وقتی کسی چون اقای "بیلگولوش" سفت و استوار، بی آنکه خنده ش بگیره برمیگرده میگه "اگه میخوای انگلیسی و آلمانی رو خیلی از ته و ریشه ای یاد بگیری ترکی یاد بگیر، چون همش یه روش ساخت از ترکیه. . . " یا وقتی هر سه چهارماه یکبار جمعیت ترک های ایران رو ۲۰درصد افزایش میده ( ترک های جنوب کشور رو دوبل میکنه ) و. . . و خیلی جدی یه عده پیرویش میکنن، دیگه من چی بگم.
... [مشاهده متن کامل]
ادم وسوسه میشه بره ترکی یاد بگیره و مثل سالار پیج بزنه، فقط ثابت کنه ترکی یه لهجه از فارسیه، انگار ریشه یابی صد من یه غاز خیلیم هوادار داره، چون تو ایرانشهری های نادان ( ملیگراهای نژادپرست فوق تندرو ) هم داره این پدیده رایج میشه انگار
بازم همان تکراریجات
باز و باز و باز
باشه شما راست میگی
یه روزی کل بشر حتما به این نتیجه خواهد رسید که هم فارسی، هم اوستایی، هم سانسکریت ، هم لاتین و هم یونانی و انگلیسی همه از ترکی سرشته شده اند.
ما که گمراهیم
خانم خاکپور من از این حرصم میگیره که شما ابتداییات فارسی رو عملا نمیدونید ولی میخواید جوری اظهار نظر کنید و القا کنید که انگار حتی از امثال دکتر کزازی یا دکتر شفیعی کدکنی که اساطیر زنده ادبیات فارسی هستند هم بالاترید. ( البته ستمگرانه است که من از کسی که زبان مادریش فارسی نیست بخوام عین بلبل برام چه چه بزنه، مسلما شما در زبان خودتون دستی بر آتش دارید. )
... [مشاهده متن کامل]
من ترکی نمیدونم، دکتر کزازی ترکی نمیدونه، دکتر شفیعی کدکنی هم ترکی نمیدونه ( البته منِ بیسواد کی باشم که نام خودم را در کنار این بزرگان بیاورم ) ، ولی ولی ولی، چون ترکی نمیدونیم، پس درباره ترکی اظهار نظر نمیکنیم.
شما فارسی میدونید، ولی بعید میدونم دانشتون از فارسی فراتر از کاربردهای نیاز روزانه و گفت و گو باشه، پس جسارتا، بعید است که شما نیز صلاحیت واکاوی در این سطح رو داشته باشید.
یاحق
جسارتا
شما انگار حتی "مصدر باقاعده" و "مصدر بی قاعده" در فارسی رو براتون جا نیفتاده.
مصدری که از این الگو پیروی کند باقاعده است:
ریشه ایدن
مانند رهیدن و پریدن و جهیدن و ریسیدن
اگر غیر از این باشد بدو بی قاعده میگویند ( ولی من به دلایل مختلف با این شیوه نامگذاری مخالفم که بماند، ولی علی الحساب ) :
... [مشاهده متن کامل]
مانند رَستن، پَرتَن و جَستن و رِشتَن
اگر دقت کنید میبینید که پایینی ها و بالایی ها از نظر معنا یکی هستند، بسیاری از مصدرهای فارسی هم ریخت با قاعده دارند هم ریخت بی قاعده.
حالا
آراستن بی قاعده است.
ریشه اش آرای است.
اگر نون را برداریم، آراست می ماند.
ما در ادبیات فارسی اینجا ( برای نمونه ) به آرای می گوییم "بن مضارع و ریشه حال" و به آراست می گوییم "بن ماضی یا بن یا ریشه گذشته" چون با آرای فعل در زمان حال/مضارع صرف می شود و در آراست در زمان گذشته/ماضی
صرف گذشته ساده: آراستَم آراستی آراست/آراستیم آراستید آراستند
صرف حال ساده: می آرایَم می آرایی می آرایَد/می آراییم می آرایید می آرایَند
و پیرایش هم از مصدر پیراستن است ( مثل آراستن ) که پیشوند "پی" گرفته.
آره، "پیراییدن" هم کاملا درست و معناداره، ولی پیراستن بامسماتره و بیشتر به کار میره.