عیلام

/~ilAm/

برابر پارسی: ایلام

لغت نامه دهخدا

عیلام. [ ع َ ] ( ع اِ ) کفتار نر. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج ، عَیالیم. ( اقرب الموارد ).

عیلام. ( اِخ ) کشوری بود در قدیم شامل خوزستان ، لرستان ( پشتکوه ) و کوههای بختیاری کنونی. حدود این کشور از مغرب رود دجله از مشرق قسمتی از پارس ،از شمال راه بابل به همدان و از جنوب خلیج فارس تا بوشهر بود. شهرهای مهم آن شوش ، ماداکتو، خایدالو ( درجای خرم آباد کنونی ) بود. مردم عیلام زبان و خطی مخصوص داشتند و دین آنان مبتنی بر شرک و بت پرستی بود. عیلامیان دولتی بزرگ تشکیل دادند و تاریخ آنان را به سه قسمت تقسیم میکنند: 1 - عهدی که تاریخ عیلام با تاریخ سومریان و اکدیان ارتباط کامل دارد ( از ازمنه قدیم تا 2225 ق.م. ). 2 - عهدی که تاریخ عیلام با تاریخ دولت بابل مربوط میشود ( 2265 تا 745 ق.م. ). 3 - عهدی که آشور جدید رقیب عیلام است ( 745 تا 645 ق.م. ). عیلام در سال 645 ق.م. به دست آشوربانیپال منقرض گردید.
عهد اول - دراین عهد تاریخ عیلام تاریک است. با وجود این دیده میشود که پاتسی های سومر و اکد با عیلامیان جنگهای دفاعی میکنند، اگر هم گاهی غالب میشوند تسلط آنان بر عیلام دوامی ندارد و عاقبت عیلام بر سومر و اکد دست یافته دولت ایشان را منقرض میسازد.
عهد دوم - در این عهد عیلامیان با پادشاهان بابل در زدوخوردند. در دوره کاسوها «خورباتیلا» پادشاه عیلام با «کوری گالزو» پادشاه بابل جنگید و سپس «شوتروک ناخونتا» بابل را تصرف کرد و اشیاء نفیس آن را به غارت به شوش برد. عاقبت تاخت وتاز عیلامیان دولت کاسوها را از پای درآورد. از پادشاهان نامی عیلام در این دوره «شیل خاکین شوشناک » است. این پادشاه که سایسی مدبر و بزرگ بود، بناهای بسیار ساخت و یکی از کارهای اواین است : هر بنایی را که تعمیر میکرد، مینوشت که این بنا را که ساخته بود و چه کتیبه ای داشت. عین آن کتیبه را - که بزبان سامی بود - مینویساند و ترجمه انزانی ( عیلامی ) را بدان می افزود. این علاقه مندی پادشاه مزبور مورد قدردانی دانشمندان باستانشناسی است. در زمان او ادبیات و صنایع عیلامی به اوج ترقی خود رسیده بود. در این عهد جنگهای دیگری بین عیلام و بابل صورت گرفت ( تا انقراض بابل به دست آسوریان ).
عهد سوم - وقایع عمده این عهد عبارتست از جنگهای آسور با عیلام ( پس از همجوار شدن دو کشور ). نتیجه این جنگها آن شد که در سال 645 ق.م. سپاهیان آسوربانی پال ، شوش را تصرف کردند و خزانه پادشاهان عیلام به دست آنان افتاد. طلا و نقره ای که بابل در موقع اتحاد به عیلام داده بود با مجسمه ها و اشیاء نفیس معابد عیلام و آنچه در خانه ها از ثروت و اشیاء گرانبها بود به نینوا منتقل شد.آسوریان به کشتار و غارت اکتفا نکرده ، استخوانهای پادشاهان عیلام و اشخاص نامی را بیرون آورده به نینوا فرستادند. رفتار آسوریان را در عیلام ، حزقیال چنین تعبیر کرده : «این است عیلام و تمام جمعیت آن در اطراف قبر آن ، همه کشته شدند و همه از دم شمشیر گذشتند». مجسمه «نه نه » ربةالنوع «ارخ » را که مدت 1635 سال در تصرف عیلامیان بود، پادشاه آسور به دست آورده برای شهرارخ پس فرستاد. آسوریان اسرای بسیار از شوش و شهرهای دیگر به آسور بردند. «خون بام کالداش » آخرین پادشاه عیلام که فرار کرده بود پس از چندی گرفتار شد و آسوربانی پال او و «تام ماری تو» پادشاه سابق عیلام را به عرابه خود بست و مجبورشان کرد عرابه سلطنتی را تا معبد «آسور» و «ایشتار» ( خدایان آسور ) بکشند. عیلامیان نوعی تمدن و صنایع بوجود آوردند و خطی برای خود ترتیب داده بودند، ولیکن از حیث تشکیلات سیاسی هیچگاه نتوانستند از حال ملوک الطوایفی بیرون آیند، بخصوص مردم کوهستانی آن ، که همیشه نیم مستقل یا مستقل بودند. با وجود این عیلامیان در مدت چندهزار سال قومیت خود را در مقابل مردمی نیرومند مانند سومریان ، اکدیان و دولی قادر مثل بابل و آسور حفظ کردند و گاهی هم آنها را شکستی فاحش دادند. عاقبت ، اگر هم عیلام به زانو درآمد، بجهت جنگهای داخلی بود. بهر حال از سال 645 ق.م. دولت عیلام از صفحه روزگار محو شد و گذشته های آن به مرور فراموش گردید. در مالمیر بختیاری در «شکفت سلمان » و غیره آثار بسیار از دوره عیلامیان دیده میشود. متأسفانه این آثار را به استثنای آنچه در دسترس نبوده خراب کرده اند. در اینجا حجاریهای برجسته با خطوط میخی شوشی و انزانی ( عیلامی ) بسیار یافته اند و محققان ، آثار را به قرنهای 13 و 12 ق.م. مسیح مربوط میدانند. ( از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به تاریخ ایران باستان شود.

