اصالت در زبان پارسی
سلام کلمه معادل کلمه اصالت در زبان پارسی چیست
خیلی متشکرم کمک کنید
١٦ پاسخ
درود بر شما دوست گرامی روز خوش، وابسته به اینکه در چه بافتی یا سخنی به کار رود دگرسانی دارد:
۱.معنای فلسفی و ویستایی(scientific): به معنای گرایی و باور به درستی یک چیز است مانند اصالت ماده که همان مادیگرایی است
۲.نژاد و تبار: معنای نیک بودن نیاکان و پدران است و می توان برابر آن از واژه نژادگی، تبارگی بهره برد
۳.معنای ریشه مندی و پیشینهمندی: می توان از بنشتگی، بنوری، ریشهدار بهره برد
بادرود.
اصیل=نیک
اصالت=نیکزاد
اصل=برابر
و درستی. یکتایی. ریشه دار. ذات. نسب
در فارسی میانه بُنِشت کاربردی بوده.
اصل در عربی به معنی ریشه است و بن هم در فارسی به معنی ریشه.
ولی برای انسان میتوان از "نژاد" و هم خانواده هایش بهره برد.
اصل=نژاد
اصیل=نژاده
اصالت=نژادگی
درود
وثیقه و صدق از معانی آن است.
و در مقابل مجعوله.
پایه و اساس تعریف شده برای هر فرد یا هر جامعه
با سلام و درود.
بن، بنگاه، بنش، گوهره، گهره، جوهره، ریشه، سرچم، برنهاد، سرنهاد، نهاد، نژاد، نژاده
کلمه اصلی واساسی معرب essaly است خودتان میتوانید با این کلمه بقیه را بسازید
اصالت=ذاتیا زات(دارا بودن بن و پی)، گوهر یا گُهر،چم، به ذات یا بهزات=بهزاد به معنای کسی که ذات اصیلی دارد.
اصالت: نیک نژادی، خوش گهری
اصالت واژه ای تازی است در معنی ریشه ، و از ا ص ل گرفته شده است ، و می توان ریشه دار را برای آن به کار برد .
آزادگی، پاک نژادی، ریشه داری، نجابت، نژاده، وارستگی، صحت