پرسش خود را بپرسید

لطفاً بگید تفقّد یعنی چی؟

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
٢,٧٤٤

معنی تفقد رو بفرمایید چیه ؟

کدوم گزینه درسته؟

٠ %

فروتنی

٠ %

فقدان

٠ %

نرمی

١٠٠ %

دلجویی

٩ پاسخ
٢١٩,٨٢٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٢١

١١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم

تفقد یعنی دلجویی کردن.

١٧٤,٧٧٧
طلایی
٢٧١
نقره‌ای
٤٧٧
برنزی
٩١٩
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٦,١٩٧
طلایی
١
نقره‌ای
٣
برنزی
٥٥
تاریخ
٢ هفته پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٦٩,٢٣٢
طلایی
٨٣
نقره‌ای
١٧٨
برنزی
٧٨٢
تاریخ
٣ ماه پیش

عربی:

لا تَفقُد عقلكَ عندما تراها.

تَفَقُّد الأثر  عملُ المُتَخصص.

الیتیمُ تَفَقَّدَ أمّه.

وَتَفَقَّدَ الطَّیْرَ فَقَالَ مَا لِیَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِینَ

...

فارسی نو N:

در این بازدید  از خانواده ایتام تفقُّد و دلجویی شد.

٢٦٠,٨٨٠
طلایی
٣٠٢
نقره‌ای
١,٠١٠
برنزی
٢,١٨٨
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٢٢٤,٣٣٠
طلایی
٢٦٣
نقره‌ای
١,٧٤٩
برنزی
٢,٠٠٢
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٧٩,٨٠٠
طلایی
٤٥
نقره‌ای
١,٢٥٨
برنزی
٢,٨١٩
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم

به فدای جسم و جانت که شه جهانیانی
به مدیح تو چه گویم که تو محیی جهانی
به خیال خال رویت شده طى بساط عُمرم
نظری به حال زارم که تو خود جهان جانی
ز چه رو شبی به سویم نظری نمی نمائی
به بَرَم نمی نشینی به بَرَت نمی نشانی
تو که واقفی ز حال دل زار نا توانم
چه شود اگر نمائی نظری به ناتوانی
نه زبان ان که گویم غم و ماجرای دل را
نه تحمّلی که سازم به فشار زندگانی
شب و روز در فراقت زد و دیده اشک ریزم
که مگر کنی عنایت به ضعیف خسته جانی
همه شب پیام وصل تو رسد به گوش جانم
همه روز حاضرم من ز برای جان فشانی
به رهت دو دیده بر دَر که مگر ز در درائی
رخ خوب خود نمائی و کنی هر ان چه دانی
تو ذخیره خدائی که برای داد خواهی
به تو جلوه‌ها نماید که کنی جهان ستانی
مَن بي نواي (حیران) بنشسته‌ام مُهیّا
که رسد بگوشم از غیب ندای آسمانی

طبیب دردمندان 
ای طبیب دردمندان خسرو خوبان کجایی 
ای شفابخش دل مجروح بیماران کجایی 
ظلم وجوروجهل وکین یکباره عالم را گرفته 
ظالمان جولان دهندای مصلح دوران کجایی 
دشمنان شادوعزیزان خواروقرآن مانده 
بيكس یا معزّ الاولیاء ای حامی قرآن کجایی 
صبح امید محبّین از غمت شام سیه شد 
شمع دل افروز در شام سیه روزان کجایی 
دیده ما، درانتظارت شدسفیدای نور چشمان 
قلبهاخون شدزهجرت ای ماه تابان کجایی 
چون بیایی خاک پایت سرمۀ چشمم نمایم 
رُخ نهم برمقدمت ای روح بخش جان کجایی 
رفت ازکف صبروازدل تاب تا آندم که آید 
بوی پیراهن ز مصر ای یوسف کنعان کجایی 
تا به کی با هم نشینیم و بگوییم درد یاران 
تابه کی ریزیم اشک از دیدۀ گریان کجایی 
عمرکوتاه است و ترسم مرگ آید ناگهانی 
جان دهم اما نبینم روی آن جانان کجایی 
دیده ات گریان شب وروزازمصیبت‌های بی حدّ

٢١٩,٨٢٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٢١
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٢٥٩,٤٧٥
طلایی
٨٩
نقره‌ای
١,١٨١
برنزی
١,١٧٠
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٩٢,٠٥٦
طلایی
١٠٢
نقره‌ای
٥٠٨
برنزی
٥٥٩
تاریخ
١ سال پیش
١

پاسخ شما