فرهنگ فارسی

کشوری بود در قدیم شامل خوزستان لرستان ( پشتکوه ) و کوههای بختیاری کنونی . حدود این کشور از مغرب رود دجله از مشرق قسمتی از پارسی از شمال راه بابل بهمدان و از جنوب خلیج فارس تابوشهر بود . شهرهای مهم آن شوش ماداکتو خایدالو ( درجای خرم آباد کنونی ) بود . مردم عیلام زبان و خطی مخصوص داشتند و دین آنان دولتی مبتنی بر شرک و بت پرستی بود . عیلامیان دولتی بزرگ تشکیل دادند و تاریخ آنان را بسه قسمت تقسیم میکنند : ۱ - عهدی که تاریخ عیلام با تاریخ سومریان واکدیان ارتباط کامل دارد ( از ازمن. قدیم تا ۲۲۲۵ ق . م . ) . ۲- عهدی که تاریخ عیلام با تاریخ دولت بابل مربوط میشود ( ۶۴۵-۲۲۶۵ ق . م . ) . ۳- عهدی که آشور جدید رقیب عیلام است ( ۶۴۵-۷۴۵ ق م . ) . عیلام در ۶۴۵ ق م . بدست آوشر بانیپال منقرض گردید . عهد اول در این عهد تاریخ عیلام تاریک است . با وجود این دیده میشود که پاتسی های سومر واکد با عیلامیان جنگهای دفاعی میکنند.اگر هم گاهی غالب میشوند تسلط آنان بر عیلام دوامی ندارد و عاقبت عیلام بر سومر واکد دست یافته دولت ایشانرا منقرض میسازد . عهد دوم - دراین عهد عیلامیان با پادشاهان بابل در زد و خوردند. در دور. کاسوها ( خورباتیلا ) پادشاه عیلام با ( کوری گالزو ) پادشاه بابل جنگید و سپس ( شوتروک ناخونتا ) بابل را تصرف کرد و اشیائ نفیس آنرا بغارت بشوش برد . عاقبت تاخت وتاز عیلامیان دولت کاسوها را از پای در آورد . از پادشاهان نامی عیلام در این دوره ( شی خاکین شوشناک ) است . این پادشاه که سایسی مدبر و بزرگ بود بناهای بسیار ساخت و یکی از کارهای او ای است : هر بنایی را که تعمیر میکرد مینوشت که این بنا را که ساخته بود و چه کتیبهای داشت . عین آن کتیبه را که بزبان سامی بود- مینویساند و ترجمه. انزانی ( عیلامی ) را بدان می افزود . این علاقهمندی پادشاه مزبور مورد قدردانی دانشمندان باستانشناسی است . درزمان او ادبیات و صنایع عیلامی باوج ترقی خود رسیده بود . درین عهد جنگهای دیگری بین عیلام و بابل صورت گرفت ( تا انقراض بابل بدست آسوریان ) . عهد سوم وقایع عمد. این عهد عبارتست از جنگهای آسور باعیلام ( پس از همجوار شدن دو کشور ) . نتیج. این جنگها آن شد که در سال ۶۴۵ ق م . سپاهیان آسوریانی پال شوش را تصرف کردند و خزانه. پادشاهان عیلام بدست آنان افتاد . طلا ونقرهایث که بابل در موقع اتحاد بعیلام داده بود با مجسمه ها اشیائ نفیس معابد عیلام و آنچه در خانه ها از ثروت و اشیائ گرانبها بود به نینوا منتقل شد . آسوریان بکشتار و غارت اکتفا نکرده استخوانهای پادشاهان عیلام و اشخاص نامی را بیرون آورده به نینوا فرستادند . رفتار آسوریان را در عیلام حزقیال چنین تعبیر کرده : ( این است عیلام و تمام جمعیت آن در اطراف قبر آن همه کشتهشدند وهمه از دم شمشیر گذشتند. ) مجسمه (نهنه ) ربهالنوع ارخ را که مدت ۱۶۳۵ سال در تصرف عیلامیان بود پادشاه آسور بدست آورده برای شهر ارخ پس فرستاد . آسوریان اسرای بسیار از شوش و شهرهای دیگر به آسور بردند .[ خوم بان کاداش ] آخرین پادشاه عیلام که فرار کرده بود پس از چندی گرفتار شد و آسوربانی پال او و [ تام ماری تو ] پادشاه سابق عیلام را بعرابه خود بست و مجبورشان کرد عرابه سلطنتی را تا معبد [ آسور ] و [ ایشتار ] خدایان آسور - بکشند . عیلامیان نوعی تمدن و صنایع بوجود آوردند و خطی برای خود ترتیب داده بودند و لیکن از حیث تشکیلات سیاسی هیچگاه نتوانستند از حال ملوک الطوایفی بیرون آیند بخصوص مردم کوهستانی آن که همیشه نیم مستقل یا مستقل بودند . با وجود این عیلامیان در مدت چند هزار سال قومین خود را در مقابل مردمی نیرومند مانند سومریان اکدیان و دولی قادر مثل بابل و آسور حفظ کردند و گاهی هم آنها را شکستی فاحش دادند. عاقبت اگر هم عیلام بزانو در آمد بجهت جنگهای درونی خانه برانداز بود. بهر حال از سال ۶۴۵ ق . م . دولت عیلام از صفحه روزگار محو شد و گذشته های آن بمرور فراموش گردید.در مالمیر بختیاری در [ شکفت سلمان و غیره آثار بسیار از دوره عیلامیان دیده میشود.متاسفانه این آثار را باستثنای آنچه که در دسترس نبوده خراب کرده اند. در اینجا حجاریهای برجسته با خطوط میخی شوشی و انزانی ( عیلامی ) بسیار یافته اند و محققان این آثار را بقرنهای ۱۲ - ۱۳ ق .م. مربوط میدانند.
کشوری بود در قدیم شامل خوزستان لرستان و کوههای بختیاری کنونی

پیشنهاد کاربران

در کتابهای زبده التواریخ، اخبار امراء و پادشاهان سلجوقی� تالیف 710ق ) ، تاریخ گزیده ( 730ق ) ، منتخب التواریخ معینى� ( 816ق ) و �شرفنامه� ( 1005ق ) به مهاجرت قبایلی از جبل السماق شام و دیگر بلاد به سرزمین لربزرگ در قرن ششم هجری اشاره شده است که شرح آن در �تاریخ گزیده چنین است در عهد او ) اتابک هزار اسف ) ملک لرستان رشک بهشت گشت و بدین سبب اقوام بسیاری از جبل السماق شام بدو پیوستند چون گروه عقیلی از نسل علی بن ابی طالب و گروه هاشمی از نسل هاشم بن عبد مناف و دیگر طوایف :چون آسترکی و مماکویه و بختیاری ، جوانکی، بیدانیان ، زاهدیان ، ، علائی کوتوند ، بتوند ، بوزاکی شوند ، زاکی ، جاکی و هارونی، اشکی ، کوی لیراوی ، مموئی ، یحفومی کمانکشی ، مماسنی ، ارملکی ، توانی ، کسدائی ، مدیحه ، اکورد ، کولارد و دیگر قبایل که انساب ایشان معلوم نیست ( م ) �.
...
[مشاهده متن کامل]

این موضوع سبب گردید تا برخی نویسندگان خارجی و وطنی برای
بختیاریها منشاء خارجی قایل شده و در اصالت آنان تردید نمایند.
،

نقد نظریه والتروالتر هینتس فقید با احتیاط کمتری پیشنهاد کرده است که ایلامیان �پروتو - لر� بوده اند، یعنی نیاکان ساکنان امروزی لرستان در غرب ایران هینتس :۱۹۷۱۵ ۶۴۴ ) مسئله ی قوم زایی - یعنی شکل گیری هویت
...
[مشاهده متن کامل]
قومی - یکی از چالشهایی است که در مطالعه ی ایلام نیز باید با آن مواجه شد. آیا محوطه های دوره ی پارینه سنگی در استان فارس را میتوان نیاکان ایلامیان بعدی دانست؟ اگر نه، پس درباره ی محوطه های نوسنگی اولیه در این منطقه چه میتوان گفت؟ آیا میتوان با اطمینان ادعا کرد که ایلامیان در اسناد باستان شناسی پیشا تاریخی جنوب غربی ایران حضور دارند؟ اگر نه ایلام چه زمانی برای نخستین بار پدیدار شد؟

لرها طایفه ای هستند که نه ادبیات زیاد مدوّنی دارند و نه تاریخ ثبت شده ای شده ای مروزه اگر بخواهند گرها را معرفی کنند آنها را با کلماتی نظیر اغی و با شورشی توصیف میکنند البته این کاملاً درست است که لرها
...
[مشاهده متن کامل]
در گذر، در مسیر کاروانها می ایستادند و مسافرین را غارت میکرده اند ولی باید بول کرد که میل به استقلال طلبی و آزادیخواهی ناچار آنها را چون خاری در پهلوی هر نیروی سلطه گری قرار میداده و غارت و چپاول هم در حقیقت تنها حربه آنها برای رسیدن به اهدافشان بوده است. امروزه هنوز هم تعدادی از همین افراد بین لرها وجود دارد کما اینکه بین سایر قبایل هم هستسفرنامه ویلیام . او داگلاس. . . . .

شجره نامه رسمی خاندان #والیان_فیلی عرب ربیعی نوشته شده توسط سید جعفر نسّابه به شرح زیر می باشد:غلامرضا خان والی فرزند حسینقُلی خان ابوقداره ف حیدرخان ف حسن خان والی ف اسدخان ف اسماعیل خان فیلی ف شاهوِردی
...
[مشاهده متن کامل]
خان ف منوچهر خان ف حسین خان ثانی ف شاهرودی خان ف حسین ف منصور ف زهیر ف منصور ف ابوالحسن الدیبق ف احمد العجان ف حسین ف علی ف عبدالله ف حسین ف حمزه الاکبرین ف عبدالله الحمید ف ابی الافضل العباس ف علی ابن ابیطالب و … . نبینیم لوریان ما را لور هندی معرفی کنند! ما طایفه یا خاندان #والیان_فیلی و طایفه #میر که عموزادگان ما هستند از نسل حضرت عباس و عرب هاشمی و از قبیله بنی هاشم قُریشی هستیم و شجره نامه رسمی داریم! طایفه فیلی صرفا بر طوایف لور ریاست و سروری داشته ایم نه این که خودمان لور هندی و راهزن باشیم! کتاب تاریخ عالم آرای عباسی را بخوانید! اگه ما عرب نیستیم اونم از قبیله بنی هاشم قریش پس کی عربه؟!

