برایِ واژگانِ " کُپی، کپی کردن" چه پیشوند یا پیشوندهایی را سزَنده می دانید؟
من دیدگاهم را پیرامونِ واژگانِ " کُپی، کُپی کردن" در زیرواژه یِ " کُپی" برنهاده ام. اکنون پرسش اینجاست که شما چه پیشوند یا پیشوندهایی را برایِ این واژگان می پسندید؟
اگر دیدگاهتان را نیز درباره یِ پیشوندگانِ پیشنهادیِ من بازگویید، خوشنود خواهم شد.
٢٣ پاسخ
رونوشت.
روگرفت.
رونما.
شبیه ساز.
البته معادل سازی واژه چنان باید باشد که از نظر معنی. تلفظ. و زیبایی چرخش در ادای واژه هنگام مکالمه و محاوره روزانه جالب به نظر همگان برسد...واژه های بالا گرچه تا حدودی هم معنی کپی هستند ولی جالب به نظر نمیرسند به جز رونوشت که چرخشش در زبان بد نیست
درود
فوتوکپی(از عکسبرداری)،فاکسکپی (از دستگاه فکس)اسکنکپی (از اسکن کردن)، دیجیتالکپی (نسخه دیجیتالی)کربنکپی(از کاغذ کربن)
و یا :
برونکپی(کپی خارج از سیستم)
درونکپی (کپی داخل سیستم)
روگرفت= copy، کپی
دوستان ما نباید دست به واژهسازی یازیم وقتی که در پارسی میانه واژههای شایسته و درخور برای باززنده کردن فراوان هستند. برای واژهی کُپی، بهتر است همانند نیاکانمان واژهی “پَچین” را بکار ببریم که در پارسی میانه نیز کاربرد فراوان داشته. هم به عنوان اسم میتوان کُپی را با پَچین و هم به عنوان فعل میتوان کُپی کردن را با پَچین کردن جایگزین کرد. خواهشمندم که پیش از اینکه به واژهسازی بپردازید در لغتنامه های پارسی میانه جستوجو کنید و تنها زمانی کلمه بسازید که واژهی سزاواری پیدا نکردید . شوربختاته زبان غنی پارسی میانه گنجینهایست نهفته حتی تا کنون. برای هر لغتی که دوستان در اینجا جایگزین خواستند دست کم۲-۳ جایگزین مناسب در ادبیات پارسی میانه موجود است و در لغتنامههایی همچون A Concise Pahlavi Dictionary by D.N Mackenzie میتوان انها را یافت. البته ناگفته نماند که بایسته است که دیسهی واژه به ریخت کنونی خود دکرگون شود.
آیا پیمانه برداشتن از چیزی نشانه نمونه برابر نیست ؟؟؟ همان مشت نمونه خربار
آیا پیمانه --> پیمان به ظرفیت و گنجایش و حدو حدود اشاره ندارد؟؟؟؟؟ پیمانه که دیگر ایرانیست نه لاتین که بگویید آن دو چه رپتی بهم دارند و ...
آیا ظرفیت و گنجایش همان جام / کاپ /کَپ = cap / cup نمیشود؟؟؟؟ که همگی به ظرف و گنجایش و ظرفیت و حد و پیمانه اشاره دارند
حال آیا کاپی و کوپی اشاره به همان ظرف و ظرفیت و پیمانه ندارد؟؟؟
مگر پیمانه و پیمان که قرارداد مینا میدهد چیزی بجز حد و حدود مشخص است ؟؟؟
چگونه است که کوپی و کاپی چیزی بجز مشت نمونه خربار و نمونه مشخص و برابر نمیشود؟؟ لطفا دلیل بیاورید که چطور ....
گرته برداری یک شگرد یا شیوهی ساده برای کپی کردنِ ریزبینانهی یک نگارهی پیچیده بر رویهای دیگر بوده و همینک نیز این شیوه در صنایع دستی و هنرهای تجسمی و معماری با همین نام گرتهبرداری دارای کاربرد است.
