پرسش خود را بپرسید

لطفاً بگید تفقّد یعنی چی؟

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
٢,٧٦٢

معنی تفقد رو بفرمایید چیه ؟

کدوم گزینه درسته؟

٠ %

فروتنی

٠ %

فقدان

٠ %

نرمی

١٠٠ %

دلجویی

٩ پاسخ
٢٢٠,٤٨٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٣٢

١١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم

تفقد یعنی دلجویی کردن.

١٧٤,٨٧٧
طلایی
٢٧٢
نقره‌ای
٤٧٧
برنزی
٩٢١
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٦,٢٠٧
طلایی
١
نقره‌ای
٣
برنزی
٥٥
تاریخ
١ ماه پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٧١,٢٠٠
طلایی
٨٥
نقره‌ای
١٨٠
برنزی
٨٠٤
تاریخ
٣ ماه پیش

عربی:

لا تَفقُد عقلكَ عندما تراها.

تَفَقُّد الأثر  عملُ المُتَخصص.

الیتیمُ تَفَقَّدَ أمّه.

وَتَفَقَّدَ الطَّیْرَ فَقَالَ مَا لِیَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِینَ

...

فارسی نو N:

در این بازدید  از خانواده ایتام تفقُّد و دلجویی شد.

٢٦٦,٥٤١
طلایی
٣١١
نقره‌ای
١,٠٢٣
برنزی
٢,٢٤١
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٢٢٩,٤٣١
طلایی
٢٧٤
نقره‌ای
١,٧٥٥
برنزی
٢,٠٤٦
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٨٥,٠٣٣
طلایی
٥٦
نقره‌ای
١,٢٦٨
برنزی
٢,٩١٣
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم

به فدای جسم و جانت که شه جهانیانی
به مدیح تو چه گویم که تو محیی جهانی
به خیال خال رویت شده طى بساط عُمرم
نظری به حال زارم که تو خود جهان جانی
ز چه رو شبی به سویم نظری نمی نمائی
به بَرَم نمی نشینی به بَرَت نمی نشانی
تو که واقفی ز حال دل زار نا توانم
چه شود اگر نمائی نظری به ناتوانی
نه زبان ان که گویم غم و ماجرای دل را
نه تحمّلی که سازم به فشار زندگانی
شب و روز در فراقت زد و دیده اشک ریزم
که مگر کنی عنایت به ضعیف خسته جانی
همه شب پیام وصل تو رسد به گوش جانم
همه روز حاضرم من ز برای جان فشانی
به رهت دو دیده بر دَر که مگر ز در درائی
رخ خوب خود نمائی و کنی هر ان چه دانی
تو ذخیره خدائی که برای داد خواهی
به تو جلوه‌ها نماید که کنی جهان ستانی
مَن بي نواي (حیران) بنشسته‌ام مُهیّا
که رسد بگوشم از غیب ندای آسمانی

طبیب دردمندان 
ای طبیب دردمندان خسرو خوبان کجایی 
ای شفابخش دل مجروح بیماران کجایی 
ظلم وجوروجهل وکین یکباره عالم را گرفته 
ظالمان جولان دهندای مصلح دوران کجایی 
دشمنان شادوعزیزان خواروقرآن مانده 
بيكس یا معزّ الاولیاء ای حامی قرآن کجایی 
صبح امید محبّین از غمت شام سیه شد 
شمع دل افروز در شام سیه روزان کجایی 
دیده ما، درانتظارت شدسفیدای نور چشمان 
قلبهاخون شدزهجرت ای ماه تابان کجایی 
چون بیایی خاک پایت سرمۀ چشمم نمایم 
رُخ نهم برمقدمت ای روح بخش جان کجایی 
رفت ازکف صبروازدل تاب تا آندم که آید 
بوی پیراهن ز مصر ای یوسف کنعان کجایی 
تا به کی با هم نشینیم و بگوییم درد یاران 
تابه کی ریزیم اشک از دیدۀ گریان کجایی 
عمرکوتاه است و ترسم مرگ آید ناگهانی 
جان دهم اما نبینم روی آن جانان کجایی 
دیده ات گریان شب وروزازمصیبت‌های بی حدّ

٢٢٠,٤٨٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٣٢
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٢٦٠,٤٦٩
طلایی
٩٠
نقره‌ای
١,١٨٢
برنزی
١,١٧٩
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٩٥,٣٧٦
طلایی
١٠٣
نقره‌ای
٥١٦
برنزی
٦١٢
تاریخ
١ سال پیش
١

پاسخ شما