پاکیدن

لغت نامه دهخدا

پاکیدن. [ دَ ] ( مص ) روفتن. ستردن :
نیست از پاکیدن کفّار تیغت را ستوه
نیست از بخشیدن اموال طبعت را ملال.
رشیدی سمرقندی.
پاک کردن. ( شعوری ).

فرهنگ عمید

= * پاک کردن

پیشنهاد کاربران

در لهجه خراسانی ( جنوبی ) مصدر "پاختن" به معنی پاک کردن وجود دارد که ریخت سماعی مصدر پاکیدن است.
البته باید در نظر داشت که پاک یک ماده فعلی نیست ( به طور طبیعی ) بلکه صفت است، و ریخت کهن آن پاوَک و ریشه ایرانی باستان آن پاو pau بوده.
...
[مشاهده متن کامل]

ولی به هرحال این مصدر هم در فارسی هست و باید به آن توجه شود.

پاکیدن به چم پاک کردن یا تمیز کردن است، دوستمان که نوشته اند: . . . پاک شدن. . . درست نیست.
پاک شدن.
شستن - تمیز کردن