منبع:
n Lurs Genetic Diversity: An
AnthrIrani
aopological View Based on HLA
Class II Profiles 2006
( احتمالا مناطق کرد نشین سوریه ) به سمت ایران:
حمداله مستوفی در تاریخ گزیده از ایل جاکی نام می برد�نظریه حمدالله مستوفی پیرامون مهاجرت بختیاریها از شا
...
[مشاهده متن کامل]

م. مستوفی اشاره به مهاجرت طوایف کرد از مناطق جبل السماق ( کردستان سوریه کنونی ) به مناطق لر بزرگ و لر کوچک می کند. حمداله مستوفی در سال ( ۷۳۰ ه. ق/۱۳۳۰م ) ، از ایل جاکی و لیراوی و ممسنی و بختیاری نام می برد که همراه با ۲۴ طایفه دیگر کرد از کردستان سوریه، به مناطق کهگیلویه و بختیاری و لرستان کنونی کوچ کردند. این رویداد در اوایل سده ششم هجری رخ داد.
وطاهر فضلوی کنیت داشت. جوانی شجاع بود . . . ابوطاهر به صلح و جنگ به وعد و وعید و فریب و شکیب توانست ملک لرستان در ضبط اورد و چون تمکین و استقرار یافت، هوس استقلال کرد و خود را اتابک خواند و عصیان نمود و کار ان ملک بر او قرار گرفت، در سنهٔ خمسین و خمس مایه. بعد از مدتی درگذشت و پنج پسر یادگار گذاشت: هزاراسپ و بهمن و عمادالدین پهلوان و نصرة الدین ایلواکوش و قزل. به حکم وصیت و اتفاق برادران. در سنهٔ خمسایه ( ۵۰۰ق. ) قریب صد خانه کرد، از جبل السماق شام ( کردستان سوریه کنونی ) ، به سبب وحشتی که ایشان را با مهتر قوم خود افتاده بود، به لرستان امدند و در خیل احفاد محمد خورشید که وزرا بودند نزول کردند، برسبیل رعیتی. بزرگ ایشان ابوالحسن فضلوی بود . . . او را پسری علی نام بود. چون علی درگذشت، از او پسری محمد نام بماند. چون او نیز نماند، پسری ا
ب

خطاب به پانلرها خصوصا اون نورهلی تخم انگلیسی مش سلیمونی
و بیرانوند عرب حجاری و کرد سوریه
منابع معتبر درباره �لُر نبودن عیلامی ها�1 ) The Cambridge History of Iran, Vol. 1
قوام پیشاایرانی تأکید مانتشارات دانشگاه کمبریج
...
[مشاهده متن کامل]

در بخش مربوط به
ای کند که عیلامی ها قومی غیرایرانی و زبانشان از خانوادهٔ ایرانی نیست.
urs
در این مدخل ها به صراحت آمده است:
لُرها ا2 ) Encyclopaedia Iranica ( ایرانیکا ) ، مدخل های:
Elam
Elamite Language
Lز گروه های ایرانی جنوب غربی هستند.
زبان عیلامی به طور کامل مستقل از زبان های ایرانی است.
یرانی.
تأکید بر اینکه هیچ پیوستگی زبانی یا قومی قطعی با لُرها وجود ندارد. 3 ) Potts, Daniel T. – The Archaeology of Elam ( Cambridge University Press )
یکی از معتبرترین منابع باستان شناسی دربارهٔ عیلام.
تفکیک کامل مردم عیلام از اقوام
ا4 ) Carter, E. & Stolper, Matthew – Elam: Surveys of Political History and Archaeology
بیان می کند که عیلامیان از نظر فرهنگی و زبانی جدا از اقوام ایرانی بودند.
5 ) Fran�ois Vallat – مجموعه مقالات دربارهٔ عیلام
از برجسته ترین عیلام شناسان.
دهٔ ایرانی ندارد.
این تفاوت بنیادین زبانی یکی از مهم ترین دلایل علمی است.
جمع بندی علمی
عیلامی ها =به روشنی توضیح داده است که عیلامیان نه ایرانی بودند و نه می توان آن ها را نیاکان مستقیم لُرها دانست.
6 ) زبان شناسی تطبیقی
واژگان لری = هم خانواده با فارسی باستان، پارسی میانه، لکی و کردی.
واژگان عیلامی = هیچ خویشاوندیِ قابل اثبات با خانو
ا قوم غیرایرانی، زبان مستقل، دوران پیشاهخامنشی
لُرها = قوم ایرانی جنوب غربی، زبان ایرانی، شکل گیری بعد از ورود اقوام آریایی
بنابراین پژوهش های دانشگاهی هیچ کدام عیلامیان را �لُر� نمی دانند و این دو از نظر تاریخی و زبان شناسی کاملاً مجزا محسوب می شوند.

آیا لرها عیلامی هستند؟؟؟؟؟نه؛ �لُرها� و �عیلامی ها� دو قوم/تمدنِ جدا هستند.
عیلامی ها: مربوط به تمدن باستانی ایلام در جنوب غ
رب ایران ( حدود خوزستان و مناطق اطراف ) ، با زبان و تاریخِ بسیار قدیمی تر ( عمدتاً از هزاره های قبل از میلاد ) .
...
[مشاهده متن کامل]

عیلامی ها زیانی تک خانواده و الاصافی داشتمد و بدیت آشکر منقرض شدن!
اریخ قومیِ آن ها در مقایسه با عیلام بسیار جدیدتر و متفاوت است. لُرها: یک گروه قومی ایرانی تبار در غرب/جنوب غرب ایران است

منابع و تحقیقات از مهاجرت آریایی ها:
منابع ژنتیکی ( Population Genetics ) مطالعات ژنتیکی نشان می دهند که حدود ۴۰۰۰–۳۰۰۰ سال پیش جمعیت های استپی ( یامنا / آندرونوو ) بخشی از ژنوم ایرانیان کنونی را تشکیل داده اند.
...
[مشاهده متن کامل]

• David Reich – کتاب Who We Are and How We Got Here
توضیح درباره سهم جمعیت های استپی در ژنتیک ایرانیان.
• مطالعات ژنتیکی روی اسکلت ه
ای باستانی آسیای میانه
کارهایی از دانشگاه هاروارد، مکس پلانک و مؤسسه ژنتیک انتروپولوژی.
این رشته یکی از قوی ترین شواهد درباره مهاجرت اقوام آریایی محسوب می شود.
• فریدریش ماکس مولر ( Max M�ller )
اولین کسانی بود که اصطلاح “Aryan” را در معنای زبان شناختی استفاده کرد ( نه نژادی ) .
• J. P. Mallory – کتاب In Search of the Indo - Europeans
تحلیل مسیرهای مهاجرتی هندواروپایی ها از استپ های اوراسیا.

R�diger Schmitt
متخصص زبان های ایرانی در “Encyclopaedia Iranica”.
• Encyclopaedia Iranica – مدخل های: Aryans، Indo - Iranians، Old Iranian

هیچ محققی باستانشناسی تاریخدانی هیچ تحقیقی نگفته لورها همان عیلامی ها هستند! عیلام تمدنی بود با زبان تک خانواده التصافی که گویش لوری و زیان فارسی و هیچ یک از زبان های ایرانیک التصافی نیستند! عیلام تمدنی
...
[مشاهده متن کامل]
بود که بدست آشور منقرض شده! الوار شما از الوار راجستان و حبل السماق آمدید و مردمان مختلف از هندو عرب تورک لک جورد فارس افغانی بلوچ را در خود جا دادید تحت عنوان لور با گویش لوری

مهاجرت انسان ها�از سوریه به زاگرس ( که در زمان خلافت بنی عباس صورت گرفت ) هم باعث پراکنده شدن هاپلوگروپ E شد. از هر ۵ نفر لر در ایران، یک نفر هاپلوگروپ E دارد. گرامر زبان های اروپایی تا حد زیادی متأثر
...
[مشاهده متن کامل]
از مردم آفریقایی تبار E و شاید به علت تمدن اتروسکی باشد که نوادگان آن ها امروز تحت نام توسک ( آلبانیایی ) در بالکان زندگی می کنند. مسلمانان معتقد بودند سفیدپوستان شمال آفریقا که امروز به اسم بربر یا آمازیغ ( آدم، انسان ) شناخته می شوند در اصل همان کنعانیان و فنیقیان هستند. اروپاییان هم معتقدند که هاپلوگروپ E از سوریه به آفریقا راه پیدا کرده. فقط فرق این جاست که تاریخ نگاران مسلمان منشا کنعانیان و فلسطینیان را عربستان می دانستند ولی اروپاییان به یونانی بودن آن ها معتقدند. از نظر اروپاییان هاپلوگروپ E که در فراعنه ی زمان حضرت موسا پیدا می شود با حمله ی سکاها وارد مصر شده ( خانواده ‍ی سلطنتی فراعنه زمان حضرت یوسف هاپلوگروپ R1b دارند. ناگفته نماند که مردم جنوب آفریقا هم اکثراً هاپلوگروپ E دارند. در�ایران�به طور متوسط ۴. ۵ درصد مردان از نوع E هستند. حتی ۴. ۷ درصد زرتشتیان هم از نوع E هستند.

