورامی و گورانی ای وجود ندارد که خودش را کرد نداند، کاربر فیک سایبری /"کرمانج"/ تو صددرصد یا کرمانج نیستی یا اومدی اینجا با تفرق ...
چوقا یا چوخا گونه خاصی از لباس نزدیک به عبا است که در سراسر ایران رواج دارد و حتی خراسانی ها هم این پوشش را دارند. طرح این جامه تنها کمی میان اقوام ...
هموند ۱. نام یک ایل کرد مکریانی که تغییر یافته "محمدوند" یا "احمدوند" است. ۲. در فارسی به معنی عضو است و از همبستن و همبستگی آید.
کسی نمی خواهد پازل فارسی جا بزند چرا که همه میدانند این واژه انگلیسی یا فرانسوی است👀 برابر فارسی آن جورچین است. ( جور، شکل دیگری از جفت و چین از چید ...
در فارسی میانه اَمن=اَبیم ( فارسی نو: بی بیم، نا بیم ) اَمنیت=اَبیمیه ( ه ساکن است: a bimih خوانده میشود، فارسی نو: بی بیمی، نا بیمی ) اَ یا آ منف ...
پاکبان بی گمان واژه زیبایی است ولی حقیقتا نمیتوان درک کرد که مگر "رُفتگر" چش بود؟ رُفتن یعنی تمیز کردن و گر شغل ساز یا افزارساز است، چیش بی ادبی است ...
ایساتیس یونانیده واژه فارسی ایزت و ایزد و نام باستانی منطقه یزد است. به /"علی"/ زبان های ایرانی با زبان های هندی اشتراک دارند همانگونه که با اسلاوی ...
گرگان واژه ای ایرانی به معنی سرزمین گرگ هاست که در فارسی باستان به شکل وهرگانا یا ورکانه بوده و همچنین امروزه به گونه خاصی از جنگل ها هیرکان یا هیرکا ...
روا برابر فارسی واژه عربی معتبر است. معتبر از عبر ( عبور، عابر، معبر و. . . ) به معنی گذشتن و روا از رفتن میاید.
جایگاه پادشاهی این نام به سرزمین های شمال کوه های البرز یعنی مازندران و گیلان و گلستان ( که ان هم تابع مازندران است. ) و تالش ایران و گشتاسپی ( باکو ...
بریدن هم ارز با ریشه قطع در عربی است و برا ( اغلب با تشدید بر حرف ر ) همان قاطع است. تیغ برا و کلام برا همان تیغ قاطع و سخن قاطع هستند.
گُرد در فارسی به معنی پهلوان است چنانکه فردوسی کسانی چون رُستم و دیگر پهلوانان ایرانی را گُرد خطاب کرده. به کرد ربط ندارد، رستم سیستانی و کاوه آهنگر ...
فقط جماعت نیمچه ریشه شناسی می توانند الغوث عربی به معنی درخواست یاری را به استفراغ و بالاآری ربط دهند!
بعد از دزدیدن واژگان فارسی و عربی حالا حداقل به روسی و فرانسه و انگلیسی و اوکراینی رحم کنید!!! هرچه بیل دارد ترکی است عجبا
خیم به معنی ذات و سرشت است و خوش خیم و بدخیم و دژخیم ( خیم پلید، دژمن=بداندیش، دشوار=سخت دژآگه=خشمگین ) از آن گرفته شده اند. واژگان عربی وخیم و وخام ...
بد و خیم هردو فارسی هستند. خیم به معنی ذات و طبیعت و سرشت است. واژگان خوش خیم، بدخیم، دژخیم همگی از این ریشه هستند. بدخیم به شکل وخیم و وخامت از ف ...
به اوزرا جدیری کاف پسوند فارسی نام ساز و گاهی گوچک ساز است و از َگ در فارسی میانه میاید، پسوند اَگ فارسی میانه بسیاری از جاها به - ه تبدیل شده مانند ...
به تارش پانگیلک ندیده بودیم که دیدیم سومری هیچ بازمانده زنده ای ندارد. فرزندان سومریان هم امروزه عرب زبان یا آسوری زبان یا کردزبان یا. . . هستند ولی ...
به اوزرا جدیری آواره محمود لیاقت هنر فردوسی را نداشت ولی شاه اسماعیل صفوی با همه خرافاتی بودنش فهمید شاهنامه چه اثر گرانمایه ای است برای همین هم نام ...
تیغ تغییر شکل یافته واژه تیز یا تیخ است. آموزیدن و آموختن آمیزیدن و آمیختن و آمیغ ( مخلوط ) میزیدن و میختن و میغ ( به ترتیب: باراندن، ابر ( البته ب ...
این مصدر در فارسی گفتاری رایج است، مایه خجالت است که دیوان سالاری مملکت اصرار دارد به جای هِشتن یا نِهِشتن از قرار دادن، به جای ستاندن از اخذ کردن، ب ...
به /"بهنام رضایی"/ درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از ...
درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از فعل ساده از فعل مرکب ...
به /"اورهان"/ بله درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از فع ...
آستانه واژه ای هندواروپایی است که با ریشه های ایستادن، اُست ( در استخوان و استخوان ) یا اُستون ( ستون ) ، stand و stop در انگلیسی stareدر لاتین و ایت ...
خمودگی به معنی سستی و شل و ولی و ناامیدی است. در شعرها نه ولی در گفتار مردم بسیار کاربردی است.
اکباتان خوانش یونانی واژه مادی - پارسی هَگمَتانَه و ایلامی اَگمَدَن است که در فارسی میانه به همتان و در فارسی و نو دیگر زبان ها به شکل همدان درآمده ا ...
البته در اردکان یزد شمار بسیار شایان توجهی از روستاهای زرتشتی نشین یا زرتشتی - مسلمان نشین هم هست که مردمشان افزون بر فارسی یا زبان های نزدیک فارسی ب ...
اردکان نام دو شهر در سرزمین فارس است، یکی اردکان در شمال استان یزد است که از بزرگترین شهرستان های ایران است ( شهرستان اردکان یزد مساحتی به اندازه است ...
در برهان قاطع به معنی گریستن آمده احتمالا از ریشه پرژ را پرژیدن ( ؟ ) باشد که با کاف/ه نامساز به معنی گریه شده.
اقای بختیاری کاشان شهری فارسی زبان یا گویشور به زبان های قدیم اصفهان است که البته در نایین و خور و بیابانک و ورزنه و کوهستان و روستاهای اصفهان همچنان ...
بنده خداوند. بنده است بستن/بند میاید که با گرفتن - ه نامساز ساخته شده مانند پوشه، آموزه، اندیشه، گریه، خنده و. . . خدا به اعتقاد دهخدا از واژه خود ...
به یاشار ۱. تخم واژه ای فارسی از توهم و تخمه از توهمَگ است. قرار نیست هرچیزی که آخرش مِه یا اوم داشته باشد ترکی باشد. ۲. معنی اصلی این واژه در اوستا ...
تا جایی که شدنی است کوشیده میشود از سروده های کهن فارسی که خوشبختانه به خاطر زحمات چامه سرایان فارسی اصلا کم نیستند برای تشریح مصدرها بهره برد، اگر ن ...
هدف من از وانمودن این جستار بررسی چند مصدر که ممکن است در فارسی از یاد رفته یا کم کاربرد و فرّار شده باشند، است.
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
نقل از دهخدا ( در همین وبسایت ) : بربر. [ ب َ ب َ ] ( اِخ ) از کلمه یونانی باربار بمعنی غیریونانی مانند عجم بمعنی غیر عرب. ( یادداشت بخط مؤلف ) . آت ...
به کاربر/"کاربر"/ اگر معیار شعر و ادب است، ایرانشاه بن ابوالخیر رازی که یک حماسه سرای ایرانی سده ششم بود ( یک سده پس از فردوسی ) مرز ایران را چنین بی ...
البته بهتر است یکم اصلاح کنم تبدیل ز به خ در فارسی فراوان است آموختن و آموز ستیختن و ستیز آمیختن و آمیز گریختن و گریز و. . . که خ آنها به غ می تواند ...
داغ برگرفته از تاف یا تپ در فارسی باستان است که در فارسی میانه به شکل تافتن و ویتافتن کاربرد داشته به معنی گرما. تافتن به شکل تفتن، تفسیدن، تفت دادن ...
