قیچی زدن

لغت نامه دهخدا

قیچی زدن. [ ق َ / ق ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) با قیچی بریدن. برش دادن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) با قیچی بریدن برش دادن .

پیشنهاد کاربران

قیچی کلمه ای تورکی است که در اصل قایچی بوده و از دو قسمت قای از فعل قایماق به معنی لغزیدن و پسوند شغلی چی تشکیل یافته و با مشخصات قیچی که دو تیغه آن بر روی هم لغزیده و مقوا کاغذ و پارچه را می برد مطابقت
...
[مشاهده متن کامل]
می کند در لغتنامه های دهخدا فرهنگ فارسی معین و شاهمرسی تورکی قید شده است کلماتی مثل قایق که بر روی آب می لغزد قایماق به معنی سرشیر که قطعات آن بر روی شیر می لغزد و گای و گاییدن که آلت تناسلی مرد در داخل اندام تناسلی زن می لغزد از همین ریشه می باشند

به یاشار
حضرت اقا
من جایی نگفتم قیچی ترکی نیست یا اینکه فارسی از ترکی به هیچ وجه وام نگرفته.
گفتی فارسی ناتوان است چون وام واژه عربی و ترکی دارد.
منم گفتم اشعار صائب تبریزی و نسیمی معذرت! که تاثیر فارسی و عربی از در و دیوارشان بارنده است.
...
[مشاهده متن کامل]

ما می گوییم همه زبان ها به هر دلیلی از هم دیگر وام میگیرند، این وامگیری ها از سویی اندوخته واژگانی انها را پر تر میکند که این خوب است و از سویی خلاقیت و آفرینشگری را از گویشوران می گیرد و در درازمدت زبان برای کاربردهای نو بهینه نمی کند.
شما هستید که دنبال کوبیدن قوم ها و زبان ها هستید.
و پاسخ هم میگیرید ( یا حذف میشوید، بستگی دارد چقدر مطلبتان توهین ناک باشد. )