بختیاریان چادر نشینانی بودند که با عشایر میانخیل از دره سند وسطی به مناطق کوهستانی افغانستان و بالعکس کوچ میکردند و معروف است که تخصص آنها
در دامداری بوده است همیلتن ص 204 ) .
بعد از آنکه چراگاههای زمستانی آنها به دست ایل گنڈاپورضافتاد شیر محمد خان همانجا ) چندین تیره آنها به یک جا نشینی در منطقه تابستانی قدیم خود در جنوب شرقی افغانستان روی آوردند به تخمین
...
[مشاهده متن کامل]

رابینسون ص 176، یکصد خانوار ) . بدین سان نام ایشان بر چندین محل میان غزنه و قلعه قندهار گذاشته شده است ادامک ج5 ص78، ذیل بختیار، قاموس جغرافیای افغانستان ج 1 ص 225 ذیل بختیار قریههای افغانستان ج 1 ص 273، ج 3
ص ( 1320 ) تروبتسکوی و هنری فیلد میگوید بختیاران بین دره سند و افغانستان و زاگرس و شام و به العکس در حال کوچ و گذار بوده اند و در مقاطعی حاکمان آنها را در این مناطق ساکن کرده اند
شجرنامه ایلی محمد حیات خان ارائه کرده ( ص 280 ) که حاوی مطالبیست که مکمل اظهارات خواجه نعمت الله و شیر محمد خان است ( همان، ص 274 )
سردار اسعد بختیاری در کتابش آورده است که ایل بختیاری کوچ نشینانی بودند که از هند تا شام در
کوچ بودهاند و سلجوقیان آنها را از جبل السماق سوریه کوچاندند و در زاگرس ساکن کردند . مستوفی هم به کوچاند بختیاریها از سوریه به زاگرس اشاره
کرده.

بحران هویتی که لورها در این چند دهه اخیر اعم از پوشش و نژاد پدری دچارش شدن 👈👈👈👈👈ضرب المثل عربی هست که میگه :کل الناس ایدورن على المعاش حشاک الوریه بعد ایدور على الابوه: مردم دنبال کار و زندگیشونن
...
[مشاهده متن کامل]
، بلانسبت لور هنوز دنبال یافتن پدرشه اینقدر لورها توی این چند دهه تغییر هویت دادن که عربا هم فهمیدن واسه لور ضرب المثل ساختن یک بار میگفتن ما لورها با کوردها هم ریشه و هم نژادیم 🤣 یک بار گفتن ما عربیم و کلی امامزاده و سید و سادات داریم و اولاد پیغمبر هستیم نمونه اش سادات و امامزادهای استان کهکلویه بویر احمد 🤣بعد گفتن ما از پارسیم و آریایی از نسل کوروش هستیم یک بار گفتند ما عیلامی هستیم😆 و لور اصیله اگر لور اصیل و عیلامی بوده چرا الان زبان لورها گویشی ازعیلامی نیست؟ و عیلامی ها التصاقی زبان بودن و زبان تک خانواده داشتند 😂 یعنی لورها اصالت عیلامی خودش رو باخته یا فارس به لور تجاوز کرده زبون اونا هم لهجه ای از فارسی شده؟بعد بینشون هم اختلافه ی گروه میگن پارس هستیم ی گروه میگن ما کاسیت هستیم ی گروه عیلامی ی گروه میگن کوردیم و ی گروه میگن لولوبی و گوتی سکا

خطاب به پانلرهای کولی متوهم
واژه �زاگرس� یا �زاگروس� از بیش از هشت دهه پیش و از اواخر دوره قاجار از طریق ترجمه آثار نویسندگان اروپایی ( و بعضا از زبان یونانی ) وارد زبان فارسی شده و سپس بر روی نقشه ایران نیز گذاشته شد. ظاهراً�حسن پیرنیا�اولین کسی است که واژه زاگرس را در حاشیه صفحه ۲ کتاب خود بنام ��تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان� آورده است. او خود تاکید نموده که اروپایی ها چنین ( یعنی زاگرس ) نامند. بعد از نوشته پیرنیا بارها به اشتباه از زاگرس به نام کوه یا دره نامبرده شد که برداشت نادرستی است زیرا واژه زاگرس بخش گسترده ای از شمال غربی تا جنوب شرقی ایران را با بیش از ۲۴۰ نام از رشته کوه، دشت، دره، رود و شهر و بخش و روستا در استان های آذربایجان، کردستان، کرمانشاهان و اصفهان و خوزستان و بالاخره لرستان را شامل می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

واژه زاگرس در هیچ یک از کتابهای تاریخی و جغرافیایی یا مسالک و الممالک و نوشته های دوره اسلامی نوشته نشده است. در�لغت نامه دهخدا�یا�دایرة المعارف مصاحب�نیز نکته ای مهم و اساسی در باره ریشه و اصل واژه زاگرس بیان نشده است.

در�دانشنامه لاروس�از زاگرس به کوتاهی به عنوان نام دره ای که نفت خیز است ذکر شده است.
در واژه نامه یونانی به آلمانی که سال ۱۸۸۶ در لایپزیگ به چاپ رسیده واژه Zagrio یا Zagros را به عنوان �کوهی در دوران ماد� به نقل از نوشته های استرابون و پولی بیوس آورده است
.

خطاب به پانلرهایی همچون نورعلی تخم انگلیسی مس سلیمونی
اساس نتایج ژنتیک: بختیاریها بر خلاف تصور، مانند سایر ایرانی ها از تبار یا نژاد واحد و یکدست نیستند و ترکیبی از تبارهای گوناگون هستند که دارای فرهنگی واحد هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

در تصویر زیر برگرفته از پژوهش� Close Genetic Relationship Between Semitic - speaking
and Indo - European - speaking Groups in Ira
n
منبع:Iranian Lurs Genetic Diversity: An
lass II Profiles 2006Anthropological View Based on HLA
C کتاب شرفنامه بدلیسی اولین کتابی است که از بختیاریها نام برده و درباره آنها چنین نوشته است:
طوایف کردی که با چهارصد خانوار، در قرن ششم هجری قمری به [ این] سرزمین بزرگ مهاجرت کردند، توسط یکی از رؤسای خود ــ ابوالحسن فَضلَوی ــ سلسله اتابکان فَضْلَویه را تشکیل دادند و برای عمران و آبادی سرزمین لر بزرگ، طوایف ساکن شامات را که به هزار اسب موسوم بودند، به سرزمین خود فراخواندند و متعاقب آن، طوایف بسیاری از جبل‏ السماق سوریه به آنها پیوستند که نام یکی از این طوایف، بختیاری بوده است.

من هیچ گاه چنین ادعا هایی که ناشی از پانیسم است را نگفته ام اما این نکته را لازم میدانم که ذکر کنم.
طبق گفته ی جهانشاه درخشانی در منابع و کتب خویش، ایلامیان باستان در سرزمین های فراتر از حدود شناخته شده ی امروزی که متعلق به ایلام میانه و نو ( از ۲۵۰۰ق. م به بعد ) هست، حکومت هایی داشتند. برای مثال حکومت سیماشکی از حدود منطقه ی سیماش به مرکزیت شهر آساک ( مسجدسلیمان امروزی، البته جالب است که سیماش بعد ها شده پارسَه سیماش یا همان پارسوماش ) تا حدود کرمان امروزی گسترده بوده که در واقع موطن قوم پَرشیه که هخاییان از شاخه های آن بوده و بعد ها هخامنشیان شدند و این مربوط به ادوار حداقل ۲۰۰۰ق. م است. منابع مکشوفه و آثار بدست آمده حاکی از گستره تمدن ایلامی از جنوبی ترین نقطه ایران یعنی بوشهر، تل باکون و گمبرون تا سیستان و شهر سوخته و افغانستان واسیای میانه تا مصر و فلسطین و. . . می باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