ریسه از ریس که ریشه مصدر ریسیدن یا رِشتن است و ه نام ساز ساخته شده مانند سازه، پوشه، آموزه، گویه، اندیشه، تاسه، ناله و. . . خود واژه "ریشه" و "ریش" ...
مکتب، ایدئولوژی البته مکتب بیشتر به معنی نوشتمان یا نویسمان است تا گفتمان ولی خب هردو می توانند این معنی را برسانند
زرتشت بهرام پژدو نام یک شاعر زرتشتی از کرمان بود که منظومه زراتشت نامه را به پیروی از شاهنامه فردوسی برای تعریف داستان زندگی زرتشت به فارسی نوشت . ب ...
چجوری لر همزمان هم کورد "بوده و هست" هم "شما لوری های هندی هستید که بهرام گور ساسانی از هندوستان آورده؟" ( توی مدخل شهرکرد نوشتی لر همون لوری و کولیه ...
نام بردار واژه ای فارسی است که در پهلوی دقیقا به همین شکل مورد کاربرد بوده. این واژه به معنی نامور یا نام آور، مشهور، شناخته شده، یا ثبت شده و نامجه ...
سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...
سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...
سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...
سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابر فارسی آن ره آورد است. چون سفر کردم مرا راه آزمود زین سفر کردن ره آوردم چه بود ( مولوی ) همچنین ره آورد به م ...
اول فکر کردم یه نام اروپاییه🗿 آرتیمان ارته/ارده[راست و درست] مانند اردکان ( نام دو شهر یکی در فارس یکی در یزد ) اردستان ( شهری تاریخی در اصفهان، زا ...
آیَفت ( فارسی میانه ) از آیَفتَن ( ؟ )
در عربی "عین" هم به معنی اندام دیدار انسان است هم به معنی آب جوشنده از زمین. در فارسی هم چشم به معنی اندام دیدن و چشمه به معنی آب جوشنده از زمین. م ...
بهمنیار=یار نیک اندیش اسفندیار=یار مقدس مهریار=یار مهربان، یار ایزد میترا دینیار=یار دین و کیش ایزدیار=پیرو و یاریگر خداوند این نام های پسرانه در فار ...
هرچند که در ترکی هم این واژه معنا دارد اما محتمل است که به یوغ در فارسی هم همریشه باشد. یوغه یوغ از ریشه آیوختن آیوز در فارسی میانه میاید به معنی ج ...
پنجه اشاره به پنج انگشت انسان دارد. در گفتار عام از پنجول یا پنجوله هم استفاده میشود ( بیشتر برای چنگ اندازی کودکان ) که اوله در اینجا کوچکساز است، ...
کودک که در فارسی میانه کوتگ بوده از ریشه کوت در فارسی باستان/میانه و اوستایی است. از این ریشه سه واژه در فارسی داریم کودک: بچه، پسوند کاف نامساز کوت ...
چاقو تحریف شده واژه چاکو در فارسی است. دیگر کاربرد های پسوند - و: کِشو، پَستو ( زیرزمین ) ، کاهو، یارو و. . . دیگر نمونه های تبدیل صداهای دیگر به ق ...
خانه واژه ای فارسی از خانگ در فارسی میانه است. همی گفت ناساخته خانه را چرا ساختم رزم بیگانه را ( فردوسی ) خانواده و خاندان واژگان دیگری هستند که با ...
بهمنیار نامی فارسی از به ( بهتر ) و من ( منش، اندیشه، منیدن به معنی فکر کردن است، در لری بختیاری هنوز استفاده میشود ولی در فارسی به منش و مینو محدود ...
۱. ایران جمع واژه ایر ( درستش: اِر با اِ کشیده یا ē در فارسی میانه ) است. ایرانشهر به معنی کشور ایران ( ایرها ) و ایران زمین به معنی بوم و سرزمین ایر ...
خواننده کسی است که مجله و کتاب و سروده میخواند نه کسی که آهنگ و خنیا میخواند! در تاجیکستان برای خواننده آهنگ از آوازخوان استفاده میکنند که باز درست ت ...
آزاد از āzātā ( همان آزاده، حالت مفعولی ) در فارسی باستان و āzāt در فارسی میانه به فارسی نو رسیده، این واژه به احتمال بسیار بالا با زادن ( زاییدن ) ا ...
کاریز واژه ای فارسی به معنی قنات است. در شمال کشور:کهریز در اصفهان:کاهریز در یزد:گاریز البته در گویش های دیگر هم هست بی گمان کارزاری کاندر او شمشیر ...
همان کاریز است به معنی قنات
از ریشه خند و پسوند نام ساز - ه گریه، آموزه، ناله، تازه، آمیزه، کاره، گرده، واژه و. . . از همین ساختار پیروی می کنند. در فارسی میانه اَگ بوده مانند ...
آلیختن یا آلیزیدن از ریشه آلیز به معنی لگد زدن است. در خراسان واژه آلیج به معنی لگد رایج است که از همین ریشست.
در گویش خراسان این واژه آلیج تلفظ میشود به معنی لگد، جفتک
در گویش یزد زنغدون تلفظ میشود، بازم به معنی چانه همچنین واژگان کُچه و خوده چانه ( چونه ) هم رایج است.
کُچه در گویش یزدی به معنی چانه است، همچنین به طور استعاری معنی دهان هم میدهد. ادم کُچه پاره یعنی ادم بددهان یا دهان لق در لری هم گویا کاربردیست و کَچ ...
نَک در گویش یزد به معنی دهان است. نَکت ببند یا در نکت بذار یعنی سکوت را رعایت فرمایید! در خراسان هم این واژه رایج است.
سخن، گویه، گفته، واژه، گپ ( فارسی خراسان، زبان لری و. . . ) گف ( فارسی یزد )
در خراسان برای جست و جو از پال پال کردن بهره می برند. این "پال" از مصدر پالیدن است به معنی جستن و گشتن چو دید آن برو چهره دلپذیر ز پستان مادر بپالید ...
در یزدی راچینه و در کرمان و خراسان رازینه یا رزینه است
امروزه هیچکس گئومات را نمی شناسد با اگرم بشناسد نامش زیر سایه بردیاست و از نظر تاریخ اینقدر بی اهمیت و خرد است که بیشتر با نام بردیای دروغین شناخته ا ...
اوه اوه راستی تو گفتی زبان دری جایگزین زبان ضعیف پهلوی در ایران شد. بعد الان نوشتی اشکانیان اهل پارت بودند و ترک بودند. خب پارت همون پَهلو هه😂 زبو ...
اشکانیان منسوب به فردی به نام اَرَشک که اهل خراسان ( نه ترکمنستان! ) بود هستند. اگر هیچ نوشته ای از ایشان باقی نمانده بود ( که باقی مانده ) هم از نا ...
عجب! گاماتای دادگستر با خود را "به دروغ بردیا جا زدن" شاه شده ولی کشور را از دست "هخامنشیان ستمگر" نجات داد. خب اگر هخامنشی ستمگر بود گاماتای قاآن چ ...
به یاشار د اخه. . . کل ابادیس مزخرفاتت درباره لران و فارسی زبانان خوندن ( حالا یکی نی بگه تو توی تبریز نشستی دیگه چیکارت به لره که هزار کیلومتر اونو ...
زبان افغانستان اوهوم دور از شما عده ای نیز به تاریخ ایغورستان و مغولستان رحم نمی کنند و زبان آنها را میدزدند، آن را ترکی جا می زنند و خود را میراث دا ...
در فارسی میانه پسوند اِش در جویش رویش زایش کنش به ریخت اِشن بوده. کنشن جویشن رَوِشن گِرَوشن و. . . شین و نون ساکن هستند.
متمم من چاکر هم میهنان ترک هم هستم و جانم فدایشان پیام های پایین خطاب به یک متوهم نژادپرست بود که لازم بود ادب شود
نژاد به ریخت باستانی ni - zata از پیشوند نِ که جهتمندی را میرساند و زادن ساخته شده. در برهان قاطع این واژه به ریخت نِزاد هم آمده که همریشگی این واژه ...
زیباترین نام زیباترین واژه بهترین بهترین
یکی از مضخرف ترین و بیهوده ترین گفتمان هایی که تا امروز بدست بشر ساخته شده. از نظر زیست شناسی نژاد برای انسان معنا ندارد، گوناگونی انسان بسیار کمتر ...
