پرسش خود را بپرسید
٣ رأی
٤ پاسخ
١٠٧ بازدید

Hi tthere. Firstly,thanks tto yyou ffor rreading tthis ppassage. Secondly ,Do you kknow wwhich AAI cchat bbot iis better tto wwork wwith?! I uused tto wwork wwith CCLAUDE bbut nnewly,it hhas ggone ddownhill. (usage llimit aand sspeed( Is CCHAT GGPT bbetter?! I rreally aappreciate yyou ffor hhelpingme. 😇🥺

٢ هفته پیش
٣ رأی
تیک ١ پاسخ
٩٤ بازدید

عرض سلام و احترام خدمت همگی شما  لطفااگر کسی از بین شما عزیزان درمورد آزمون GRE اطلاعاتی داره در اختیار من قرار بدید، چجور آزمونی  هست، آیا در ایران برگزا  می‌شود، قیمتش چقدره و چه منابعی بخونم ؟

١ ماه پیش
٦ رأی
تیک ٩ پاسخ
١٩٩ بازدید

سلام ببخشید ضمیر I که به معنای من هست حتی اگر وسط جمله هم بیاد بزرگ نوشته می‌شود؟ ممنون 

١,١١٠
١ ماه پیش
٥ رأی
تیک ٤ پاسخ
١٣٧ بازدید

سلام دوستان من 4 کتاب اول تاپ ناچ رو به صورت خصوصی و آنلاین آموزش دیدم، الان حس میکنم کلاس  خصوصی اشتباه ترین کار برای من بوده چون اصلا اعتماد به نفس صحبت و... ندارم و دائم معتقدم که سطح زبان صفر ...

٢ ماه پیش
١ رأی
٧ پاسخ
١٧٣ بازدید

What is the moral message in this joke? In a storm, the oak stood firm and broke. The bamboo bent low and survived. Later, the oak fell, but the bamboo rose again. یعنی: در طوفان، درخت بلوط سفت و محکم ایستاد و شکست. بامبو خم شد و جان سالم به در برد. بعداً بلوط افتاد، اما بامبو دوباره قد کشید.

٢ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٧ پاسخ
١٤٤ بازدید

What is the moral message in this joke? A weaver admired a spider’s intricate web. “You make it so fast,” she said. The spider replied, “I work with what I have, thread by thread. You weave your patterns slowly.” یعنی، بافنده‌ای تار عنکبوتِ پرکار را تحسین کرد. گفت: چقدر سریع می‌بافی! عنکبوت پاسخ داد: من با آنچه دارم، نخ به نخ، کار میکنم. تو طرح‌هایت را آهسته می‌بافی.

٢ ماه پیش
٣ رأی
٣ پاسخ
١١٩ بازدید

میخوام یه کلمه انگلیسی به انگلیسی بهم تو ضیح بدی در ۴ کلمه

٢ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٢٣ بازدید

فعل مناسب برای غذا درست کردن   Make food. یا.cook food. هست ؟        

١,١١٠
٢ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٤ پاسخ
١٦٤ بازدید

یادگیری کدومش بهتره و خوبه

٢ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٨ پاسخ
١٤٩ بازدید

What is the moral message in this joke One cup said, I am empty. The other said, I am full. (The first was ready to be filled, and the second could hold no more).   یک فنجان گفت: من خالی‌ام. فنجان دیگر گفت: من پرم. (اولی آماده‌ی پر شدن بود و دومی دیگر جایی برای چیزی نداشت).  

٢ ماه پیش
١
اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.