ابزار نیازین در آن کاغذ نازکو شفاف(کالک) و قلم نوک تیز و نیز گردهی زغال است.
درواقع کاربرد گردهزغال در این روش، زمینهساز ساخته شدن فرواژهی گرته برداری شده است.
پس میتوان گفت در این روش، به کپی کردن نگارهی نخستین بر رویهی دیگر، گرتهبرداری میگویند،
بنابراین برای جایگزینی واژهی کپی، نامواژهی گرته بسیار درخور است.
نمیدونم در پستهای قبلیم چقدر راجبه این کُپ / کاپ / کاپی = cap / cup گپ زدم
کاپ یا فنجان و جام و cap = ظرفیت اشاره به اندازه دارد بنابراین کپی گرفتن و کاپی و .... اشاره به هم اندازه گیری دارد = نمونه برابر
یعنی چی؟؟ یعنی اصلا کپی و کاپی لالتین نیست بلکه یک واژه بسیار کهن از گذشته هاست . دنبال نمونه برابر نباشید
حتی کُپ کردن که تعجب کردن مینا میدهد اشاره به عمق / ظرفیت و ... دارد یعنی در اعماق فرو رفتن یا گنجانده شدن ( از همینرو گنجایش را ظرفیت مینا کردند / خود واژه طرف هم از ژرف آمده که باز هم گفتار بنده را سند میکند )
"گرته"
از واژهی گرته بهجای کُپی میتوان بهره گرفت.
گَرته(گرده)، همان گردهزغال است که برای طرح و نگارهبرداری از چیزی روی کاغذ میمالیدند و به این کار گرتهبرداری میگفتند.
مانند گذاشتن کاغذ روی سکه و کشیدن پهنای مداد روی کاغذ که نگارهای از سکه را روی کاغذ پدید میآورد.
واژهی گرتهبرداری در سخنگان و ادبیات بهجای برگردان واژه به واژه بهکارگیری شد.
با پیشینه و کاربردی که واژهی گرته و گرتهبرداری دارد میتوان از آن بهجای کپی و کپیبرداری بهره گرفت.
گرتهگرفتن= کپیگرفتن
نگرههای بنده به سان جایگزینی این واژه با همتای فارسیش. واژههایی افزون بر کاربرد پیشینشون نقش جدید گرفتن.
آونگ: نمونه: “یه آونگ از این نسک برام بساز. ”
رونما: نمونه: “رونمای این پوشه رو چاپ کن. ”
جفتک: نمونه: “جفتک این پوشه رو بساز تو پوشه ی بک آپ. ”
رو: “از این نسخه جدید ی رو بگیر. ”
سان: “سان این پوشه رو بساز. ”
زاد: “زاد این فایل رو بساز. ”
جفت: “جفت این کد رو برام بگیر. ”
دو: “دوی این متن رو بزن. ”
بن: “بن این نگار رو برام بزن. ”
رخ: “رخ این نوشته رو بفرست برام. ”
پیشوندِ {ز} در پیشوند دوگانه {زبر} نشان دهنده {انتقال} و برابر {از}،گاهی همکاربرد با پیشوند {وا} یا شاید {ترا}.
آیا بکار بردن این پیشوند در کنار پیشوند های دیگر،همچون چیزی که در {زبر} داریم را،شایسته می دانید؟
بِدرود!
درود و سپاس از دیدگاهتان.
چنانچه ریشه یابیِ شما درست باشد، پیشنهادِ درخورِ نگرشی است. دیدگاهِ من این است که واژه یِ " گُرته" برآمده از واژه ای است که در زبانهایِ باستانی با " و، وی" آغاز می شده است که به ریختِ " گُ" درآمده. شاید " ورد، ورت". چنانچه چمِ ریشه یِ این واژه با گفته هایِ شما همخوانی داشته باشد، پذیرفتنی است.