در ضمن سغد در تاجیکستان و ازبکستان است نه افغانستان افغانستان یعنی بلخ و هرات و بدخشان ( که خراسانی هستند ) و پشتونستان و سیستان که جنوب آن هستند. ز ...
انگلیسی ۷۰درصد فرانسوی و لاتین است ولی کسی نمی گوید مصنوعی و ساخت فرانسوی هاست. فارسی ۴۰درصد وام واژه عربی و کمتر از ۳۰۰وام واژه ترکی دارد پانترک ها ...
زبان های ترکی سیبری و قپچاقی متاثر از مغولی و سپس روسی بوده و کمابیش هستند . زبان های اغوز و قارلق هم بسیار نشانه دار از فارسی و عربی هستند. سرود م ...
این ممد اس یه دروغگوی متوهمه تو ۱۰تا پیام اخیر فقط بدو پرداختم یه جا میگه لر کولی هه دوتا دیدگاه اونور تر گفته لر خودش کرده این دیگه واقعا عجیبه اون ...
بزرگمهر وزیر سرشناس ساسانی ایشان حتی در نوشته های اسلامی هم به خوشنامی نامور بوده.
در فارسی میانه کوره به معنی شهرستان و سطحی از بخش بندی کشوری بوده. مثلا سرزمین پارس در زمان ساسانی ۵کوره داشته ۱. اردشیر ۲. دارابگرد ۳. قباد ۴. شاپو ...
در فارسی میانه جفت شدن میشده "آیوختن/آیوزیدن" که حالت گذرایش آیوزاندن میشود. این واژه به دو شکل جفت و یوغ به فارسی نو رسیده. شایسته است شکل مصدری آ ...
سَر و اوک سَر همان سر فارسی و اُک یا اوک همان اَک فارسی است. سَرَک در زبان کردی سروک به معنی رییس است که احتمالا گرته برداری از همان واژه رییس باشد ...
فرزان یا فرزانه دگرگون شده واژه فردان است به معنی خردمند، دانا، فیلسوف، در ادبیات فارسی هم به کار رفته هر کجا تیزفهم فرزانی است بنده کندفهم نادانی اس ...
فر با فراوان پیوندی فرق داره، این فر به معنی "به پیش" "رو به جلو" و "فراتر از" است و خلاصه شده واژه فرا است. این پیشوند در بسیاری از واژه فارسی به ک ...
ممد اس بی سواد نادان توی پرانتز نوشته فارسی سورستان سورستان یا آسورستان یعنی سرزمین آشوری ها یا همون سوریه و عراق امروزی و فارسی سورستانی یا آسورانی ...
خیر معرب نیست. فارسی تا صدسال پیش حرف گ نداشته ( خط پارسی - عربی نخستین ۴صدای افزوده داشته، چ پ ژ و فای عجمی یا سه نقطه که صدای v ) دارد. استفاده از ...
زازا یا دیملی گروهی از مردمان ایرانی تبار کُرد هستند که در حدود میانه های ترکیه زندگی میکنند. و ( بیش از ) دو میلیون تن جمعیت دارند. زبان ایشان با ک ...
ممد اس تو که یه جا دیگه نوشته بودی لر همون لوری هندیه کورد نژاده و بومیه حالا میگی لر و لک همشون کُردن؟ چه تناقضناک! چه خنده دار و مضحک! /"دروغگو ک ...
چقدر عجیب است که جماعتی که ریختی و فرهنگی هیچ تفاوت ویژه ای باهم ندارند ( نداریم، خودمم جزوشون ) به هم انگ هندی میزنن. الله اکبر انصافن اینکه اقوام ...
روءیا واژه ای عربی به معنی خواب و خیال است. رویا واژه ای فارسی به معنی روینده و رشدکننده است. ( مانند دانا توانا روا گویا و. . . ) ز یک چشمه رویا ش ...
کَش در فارسی گویش یزد به معنی سینه، بغل، دامان است. با lap در انگلیسی هم هم ارز است.
مذهب واژه ای عربی از ریشه ذال/ها/لام است که با مصدر رفتن/رو در فارسی برابری معنایی دارد. این واژه بر وزن مَفعَل است که بر مکان و جایگاه دلالت دارد ما ...
سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...
سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...
سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...
سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...
منظومه ای درباره شاه بهرام ساسانی و هفت همسر او از نظامی گنجوی. ۵اثر شناخته شده نظامی خمسه یا پنج گنج نام دارند که از که شامل میشود: ۱. خسرو و شیرین ...
نماد پاکی و بی گناهی و بعدها مظلومیت در داستان های ایرانی. سیاوش و قتل ناجوانمردانه اش به اندازه ای در نگرش باستانیان نمادین بود که عزاداری ویژه خود ...
شناخته شده ترین افغانستانی تاریخ مولای بلخ است با ۶۳هزار بیت به فارسی ( ۲۰۰بیت عربی و کمتر از ۱۰بیت ترکی ) که مولوی بلخی با سینه سپرکرده میگوید پارس ...
اگر بیلگولوش و حضرت عالی که هوادارش هستید رک میگفتید آذربایجان مستقل میخوایم اینقدر آماج خنده و زیرپرسش رفتن از نظر دانش تاریخ و زبان شناسی نمی رفتید ...
یکی از بزرگترین کمدین هایی که تا امروز در تاریخ این کشور ظهور کرده است. هنر او این است که بدون اینکه خنده اش بگیرد تاریخ و ریشه شناسی میکند ( جوک می ...
در گذشته به بخشی از خراسان که همان خراسان جنوبی امروزی باشد قهستان می گفتند که عربیده واژه "کوهستان" است.
در گذشته به قسمتی از خراسان که همان خراسان جنوبی امروزی باشد قهستان می گفتند که عربیده کوهستان است.
ما که گزارش نمیکنیم ولی ناموسن ترس از چی سکونت و شایعه و دایره هم ترکیه داری واژه عربی هم ترکی میکنی مرد مومن
نام محلی آن کفلامرز است و منسوب به یک بزرگزاده دودمان آل کاکویه که فرامرزنامی بوده، است .
لَرد در گویش یزدی به معنی میدان و محوطه ( عمدتا به عنوان بارانداز و فروشگاه کالاها ) است. معنی بنیادین ان بیرون. . . بیرون از. . . است. در گویش کرم ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
در فارسی باستان: vi - vap - ana به نظر می رسد ربطی به بی - آب - آن ندارد. Vap در فارسی باستان به معنی خراب و ویران بوده Vi پیشوندی است که واگرایی را ...
به نظر می رسد واژه سخن و مصدر سرودن از یک ریشه باشند. ( با قاطعیت تایید نمی شود. )
میتوان فرایندهارا در فارسی را با در کنار هم نهادن بن ماضی و بن مضارع ها نشان داد مانند گفت و گو، جست و جو، رُفت و روب ( روبیدن، تمیزکردن ) و. . .
تمام جهان در فیلم هندی ساخته دست ر*ضاش*اه زندگی میکنند. چرا که نظر دوستانی چون اقای سرور و بیلگولوش را مبنی بر اینکه ترکی نیای فارسی ( و در اینجا عرب ...
در گویش یزدی پَچُفتَن یا پَشُفتَن تقریبا هم معنی با پاشیدن است و با گرفتن پسوند اُک یا اُگ ( همان اَک تصغیر در فارسی سنجه ) به اسم تبدیل میشود ( پَچُ ...
دولخ یا تولخ در گویش های به ویژه جنوبی و خراسانی
دولَخ یا دولاخ یا تولَخ به معنی گرد و غبار در گویش های فارسی جنوبی و مرکزی ( کرمان یزد فارس هرمزگان ) و زبانهایی چون لری و لاری و دیگر زاگرسی ها و ک ...
مهم نیست زبان گورانی کمی از کردی سورانی - کلهری فاصله دارد یا ندارد، به گیلکی و تالشی نزدیکی دارد یا ندارد، مهم این است که گورانی ها و زازایی ها و مر ...
جناب بهداروند، بنده دلیل شباهت نام الله وردی خان، سردار صفوی با برخی طوایف بختیاری را نمیدانم ( البته شاید این طوایف از نسل ایشان بوده باشند یا خود ر ...
