دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٦,٨١٨
رتبه
رتبه در دیکشنری
٧٤٠
لایک
لایک
٧٤٨
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٣٠٩

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٣٢٦
رتبه
رتبه در بپرس
٥٧٩
لایک
لایک
٣١
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

پاسخ به بهنام رضایی ۱. اشتها از ریشه شین/ها/همزه است، هر کودکی میداند که اگر همزه در ریشه عربی باشد، این همزه می تواند به یکی از حروف ی یا آ یا او تب ...

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

یارو حتی باب های عربی هم نمیدونه حتی ریشه های عربی رو نمیدونه حتی قواعد آوایی عربی که تو دبیرستان دوره اول به بچه ها میگن رو نمیدونه بعد ادعای ریشه ی ...

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
١١

سیریش از در واقع بن مضارع مصدر "سِرِشتَن" به معنی خمیر کردن، عجین کردن، آمیختن و آغشتن یا شکل دادن و دیسیدن است. گذشته: می سرشتم حال: می سریشم مصدر ...

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
٠

یک چیزی مینویسی و وقتی پاسخت را میدهند میگویی چرا نژادپرستی میکنید. . . . . . . . . . . . . بعد خودش باور دارد ۲۰درصد فارسی تورکی است و ۶۰درصدش عربی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
١

اثر فارسی به سه گونه ترکی ( ترکمنی، آذربایجانی و ازبکی ) بسیار روشن و هویدا است که ازبکی تحت تاثیر فارسی اساسا ۳واکه بسیار مهم ترکی را از دست داده ( ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

٣ رأی
١٠ پاسخ
٢٨٣ بازدید

درود بر دوستان ارجمند ، در پارسی سره برابر واژه استنباط چه چیزی می توان نهاد و برگزید؟ خواهشمندم از واژهدریافتن، اندریافتن و نمونه های دیگر پیشنهادی نباشد زیرا باید  پرهون و گستره واژگان را گسترش داد و مصدری تازه ای را برگزید تاکنون پیشنهاد ها یکسره از این مصدر های کهنه بوده است و در سبک من این روش نمی گنجد باید مصدری مایه‌ور و پرمعنا و چم‌ور باشد

٢ ماه پیش
٤ رأی

استنباط از ریشه عربی "نبط" به معنی بیرون آوردن و آشکار کردن است. یا آشکار کردن چیزی که پیش تر پنهان بوده، که بر باب استفعال رفته که "خواستار بودن" را میرساند. (مثل استعلام = علم و آگاهی خواستن) ما ما ...

٢ ماه پیش
٣ رأی
٣ پاسخ
٤٣٥ بازدید

حرف عطف "واو =and" ؛ در زبانهای بلاد فارس چی بود؟

٢ سال پیش
٤ رأی

اشتباه شما این است که واو در فارسی را با واو در عربی که فقط نوشتار یکسان دارند یکی میگیرید، درحالی که حرف عطف در عربی وَ تلفظ میشود(wa) درحالی که با همان نوشتار در فارسی اُ o تلفظ میشود!!! که از اُد د ...

٥ ماه پیش
١٠ رأی
تیک ٨ پاسخ
٣٤٣ بازدید

معادل .Terroristتروریست درفارسی  محاوره ای که تلفظ قابل قبولی داشته باشه چیست؟ مثال میشه گفت آدمکش.؟

٥ ماه پیش
٧ رأی

برای ساخت برابر لزومی نداره حتما از الگوهای اونها پیروی کنیم، ولی اگر به ریشه نگاه کنیم، چون ترور با "ترس" و "هراس" در فارسی هم‌معنا است، بلکه همریشه هم هست،(هردو از یک ریشه مشترک در زبان نیاهندواروپا ...

٥ ماه پیش
٥ رأی
تیک ٤ پاسخ
١٩٠ بازدید

کسی را کجا تخم گر چارپای به هنگام ورزش نبودی بجای که چندین بورزید مرد جهود چو روزی نبودش ز ورزش چه سود. بماندند پیران بی پا و پر بشد آلت ورزش و ساز و بر. بشد رأی و اندیشه و کشت و ورز که مردم ز ورزش همی گیرد ارز. شما دیر مانید و خرم بوید به رامش سوی ورزش خود شوید. فردوسی

٦ ماه پیش
٥ رأی

ورزش که از ورزیدن است. ورزیدن به معنی "عمل کردن و کار کردن" یا "کاری را مستمر انجام دادن" است.  گاهی هم ورز به معنی کشت و ورز یا کشت و بَرز است. است که اینجا یعنی کشاورزی و کار در کشتزار. واژه بَرزِگر به معنی کشاورز هم همینجوری ساخته شده. شاید چنین باشد 

٦ ماه پیش
٣ رأی
٢ پاسخ
١٤٧ بازدید
٣ رأی

همه آنها! فردوسی و اسدی توسی نگذاشتند واژگان اصیل و افعال فارسی فراموش شوند  . علامه دهخدا با گذاشتن زندگی خود برای گردآوری بزرگترین فرهنگ واژگان فارسی و فروغی با تصحیح و کلا "عشق ورزی" به فارسی و خود شما! 

٦ ماه پیش