پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٤,٠١٩)

بازدید
٥,٦٠٥
تاریخ
٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

با وفا وفادار من اول کآمدم بودم وفا کیش دگرگون کردم اینجا عادت خویش ✏ وحشی بافقی

تاریخ
٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

تودر آغاز یاری سخت یاری ولی آخر عجب بی اعتباری ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٤ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

بدرود کردن پدرود گفتن خداحافظی کردن پس آنگه خیرباد یک به یک کرد به پوزش لعل شیرین پر نمک کرد ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٤ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

به رفتن زود خیز و گرم مایه چو دانا در بنای سست پایه ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٤ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

حساس زود رنج نازک نارنجی سر و سرکردهٔ نازک مزاجان رواج آموز کار بی رواجان ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٤ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

سر و سرکردهٔ نازک مزاجان رواج آموز کار بی رواجان ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٤ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

دلکش به شیرین آگهی دادند از آنجای از آن آب و هوای رغبت افزای ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

وجد آور وجد انگیز شادی بخش شادی آور شادی انگیز عجب جایی بباید بهجت انگیز که بر شیرین سرآرد هجر پرویز ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

واجب تر لازم تر ضروری تر چه اینجا پاس این دیوار دارم همانا فرض تر زین کار دارم ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

بنامیزد زهی یاری و پیوند عفا الله زان همه پیمان و سوگند ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

دگر مرغان پر اندر پر نواساز غم دل بسته او را راه پرواز ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

غمگین نوای غم اندوهگین محزون ز بس غم شد بر آن مرغ غم آهنگ سرابستان خسرو چون قفس تنگ ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

باغ باغچه خانه باغ ز بس غم شد بر آن مرغ غم آهنگ سرابستان خسرو چون قفس تنگ ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

غمگین محزون افسرده ز بس غم شد بر آن مرغ غم آهنگ سرابستان خسرو چون قفس تنگ ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

1_زلف گیسو طره 2_آواز نغمه نه ذوق آنکه افشاند غباری کشد مرغوله ای در مرغزاری ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

جای شکارچی محل صیاد رمد طبعش ز فکر آب و دانه ارم باشد بر او صیادخانه ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

خبرجویی کسب خبر جویای خبر پیگیرخبر دلش در تنگنای سینه خسته به لب جان در خبر گیری نشسته ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

جان به لب بی تاب دلش در تنگنای سینه خسته به لب جان در خبر گیری نشسته ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

ز هر جا حسن بیرون می نهد پای رخی از عشق هست آنجا زمین سای ✏ وحشی بافق

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

تیر انداز تیر افکن کمان بشکستش ابروی کماندار خدنگ انداز غمزه رفتش از کار ✏ وحشی بافقی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

استفاده شده استعمال شده مصرف شده زلیخا را چو پیری ناتوان کرد گلش را دست فرسود خزان کرد ✏ وحشی بافقی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

سوزاننده سوزان آمیخته به آتش در آن طوفان که عشق آتش انگیز کند باد جنون را آتش آمیز ✏ وحشی بافقی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مکن باور که هرگز تر کند کام ز آب جو نهنگ لُجّه آشام ✏ وحشی بافقی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

عقاب آنجا که در پرواز باشد کجا از صَعوه صید انداز باشد ✏ وحشی بافقی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

شکار عشق نبود هر هوسناک نبندد عشق هر صیدی به فتراک ✏ وحشی بافقی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

تیر انداز تیر افکن تو قد بینی و مجنون جلوهٔ ناز تو چشم و او نگاه ناوک انداز ✏ وحشی بافقی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٥

اهل خانه . . . . فقط دو صندلی دسته دار نرم از علاقه خانگیان به تن آسانی و آسوده نشستن طولانی بعد از صرف غذا حکایت میکرد. ژرمینال امیل زولا ترجمه س ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

خدایگان شبیه خدای . . . . به این خدایواره سیری که آنجا کمین کرده بود. . . . . ژرمینال امیل زولا ترجمه سروش حبیبی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٤

مانند خدای شبیه خدای شاهانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

سفید برنگ شیر . . . . سفیدی شیرفام بازوانش با پریده رنگی چهره اش. . . . کتاب ژرمینال امیل زولل ترجمه سروش حبیبی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

دود آلود برنگ دود تیره سیاه . . . . اشکافی هم بود و میزی با دو صندلی چوب گردوی کهن که رنگ دودفامشان بر دیوارهای. . . . کتاب ژرمینال امیل زولل ترج ...

پیشنهاد
١

زنگ ساعت چهار از ساعت فاخته خوان طبقه همکف بلند شد کتاب ژرمینال امیل زولل ترجمه سروش حبیبی

پیشنهاد
١

نوعی ساعت دیواری کوچک که به جای زنگ صدایی شبیه فاخته دارد کتاب ژرمینال امیل زولل ترجمه سروش حبیبی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مانند انسان شبیه انسان . . . . همان هوای خفه خوابگاه سربازخانه ها که گند جانورانی انسانوار از آن می آید کتاب ژرمینال امیل زولل ترجمه سروش حبیبی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

تندرو سریع السیر تیز و نک در آن عرصه که نور جاودانست براق جان در او چابک عنانست ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

چتر داشتن کسی که چتر را برای حفاظت از صاحب مقامی در دست دارد درختانش کشیده شاخ در شاخ به تنگ آغوشی هم نیک گستاخ نشسته گل ز غنچه در عماری به فرقش نار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

گریستن گریه کردن اشک ریختن چه مایه ابر کرده اشکباری که گشته خاصه شغل چترداری ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

گریستن گریه کردن اشک ریختن چه مایه ابر کرده اشکباری که گشته خاصه شغل چترداری ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

اوج قله بالا دویده آسمان عمری به راهش که کرده ذروهٔ خود تختگاهش ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمانه خانه زاد مدت اوست ز خردی باز اندر خدمت اوست ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تابش روز درخشندگی روز ز رویش روز تابی وام کرده زمانه آفتابش نام کرده ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

تقلب کار متقلب کسی که طلا و نقره ناخالص عرضه کند حیله گر فریبکار که یعنی آمدم ای قلب کاران به کامل کردن ناقص عیاران ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کامل بی نقص درست ز نقد خود چو دیدش شرمساری درستی دادش و کامل عیاری ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیبا دلربا رخسار نیکو نیکو رخسار چنان شد ظلمت کفر از جهان دور که ناگه خال بت رویان شود نور ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥٥

مأمن پناهگاه سد محافظ مرز چراغ چشم چرخ انجم افروز ز نامش حرز تومار شب و روز ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به عالی خطبهٔ �الملک لله� ز ماهی صیتشان بررفت تا ماه ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بساطی کش نبوت مجلس آراست کجا هر بوالفضولی را در او جاست ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تخت شاعی مسند شاهی سریر شاهی بلی شرع است ایوان الاهی نبوت اندر او اورنگ شاهی ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

صدر نشین مافوق والا بلندمرتبه حکیم عقل کز یونان زمین است اگر چه بر همه بالانشین است ✏ وحشی بافقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یکی از سموم کشاورزی است که خصوصا روی نی موثر است

١