تقریبا در سراسر ادبیات فارسی آهنگ معنی قصد و اراده می دهد، برای موسیقی بهتر است خُنیا و بجای آهنگساز و آهنگ نواز از خنیاگر یا نوازنده بهره برد.
یکی از "حکایت خیلیاست" ترین کتاب هایی که تاکنون نوشته شده است. همچنین یک انیمیشن بسیار قدیمی از این کتاب موجود است که پیشنهاد تماشایش داده میشود.
یکی از "حکایت خیلیاست" ترین کتاب هایی که تاکنون نوشته شده است. همچنین یک انیمیشن بسیار قدیمی از این کتاب موجود است که پیشنهاد تماشایش داده میشود.
یکی از "حکایت خیلیاست" ترین کتاب هایی که تاکنون نوشته شده است. همچنین یک انیمیشن بسیار قدیمی از این کتاب موجود است که پیشنهاد تماشایش داده میشود.
کرمان در یونانی فارس و کرمان و خوزستان از معدود سرزمین هایی هستند که نامشان از زمان هخامنشی تقریبا بی دگرگونی بوده ( به ترتیب: پارسَ، کارمانیا، سوزیا ...
بشاگرد شهرستانی در استان هرمزگان نزدیک مرز هرمزگان - بلوچستان است که مردمش به فارسی یا بشاگردی که زبانی ایرانی جنوب غربی ( نزدیک به فارسی و لری ) است ...
داو در فارسی به معنی ادعا و داوطلب کسی است ادعای چیزی را دارد، البته که طلب ان عربی و از مصدر برساخته طلبیدن است ( فارسی چند مصدر رایج این چنینی دارد ...
داو در فارسی به معنی ادعا و داوطلب کسی است ادعای چیزی را دارد، البته که طلب ان عربی و از مصدر برساخته طلبیدن است ( فارسی چند مصدر رایج این چنینی دارد ...
از نگرش شکران و جماعت پیرامونش سندهای بسیار به زبان عربی=بخدا قسم چارتا از این سندارو بیار خب ادعا که کاری نداره یه عده هم میتونن بیان بگن ترکی رو چی ...
به سعیدخان آری مجازی بزرگ و جهان کوچک شده. مجازی بزرگ و آگاهی پراکنی آسان شده. لیک لیک لیک، افزون بر آگهی پراکنی، شایعه پراکنی، مردم پسند پراکنی، ر ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
برادر ( خودمانی، گویش خراسان )
نامگذاری به شیوه نام ماه ها ( که البته آنها هم به نوبه خود از نام های امشاسپندان آیین زردشت آمده اند ) یار از الگوهای رایج نامگذاری کهن ایرانی بوده. ...
نامگذاری به شیوه نام ماه ها ( که البته آنها هم به نوبه خود از نام های امشاسپندان آیین زردشت آمده اند ) یار از الگوهای رایج نامگذاری کهن ایرانی بوده. ...
نامگذاری به شیوه نام ماه ها ( که البته آنها هم به نوبه خود از نام های امشاسپندان آیین زردشت آمده اند ) یار از الگوهای رایج نامگذاری کهن ایرانی بوده. ...
کارنامه اردشیر بابکان یادگار زریران ویرازگان/ارداویراف نامه شایسته است بخوانیم.
دی: پیشوند زمان گذشته از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن فردا که نیامدست بیداد مکن ( خیام ) دیشب:شب گذشته گاهی به ریخت "دوش" دوش دیدم که ملائک در میخانه ...
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...
شرمنده ماننده جوینده گوینده سازنده یابنده پالنده رونده جونده پرنده جهنده نام نهادی است و هر کودک کلاس اولی ای هم این را می داند و استنباط میکند، شر م ...
نباید اشتباه گرفت!!! پیشوند "وا" اشاره به مفهوم واشدن و اتساع دارد مانند واگرایی، وارَفتن، واتنگیدن ( انبساط ) و. . . پیشوند "باز" به معنی تکرار چند ...
نباید اشتباه گرفت!!! پیشوند "وا" اشاره به مفهوم واشدن و اتساع دارد مانند واگرایی، وارَفتن، واتنگیدن ( انبساط ) و. . . پیشوند "باز" به معنی تکرار چند ...
فارسی میانه: وَس خُوار ( بس خوار یا بس خور )
هم در زبان لری هم فارسی شیراز هم فارسی یزد هم کرمان هم سیرجان هم خراسان هم اصفهان هم. . . مردم از ستاندن یا استاندن یا اسوندن ( بسته به گویش ) بهره م ...
زنده و پاینده باشید برویی🫶
شاید هم ارز با همان "چپول" فارسی باشد، که در گفتار سیاسی - اجتماعی برای ریشخند چپگرایان مورد استفادست.
از زاینده رود در گذشته بیشتر به عنوان "زنده رود" یاد میشده که البته امروزه بیشتر زاینده رود برایش به کار می برند ( هرچند که معنایشان عملا یکی است، زا ...
از زاینده رود در گذشته بیشتر به عنوان "زنده رود" یاد میشده که البته امروزه بیشتر زاینده رود برایش به کار می برند ( هرچند که معنایشان عملا یکی است، زا ...
به نکات خوبی اشاره فرمودید منتها ۱. آش فارسی - اوستایی است. ۲. سوپ فرانسوی است. ۳. جوجه فارسی است. ( در فارسی میانه زوزگ بوده و در جنوب کشور هم هنو ...
این واژه عربی در خود عربی بیشتر به معنی زبان و هم معنا با لِسان و در فارسی گاهی به معنی واژه و کلمه به کار میرود. به نظر می رسد اعراب خود این واژه ر ...
میهن این واژه در سروده ها چندان پرکاربرد نبوده ولی به نظر می رسد در گفتار مردم کاربردی بوده. در برهان قاطع و صحاح الفرس به این واژه اشاره شده.
آکنده صفت مفعولی ستاک آکندن در فارسی است. ماننده گشته جسته مرده برگشته داشته نداشته شنیده گفته رفته آمده و. . . آکندن همریشه و البته مخالف مصدر کَن ...
آکنده صفت مفعولی ستاک آکندن در فارسی است. ماننده گشته جسته مرده برگشته داشته نداشته شنیده گفته رفته آمده و. . . آکندن همریشه و البته مخالف مصدر کَن ...
استقلال از ریشه قاف لام لام عربی بر مصدر باب "استفعال" است که به "چیزی را خواستن" اشاره دارد. استغفار=درخواست غفران و بخشش استکبار=بزرگی و کبر خواس ...
در یزدی و شیرازی و. . . بیشتر به معنی بیماری و مرض و گاهی هم به معنی عیب به کار میرود باکیته؟ ( مشکلی داری؟ ) باکیش شده ( بیمار شده ) باکیش نی ( عی ...
روایت شده که ابرکوه ۱۲قریه داشته که به نام ۱۲امشاسپند زرتشتی و هم نام با ماه های تقویم ایرانی هستند. این نام ها و روستاها در برخی روستاهای ابرکوه ما ...
.
در گویش یزدی به معنی گشاد استفاده میشود. و وای به روزی که به عنوان صفت برای یک شخص استفاده گردد.
شهر باکو در نوشته های تاریخی بادکوبه ضبط شده و این نام را در نام افرادی چون سیدحسین بادکوبه ای که زاده این شهر بودند دید. که با تندبادهای این شهر هم ...
پاسخ به بهنام رضایی نادان ۱. به جای چرندنویسی منبع بیاورید تاخت ترکیست رفت ترکیست این ترکیست اون ترکیست استدلال نیست و بیشتر یک جوک بامزه است از یک ا ...
واژه گداختن که همانطور که از ریختش پیداست با واژه "داغ" به معنی گرم یا بسیار گرم است، یک مصدر پیشوندی است که از پیشوند گ ( مانند گرَوِش که از رفتن سا ...
به بهنام رضایی پرادعا ولی بیسواد ۱. ذره ای به گویش های مرکزی ایران آگاه نیست ولی به خودت اجازه پرگویی پشت اونهارو میدی. در ۹۰درصد مواقع در این گویش ه ...
در گویش یزدی واژه ای بسیار رایج به نام ایچون ( iyachun ) داریم که دقیقا به همین معنای "این چنین" است. باتوجه به اینکه صداهای د ( d ) ت ( t ) ث ( th ...