پارس ها در حدود ۷۳۰ق. م از مناطق ایرانی در فلات ایران ( نه از خارج ایران ) به نواحی باختری و جنوبی روی آورده و در حدود ۷۰۰ هخامنشیان در انشان کهن که ایالتی بوده در کوه های بختیاری ساکن شدند و بعد ها از ضعف ایلامیان استفاده کرده خود را شاه انشان نمودند. اما در این سرزمین آنقدر با ایلامی ها در آمیخته شدند که به معنای واقعی میتوان گفت که لر ها از بازماندگان این اختلاط هستند. ماد ها، پارس ها پارت ها و. . . همه ریشه در فلات ایران دارند و نظریه ی کوچ آریایی از سیبری و. . . چرت محض است. مقالات و نکات و کتب جهانشاه درخشانی را بخوانید واقعا مطالب جالبی را بنا بر شواهد و مدارک تاریخی نمایان کرده اند. ماد ها و پارت ها نشانه های دارند که امروزه برخی از آنان در میان لرها مشهود است همانگونه که نشانه های از پارس ها و ایلامیان در آنان قابل رویت می باشد. این اقوام همه ایرانی بودند پس فکر نمیکنم جای تعجب باشد. نظریه های خارجی بودن ایلامیان کاملا غیر منطقی است در حالی که نه تنها تقریبا وجود عنصر ایرانی و حتی آریایی در آنان دیده شده، بلکه تقریبا در شرف اثبات ایرانی بودن برخی از ساکنان بین النهرین منجمله سومریان و آشوریان نیز می باشیم. پیشنهاد میکنم کتاب های هزاره های گمشده جلد اول و دوم، تاریخ باستانی ایران نگاشته ی دکتر محمود هومن را بخوانید.
در آخر نیز این را هم متذکر شوم که بنده به اصالت ۱۰۰ درصدی هیچ قومی در جان اعتقاد ندارم. برای مثال شاهان آشور حدود ۶۰ هزار مادی را به جاهای دیگر کوچ دادند و هزاران اموری و سامی و آرامی و. . . در فلات ایران جای داده اند. هیچ قومی در جهان از این واقعه مصون نمانده اما گفتار بنده این است که قوم لر از این آسیب ها بیشتر در امان بوده گرچه دچار آن نیز شده است. سخنان دکتر کزازی در مورد اصالت لر ها نیز گواه گوی بنده می باشد.
هی برویی ایرانشتره

من آن دیدگاه آنچنانی را زمانی نوشتم که دیدم شما جای دیگری در همین سایت گفتید کردان وارث مادها نیستند ( حتی با وجود انطباق تقریبی بخشی از سرزمین ایشان با ماد کوچک/آذربایجان و همگروهی کردی و مادی ) چون پوششان تفاوت دارد. ( بماند که پوشش یک پدیده جغرافیایی است اساسا، هرکی لباسی که باهاش راحت تر و با زمینش سازگارتر بوده میپوشیده )
...
[مشاهده متن کامل]

کرد یعنی چوپان و چون یعنی چوپان پس آنها قوم نیستند. ( خب لر هم نام یک شهر در خوزستان بوده، چرا ثلاثی هزار کیلومتر آنورتر خودش را لر میداند؟، فارس و پارت یعنی گوشه و کناری پس قوم فارس هم وجود ندارد، ماد هم وجود نداشت، چون ماد احتمالا معنی مرکزی میداده، گیلک هم وجود ندارد چون در گیلکی/تالش/طبری، در هرسه یعنی کشاورز و شالیکار! ( ( بد نیست بدانید بخش بزرگی از مازندران به زبان خود میگویند گیلکی، ولی زبانشان با گیلکی گیلان فهم دوسویه ندارد، چون گیلکی گیلان زبان جداست و در مازندران گویشی از طبری، این یک مثال برای فهم بهتر بود. ) ) ، ولی قوم گیلک یک قوم مشخص است و زبان مشخص دارد!
و پایینش نوشتید کلاه خسروانی همان کلاه مادی است که لران می پوشند.
بعد چندی خیلی ناگهانی دیدم که شما در مجله ولات نوشتید که لباس بختیاری امروز بجز ۱. گیوه و ۲. شلوار، انطباق خاصی با لباس ۱۵۰ تا ۲۰۰سال پیش بختیاری ها ندارد. ( حتی تاکید کردید کلاه و چوخای معروف و البته زیبای بختیاری را مربوط به سده ۱۴ هجری خورشیدی، آخر قاجار دانستید. )
و من آنجا برایم پرسش پیش آمد که چطور یک پژوهشگر با این همه استناد و شناختگی ( چون بنده نزدیکان لر پر دارم ) چرا باید این تناقضات در جاهای گوناگون میان سخنانش باشد؟
در چنل تلگرامی به نام شما هم سخنان ناهمساز فراوان بود ولی خب بیخیالش
فکر کنم حالا فهمیده باشید چرا

نمیدانم
شاید شما نورعلی مرادی اصلا نیستید، شایدم چندتا نورعلی مرادی وجود دارد!
چون حقیقتا نوشته های چنل تلگرامی به نام شما، محدود نوشته هایی که فصلنامه ولات ( چیز زیادی نخوانده ام، فقط یک مقاله از ۲۰سال پیش این مجله ) از شما خوانده ام، و برخی نوشته های شما در این سایت، عملا همخوانی ای با هم دیگر ندارند، گویی سه نفر جدا با یک نام دارند می نویسند!
...
[مشاهده متن کامل]

نمیدانم نمیدانم نمیدانم
ولی برخی دیدگاه های شما حقیقتا سخنی نیست که تراویده از قلم "یک پژوهشگر" باشد.
پی نوشت:
مطلقا با هیچ قومی دشمن نیستم.
در هیچ پیامی به هیچ قومی توهین نکردم.
حتی در جستار "پانفارس" این سایت برخی از هم قوم های خودمو کوبیدم.
بزیواد انسانیگی، بپایاد ایرانیگی

به اقای مرادی
حقیقتا از نوشتن آن پیام پشیمان شدم و آن را ویراستم.
ولی چیزی که در برخی نوشته های شما بسیار بد و آزارنده بوده و توجه همه را جلب کرده جبهه گیری بسیار بسیار بسیار سفت شما علیه کلیت کُردان و بعضا توهین به قوم آنهاست.
...
[مشاهده متن کامل]

حتی اگر کاربر ابله و بیمغزی مانند هیوا سیدی توهین بکند، مسلما این بد بودن همه کرد هارا نمی رساند ولی شما خیلی بد به کل قوم کرد تاختید. ( مسلما خودتان هم میدانید منظورم چیست، . . )
مغز کلام من این است که شما نام خود را "پژوهشگر و زبانشناس" نهاده اید ولی سخنی که در برخی دیدگاه از قلم شما شاریده سخن یک پژوهشگر نیست، چون پژوهشگر وفادار به علم است نه تعصب.
البته تعصب روی قوم و. . . خب تا حدی باید باشه، ولی نه اینکه شما بیاید بگید کرد هندیه ( که هیچ "پژوهشگری" نمیگه اینو ) ، نصف ایلاتش ماله ماست، بخش بزرگی زبانش ماله ماست، ( پس شما با پانفارسی که میگه لر همون فارسه، زبانش گویشی از فارسیه چه تفاوتی دارید؟ البته گور پدر پانفارس والسلام )
کل جبهه گیری های من علیه شما دو جا بوده.
یکی اینجا که پاکش کردم، یکی یه جستار دیگه که یادم نمیاد، من یه تذکر کوتاه زبانی دادم و شما یه طومار علیه بنده نوشتید و منم مجبور شدم پاسخ بدم.
در جاهای دیگر هم اگر پس از پیام شما چیزی نوشتم تصادفی بوده. کما اینکه اصلا پیدا کردن شما پای این جستارها تصادفی است.

