پرسش خود را بپرسید

اصالت در زبان پارسی

تاریخ
٢ سال پیش
بازدید
١,٤٦٨

سلام کلمه معادل کلمه اصالت در  زبان پارسی چیست

خیلی متشکرم کمک کنید

١٥ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

بادرود. 

اصیل=نیک

اصالت=نیکزاد

اصل=برابر

و درستی. یکتایی. ریشه دار. ذات. نسب

٦٥,٠٢٣
طلایی
٧٦
نقره‌ای
١٦٩
برنزی
٧٣٩
تاریخ
١ ماه پیش

در فارسی میانه بُنِشت کاربردی بوده.

اصل در عربی به معنی ریشه است و بن هم در فارسی به معنی ریشه.

 ولی برای انسان میتوان از "نژاد" و هم خانواده هایش بهره برد.

اصل=نژاد

اصیل=نژاده

اصالت=نژادگی

٦,٧٣٢
طلایی
١
نقره‌ای
٢٤
برنزی
١٠٢
تاریخ
٣ ماه پیش

درود

وثیقه و  صدق از معانی آن است.

و در مقابل مجعوله.

پایه و اساس تعریف شده برای هر فرد یا هر جامعه

٥٧٧,١٥٧
طلایی
٥٧٥
نقره‌ای
٣,٩٨٧
برنزی
٥,٨٠٨
تاریخ
٧ ماه پیش

با سلام و درود.

بن، بنگاه، بنش، گوهره، گهره، جوهره، ریشه، سرچم، برنهاد، سرنهاد، نهاد، نژاد، نژاده

١٢,٤٥٤
طلایی
٤
نقره‌ای
٣٥
برنزی
١٠٤
تاریخ
١ سال پیش

کلمه اصلی واساسی معرب essaly است خودتان میتوانید با این کلمه بقیه را بسازید

-٧٠٠
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
١٣
تاریخ
١ سال پیش

اصالت=ذات‌یا زات(دارا بودن بن و پی)، گوهر یا گُهر،چم، به ذات یا بهزات=بهزاد به معنای کسی که ذات اصیلی دارد.

١,٢٧٤
طلایی
٠
نقره‌ای
٧
برنزی
٢٢
تاریخ
٢ سال پیش

اصالت: نیک نژادی، خوش گهری

٣٨,٠٠٢
طلایی
٢٣
نقره‌ای
٣٩٧
برنزی
٢٦٦
تاریخ
٢ سال پیش

اصالت واژه ای تازی است در معنی ریشه ، و از ا ص ل  گرفته شده است ، و می توان ریشه دار را برای آن به کار برد .

١٦٩,٩٩٧
طلایی
٢٥٨
نقره‌ای
٤٦٦
برنزی
٩٠٨
تاریخ
٢ سال پیش

آزادگی، پاک نژادی، ریشه داری، نجابت، نژاده، وارستگی، صحت

٤٢,١٢٩
طلایی
٩
نقره‌ای
٦١٤
برنزی
٤٢٢
تاریخ
٢ سال پیش

با سلام و احترام 

اگر اصل را ریشه و بن معنی کنیم می‌توان گفت:
ریشه‌دار ،بنمند، بندار
اگر پایه و پی (به معنای پایه و بنیاد نه دنباله) معنی کنیم می‌شود: 
بر پایه، پایه دار، پی دار ،بنیادین
و اگر گوهر و نژاد و نهاد خوب مورد نظر باشد می‌توان گفت:

خوش گهر، پاک نهاد، نیک نهاد، نژاده ،به نژاد

٤,٥١٩
طلایی
٢
نقره‌ای
٥١
برنزی
٢٢
تاریخ
٢ سال پیش

درود
همه پیشنهادهای شما می تواند به جای واژه ی اصیل که فروزه ( صفت ) است به کار رود نه اصالت که نام است به جای اصالت می توان از همان بُنواژه هایی که از آن واژه ساخته اید بهره گرفت:
اصالت= بن، پایه، گوهر، نهاد. چراکه اصالت در واقع کموبیش با اصل همچَم ( هم معنا ) است.

-
٢ سال پیش

با سلام و احترام
حق با شماست اما گاهی واژه هایی عربی مانند اصالت ، رقابت ، رفاقت و . . . . به صورت اصیل بودن، رقیب بودن، رفیق بودن و. . . که صفت هستند تر جمه می شوند. با این نگاه شاید بتوان با اضافه کردن یک ی به اخر پیشنهاد های حقیر از آنها نیز به جای اصالت استفاده کرد.
مثلا در این جمله:
در اصالت ما شک نکن.
کدام ترجمه را می پسندید؟
۱ - در ریشه ما شک نکن .
یا
۲ - در ریشه داری ما شک نکن.
با تشکر🙏🙏

همانا چم یا معنیِ [اصالت] همیشه [اصیل بودن] است نه گاهی، و [اصیل بودن] نیز فروزه ( صفت ) نیست که مصدر است و اصالت نام آن است یعنی اسم مصدر ( در تازی ) . و واژه هایی مانند ریشه دار، پایه دار، خوش گهر، پاک نهاد و. . . همگی فروزه یا صفت هستند که برابری به جای [اصیل] خواهند بود و همانگونه که خودتان هم گفتید این فروزه ها با یک پسوندِ/ی/ به نام دگردیس خواهند شد مانند ریشه داری یا نیک نهادی گرچه گاهی از خودِ واژه های ریشه، نهاد، بنیاد، سرشت که نام هستند نیز می توان به جای اصالت بهره برد.
سپاسگزارم

-
٢ سال پیش

با سلام و احترام
خیلی هم عالی
پس دوستمون آقای نیک خواه یک ی به آخر پیشنهاد های حقیر اضافه کنند و به جای واژه اصالت استفاده کنند.
با تشکر 🙏🙏

١

پاسخ شما