دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
پیرایش دهنده روان پالایش کننده روان برون آرا ز عقل عافیت ساز درون پیرا ز عشق خانه پرداز ✏ وحشی بافقی
لاجوردی برنگ مینا آبی شد از آن دشت مینا فام دلگیر وزان گلگشت دلکش خاطرش سیر ✏ وحشی بافقی
چنان عشق فسونگر بسته دستم که هم خود بتگرم هم بت پرستم ✏ وحشی بافقی
نقاشی تصویرگری صورتگری ترسیم کردن رسم نمودن چو شد فارغ از آن صورت نگاری به پایش سر نهاد از بیقراری ✏ وحشی بافقی
پارچه ای نخی و سفید برای بستن زخم . . . . در قسمت بینی؛ تنزیب تخت بود. فقط سفیدی تنزیب بر چهراه اش جلب نظر می کرد. بیگانه آلبرکامو ترجمه کاوه میر ...
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
چه باشد مفلسی را زیب بازار که گردد تاج شاهی را خریدار به راهی کافکند پی بادپایی به منزل کی رسد بشکسته پایی در آن توفان که آسیب نهنگ است شکسته زورقی را کی درنگ است در آن آتش کزو یاقوت بگداخت چگونه پنبه را جا میتوان ساخت از آن صرصر که کوه از جا درآورد چه باشد تا خود احوال کفی کرد ز سیلابی که نخل اندازد از پای گیاهی کی تواند ماند برجای ✏ وحشی بافقی
گرفت و داد ساغر کوهکن را که درمان ساز غمهای کهن را ✏ وحشی بافقی
نه وحش دشتم و نه دام کهسار که بی دام اندر این دشتم گرفتار ✏ وحشی بافقی
نمایی روی گلگون را بدین سوی که تاگلگون نمایم از سمش روی وحشی بافقی
به نیرنگ کسان از ره فتاده به بوی ره درون چه فتاده ✏ وحشی بافقی
جدیدترین پاسخها
ترکیب پیالهای که درهم پیوست بشکستن آن روا نمیدارد مست چندین سر و پای نازنین از سر و دست از مهر که پیوست و به کین که شکست ✏ «خیام»
نمونه ای از ادب و نزاکت شاعران ایرانی در شرح وصل و زفاف به تنگی ز آن دهان ذره مقدار نفس راه گذر میدید دشوار به خوان حسن بهر قوت جانها ز دندان و لب او شیر و خرما چو گستردی بساط عشوه سازی به ر ...
معنی ضرب المثل چو به گشتی طبیب از خود میازار جراغ از بهر تاریکی نگهدار
گذر عمر و سن و سال در شاهنامه دریغ آن گل و مشک و خوشاب سی همان تیغ برّندهٔ پارس کنون سال من رفت بر سی و هشت بسی روز بر شادمانی گذش چو سال جوان بر کشد بر چهل غم روز مرگ اندرآید به د چو یک موی گردد ...
ای آنكه جز از شعر و غزل هيچ نخوانی هرگز نكنی سير دل از تُنبُل و ترفند (تُنبُل=مکروحیله) زيبا بود ار مرو بنازد به كسايی چونانكه جهان جمله به استاد سمرقند شعر از کسایی مروزی
بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی
تو نیکی، بد نباشد نیز فرزند بود تره به تخم خویش مانند ✏ «نظامی»
گذر عمر و سن و سال در شاهنامه دریغ آن گل و مشک و خوشاب سی همان تیغ برّندهٔ پارس کنون سال من رفت بر سی و هشت بسی روز بر شادمانی گذش چو سال جوان بر کشد بر چهل غم روز مرگ اندرآید به د چو یک موی گردد ...
The new industrial zone is a major cause of.............pollution in the northern part of the province. A- audible B- visual C- atmospheric D- aromatic
پاسخ گزینهCمی باشد