پرسشها با دستهبندی (زبان فارسی => زبان فارسی => شعر)
یک چشم من اندر غم دلدار گریست چشم دگرم حسود بود و نگریست چون روز وصال آمد او را بستم گفتم نگریستی نباید نگریست
بیرحمتم این چنین چه ماندی (ارحم ترحم) مگر نخواندی
گریان به زمین فتاد بی تاب بر خاک، مراغه کرد چون آب ✏ امیرخسرو دهلوی
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در اب در دلم هستی و بین منو تو فاصله هاست مرا هرلحظه بی تو بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
درود بر دوستان فخیم و ارجمند نظر شما راجب شعر زیر چیست؟ ممنون میشوم نظر خود را راجع به معنی هر قسمت شعر را بگویید و جمله به جمله شعر را معنی کنید سپاسگزارم تندرست و پاینده باشید همه & ...
معنیشو میخوام بدونم
ناداده نصیب ازان طعامش کفلیز زد و شکست جامش ✏ جامی
درود بر دوستان فخیم و ارجمند ممنون میشم نظر خود را راجع به معنی هر قسمت از شعر زیر،بفرمایید. هر چند واضح است که شاعر در این شعر راجع به گذر شب اظهار نومیدی می کند،اما بسیار ممنون میشم نظر خود ...