دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
۱. نخستین برابر فارسی مبارک "خجسته" است. و مخالف واژه خجسته هم احتمالا واژه "گجسته" باشد. واژه گجسته ( گجستَگ ) در پهلوی به معنی ملعون، نفرین شده و ...
در لهجه خراسانی ( جنوبی ) مصدر "پاختن" به معنی پاک کردن وجود دارد که ریخت سماعی مصدر پاکیدن است. البته باید در نظر داشت که پاک یک ماده فعلی نیست ( ب ...
در لهجه خراسانی، پاختن به معنی پاک کردن است.
خرچنگ و چنگار واژگانی هم معنی به معنی حیوان چنگ دار در کرانه دریا هستند. واژه چنگار ریخت دیگری از واژه چنگال است، پسوند آل در چنگال و گودال به چندین ...
میترا عباسی حرام*اده هزار پدر است، سندش گفته های خودش است که یک روز در یک حساب ( حساب تاریخ جهان ) خود را قشقایی معرفی میکند، یک روز فارس ( حساب مهسا ...
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
جدیدترین پاسخها
اشتباه شما این است که واو در فارسی را با واو در عربی که فقط نوشتار یکسان دارند یکی میگیرید، درحالی که حرف عطف در عربی وَ تلفظ میشود(wa) درحالی که با همان نوشتار در فارسی اُ o تلفظ میشود!!! که از اُد د ...
معادل .Terroristتروریست درفارسی محاوره ای که تلفظ قابل قبولی داشته باشه چیست؟ مثال میشه گفت آدمکش.؟
برای ساخت برابر لزومی نداره حتما از الگوهای اونها پیروی کنیم، ولی اگر به ریشه نگاه کنیم، چون ترور با "ترس" و "هراس" در فارسی هممعنا است، بلکه همریشه هم هست،(هردو از یک ریشه مشترک در زبان نیاهندواروپا ...
کسی را کجا تخم گر چارپای به هنگام ورزش نبودی بجای که چندین بورزید مرد جهود چو روزی نبودش ز ورزش چه سود. بماندند پیران بی پا و پر بشد آلت ورزش و ساز و بر. بشد رأی و اندیشه و کشت و ورز که مردم ز ورزش همی گیرد ارز. شما دیر مانید و خرم بوید به رامش سوی ورزش خود شوید. فردوسی
ورزش که از ورزیدن است. ورزیدن به معنی "عمل کردن و کار کردن" یا "کاری را مستمر انجام دادن" است. گاهی هم ورز به معنی کشت و ورز یا کشت و بَرز است. است که اینجا یعنی کشاورزی و کار در کشتزار. واژه بَرزِگر به معنی کشاورز هم همینجوری ساخته شده. شاید چنین باشد
https://abadis.ir/fatofa/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86/
همه آنها! فردوسی و اسدی توسی نگذاشتند واژگان اصیل و افعال فارسی فراموش شوند . علامه دهخدا با گذاشتن زندگی خود برای گردآوری بزرگترین فرهنگ واژگان فارسی و فروغی با تصحیح و کلا "عشق ورزی" به فارسی و خود شما!
در فارسی میانه بُنِشت کاربردی بوده. اصل در عربی به معنی ریشه است و بن هم در فارسی به معنی ریشه. ولی برای انسان میتوان از "نژاد" و هم خانواده هایش بهره برد. اصل=نژاد اصیل=نژاده اصالت=نژادگی