دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
در فارسی ادبی مصدر گرازیدن به معنی خرامیدن است. در پهلوی، گراز را به اشکال همین گراز و وِراز رایج بوده. واژه "ویراژ" در گفتار مردم هم تغییر یافته ه ...
ریغ در گفتار عامه مردم به معنی اسهال است. و ریغو کنایه از انسان بی عرضه. ریشه واژه ریغ، ریز و ریختن است. تبدیل های این چنینی در فارسی تقریبا زیاد ا ...
اسپرغم واژه ای کهن به معنی گیاه خوشبو و احتمالا برابر واژه عربی "ریحان" است. خود واژه ریحان نیز از ریح به معنی باد گرفته شده و با واژگان رایحه و حتی ...
نام این بنا "میل رادکان کردکوی" است. این بنا برای دوران اسپهبدان مازندران است. ( دوران متاخرین که برخی از ایشان اسلام آوردند. ) بر این بنا به دو زبان ...
۱. هیچ مدرک قطعیی برای ترک بودن هون ها وجود ندارد. ۲. بازماندگان هون ها مردم هونگری یا مجارها هستند، این مردم به زبان مجاری سخن میگویند که این زبان ...
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
جدیدترین پاسخها
درود بر دوستان ارجمند ، در پارسی سره برابر واژه استنباط چه چیزی می توان نهاد و برگزید؟ خواهشمندم از واژهدریافتن، اندریافتن و نمونه های دیگر پیشنهادی نباشد زیرا باید پرهون و گستره واژگان را گسترش داد و مصدری تازه ای را برگزید تاکنون پیشنهاد ها یکسره از این مصدر های کهنه بوده است و در سبک من این روش نمی گنجد باید مصدری مایهور و پرمعنا و چمور باشد
استنباط از ریشه عربی "نبط" به معنی بیرون آوردن و آشکار کردن است. یا آشکار کردن چیزی که پیش تر پنهان بوده، که بر باب استفعال رفته که "خواستار بودن" را میرساند. (مثل استعلام = علم و آگاهی خواستن) ما ما ...
اشتباه شما این است که واو در فارسی را با واو در عربی که فقط نوشتار یکسان دارند یکی میگیرید، درحالی که حرف عطف در عربی وَ تلفظ میشود(wa) درحالی که با همان نوشتار در فارسی اُ o تلفظ میشود!!! که از اُد د ...
معادل .Terroristتروریست درفارسی محاوره ای که تلفظ قابل قبولی داشته باشه چیست؟ مثال میشه گفت آدمکش.؟
برای ساخت برابر لزومی نداره حتما از الگوهای اونها پیروی کنیم، ولی اگر به ریشه نگاه کنیم، چون ترور با "ترس" و "هراس" در فارسی هممعنا است، بلکه همریشه هم هست،(هردو از یک ریشه مشترک در زبان نیاهندواروپا ...
کسی را کجا تخم گر چارپای به هنگام ورزش نبودی بجای که چندین بورزید مرد جهود چو روزی نبودش ز ورزش چه سود. بماندند پیران بی پا و پر بشد آلت ورزش و ساز و بر. بشد رأی و اندیشه و کشت و ورز که مردم ز ورزش همی گیرد ارز. شما دیر مانید و خرم بوید به رامش سوی ورزش خود شوید. فردوسی
ورزش که از ورزیدن است. ورزیدن به معنی "عمل کردن و کار کردن" یا "کاری را مستمر انجام دادن" است. گاهی هم ورز به معنی کشت و ورز یا کشت و بَرز است. است که اینجا یعنی کشاورزی و کار در کشتزار. واژه بَرزِگر به معنی کشاورز هم همینجوری ساخته شده. شاید چنین باشد
https://abadis.ir/fatofa/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86/
همه آنها! فردوسی و اسدی توسی نگذاشتند واژگان اصیل و افعال فارسی فراموش شوند . علامه دهخدا با گذاشتن زندگی خود برای گردآوری بزرگترین فرهنگ واژگان فارسی و فروغی با تصحیح و کلا "عشق ورزی" به فارسی و خود شما!