روی برگرداندن
روی برگاشتن
گریختن
در آن موقف که لطفش روی پیچست
همه تدبیرها هیچست، هیچست
✏ وحشی بافقی
روی پیچیدن ؛ برگشتن از. گریختن. روی برگاشتن. پشت بدادن :
بدانست سُرفه که پایاب اوی
ندارد، غمین گشت و پیچید روی.
فردوسی.
روی برگرداندن
برگشتن، پشت کردن