دردپرور

لغت نامه دهخدا

دردپرور. [ دَ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) دردپرورده. غمگین و رنجور. ( ناظم الاطباء ) :
هوای سایه گل دردپرور را نمی سازد
نسیمی آورد در جوش دلهای مشوش را.
دانش ( از آنندراج ).

پیشنهاد کاربران

پردرد
غمگین
غم آلود
درد آلود
پرسوز
کرامت کن درونی درد پرورد
دلی در وی درون درد و برون درد
✏ وحشی بافقی