ناباب
/nAbAb/
مترادف ناباب: بداخلاق، بی ادب، فاسد، نااهل، ناخلف، ناجور، ناشایست، نامناسب ، مناسب
متضاد ناباب: اهل
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
(صفت ) ۱- نامناسب ناشایسته :[ حرفهای ناباب میگفت .] ۲- کسی که از جهات مختلف باانسان سنخیت نداشته باشد: [ رفیق ناباب .] ۳ - آنچه که باب روزنیست از مد افتاده . ۴ - نامطبوع ناموافق :[ غذای ناباب ].
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. آنچه معمول و مرسوم نیست.
مترادف ها
ناجور، نا شایسته، نا کار، نا مناسب، غیر مقبول، ناباب
نا مناسب، ناباب
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
نااهل
نامناسب
ناجور
بدرد نخور
ورش خواهی همان نابود و ناباب
شود نابودتر از نقش بر آب
✏ وحشی بافقی
نامناسب
ناجور
بدرد نخور
ورش خواهی همان نابود و ناباب
شود نابودتر از نقش بر آب
✏ وحشی بافقی
نا اهل بد بی ادب و بی تربیت
نامناسب
بد نا پسند همچین چیزی میشه
یعنی کسی که حرف حرف اونه و زور میگه