در پاسخ به کاربر حسین
دوست گرامی بنده به عنوان یک دوست و برادرانه خطاب به شما میگم که شاید برخی از حرف های شما درست باشد. بنده تا به حال واکنشی نسبت به شما در این برنامه نداشتم ولی نمیدانم که آیا شما با اینجانب دشمنی یا کدورت خاصی دارید که در اکثر پیام های من جبهه گرفته و من را محکوم و متهم میکنید؟
...
[مشاهده متن کامل]

من در تمامی پیام های خود نسبت به اقوام و مردمان دیگر تا جایی که واقعا شده مراعات کردم و بسیاری از مدارک و مطالب را ذکر نکردم و در واقع تمامی پیام های من نیز در جهت مقابله به مثل است وگرنه شما سابقه ی من را در این برنامه ببینید که آیا من آتش نفاق را برپا کرده ام یا کاربران دیگر؟
در خصوص مطلبی که در اینجا فرمودید ( که من گفتم ماد و پارس و هخامنشی و عیلام و پارت همه لر اند و دیگر مردمان ایرانی نیستند ) نمیدانم چه چیزی باعث شده که شما اینگونه فکر کرده و برداشت کنید زیرا من علنا چنین حرف های رو حتی در افکارم نمیپرورانم چه برسد به اینکه این ها را منتشر کنم. به هر حال من از عقاید شما آگاهی دارم و می دانم که شما فرد آگاهی هستید و بر تمامی اقوام نظر لطف داشته و احترام می گذارید و با کسی دشمنی ندارید. من به عنوان یک لر ایرانی تبار اعلام میدارم که با هیچ مردمی دشمنی نداشته و ندارم ولی دربرابر کسانی قصد زیان رساندن و دزدیدن تاریخ مارا دارند ( و بسیار هم واضح است که منظورم کیست ) ساکت ننشسته و آنان را منکوب و ریشه کن خواهم نمود. شما از مناطق زاگرس نشین دور هستید و شاید اصلا از جریانات این خطه آگاهی نداشته باشید و من هم شما را درک میکنم ولی اگر درمیان ما بودید و دشمنی ها و نفرت ها را در میان ما و کرد ها میدید و میفهمیدید، کاملا متوجه میشوید که اقدامات ما طبیعی و منطقی است. به هر حال بنده قصد بی احترامی به کسی را ندارم و با شخص شما نیز موضوعی را نمی بینم که درگیر شده و دشمنی نمایم
برویی ایرانشتره

.
افسانه تمتی، نماد هوشیاری و بیداری، بجامانده از اعصار و قرون وهزاره های بسیار کهن در فرهنگ لری بختیاری، خود گواه گوی اصالت لر هاست. این نام تمتی، که بر روی پسر ها و دختر ها میگذارند یک نام کاملا عیلامی است و این نام در هلتمتی ( هَل تمتی ) که نام سرزمین عیلامیان است دیده میشود و همچنین در نام شاهان مانند:
...
[مشاهده متن کامل]

کیکو سیوه تمتی
هوتران تمتی
ایندتو تمتی
تمتی اهر
و. . .
نیز مشهود است. کدام قوم از این نام بهره میبرد؟جز لر ها چه کسانی بومیان سرزمین عیلامیان بودند؟
برویی لر

عیلامیان مردمانی بودن ک اولین امپراتوری و تمدن را در ایران ایجاد کردن و نام عیلام را همشایگان خود یعنی آشوریان بر آن ها نهاده بودند و خود سرزمین خود را هلتمتی میخواندند و قلمرو از امپراتوری در اوج خود
...
[مشاهده متن کامل]
از شرق عراق امروزی بود تا نزدیکی های استان کرمان و تا جنوب استان کردستان و پایتخت آن ها شوش و سپس انزان بوده طبق گفته پروفسور والتر هینز / دکتر پرویز رجبی / پروفسور یوسف مجید زاده / دکتر ماری کخ / پروفسور دنیل توماس پاتس عیلامیان کاملا بومی ایران بودن و اجداد لرهای کنونی بحساب می ایند ک بعد از تسلط پارس ها زبانشان دچار دگرگونی می شود ولی هنوز در گویش بختیاری واژگان عیلامی وجود دارد مانند تگ = پیشانی / نوفت=بینی / ارینتم = غالب گیری کردم / ایسه = هم اکنون و . . . . و همچنین شباهت لباس های عیلامیان با لرهای فیلی ( لک ) خود مهری محکم بر این ادعاست و یا در بین لرها این اعتقاد وجود دارد ک اگر ماری وارد خانه شما شد ب هیچ وجه ب آن اسیب نرسانید زیرا بدشگونی در انتظار شماست و عیلامیان نیز در دوره ای مار را توتم خود داشته و احترام زیادی برایش قائل بودن

در گذشته ایلام به سرزمینی که از استان های لرستان، خوزستان، ایلام و کوه های بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد، ممسنی ، بوشهر یا بطور کلی مناطق لُرنشین کنونی ایران است. حدود این سرزمین از طرف غرب به دجله، از
...
[مشاهده متن کامل]
طرف شرق به قسمتی از پارس، از سمت شمال راهی که از بابل به همدان می رفت و از سمت جنوب به خلیج فارس تا بوشهر منتهی می شد. [۱۰] رومن گیرشمن باستان شناس فرانسوی در مورد ایلامیان و لرها نشان داد که تمدن ایلامی از نظر جغرافیایی تا مناطقی که اکنون محل زندگی قوم لر است امتداد داشته و برخی از عناصر فرهنگی ایلامیان در میان مردم لر دیده میشود و همین دلیلی بر ایلامی بودن لرها اس

عبدالمجید ارفعی زبانشناس ایرانی تاکید میکند که درست است که زبان ایلامی به زبان لری شباهت هایی ندارد اما قوم لر بازماندگان ایلامیان باستان هستند که زبان آنها دچار تغیر شده است ، وی لرها را بازمانده تمدن ایلامیان میداند
ریچارد فرای ایرانشناس و تاریخدان آمریکایی در کتاب میراث باستان ایران میگوید : در نواحی زاگرس و علل خصوص در استان های لرستان ، کوه های بختیاری ، کهگیلویه مردمانی هستند که ریشه در تمدن ایلام دارند و این مردم قوم لر کنونی هستند
رومن گیرشمن باستان شناس فرانسوی در مورد ایلامیان و لرها نشان داد که تمدن ایلامی از نظر جغرافیایی تا مناطقی که اکنون محل زندگی قوم لر است امتداد داشته و برخی از عناصر فرهنگی ایلامیان در میان مردم لر دیده میشود و همین دلیلی بر ایلامی بودن لرها است
لرها بازمانده ایلامیان باستان هستند
برای شناخت عیلامیان نخستین تمدن ایران به کتاب های رشته تاریخ و باستان شناسی که نه تنها در ایران بلکه در تمام زمین تدریس میشوند مراجعه کنید. عیلامیان اجداد بختیاری ها و دزفولی ها و شوشتری ها و شوشی ها و
...
[مشاهده متن کامل]
رامهرمزی ها و بهبهانی ها و بوشهری ها و . . . . بودند که در گذر زمان با طوایف پارسی ادغام شدند حتی لباس نقش کورش کبیر هم عیلامی است

تمامی اعراب ساکن در ایران نوادگان ارفشخد پسر سام پسر حضرت نوح علیه السلام هستند
_____
بیش از ۵۰۰ سال سلسله های ایرانی بر مناطق عرب نشین
خاورمیانه حکومت کردند
عراق =اراگ=ارگ های ساسانی
بغداد=خداداد
...
[مشاهده متن کامل]

بصره=بس ره
تیسفون پایتخت ساسانی
تصرف بابل توسط کوروش بزرگ هخامنشی
_______
حکومت اعراب بر ایران زمین ۲۰۰ سال بود
_________
آریایی ها از نسل هلتمتی ها*ایلامی ها*
_____
شکست اروپایی ها توسط سپاهیانی از قوم لر به فرماندهی سردار صلاح الدین ایوبی* لر تویسرکان* و فتح فلسطین
حکومت ایوبیان لر بر کشورهای عربی

عشیره محترم بنی عامری اولین عشیره ای بود که در اهواز ساکن شد
مسکن اولیه آنها شرق نجد عربستان بود
شجرنامه
عامر بن صعصعه . . . . . . . بن عدنان. . . بن اسماعیل ( ع ) بن حضرت ابراهیم ( ع ) . . . . بن سام بن حضرت نوح ( ع )
عشیره های جباره و شیبانی از اولین طوایفی بودند که در جنگ های بین دولت ساسانی و اعراب شرکت کردند
ایالت سوزیانا*هلتمتی، ایلام*
____
عشیره بنی لام و بنی طرف ( اصالتا قحطانی ) و بزرگترین طوایف عرب در خوزستان هستند محل زندگی اولیه آنها در جنوب یمن
...
[مشاهده متن کامل]

قحطان بن عابر بن شالح بن ارفشخد بن سام بن نوح
حیره حکومتی دست نشانده ی سلسله ساسانی در جنوب اراگ ( ارگ های ساسانی، عراق امروزی ) جهت مقابله با هجوم اقوام ساکن در بیابان عربستان به کشور ایران زمین
بغداد ( تیسفون ) پایتخت سلسله ساسانی آریایی ایران
سلسله ایرانی هلتمتی که یهودیان به آن ایلام*عیلام*
می گفتند
ایلام*عیلام* نام فرد نیست

