پرسش خود را بپرسید

این غزل زیبا از کیست؟؟ تفسیر شما چیست؟؟

تاریخ
١ ماه پیش
بازدید
٦٣

شنو پندی ز من ای یار خوش کیش

به خون دل برآید کار درویش

یقین‌‌‌ می‌دان مجیب و مستجاب است

دعای سوخته‌ی درویش دل ریش

چو آن سلطان بی‌چون را بدیدی

غنی گشتی رهیدی از کم و بیش

چو اسماعیل قربان شو درین عشق

ولی را بنده شو گر نیستی میش

٤,٥٨٠
طلایی
٠
نقره‌ای
١٢٥
برنزی
٩٦

درود بر ارسلان عزیز، عجب شعر زیبایی، آفرین🙏🌹

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

مولوی... 

مفهوم کلی  تسلیم  فرمان پروردگار  و  تعلقات دنیوی مانند فرزند و جان و مال  را فدا کردن و میش  اشاره به قوچی است که حضرت ابراهیم  به جای اسماعیل قربانی کرد. و به  مقام بندگی  مطلق رسید. 

٦١,٦٧٠
طلایی
٧١
نقره‌ای
١٥٩
برنزی
٧٠٢
تاریخ
١ ماه پیش

درود و وقت بخیر حسین جان
سپاسگزارم بابت مشارکت و نظر جامع و کوتاه💐🙏
غزل از مولوی در دیوان شمس که بنده بیت آخر رو ننوشتم چون مشخص میشد

درود برشما گل گلستان. ممنون از تصحیح جواب. خدا نگهدارت عزیزم🌷

-
١ ماه پیش

این غزل از شیخ محمود شبستری، شاعر و عارف بزرگ قرن هشتم هجری، سرایندهی مشهور «گلشن راز» است. سبک غزل، عرفانی و پر از اصطلاحات اهل تصوف است.

تفسیر و شرح ابیات:

بیت اول:
«شنو پندی ز من ای یار خوش‌کیش / به خون دل برآید کار درویش»

· معنی ظاهری: ای دوستِ پاک‌آیین، از من پندی بشنو: کارِ درویش (فرد فقیر و واصل به حق) تنها با فداکاری و تحمل رنج‌های سخت (خون دل خوردن) به انجام می‌رسد.
· تفسیر عرفانی: «خون دل» کنایه از تحمل سختی‌های سیر و سلوک، ترک تعلقات دنیوی، و جان‌دادن در راه عشق حقیقی است. کار درویشی (رسیدن به حق) جز با مجاهده و از خودگذشتگی ممکن نیست.

بیت دوم:
«یقین می‌دان مجیب و مستجاب است / دعای سوخته ی درویش دل‌ریش»

· معنی ظاهری: یقین بدان که دعای درویشِ سوزان‌دل و مجروح (از هجران)، هم اجابت می‌شود و هم خودش مستجاب‌الدعوه است.
· تفسیر عرفانی: «دل سوخته» یعنی دلی که در آتش عشق الهی ذوب شده و از غیر حق تهی گشته. چنین دعایی چون از سر اخلاص و فناست، حتماً به اجابت می‌رسد. این اشاره به مقام «مستجاب‌الدعوات» اولیاست.

بیت سوم:
«چو آن سلطان بی‌چون را بدیدی / غنی گشتی رهیدی از کم و بیش»

· معنی ظاهری: وقتی آن پادشاه بی‌همتا (خداوند) را مشاهده کردی، بی‌نیاز می‌شوی و از «کم و بیش» (افزایش و کاهش، یا کفر و ایمان، یا دوگانگی‌ها) رها می‌گردی.
· تفسیر عرفانی: «دیدن» یعنی شهود قلبی نه دید چشم سر. وقتی سالک به مقام مشاهده و کشف حق رسید، از همه نسبیت‌ها و دوگانگی‌های عالم ماده و حتی مقامات عرفانی فراتر می‌رود و به غنای مطلق می‌رسد.

بیت چهارم:
«چو اسماعیل قربان شو درین عشق / ولی را بنده شو گر نیستی میش»

· معنی ظاهری: در این راه عشق (به حق)، مانند حضرت اسماعیل خود را قربانی کن. اگر مانند «میش» (قوچ) قربانی شدن را نداری، دست‌کم بنده‌ی «ولی» (انسان کامل) باش تا او تو را به خدا برساند.
· تفسیر عرفانی:
 · «قربان شدن چون اسماعیل» یعنی تسلیم مطلق فرمان حق بودن و بزرگ‌ترین تعلقات (جان و فرزند) را فدا کردن.
 · «میش» اشاره به قوچی است که به جای اسماعیل قربانی شد. اگر به مقام «قربان‌شونده» نرسیدی، به ولی (مرشد کامل) که رساندن تو به این مقام را بر عهده دارد، بندگی کن.