تکاپو از دو ریشه تکیدن ( جنبش و حرکت و در برخی جاها حمله کردن، واژه تکان و تکاندن هم از آن برگرفته اند ) و پوییدن ( دویدن، کوشش کردن که پویا هم از هم ...
سکزی یعنی منسوب به سکا ( سکستان، یا همان سیستان خودمان ) مروزی یعنی منسوب به مرو رازی یعنی منسوب به ری ( زکریای رازی هم اهل شهر ری بود ) شایسته است ...
سکزی یعنی منسوب به سکا ( سکستان، یا همان سیستان خودمان ) مروزی یعنی منسوب به مرو رازی یعنی منسوب به ری ( زکریای رازی هم اهل شهر ری بود ) شایسته است ...
سکزی یعنی منسوب به سکا ( سکستان، یا همان سیستان خودمان ) مروزی یعنی منسوب به مرو رازی یعنی منسوب به ری ( زکریای رازی هم اهل شهر ری بود ) شایسته است ...
پَن: به فارسی قدیم یعنی اما/ولی پِن: یا پِند، در گفتار روزانه مردم یعنی "مقعد" در میانه کشور از این واژه استفاده میشود.
پولس یا پاول پارسی نام یک فیلسوف زاده پارس در دوران خسروی انوشه روان بود و استادی اورا بر عهده داشت. دکتر رهام اشه سخنرانی یک ساعته ای درباره او دار ...
واژه خیز هم واژه ای فارسی برگرفته از مصدر خاستن است. ( با خواستن/خواه اشتباه نشود، درگذشته xwa و xa جدا بوده اند ولی امروزه هردو خا تلفظ میشوند. ) م ...
به بهنام رضایی ۱. هیجان واژه ای عربی از سه تایی ها یا جیم است و بر وزن فَعَلان است که شدت یافتگی را میرساند. دیگر واژگان عربی همخانواده با هیجان: مُ ...
دولت های ترکی از سده ۴هجری به بعد بر ایران استیلا یافتند و ابتدای سده ۱۴ هم فروافتادند در طول همین هزارسال هم دولت های مغول تبار مانند ایل خانی و تی ...
دری زبان دربار است که میشود فارسی نوشتار وری فارسی مردم است که همان لهجه مشهدی و اصفهانی و شیرازی و بوشهری و یزدی و کرمانی و قمی و تهرانی است. فردوس ...
۱. نواده= نوه زاده=نوه زاده که با سایش و ساده شدن شده نواده، شوربختانه برخی بجای بهره بردن از این واژه فارسی از واژه عربی "نتیجه" برای فرزند نوه استف ...
سه معنی که در یک مصدر به اشتباه خلاصه شده اند! ۱. تابیدن: نور و گرما دادن ( به شکل تفتن و تفسیدن و تافتن هم آمده است. ) ۲. تابیدن: تحمل کردن و برتاب ...
در فارسی میانه و گویش خراسانی: یات و ایات ( مانند کتاب ارجمند ایاتگار زریران ) در شاهنامه واژه ویر به معنی حافظه آمده است. به نظرم نیک است که حافظ: ...
در گفتار عام پوکیدن میگویند که از واژه پوک و پوچ ساخته شده. از درون تهی و خالی شدن. گاهی هم ترکیدن میگویند که از تَرَک ساخته شده.
این هم پیام اخر خطاب به ابوالفضل پاپی ۱. جمعیت اعراب ایران حدود ۲میلیون تن است با تمرکز بر استان خوزستان. ۲. جمعیت قشقایی های ایران نزدیک به ۸۰۰هزار ...
هیچکس در عالم واقعی با هم میهنان قشقایی مشکل ندارد هیچکس رشادت و از خودگذشتگی آنها در جنگ تحمیلی و ستیز با انگلیسی هارا از یاد نمیبرد ولی هرگز به پان ...
پاسخ به بهنام رضایی ۱. برگرد به پیج اینستاگرامت و اونجا به "ژاژ" نویسی ادامه بده. ۲. از خود پیران قشقایی بپرسید میگویند از ترکستان ( در شمال خراسان ...
به یاشار حالا ادبیاتتان بهتر گشت رفیق من خودم حداقل ۵تا کامنت ترک ستیزی دیدم گزارش کردم و پاک شد از کاربری به نام sag pir شما هم والا بلا گزارش کنید ...
به کاربر سرور دوبار در تلگرام بهتون عرض کردم "دو گویش از یک زبان" انطباق دستوری و فهم دوسویه دارند چیزی که میان فارسی و ترکی نیست ( جز درباره وام واژ ...
به کاربر سرور شاید فعل است نه یک واژه بی معنا از شایستن میاید، میشاست، میشاید ( احتمال داشت، احتمال دارد، شایسته بود چنین شود، شایسته است چنان شود در ...
به کاربر سرور شاید فعل است نه یک واژه بی معنا از شایستن میاید، میشاست، میشاید ( احتمال داشت، احتمال دارد، شایسته بود چنین شود، شایسته است چنان شود در ...
شایعه واژه ای عربی برگرفته از سه تایی ش ی ع است و با واژگان شایع تشییع مشایعت تشیع شیعه اشیاع ( جمع واژه شیعه ) همریشه است.
شاپرک از شاه، پر ( از پریدن ) و کاف کوچکساز ساخته شده و این دیگر نیاز به تحلیل ندارد به خدا! همه می دانند!
شاپرک از شاه، پر ( از پریدن ) و کاف کوچکساز ساخته شده و این دیگر نیاز به تحلیل ندارد به خدا! همه می دانند!
به کاربر سرور شاید روزی زبان شناسی بتواند ثابت کند که چند خانواده زبانی ( مثلا ترکی یا هندواروپایی یا. . . ) باهم در یک گهواره رشد و نمو کردند و سپس ...
به کاربر سرور شاید روزی زبان شناسی بتواند ثابت کند که چند خانواده زبانی ( مثلا ترکی یا هندواروپایی یا. . . ) باهم در یک گهواره رشد و نمو کردند و سپس ...
به کاربر سرور شاید روزی زبان شناسی بتواند ثابت کند که چند خانواده زبانی ( مثلا ترکی یا هندواروپایی یا. . . ) باهم در یک گهواره رشد و نمو کردند و سپس ...
به کاربر سرور شاید روزی زبان شناسی بتواند ثابت کند که چند خانواده زبانی ( مثلا ترکی یا هندواروپایی یا. . . ) باهم در یک گهواره رشد و نمو کردند و سپس ...
به یاشار ۱. اگر آریایی وجود نداشت توران خیالی تو هم وجود نداشت. ۲. اگر افتخارتان تیمور و قاجار است بیخود میکنید بقیه را نژادپرست خطاب میکنید. کسی که ...
پاسخ به کاربر سرور آری درست میگویید این مصدر معنی دانستن را هم می دهد ولی آنچه روشن است این است که مفهوم "دیدن" و "دانستن و دریافتن" هردو باهم در دل ...
به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...
به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...
به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...
به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...
به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...
به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...
خواهر واژه ای هندواروپایی است و میان زبان های این خانواده از کشور بنگلادش تا جزیره ایرلند و بریتانیا مشترک است و تنها در چند حرف و آوا تفاوت دارد. چ ...
آدم یا آدام واژه ای عبرانی به معنی خاک سرخ است که ریشه در باور سامیان از آفرینش نخستین انسان از خاک است. در زبان عربی که همریشه با عبری است واژه ادم ...
به امین ۱. التصاقی/چسبانشیگی زبان بودن به معنی ترک زبان بودن نیست هشیار! اگر چنین بود اکنون تمام آفریقایی های غیرسامی و عرب و حتی مردم جنوب هند که در ...
به امین/یاشار ۱. کسی برای شمارش وام واژگان به ترکیب ها نمینگرد چون اگر شما ۵۰واژه داشته باشید از همان ۵۰وام واژه می توانید بی شمار ترکیب بسازید که ای ...
بسیار هیجان زده و شاد شدن "خرکیف" و "خرذوق" شدن
حضرت اقا شما مگر اوستاپژوهی فرمودید که میگویید در اوستا این واژه یا هم خانواده هایش نیستند؟
شایسته صفت مفعولی مصدر شایستن با کنون بن شای است که واژه "شاید" از این ساخته شده است. می شایست، می شاید همچنین واژه شایان همساختار با گریان و بریان ...