اشتباهه لر ها اصالتاً آریایی هستند و از عیلامی ها کاملاً جدا به حساب میان
آقایی که اسمتو نوشتی نیما اتفاقاً بنظر من مغز فرسایی از خودته چون اگه نمیدونی الان بدون که عیلامی ها یک جمعیت ترکیبی بودند عیلامی هایی که در منطقه خوزستان و شوش بودند سامی بودند و عیلامی هایی که مناطقی
...
[مشاهده متن کامل]
مثل لرستان و چهارمحال و بختیاری و فارس بودند اونها ژنتیکی نزدیک به آریایی ها داشتند ، ولی اصل عیلامی هایی که خوزستان بودند و تمدن شوش و دورانتاش متعلق به اونهاست و به لحاظ زبان و خط به سومری ها نزدیک بودند اونها سامی نژاد و از نسب عیلام پسر سام پسر نوح هستند

حضرت آدم
پسران هابیل، قابیل، شیث
شیث
انوش
قینان
مهلاییل
یارد
اخنوخ
متوشلخ
حضرت نوح
پسران ( سام، حام، یافث )
سام
پسران ( ارفشخد، ارم، ، ، )
ارفشخد
شالخ
عابر
...
[مشاهده متن کامل]

فالج
سروج
ناحور
تارخ
حضرت ابراهیم
پسران ( اسماعیل، اسحاق ، مدین )
اسحاق
پسران ( یعقوب، عیص )
حضرت یعقوب*اسرائیل*
پسران ( یهود، یوسف، بنیامین، لاوی، ، ، ، )
لاوی
قاهث
عمران
پسران ( موسی، هارون )
هارون
عزار
فنحاص
پسران ( اخطوط وصی، یاسین )
یاسین
الیاس
____
اخطوط وصی
الیسع
____
ابراهیم
اسحاق
یعقوب
یهود
فارص
حضرون
رام
عمی نادب
نخشون
سلمون
باعز
عود
داوود
سلیمان
______
ابراهیم
مدین
ثابت
عنفا
صیفون
شعیب
______
سام
ارفشخد
شالخ
هود
____
سام
ارم
عابر
ثمود
جابر
صالح
____
عمران
حضرت موسی
یعود
شویل
ارسو
سهلون
نحراییل
شو
برخیا
زکریا
یحیی
____
یعقوب
آل یهود
. .
. .
. .
یوشیا
یوحنا
حضرت دانیال نبی ( آرامگاه در شهر شوش یایتخت عیلام و هخامنشیان، ساسانیان، ، )
____
اسحاق
یعقوب
یهود
. .
. .
. .
. .
. .
. .
ماتان
عمران
مریم
حضرت عیسی
____
هود
. .
. .
.
متی
یونس
____
حضرت محمد ( ع ) از نسل حضرت اسماعیل پسر حضرت ابراهیم ع
_____
قوم محترم عرب از نسل ارفشخد و ارم پسران سام پسر حضرت نوح ( ع )

نیاز به تحقیق بیشتر
فقط آزمایش ژنتیک می تواند نژاد هر شخص را مشخص کند
. . . . . . . . . .
عشیره آل کثیر در جنوب ایران ( شوش خوزستان )
عنافجه
خنفیری
بنی سعد
بیت کریم
بنیانی
...
[مشاهده متن کامل]

جم
حسین شایعی
ناصری
حیدری
کرامت
مساعد سلطانی
آل کثیر نوادگان خاندان برمکی ساسانی آریایی
خاندان برمکی وزیران خلفای عباسی، هارون رشید و . . . . بودند
، ، ، ،
طایفه برام محمدی ایل جانکی سردسیر ایل بزرگ بختیاروند بختیاری لر ( روستای چنار محمودی ) قوم لر از نسل خاندان برمکی
تیره محمودی برام در طایفه بابااحمدی ایل دورکی بختیاری لر
تش محمودی برام تیره احمدوند طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی ایل بزرگ بختیاروند بختیاری لر
ایل منجزی بختیاروند از نسل اتابک شجاع الدین خورشید لر از نسل قباد نوه خسرو انوشیروان دادگر
برمکیان از نسل برمک ( قباد ) نوه خسروانوشیروان دادگر

اولاد محمودی برام در ایل زلکی بختیاری لر
، ، ، ،
ایل دنبلی قوم کرد آریایی از نسل خاندان برمکی
ساکن در موصل، خوی ، سلماس
، ، ، ،
سربداران سبزوار از نسل برمکیان
حکومت سربداران در استان خراسان بزرگ
جنگ با مغولان در دفاع از ایران زمین
سر به دار می دهیم ولی تن به ذلت نمی دهیم

قوم عرب از نژاد سامی هستند
دولت حیره در جنوب عراق دست نشانده ی دولت ساسانی بود برای دفاع در برابر حمله اعراب
عراق به معنی ( اراگ جمع ارگ های ساسانی )
طاق کسری در شهر تیسفون ( بغداد ) پایتخت ساسانی
...
[مشاهده متن کامل]

حضرت یوسف پیامبر قوم یهود از نوادگان حضرت ابراهیم
قوم یهود نیز سامی نژاد است
___
مردمان شمال آفریقا را نیز حامی می گویند
_______
اولین انسان ایران زمین کیومرث بود او جد تمام سلسله های ایرانی شامل عیلامی ها ( پارس. ماد، پارت ) . . . . . . . . و سرمنشا اقوام لر، کرد، مازنی، گیلک، طالشی، بلوچ. . . .

واژه عیلام ریشه شناسی نیاهندوایرانی
منبع. https://fa. m. wiktionary. org/wiki/عیلام
طایفه آسترکی یکی ازطوایف باب دورکی شاخه هفت لنگ ایل بختیاری می باشد که قدمتش به هزاران سال قبل برمیگردد.

مولف کتاب تاریخ و فرهنگ بختیاری ( عبدالعلی خسروی ، کتاب سوم ) می نویسد :طایفه آسترکی از کهن ترین طوایف بختیاری می باشد و نام آسترکی سابقه ( 3800 ) ساله دارد و این پیشینه مربوط می شود به دوران پادشاهی آشتروک ناهونته ایلامی در شهرستان ایذه که آن روزگاران� آنزان� بوده است.
...
[مشاهده متن کامل]

همچنین درسنگ نوشته یافت شده از عقیلی نزدیک شوشتر که دکتر گیرشمن آنرا ترجمه کرده ازقول ( آنتاشکال ) که یکی ازپادشاهان ایلام بودچنین مینویسد: من آنتاشکال فرمانروای سرزمین آنزان ( آنشان ) و کوه های بختیاری هستم اگر چنین باشد پس باید نسل بختیاریها از پادشاهان ایلام دانست، طی تحقیقات به عمل آمده نشان میدهد که کهن ترین طایفه ای که در بختیاری میتوان روی آن پافشرد آسترکی است. و قدمت آسترکی به دوران آشتروک ناهونته میرسد و این طایفه خود را از اعقاب و اسلاف این پادشاه ایلامی میدانند و دلیل این ادعا را قرابت واژه آستروک و آشتروک خوانده اند. همچنین لازم به ذکر است بختیاری ها حرف ش را به س تبدیل می کنند که آشتروک به آستروک و سپس به آسترک تبدیل شده
اما کلمه آشتروک به معنی آستاره و ستاره میباشد و ناهونته معنی خورشید می دهد.
ناهونته در اصل همان آناهیتا=ناهید میباشد.
بااین وصف آشتروک ناهونته=ستاره خورشید.

