پرسش خود را بپرسید
٧ رأی
تیک ٤ پاسخ
٩٥ بازدید

کم خسب زیر سایهٔ غفلت که ناگهان خورشید عمر بر سر دیوار می‌شود خرم دلی که در همه عمرش یکی نفس پیش از اجل ز علت بیدار می‌شود./نجم رازی

٢ هفته پیش
٤ رأی
تیک ١ پاسخ
٤٩ بازدید

چه روزی‌هاست پنهانی، جُزین روزی که می‌جویی چه نان‌ها پُخته‌اَند ای جان، بُرون از صَنعتِ نانْبا مولوی 

٣ هفته پیش
١ رأی
٠ پاسخ
٥٢ بازدید

به تو گفته بودم ز من بگذری  روم در پی عشق ویرانگری.....

٣ هفته پیش
٢ رأی
تیک ٧ پاسخ
٥٥ بازدید

این شعر رودکی را که گنج باستانی فرهنگ ماست را معنا کنید:  بوی جوی مولیان آید همی  یاد یار مهربان آید همی  ریگ آموی و درشتی راه او  زیر پایم پرنیان آید همی  آب جیحون از نشاط رو ...

١ ماه پیش
٤ رأی
تیک ٣ پاسخ
٧٨ بازدید
٤ رأی
تیک ٣ پاسخ
٦٣ بازدید

شنو پندی ز من ای یار خوش کیش به خون دل برآید کار درویش یقین‌‌‌ می‌دان مجیب و مستجاب است دعای سوخته‌ی درویش دل ریش چو آن سلطان بی‌چون را بدیدی غنی گشتی رهیدی از کم و بیش چو اسماعیل قربان شو درین عشق ولی را بنده شو گر نیستی میش

١ ماه پیش
١ رأی
١ پاسخ
٢٨ بازدید

سحاب گویی یاقوت ریخت بر مینا نسیم گویی شنگرف بیخت بر زنگار بخار چشم اوا و بخورِ روی زمین  زچشم دایه باغ است و روی بچّه خار

١ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٧ پاسخ
٦٤ بازدید

این شعر رودکی به چه معناست؟ شب زمستان بود، كپی سرد يافت  كرمكی شبتاب ناگاهی بتافت  كپيان آتش همی پنداشتند  پشتهٔ هيزم برو بر داشتند

١ ماه پیش
٥ رأی
تیک ٤ پاسخ
٥٨ بازدید
چند گزینه‌ای

زندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جان کند، تنم عمر حسابش کردم

١ ماه پیش