سبک خراسانی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] سبک ادبی خراسانی، سبک و شیوهٔ شاعران خراسان و ماوراءالنهر است. در این سبک، سه دوره را می توان مد نظر قرار داد: أ. دوره تکوین؛ ب. دوره سامانی؛ ج. دوره غزنوی و اوایل دورهٔ سلجوقی.
سبک از سبیکه به معنای گداختن چیزی پس از ریختن، ریخته کردن زر وسیم می باشد؛ ولی ادبای قرن اخیر سبک را مجازاً به معنای «طرز خاصی از نظم یا نثر استعمال کرده اند و تقریباً آن را در برابر «اسْتیل Style» اروپائیان نهاده اند. اسْتیل Style در زبان های اروپایی از لغت استیلوس یونانی گرفته شده است؛ به معنی ستون، و در عرف ادب و اصطلاح، روش نگارشی است که ممتاز و مخصوص خواص باشد.
سبک در اصطلاح ادبیات
سبک در اصطلاح ادبیات، عبارت است از: روش خاص ادراک و بیان افکار به وسیلۀ ترکیب کلمات و انتخاب الفاظ و طرز تعبیر.
سبک خراسانی
از جمله سبک های ادبی، سبک خراسانی است که از اواسط سدۀ سوم تا پایان سدۀ پنجم هجری در شعر فارسی و در سیستان و خراسان بزرگ رواج داشته است. این سبک ابتدا به سبک ترکسانی شهرت داشت؛ اما پس از چندی اصطلاح سبک خراسانی جای گزین آن شد. برخی ادیبان، سبک شاعران دورۀ سامانی را که کهنه تر و ساده تر است، ترکسانی می خوانند و به سبک دورۀ غزنوی و اوایل سلجوقی که پخته تر است سبک خراسانی می گویند.
معروف ترین شاعران این دوره
...

[ویکی اهل البیت] سبک از سبیکه به معنای گداختن چیزی پس از ریختن، ریخته کردن زر وسیم می باشد؛ ولی ادبای قرن اخیر سبک را مجازاً به معنای «طرز خاصی از نظم یا نثر استعمال کرده اند و تقریباً آن را در برابر «اسْتیل Style» اروپائیان نهاده اند. اسْتیل Style در زبانهای اروپایی از لغت استیلوس یونانی مأخوذ است به معنی ستون و در عرف ادب و اصطلاح، روش نگارشی است که ممتاز و مخصوص خواص باشد.
سبک در اصطلاح ادبیات عبادت است از روش خاص ادراک و بیان افکار به وسیله ترکیب کلمات و انتخاب الفاظ و طرز تعبیر. از جمله سبک های ادبی، سبک خراسانی است که از اواسط سده سوم تا پایان سده پنجم هجری در شعر فارسی و در سیستان و خراسان بزرگ رواج داشته است. این سبک ابتدا به سبک ترکسانی شهرت داشت اما پس از چندی اصطلاح سبک خراسانی جایگزین آن شد.
برخی ادیبان، سبک شاعران دوره سامانی را که کهنه تر و ساده تر است ترکسانی می خوانند و به سبک دوره غزنوی و اوایل سلجوقی که پخته تر است سبک خراسانی می گویند. از معروفترین شاعران این دوره می توان به رودکی، فردوسی، عنصری، فرخی سیستانی و ناصرخسرو اشاره کرد.
سبک خراسانی به سه دوره تقسیم می شود:
مهم ترین مختصات این دوره عبارت است از:
                      
در این دوره بر اثر علاقه و توجه دربار سامانی به شعر و فرهنگ، شعر فارسی توسعه و رواج یافت. شاهان شاعران را تشویق و تکریم می کردند و گاهی به آنها صله های گران می دادند؛ به همین دلیل شعر این دوره، با دربار پیوستگی تنگاتنگ داشت.

پیشنهاد کاربران

مثالی سنگین از سبک هندی:
.
مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را
ز غفلت می پرستی چند چون زردشت ، آتش را
.
به ترک ظلم ، ظالم برنگردد از مزاج خود
همان اخگر بودگر جمع گردد مشت آتش را ( بیدل دهلوی )
.
همانطور که میبینید، ابیات بسیار دراز و بسیار و پر آرایه اند.
مثالی از سبک عراقی:
.
گر کسی وصف او ز من پرسد
بی دل از بی نشان چه گوید باز؟
.
عاشقان کشتگان معشوقند
برنیاید ز کشتگان آواز
مثالی از سبک خراسانی:
.
پیوسته مرا همی نمایی بیداد
وانگاه ز من چشم همی داری داد
.
تو پنداری که با تو من باشم شاد
زین دستخوشی منت که آگاهی داد ( فرخی سیستانی )
سبک خراسانی نخستین سبک ادبی فارسی نوین ( فارسی پس از ورود اسلام به ایران، از حدود قرن ۲ ( احتمالا ) به بعد ) است.
ویژگی بسیار بارز این سبک، نزدیکی بسیار بالای گفتار ادبی به گفتار مردمی، شمار بسیار پایین وام واژگان عربی، و به طور کلی یکرنگی و سادگی کلی آن است.
...
[مشاهده متن کامل]

گرچه که دسته بندی های مطلق منسوخ شده اند، ولی ادب فارسی به سه سبک کلی ۱. خراسانی ( رودکی/فردوسی/ناصرخسرو/فرخی سیستانی/فخرالدین اسعد گرگانی ) ، ۲. اراکی/عراقی ( سعدی، حافظ، فخرالدین عراقی، وحشی بافقی و. . . ) و ۳. هندوستانی ( شاعرانی که از ایران به دربار گورکانی هند رفته و سرودند مانند صائب تبریزی/امیرخسرو دهلوی/بیدل دهلوی و. . . ) است.
البته هیچ گذاری یک شبه رخ نمی دهد، مثلا گذار از خراسانی به عراقی با واسطه هایی مانند عطار و حتی مولوی انجام شده ( کم نیستند ابیاتی از مولوی که به فارسی کاملا پاک سروده شده باشند! البته که عربیزدگی هم در برخی ابیات هست. )
.
۱. سبک خراسانی ( نزدیکی به فارسی میانه، ساده، کم وام واژه، نزدیک به گفتار کوچه و خیابان )
۲. سبک عراقی ( وام واژه های عربی کمی بیشتر شده اند، کنایه ها و آرایه های ادبی پیشرفت کرده اند، همان سبک حافظ و. . . )
۳. سبک هندی ( وام واژگان بسیار بالا، آرایه های ادبی بسیار سنگین و حتی بعضا ناملموس، ابیات بسیار طولانی و. . . )
.
البته هر یک از این سبک ها زیبایی خاص خود را دارد.
مردم ایران بیشتر سبک عراقی را می پسندند. ( حافظ و سعدی )
مردم افغانستان و تاجیکستان بیشتر سبک هندی را دوست دارند. ( مردم افغانستان بیدل دهلوی را می پرستند و حتی از مولوی بیشتر بر او تعصب دارند، بیدل از شاعران بسیار بزرگ و از ستارگان درخشان ادب فارسی بود. )
سبک خراسانی هم برای حماسه دوستان است.