همچنین کلمه آسترک یا آستراک همان ستاره میباشد که با ( ی ) آخر پسوند نسبت به آن داده اند.
نام بختیاری با به حکومت رسیدن تاجمیرخان آسترکی به لربزرگ اطلاق شده است

یکسان بودن تبار ایلامیان و پارسیان
پرو ﺸﮕﺮ ﺍﺭﺟﻤﻨﺪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺳﻮﺭﻧﺎ ﻓﯿﺮﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﮑﺎﺵ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﺟﺎﯼ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ 3500 ﺗﺎ 6000 ﺳﺎﻟﻪ ﺩﺭ ﺗﭙﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻭ ﮔﻮﺭﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩﻫﺎﯾﯽ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯾﮑﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺒﺎﺭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﯾﻼﻡ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﻓﺖ .
...
[مشاهده متن کامل]

ﺩﺭ ﺣﺪ ﻓﺎﺻﻞ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ 1386 ﺗﺎ 1388 ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺷﻬﺮﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻧﮕﺮﺵ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ او ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻫﺎﯼ ﮊﻧﺘﯿﮑﯽ ، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ 8 ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﯾﻼﻣﯽ ‏ ( ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ ﺷﻮﺵ ﻭ ﺩﺯﻓﻮﻝ ﺑﺎ ﻗﺪﻣﺖ ﻫﺎﯼ 1500 ﺗﺎ 2000 ﭖ . ﻡ ‏ ) ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺎﺭﮐﺮﻫﺎﯼ ﭘﺪﺭﯼ ﺷﺎﺧﺺ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ .
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻭﺳﻌﺖ ﺑﻮﻡ ﻧﮕﺎﺭﺍﻧﻪ ‏ ( ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯾﯽ ‏ ) ﻭ ﻧﯿﺰ ﺷﻤﺎﺭ ﻧﻤﻮﻧﻪ ‏ ( 17 ﻧﻤﻮﻧﻪ ‏ ) ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪُ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺗﺒﺎﺭ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ، ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﺩﻧﺪﺍﻧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻃﯽ ﺁﻥ، ﺩﺭ ﻫﺮ ﺳﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺧﻮﺯﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺩﺯﻓﻮﻝ، ﺩﺭ ﺳﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺯ ﭘﻨﺞ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻼﻣﯿﺎﻥ ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ ﺑﺎ ﻗﺪﻣﺖ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺸﺘﺮ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺳﯿﻠﮑﯽ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺩﯾﺮﯾﻨﮕﯽ 6000 ﺳﺎﻝ، ﻣﺎﺭﮐﺮ M17 ﻭ R1a ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺷﺪ .
ﻫﺎﭘﻠﻮ ﮔﺮﻭﻩ M17 ﺷﺎﺧﺼﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﺮﻓﺎ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺳﺘﻪ ﻧﮋﺍﺩﯼ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺮ ﯾﺎﻓﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺍﺯ P ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺧﺎﻭﺭﯼ ﺗﺎ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻏﺮﺑﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺍﺳﻼﻭﻫﺎﯼ ﺭﻭﺱ G ، ﺍﺳﻼ ﻭﻫﺎﯼ ﺍﻭﮐﺮﺍﯾﻦ T ، ﮐﺮﻭﺍﺕ ﻫﺎ ) ، ﮊﺭﻣﻦ ﻫﺎﯼ ﺍﺳﮑﺎﻧﺪﯾﻨﺎﻭﯾﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻧﺮﻭﮊ ( ، ﮊﺭﻣﻦ ﻫﺎﯼ ﺍﺗﺮﯾﺶ & ، ﮊﺭﻣﻦ ﻫﺎﯼ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻭ . . .
ﻫﻢ ﺭﺩﻩ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺭﮐﺮ ﯾﻌﻨﯽ R1b ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ – ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﻏﺮﺑﯽ ﭼﻮﻥ ﮊﺭﻣﻦ ﻫﺎﯼ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ E ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺭﺍﯾﺞ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻣﯽ ﭼﻮﻥ ﻋﺒﺮﯾﺎﻥ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺳﺎﯾﺮ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﯼ ﻧﮋﺍﺩﯼ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺼﺮﯾﺎﻥ ﻭ ﺯﺭﺩﭘﻮﺳﺘﺎﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﻣﺎﺭﮐﺮ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺧﻮﺯﯾﺎﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺩﻋﺎ ﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﺶ ﻭ ﻭﺭﻭﺩ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻓﻼﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺩﯾﺪﻩ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﮐﻬﻦ ﻫﻢ ﺗﺒﺎﺭ ﺑﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﺗﯿﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺎﺭﺗﯽ ﻫﺎ، ﭘﺎﺭﺳﯿﺎﻥ، ﮐﺮﺩﻫﺎ، ﺁﺫﺭﯼ ﻫﺎ، ﺍﺭﻣﻨﯽ ﻫﺎ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ، ﺑﻪ ﺳﺎﻥ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻧﺎﺁﺭﯾﺎﯾﯽ، R1a ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯿﮕﺸﺖ .
ﺍﻓﺰﻭﻥ ﺑﺮ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ، ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﭘﺎﺭﺗﯽ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﻭﻟﯿﺮﺍﻥ ﺩﻣﺎﻭﻧﺪ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺳﺎﮐﻨﺎﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﭘﺲ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ‏ ( ﺍﺳﻼﻣﯽ ‏ ) ﺑﻢ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺭﺍﺳﺘﺎ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﺎ، ﻭﺟﻮﺩ ﻫﺎﭘﻠﻮﮔﺮﻭﻩ R1a ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺷﺪ.
�با سپاس از استاد سورنا فیروزی�
شماعلاوه بر نظر می توانید مطالب خود را به ایمیل ( info@tezhgah. ir ) یا قسمت تماس با ما بفرستید نشر مطالب جنبه خبری و لزوما دیدگاه سایت نیست. .
منبع. https://tezhgah. ir/597 - یکسان - بودن - تبار - ایلامیان - و - پارسیان. html

دوستی مغز فرسایی نموده و گفته است که عیلام سامی نژاد بوده اند اما اسناد و کتیبه ایی که در دره گل گل وجود دارد سامی نژاد همان نژاد عرب و یهودیان و اشور بودند و ایلامیان گوتی بودند و الان ایلام و کرمانشاه و بخشهای همدان و لک ها و لرها و لرهای بختیاری هستند.
عیلامی ها یا عیلامیان و کاسی ها یکی از تمدن های بزرگ و کهن ایران قبل از ورود آریایی ها می باشد که در استان های امروزی ایلام و کرمانشاه و لرستان و خوزستان و بختیاری و یاسوج و بوشهر و تا شمال شیراز سکونت داشتند یعنی دقیقا سرزمین امروزی لرها.
...
[مشاهده متن کامل]

طبق بررسی های انجام شده و آثار کشف شده عیلامی ها و کاسی ها اجداد تمام مردم لر می باشند

اقوام و تمدن باستانی ایران اجداد اقوام کنونی ایران هستند مانند :
عیلامی و کاسی◀◀ لرها
قوم آرتا تمدن جیرفت و شهر سوخته ◀◀ بلوچ ها
تمدن املش و قوم کاسپین◀◀ مازنی ها و گیلکی ها
تمدن الیپی و قوم لولوبی و قوم گوتی◀◀ کردها
هخامنشیان◀◀ فارس ها
تمدن هوری و قوم اورارتو◀◀ آذری ها
آقای/خانم نمازی عیلامیان ب هیچ وجه سامی نبودن و سومریان هم همینطور زبان هر دو تک خانواده بوده یعنی نه سامی و نه هندواروپایی زبانشون بعد از بازگشت آریایی ها تغییر میکنه طبق گفته پروفسور های تاریخ شناسی
...
[مشاهده متن کامل]
مانند والتر هینز / رومن گیرشمن / دنیل توماس پاتس / هاید ماری کخ / دکتر پرویز رجبی / دکتر مجید یوسف زاده و کتاب تاریخ اولیه خاورمیانه دانشگاه آکسفورد عیلامی ها از نظر فرهنگی و ژنتیکی اجداد لرها ب حساب می آیند

عیلام یا ایلام به معنی سرزمین کوهستان اشاره دارد به تمدنی که در گذشته در جنوب غرب ایران در کوهستان های زاگرس وجود داشت و منطبق بر مناطق کنونی بختیاری، لرستان، شمال خوزستان، کهگلویه، شمال استان فارس و بوشهر
...
[مشاهده متن کامل]
بوده است و این مناطق همان مناطقی اند که قوم لر در آن جای دارند و لذا میتوان این قومیت ایرانی را نزدیک ترین قوم بجا مانده از عیلامیان دانست.

عیلامیان قومی از اقوام سامی بودند که قلمرو آنان از جنوب عراق کنونی تا خوزستان و بخش های از سواحل جنوب امتداد داشت وشهر سُوس ( شوش ) را به پایتختی برگزیدند. عبری ها - اعراب - سومریان - اکدیان - آشوریان - فلسطینیان از شناخته شده ترین اقوام سامی میباشند.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٤٥)