لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع : استاد استادان اساتذه .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
استاد یا استاذ از پیشوند کهن o در فارسی میانه و ریشه sta که در ایستادن هم دیده میشود ساخته شده.
این پیشوند o در فعل ozadan ( اُزَدَن ) در فارسی میانه که تقریبا معنی "کُشتَن" میدهد هم برای نمونه آمده است.
... [مشاهده متن کامل]
فرهنگ های ترکی و عربی همگی این واژه را فارسی دانسته اند و هیچ بحثی بر سر ریشه آن وجود ندارد.
واژه استاد به شکل های ostad و awestad در فارسی میانه به کار رفته است و پیش از آن در زبان دیگری به کار نرفته.
این پیشوند o در فعل ozadan ( اُزَدَن ) در فارسی میانه که تقریبا معنی "کُشتَن" میدهد هم برای نمونه آمده است.
... [مشاهده متن کامل]
فرهنگ های ترکی و عربی همگی این واژه را فارسی دانسته اند و هیچ بحثی بر سر ریشه آن وجود ندارد.
واژه استاد به شکل های ostad و awestad در فارسی میانه به کار رفته است و پیش از آن در زبان دیگری به کار نرفته.
استاد کلمه پارسی است و طورکی نیست .
عقل نداشته را به کار بیندازید
عقل نداشته را به کار بیندازید
استاد= اوست آد= نام برتر
استاد یک کلمه تورکی است. اگر عربی بود باید چند هم خانواده هم داشت. که به جز اساتید ( جمع استاد ) هیچ هم خانواده ایی ندار د.
استاد یک کلمه تورکی است. اگر عربی بود باید چند هم خانواده هم داشت. که به جز اساتید ( جمع استاد ) هیچ هم خانواده ایی ندار د.
استاد یک واژه فارسی است و نباید آنرا بصورت مکسر جمع بست. درست آن " استادان" میباشد.
استاد
جمع درست این واژه : استادان یا به صورت محاوره ای: استادا
بزرگان
استادان
استاد، استادان