هوس را در گریبان اخگر افتاد صبوری را خسک در بستر افتاد ✏ وحشی بافقی
“To teach is to learn twice.”
“The only true wisdom is in knowing you know nothing.”
تنی سهل است کردن از تنی دور دل از دل دور کردن نیست مقدور ✏ وحشی بافقی
تو مو بینی و مجنون پیچش مو تو ابرو، او اشارتهای ابرو ✏ وحشی بافقی
دو سر هرگز نگنجد در کلاهی دو شه را جا نباشد تختگاهی ✏ وحشی بافقی
چه خوش گفت آن سخن پرداز کامل که چیزی کز نظرشد رفت از دل ✏ وحشی بافقی
ز سر سازم به راه مدعا پای به جان خدمت کنم خدمت بفرمای ✏ وحشی بافقی
ز یکجا آب چون نبود مسافر شود یکسان بخاک تیره آخر ✏ وحشی بافقی
مثل باشد درین دیرینه مسکن جهان گشتن به از آفاق خوردن ✏ وحشی بافقی