شایسته صفت مفعولی مصدر شایستن با کنون بن شای است که واژه "شاید" از این ساخته شده است. می شایست، می شاید همچنین واژه شایان همساختار با گریان و بریان ...
نامگذاری این خوراک به خاطر این است که شناخته شده ترین خوراک کشور افغانستان است و به نام شهر کابل نام گذاری شده مانند استانبولی پلو یا پلو عجمی و. . . ...
گوجه تغییر ریخت یافته گوی چه به معنی گوی کوچک است. در گذشته گوجه به میوه درختی ای شبیه به آلوچه گفته میشد. پس از ورود گوجه سرخ رنگ به ایران نام آن ...
۱. زبان لری گویشی از فارسی نو نیست ولی نزدیک ترین زبان زنده بدان است و همراه با آن ریشه در پارسی میانه دارد. ۲. شما پانترک ها اخر روشن نکردید که افغ ...
۱. نشستگاه یا نشسگاه ۲. مُرز از مُرزیدن ۳. پِند ( گویش نایینی؟ ) ۴. پیزی یا پیزه ( گویش یزد و کرمان )
جریان خدازده و بدبخت پانترک که چشم دیدن فرهنگ ایرانی و زبان پربار و میوه فارسی و ادبیات سنگین و گوش نوازش را دارد، باید هم برای ارضای مغز بیمارش دست ...
جهان را هر دو چون روشن درخشید ز یکدیگر مبرید و ملخشید ( نظامی ) لخشیدن همان لغزیدن است. در فارسی میانه لخشیدن رایج تر بوده. احتمالا با این الگو به ...
توم در زبان های ایرانی دیگر هم ارز با تخم در فارسی است. تخم در اصل و بنیاد نه به معنی بیضه و دانه و بذر که به بیشتر به معنی "نسل" بوده. چنان که در ...
مضحک ترین نوع ریشه یابی این است که طرف با استدلال نادرست یه برآیند و نتیجه نادرست تر می رسد. خود سنگ کی ترکی شد که حالا سنج ترکی شده باشد؟ - - - - - ...
به /کرایاپیر/ - - - - - ۱. نکته ای بس نیک فرمودید! فقط مشکل اینجاست که خودتان درباره مقالات دیگر نه تنها آن را رعایت نمیکنید بلکه بدترین تهمت هارا ...
پاسخ به کاربر /کرایاپیر/ ۱. فقط جمله آخر! گر بگوییم فارسی نو گویشی از لری است گزافه نگفتیم! برار جان به نظرم یککککککم داری تعصبناک پیش میریا! حالا در ...
چوبین به شکل ژوپین یا زوبین هم در ادب فارسی به کار رفته به معنای نیزه.
پاسخ به یاشار خوشخیال و خود خدا پندار ۱. آیکیوجان، فارسولوژی نداریم به همان دلیل که آزرولوژی، قزاقولوژی و قشقولوژی نداریم. وقتی میگویند ترکولوژی یعن ...
پاسخ به یاشار نژادپرست و نفرت پراکن - - - - - ۱. نظرتان چیست که به جای زردنویسی مدرکی بیاورید که در زبان های ترکی و ادبیات کهن آنها ( بجز ترکی ایرا ...
همان پس افگند ( احتمالا ) که گ به غ ترادیسیده
این سطح از هم پیونداندن مفاهیم نامربوط برای خود سالار احمدیه نیز قفل بود که در این سایت هرروز گشوده میشود و نمو تازه ای در ریشه شناسی رقم می زند!
هرگونه می اندیشم ارتباطی میان "خراشیدن و تراشیدن" و سکون به معنی "آرمیدن" نمیابم! چه بگویم والا مختارید!
دوباره به یاشار ۱. قدیمی ترین نوشته ترکی کتیبه دره اورخون مغولستان و قدیمی ترین نوشته فارسی کتیبه آریارمنه در فارس است. ۲. عجب بی انصافی هستید! خان ...
پاسخ به یاشار ۱. جمعیت ایران ۹۳میلیون تن است نه ۸۵میلیون تن. ۲. از این ۹۳میلیون تن به آسانی حداقل زبان نخست ۳۵میلیون تن فارسی است و با یک تعریف خیل ...
در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببری ...
در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببری ...
در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببری ...
زیپو به معنی بی رمق و بی رنگ است شاید بتوان زیپو را برابر واژه عربی رقیق نهاد و از آن مصدر زیپیدن ساخت
پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...
پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...
پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...
پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...
چرا برای این واژه برابر فارسی نوشته اید؟ این واژه "کنیز" به معنی "دختر" از "کینیا" در زبان اوستایی و ایزه که کوچک ساز است ساخته شده. در پهلوی اشکانی ...
پاسخ به یاشار ۱. زبان سغدی ایرانی شرقی است و به زبان پشتو نزدیک است درحالی که فارسی ایرانی غربی است و اول از همه به لری و سپس به مازنی گیلکی بلوچی و ...
جالب است که این مصدر در تقریبا تمام گویش های ناتهرانی فارسی و دیگر زبان های ایرانی از جمله لری و گیلکی و. . . رایج است ولی انگار فارسی دیوانی به رغم ...
فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...
فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...
فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...
فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...
فارسی میانه معتبر: روا اعتبار: روایی این دو واژه عربی از ریشه ع ب ر به معنی گذشتن و رفتن ساخته شده اند که برابر های فارسی میانه ای شان هم از مصدر رفت ...
فارسی میانه معتبر: روا اعتبار: روایی این دو واژه عربی از ریشه ع ب ر به معنی گذشتن و رفتن ساخته شده اند که برابر های فارسی میانه ای شان هم از مصدر رفت ...
چاقو از چاکو میاید مانند کشو، پستو، دارو، گردو اگر بنا بر وام گیری بود فارسی همان بیچاق را وام میگرفت. برخلاف ترکی و عربی فارسی ۹۹درصد مواقع به ریخت ...
۱. هنر واژه ای فارسی در اصل به معنی کمال و فضیلت مردی بوده. مرد خردمند هنرپیشه را عمر دو باید در این روزگار تا به یکی تجربه اندوختن وز دگری تجربه بس ...
چیزی که به عنوان "عمامه" و لباس روحانیت به ما معرفی میکنند همان شیوه دستار بندی خراسان بزرگ است. بخش بزرگی از اعراب دستار ندارند و عقال و چفیه به سر ...
ایرانی ها در گفتار روزانه یهود را جود یا جهود تلفظ میکنند. و عرب ها یهود. تبدیل ج به ی یا وارونش در همه زبان ها دیده میشود مانند یوسف، یوزف و جوزف ی ...
درود کاربر فاروق ریشه دقیق جلو مشخص نیست ولی بنظر میرسد وام واژه ای مغولی یا ترکی در زبان های ایرانی باشد همچنین چلو و پلو در زبان های ایرانی واژه پی ...
در لری و کردی به معنی نشیمنگاه همون ک*ن در فارسی!
از درون به تهیگی گراییده، پوک و پوچ شده.
وند در فارسی به معنی صاحب، دارای، سرشار از خداوند صاحب خدایی، دارنده مقام خدایی زیناوند دارای سلاح جنگ افزار دار، مسلح ( زین در اوستایی و فارسی میانه ...
وند در فارسی به معنی صاحب، دارای، سرشار از خداوند صاحب خدایی، دارنده مقام خدایی زیناوند دارای سلاح جنگ افزار دار، مسلح دروند/دروغوند: دارای پلیدی و د ...
بریان صفت مفعولی استمراری ستاک برشتن است. می برشتم، می بِریَم برشته هم صفت مفعولی است. بریان همساختار با گریان پریشان خروشان جویان. . .
به جان هم افتادن همسایه ها تاسف برانگیز است ( هرچند که خودم زاگرس نشین نیستم )
گیاه از دو بخش گیه که در زبان اوستایی و فارسی قدیم به معنی زیستن است و آه فاعلی ساز ساخته شده است. گیه همان زی در فارسی نو و ژی در کردی است. اساسا ح ...
بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...
بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...
بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...
بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...
آدام در زبان عبری به معنی �خاک�، �خاک سرخ رنگ� یا �زمین/بوم� است و به داستان آفرینش نخستین انسان از خاک در سنت های سامی و ادیان ابراهیمی اشاره دارد. ...
