نگاهیدن

لغت نامه دهخدا

نگاهیدن. [ ن ِ دَ ] ( مص ) دیدن. نگاه کردن. ( آنندراج ). سپردن و نگریستن و نظر کردن و دیدن و دادن برای نگاه داری و محافظت و پاسبانی کردن. ( ناظم الاطباء ).

پیشنهاد کاربران

پیشوند نی یا نِ ( با نَ و نا اشتباه نشود ) فرودی یا کلا جهت را میرساند. این پیشوند در هشتن/نهشتن، هنگیدن/نهنگیدن ( پیش روی و پیش روی از پایین ) ، زادن و نزادن یا نژادن ( اصالت داشتن ) دیدنی است.
گاه هم در فارسی میانه کاس یا گاس بوده.
🇮🇷 نگاهیدن ستاکی پارسی است 🇮🇷
چمار: نگاه کردن، Look
To look at s. th/s. b