---

خلاصه و مفهوم کلی غزل:
این غزل دعوتی است به سلوک عاشقانه و بهای سنگین وصال. شاعر می‌گوید:

1. راه حق جز با دل‌سوختن و خون دل خوردن هموار نمی‌شود.
2. دعای آنانی که وجودشان در عشق الهی «سوخته» است، بی‌اجابت نمی‌ماند.
3. هدف، دیدن جمال «سلطان بی‌چون» است که انسان را از هر وابستگی بی‌نیاز می‌کند.
4. برای رسیدن به این هدف، یا باید همچون اسماعیل قدم در مسیر قربانیِ کامل گذاشت، و اگر توان آن نیست، باید بنده‌ی ولی (قطب و مرشد کامل) شد تا او این مسیر را برای تو هموار کند.

٢٢,٥٣٤
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٣٩
برنزی
١٣٤
تاریخ
١ ماه پیش

این غزل از شیخ محمود شبستری، شاعر و عارف بزرگ قرن هشتم هجری، سرایندهی مشهور «گلشن راز» است. سبک غزل، عرفانی و پر از اصطلاحات اهل تصوف است.

تفسیر و شرح ابیات:

بیت اول:
«شنو پندی ز من ای یار خوش‌کیش / به خون دل برآید کار درویش»

· معنی ظاهری: ای دوستِ پاک‌آیین، از من پندی بشنو: کارِ درویش (فرد فقیر و واصل به حق) تنها با فداکاری و تحمل رنج‌های سخت (خون دل خوردن) به انجام می‌رسد.
· تفسیر عرفانی: «خون دل» کنایه از تحمل سختی‌های سیر و سلوک، ترک تعلقات دنیوی، و جان‌دادن در راه عشق حقیقی است. کار درویشی (رسیدن به حق) جز با مجاهده و از خودگذشتگی ممکن نیست.

بیت دوم:
«یقین می‌دان مجیب و مستجاب است / دعای سوخته ی درویش دل‌ریش»

· معنی ظاهری: یقین بدان که دعای درویشِ سوزان‌دل و مجروح (از هجران)، هم اجابت می‌شود و هم خودش مستجاب‌الدعوه است.
· تفسیر عرفانی: «دل سوخته» یعنی دلی که در آتش عشق الهی ذوب شده و از غیر حق تهی گشته. چنین دعایی چون از سر اخلاص و فناست، حتماً به اجابت می‌رسد. این اشاره به مقام «مستجاب‌الدعوات» اولیاست.

بیت سوم:
«چو آن سلطان بی‌چون را بدیدی / غنی گشتی رهیدی از کم و بیش»

· معنی ظاهری: وقتی آن پادشاه بی‌همتا (خداوند) را مشاهده کردی، بی‌نیاز می‌شوی و از «کم و بیش» (افزایش و کاهش، یا کفر و ایمان، یا دوگانگی‌ها) رها می‌گردی.
· تفسیر عرفانی: «دیدن» یعنی شهود قلبی نه دید چشم سر. وقتی سالک به مقام مشاهده و کشف حق رسید، از همه نسبیت‌ها و دوگانگی‌های عالم ماده و حتی مقامات عرفانی فراتر می‌رود و به غنای مطلق می‌رسد.

بیت چهارم:
«چو اسماعیل قربان شو درین عشق / ولی را بنده شو گر نیستی میش»

· معنی ظاهری: در این راه عشق (به حق)، مانند حضرت اسماعیل خود را قربانی کن. اگر مانند «میش» (قوچ) قربانی شدن را نداری، دست‌کم بنده‌ی «ولی» (انسان کامل) باش تا او تو را به خدا برساند.
· تفسیر عرفانی:
 · «قربان شدن چون اسماعیل» یعنی تسلیم مطلق فرمان حق بودن و بزرگ‌ترین تعلقات (جان و فرزند) را فدا کردن.
 · «میش» اشاره به قوچی است که به جای اسماعیل قربانی شد. اگر به مقام «قربان‌شونده» نرسیدی، به ولی (مرشد کامل) که رساندن تو به این مقام را بر عهده دارد، بندگی کن.

---

خلاصه و مفهوم کلی غزل:
این غزل دعوتی است به سلوک عاشقانه و بهای سنگین وصال. شاعر می‌گوید:

1. راه حق جز با دل‌سوختن و خون دل خوردن هموار نمی‌شود.
2. دعای آنانی که وجودشان در عشق الهی «سوخته» است، بی‌اجابت نمی‌ماند.
3. هدف، دیدن جمال «سلطان بی‌چون» است که انسان را از هر وابستگی بی‌نیاز می‌کند.
4. برای رسیدن به این هدف، یا باید همچون اسماعیل قدم در مسیر قربانیِ کامل گذاشت، و اگر توان آن نیست، باید بنده‌ی ولی (قطب و مرشد کامل) شد تا او این مسیر را برای تو هموار کند.

٢٢,٥٣٤
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٣٩
برنزی
١٣٤
تاریخ
١ ماه پیش

درود و وقت بخیر امیر جان
سپاسگزارم بابت تفسیر زیبا و توضیحات 🙏💐
غزل مربوط به مولوی ست

پاسخ شما