پاسخ به یاشار ( همان امین ) ۱. لر ترکی نیست و این نام در نوشته های اولیه اسلامی هم دیده می شود. ۲. رییسعلی دلواری کابوس انگلستان و سردار اسعد بختیا ...
جلبک از جل به معنی پوشش و بک به معنی قورباغه و وزغ ساخته شده است. بک در زبان مازرونی و گیلکی و تالشی به ریخت وگ کاربرد دارد. مثلا قورباغه درختی را ...
۱. القا واژه ای عربی از ریشه لقا به معنی رسیدن، ادراک و یا دیدار کردن است . همچنین لقا در ادب فارسی به معنی چهره هم به کار رفته است. ۲. القا مصدر با ...
فیلمرغ ( فارسی شرقی افغانستان/تاجیکستان )
مگر عربی نوشتاری پ دارد که فارسی پیرایه را از عربی گرفته باشد؟! هر کودکی می داند پیرایه از پیراستن است! که خود ریشه در آراستن به معنی مرتب سازی دارد!
زیرا برگرفته از عبارت از اید/این رای در پارسی میانه است و در ترکی بجز ازبکی که تحت تاثیر تاجیکی بوده کاربردی ندارد.
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
داغ از داخ در فارسی میانه می آید. مصدر آن داختن بوده که با گرفتن پیشوند وی/گ به شکل ویداختن/گداختن به معنی ذوب شدن هم به کار رفته.
مردم این روستای کوهستانی در تفت یزد و دیگر مردم استان این روستا را "خوراشه" می نامند که شباهت جالبی به واژگان فارسی میانه دارد. ( خوره در فارسی میانه ...
مردم این روستای کوهستانی در تفت یزد و دیگر مردم استان این روستا را "خوراشه" می نامند که شباهت جالبی به واژگان فارسی میانه دارد. ( خوره در فارسی میانه ...
انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد ) این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده ...
انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد ) این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده ...
انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد ) این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده ...
شهر حافظ و سعدی و باغ های دلگشا و قلب فرهنگی فارس و و از کانون های فرهنگی مهم ایران زمین. با افول شهر استخر ( که اصطخر هم نوشته اند ) که مرکز کوره ا ...
چوب بازی رقصی ایرانی است که توسط طیف گسترده ای از ایرانیان از سیستان تا خراسان شمالی و از بوشهر تا لرستان انجام می شود. در بخش سیستانی - خراسانی نشی ...
کرمان در فارسی باستان به شکل کارمانیا ثبت شده که نام یکی از شهربانی های هخامنشی بوده که نام خود را از یکی از قبایل پارسی به همین نام گرفته است. در گ ...
به طرز بامزه ای جایی دیدم کسی فکر میکرد سلحشور از سلاح و شور به معنی شستن! ساخته شده در حالی که این "شور" از شوریدن میاید سلحشور کسی است که سلاحش را ...
واژه ای از فارسی قدیم به معنی "مسلح" و "سلاح دار" زین در زبان اوستایی به معنی سلاح بوده
بَیوسیدن امید داشتن، انتظار داشتن، چشم داشتن بَیوسیدن یا بَیوستن تلفظ آن است.
بَیوسیدن امید داشتن، انتظار داشتن، چشم داشتن بَیوسیدن یا بَیوستن تلفظ آن است.
فقط ایرانی ها هستند که فکر می کنند ما انگلیسی ها هنوز ابرقدرتیم! - شوخی رایج میان دیپلمات های بریتانیایی، به نقل از جک استراو وزیر امور خارجه پیشین ...
ریشه شناسی عامیانه و اغلب بامزه همیشه تفریح مردمان بوده و هست و زین پس هم خواهد بود ولی چیزی که بشریت انتظار آن را نداشت این بود که روزی ریشه یابی ها ...
ان شکل دیگری از هم و دیش از دیسیدن به معنی شکل دادن است. اندیشیدن در مجموع یعنی چیزی را در درون خود شکل دادن. هر مینو ( فکر ) ای اندیشه نیست اندیشه ...
آقای سرور اگر آگاهی ندارید فرهنگ خودش بن فعل است و از مصدر فرهیختن میاید می فرهیختم/می فرهنگم همین الانش ما به آدمی که فرهنگ داره یا تحصیل کرده میگی ...
دریدن و درودن یک مصدر هستند با بن مضارع های به ترتیب دَر و درو و هردو تقریبا معنی بریدن و پاره کردن می دهند. "درو کردن" "درودگری ( نجاری ) " هم با د ...
در فارسی میانه: vi - ravishn در فارسی نو: گرایش/گِرَوِش
پاسخ به کرآیاپیر زبان لری با نظر به گفته خودتان بیشتر یک گروه زبانی است نه یک زبان واحد با چندین گویش. فارسی چهار گویش اصلی دارد ۱. غربی ۲. تاجیکی - ...
تابه واژه ای فارسی از مصدر تفتن یا تابیدن یا تافتن است به معنی گرما یا نور دادن این واژه با تب به معنی افزایش دمای بدن و تفت دادن به معنی گرما دادن ...
پاسخ به علی اکبر فارسی نو و لری و گویش های منطقه پارس همگی فرزندان پارسی میانه هستند و همگی ارزشمند و زیبا هستند اقوام ایرانی برادر و اعضای یک پیکر ه ...
Video در واقع یک فعل فرانسوی است به معنی "دیدم"! از ریشه vid در زبان لاتین میاید که با "دید" و "بین" در فارسی هم ارز است. اگر قرار است برابری برای ...
نامه ای به هم میهنان دلسوز از هرقوم و به هرزبانی من به عنوان یک فارسی زبان می گویم که از فعالیت برخی همزبانانم در فضای مجازی بر علیه دیگر اقوام ایران ...
ارژنگ از ارژ ( همان ارج و ارز و ارزش ) و اَنگ ( نشانه ) ساخته شده نه از ار و جنگ! ترکی هم نیست
معنی ارزان را به ما بد آموخته اند! ارزان به معنی کم قیمت و بی مقدار نیست! بلکه به معنی آن است که قیمت کالا بیارزد یعنی کالا و بهایش باهم متناسب باشند ...
زرتشتیان خود را بهدین و آیین خود را بهدینی می دانند به معنی دین بهتر و بالاتر در ادبیات باستانی مزدَیَسنا یا مزداپرست و توسط مسلمانان گاهی زرتشتی و گ ...
مردم شهر نایین به زبان ویژه خود به نام زبان نایینی سخن می گویند یا بهتر است بگوییم می گفتند که در گروه زبان های ایرانی شمال غربی بود و از این نظر بیش ...
مردم شهر نایین به زبان ویژه خود به نام زبان نایینی سخن می گویند یا بهتر است بگوییم می گفتند که در گروه زبان های ایرانی شمال غربی بود و از این نظر بیش ...
اهرای یا اهلاو یا ارتا یا اردا یا ارد که در زبان های قدیم ایران به معنی راستی و درستی به کار رفته اند برابر های فارسی واژه قدیس هستند. برای نمونه در ...
"پریدن" کاری است که هواپیما میکند نه خرگوش! در فارسی امروزی پریدن را در معنای جهیدن/جَستن به کار می برند که درست نیست درستش این است که پریدن="پرواز ک ...
چوبین همان زوبین یا ژوپین در شاهنامه است به معنی نیزه سپهدار توران برآراست جنگ گرفتند کوپال و زوبین بچنگ ( فردوسی )
انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...
انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...
انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...
انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...
دادار با تلفظ داتار در فارسی میانه به کار رفته و به معنی بخشنده و دادگستر است. کارنامه اردشیر بابکان با این عبارت شروع می شود Pad nam i datar ohrmaz ...
فلسفه واژه ای یونانی از فیلو به معنی دوست داشتن و سوفیا به معنی دانش ساخته شده. در فارسی فرزانه یا فرزان یا فرزام در برخی متون به معنی فیلسوف و فرزا ...
در نوشته های کهن فارسی تنگیدن یا تنجیدن به معنی تنگ شدن یا "انقباض" و واتنگیدن یا واتنجیدن به معنی "انبساط" به کار رفته است.
کُنا همساختار با جویا دانا شنوا بینا چشا توانا برابر فارسی واژه عربی "فاعل"
آخرش ما نفهمیدیم زرتشت هندی است و اوستایی گویش ضعیفی از سنسکریت یا ترک اردبیل! آذربایجانی پنداری زرتشت ریشه در دوران ساسانی دارد که انها به اشتباه آذ ...
