and در زبانهای پارسی چی بود؟
حرف عطف "واو =and" ؛ در زبانهای بلاد فارس چی بود؟
٣ پاسخ
اشتباه شما این است که واو در فارسی را با واو در عربی که فقط نوشتار یکسان دارند یکی میگیرید، درحالی که حرف عطف در عربی وَ تلفظ میشود(wa) درحالی که با همان نوشتار در فارسی اُ o تلفظ میشود!!! که از اُد در فارسی میانه udآمده و با and در انگلیسی همریشه است.
شما در این شعر حرف عطف را وَ تلفظ کن(مثل عربا) ببین اصلا وزن داره یا نه
.
به روز نبرد آن یَل ارجمند
به شمشیر و خنجر، به گرز و کمند
درید و برید و شکست و ببست
یلان را سر و سینه و پا و دست
.
اگر واو را در اینجا مثل عربا وَ تلفظ کنید، شعر زشت و بی مسما میشود، چون حرف عطف فارسی وَ نیست، اُ است، فقط به اشتباه با وَ عربی به یک شکل نوشته میشود.
پی نوشت: من اصالت و زیبایی زبان عربی را زیر سوال نبردم، فقط این نکته را گوشزد کردم که و فارسی و عربی به رغم نوشتار یکسان، تلفظ های کاملا متفاوت دارند.
در کتاب نیایش اوستائی قدیم: لفظ "چَ" یا "چَه" (CH) برای عطف یا پیوند دو جمله نگارش شده.
بهتر است پرسش اینگونه باشد:
پیوند واژ(واژهی پیوند دهنده یا عطف) در پارسی باستان و میانه چه بوده و در پارسی کنونی چیست؟
پیوندواژ در پارسی باستان ( هخامنشی ) اوتا(uta) بوده،
در پارسی میانه یا پهلوی به اود یا اُد(ud) دگرش یافته و در پارسی نوین به ریخت اُ(o ) ساده شده است این واژ در گویش اسپهانی بهریخت [ آ ] کاربرد دارد مانند:
منآ تو ( مناُ تو )
اوتا ( Uta ) و اود ( Ud ) پارسی با ( Und ) آلمانی و ( And ) انگلیسی و ( Et ) فرانسوی همخانواده است.
_-_-_
نویسه و واج /و/ با نام "واو"، به جز واکه های ( واجهای صدادارِ ) [اُ یا 𐬊 در دین دبیره] و [او یا 𐬏 در دین دبیره] که برای نمونه در واژه های خوش(khosh) و گوش(gush)به کار می روند، این نویسه در پارسی نماینده واج [و] ) ( V در لاتین یا 𐬬 در دین دبیره) نیز است مانند واژه های "سَروَر sarvar"، "توان tavan"، "وادار vadar"، خانواده، نانوا، ورزش و. . .
این واج از برخورد لب پایین به دندانهای پیشینِ بالا ساخته می شود ( واجگاهِ [و یا V ] ) و مانند "پژگچ" در زبان تازی نبوده است، به تازگی نویسندگان تازی از نویسهی /ف/ با سه نقطه روی آن(ڤ)، برای نشان دادن واج V در وامواژه های لاتینیِ درون شده به عربی بهره برده اند، درواقع این کار باید بسیار زودتر از اینها و در پارسی و همزمان با ساخته شدن واجهای پژگچ انجام می گرفت.
نویسه [و] همچنین نماینده واج [و] ( W در لاتین و 𐬡 در دین دبیره) است که هم در پارسی و هم تازی کاربرد دارد: "گوهر Gowhar"، "خسرو Khosrow"، "فردوس Ferdows"، پرتو، دُور، روشن، روزن و...، این واج با گرد و لوله ای شدن لبها ساخته می شود ( واجگاهِ [و یا W] )
و در پارسی کهن، در واژه هایی مانند "خواهر، خویش، خواستن و. . . پیوسته با واج /خ/(خو=𐬓 در دین دبیره)نیز کاربرد داشت.
پیوندواژه در پارسی گفتاری، [ اُ] ( O ) است که از [اُد] پهلوی و پیشتر از [اوتا] هخامنشی گرفته شده.
پیوندواژه [وَ] ( Va ) بیشتر در نوشتار و نثر پارسی به کار می رود و آنچه در نظم و شعر می آید نیز ( اُ ) است هرچند که ( و ) نوشته می شود، و این به خاطر کم توانی این دبیره و خط است.
آنچه در عربی هست هم [وَ] با گویشِ ( Wa ) می باشد که با گویش پارسی آن ناهمگون است.
همانگونه که می بینید این هر سه آوایِش ( تلفظ ) و نیز واکه ( حرف صدادار ) او ( U ) در میانه و پایان واژه، همه به ریخت ( و ) نوشته می شود که این یکی از نمونه های نارسایی و ناکارآمدی این واجدان(الفبا) است.
الفبای دین دبیره، دبیره کهن ایرانیست که برای هر واکه و واجی یک نویسه دارد، به گفته کارشناسان نهاین سستی که هیچکدام از آسیبگاههای دبیرهی کنونی ما را ندارد و شایستگی نگاه و پرداختن به آن را در خود داراست.