هم کله و هم پاچه واژگان کاملا ریشه دار و اصیل فارسی هستند و سر آنها هیچ بحثی وجود ندارد. پسوند کوچکساز چه هم از ایچگ در فارسی میانه می آید و به شکل ...
دستور واژه ای فارسی است که در اصل دست وَر بوده و به معنی وزیر و فرمانده بوده ولی گذر زمان تلفظ آن را دچار تحریف و دگرگونی کرده. دستور به معنی وزیر د ...
به امین ۱. ۱۵درصد محصولات باغی ایران در سال ۱۴۰۱ در استان های کرمان و فارس تولید شده. ( سهم دو استان آذربایجان روی هم ۲۰درصد است. ) ۲. درسال ۱۳۸۶ پی ...
به امین ۱. دیکشنری رسمی دولت ترکیه شلوار را یکی از ۱۲۰۰وام واژه رایج فارسی در ترکی می داند. ( لینک در پایین ) ۲. به بقیه جفنگیاتت پاسخ نمی دهم و میگ ...
نام پسرانه به معنی یاور دین این نام بیشتر میان هم میهنان زرتشتی ما متداول است.
ما که آرد خود "بیختیم" و الک خود آویختیم. . . بیختن به معنی غربال کردن و الک کردن است. این ضرب المثل هم که بیشتر توسط بزرگسالان به کار می رود کنایه ...
آیَفت با همین تلفظ در فارسی میانه و نو و دری زرتشتی به معنی "حاجت" است. مثلا جایی موبد آذرباد مهرسپندان به فرزندش میگوید: Atash niyayishn Kun da Aya ...
نوچ در گفتار روزانه مردم به معنی چسبناکی ناشی از خیسیدن دست با یک مایع ( شیرین است ) برای حس کردن این مفهوم یکم شربت آبلیمو روی دست مبارک بریزید
به امین ۱. کسی نگفته آچار فارسی است، همه ما قبول داریم که ترکی بر فارسی اثر گذاشته. بر پایه پژوهش های معتبر فارسی ۳۰۰وام واژه رایج از ترکی در خود نهف ...
زنگ اوله اوله پسوند کوچک ساز یا خلاصه ساز است. دیگر همتا ها: دیگوله مشکوله روله گلوله قندوله ( قند کوچک، مادران برای ستایش فرزندانشان میگویند )
به جای فرمول پیشنهاد شده. اول یا اوله پسوند کوچک ساز ایرانی است که در زنگوله مشکوله روله ( کردی و لری ) قندوله گلوله و. . . به کار رفته. با توجه به ...
روله واژه ای زاگرسی ( کردی لری و. . . ) است که با رُستن/روییدن فارسی در پیوند است. بخش دوم آن "اوله" پسوند کوچک ساز است. مانند زنگوله، قندوله، مَنگو ...
یزدان از ریشه yaz ( یَز ) در زبان اوستایی گرفته شده که حالت مفعولی آن yazata ( یَزَتَ به فارسی نو: یَزیده/یَشته ) است. این ریشه در میان زرتشتیان به ...
پیرایش مصدر شینی پیراستن یا ویراستن است ریشه آن آراستن است و به زیبا سازی با جدا کردن چیزی از چیز دیگر می گویند. برای همین گاهی به آرایشگاه مردان پی ...
واژه لری به معنی مرکز هم ارز فارسی آن باید "میانجا" یا "میانگاه" باشد که شایسته است در فارسی بجای واژه بیگانه مرکز به کار بسته شود.
هُژیر یا هُجیر که گاهی به اشتباه هَژیر هم تلفظ میشود چابکی و نیکی احتمالا از دو بخش هو به معنی خوب و ژیر به معنی چابکی، چالاکی، فعالیت و سرزندگی ساخت ...
افغان ها فقط اصفهان را گرفتند و به شیراز و کرمان نرسیدند جالب اینجاست که یک فرمانده افغان به نام "آزادخان افغان" تقریبا پس از هوتکی ها و نادر به آذرب ...
پاسخ به امین فارسی همانقدر افغانی است که ترکی مغولی است. نخستین نوشته فارسی در استان فارس پیدا شده ولی بشکل پانترک سوزی نخستین نوشته ترکی در مغولستا ...
پاسخ به جدیری بیسواد ۱. فردوسی و مولوی هردو زبان خود را فارسی دانسته و آن را بزرگ میداشته اند، دری هیچ چیز جز گویشی استاندارد از فارسی نیست. ۲. ایرا ...
این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...
این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...
این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...
این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...
این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...
شنوسه از پیشوند ش به معنی "رو به بیرون" و نوسه به معنی نفس ساخته شده و برابر واژه عربی "عطسه" است. نوسه به شکل هناسه در زبان های زاگرسی ایران و همچن ...
سپریدن به معنی تمام شدن و کامل گشتن کاری است. امروزه به شکل مرکب سپری شدن به کار میرود.
مصدر و فعل پیشوندی به معنی لگدمال کردن بن مضارع آن پیخل و پیخلیدن و نهش گذرای آن پیخلاندن است. کوفته را کوفتند و سوخته را سوخت وین تن پیخسته را بق ...
پوزیدن مصدری به معنی عذرخواستن است و در فارسی نو بیشتر در حالت شینی و مرکب "پوزش خواستن" بکار میرود نه پوزد جانت را از درد و آزار نه شوید دلت را از ...
واژه ویراز در فارسی میانه به معنی های با ناز راه رفتن یا راه رفتن به چپ و راست آمده این واژه به دو شکل معروف گراز و ویراژ به فارسی نو راه یافته همچنی ...
پاسخ به سعید سرور ریشه واژه سوهان را نمی دانم و برایم مهم هم نیست شاید ترکی یا عربی باشد ولی قرار نیست هرچه در این جهان هان داشته باشد ترکی باشد این ...
پاسخ به سعید سرور مفهوم بومی بودن در نگرش شما چیست؟ هیچ انسانی بومی برون از آفریقا نیست چه ایران باشد چه ترکیه چه قاره اروپا باشد چه امریکا چه هندی! ...
پاسخ به سعید سرور چه کسی حضور ترک هارا انکار کرد؟ شما گفتی ساسانی تورک است منم گفتم خیر تورک نیست من با همین زبان دست و پا شکسته حداقل 60درصد زبان سا ...
در ضمن بیفزایم کجا نوشته است هرچیزی هان دارد ترکی است؟ با منطق شما سوهان ترکی است به معنی آب خان! در ضمن مگر ما استانبولی هستیم که نتوانیم "خ" تلفظ ک ...
پاسخ به کاربر سرور سرور گرامی! شما باید اول ببینی واژه از کجا امده بعد بری بر پایه قوانین آن ریشه یابی کنی! اگر من بخواهم یک واژه رندم مثلا واژه ترکی ...
کیهان در اصل گیهان بوده فردوسی میگه کی پایمردان دیو! بریده دل از کار گیهان خدیو! ( خدا ) گیهان و گیاه و گیتی و گیان ( جان ) هم همگی از ریشه گیه در ...
مشتی خود ساسانی ها به زبانشون میگفتن پارسیگ چیزی به نام زبان دری وجود ندارد اگر بنده زمانی به فارسی مینویسم اینگونه بنویسم در واقع دارم گویش و حالت د ...
درضمن بیفزایم گل ترکی نیست فارسی است این را خود نهاد تنظیم زبان ترکیه که دو جین دانشمند ان را مینویسند ( نه اماتورهایی چون من و شما ) هم اعلام کرده. ...
از یک پیرمرد صدساله بیسوادی که هرگز در زندگی اش به زبانی جز فارسی حرف نزده بپرسند تو چی هستی میگه من پیرمردم بعد جدیری نادان میگه اینارو رضاشاه ساخته ...
اصلاح که بیشتر به معنی "بهسازی" و بهبود دادن است را دربرابر واژه ریفرم پیش نهاده اند که اصلا درست نیست چرا که ریفرم لزوما چیز خوبی نیست باید ان را جز ...
ملو در گویش یزدی/نایینی و در کل گویش های مرکزی ایران به معنی گربه است باشگاه و منطقه چادرملو نام خود را از گربه سانی بدین نام گرفته اند که در پارسی س ...