پرسش خود را بپرسید
٢ رأی
١ پاسخ
١١٢ بازدید

درود بر دوستان فخیم و ارجمند نظر شما راجب شعر زیر چیست؟ ممنون میشوم نظر خود را راجع به معنی هر قسمت شعر را بگویید و جمله به جمله شعر را معنی کنید  سپاسگزارم  تندرست و پاینده باشید همه & ...

١ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٩٥ بازدید

درود بر دوستان فخیم و ارجمند  ممنون میشم نظر خود را راجع به معنی هر قسمت از شعر زیر،بفرمایید. هر چند واضح است که شاعر در این شعر راجع به گذر شب اظهار نومیدی می کند،اما بسیار ممنون میشم نظر خود ...

١ ماه پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
٥٣٧ بازدید

در متون شاملو دیده می‌شود که آیدا را مامیشکای خوب خود یاد می‌کند . در متون شاملو از این واژه ها زیاد دیده می‌شود ،  اما معنی عبارت ( مامیشکا ) یعنی چه و به چه زبانی است ؟

١ رأی
١ پاسخ
٤٧٠ بازدید

منظور شاملو از رنگ آبی در این شعر چی بوده ؟ آی عشق رنگ آبی ات پیداست 

١ سال پیش
٣ رأی
١ پاسخ
١٧٣ بازدید

نخستین بار که در برابرِ چشمان‌ام هابیلِ مغموم از خویشتن تازیانه‌خورد شش‌ساله بودم. و تشریفات سخت درخور بود: صفِ سربازان بود با آرایشِ خاموشِ پیاده‌گانِ سردِ شطرنج، و شکوهِ پرچمِ رنگین‌رقص و داردارِ شیپور و رُپ‌رُپه‌یِ فرصت‌سوزِ طبل تا هابیل از شنیدنِ زاری‌یِ خویش زردرویی نبرد.  

١ سال پیش
٢ رأی
١ پاسخ
١٦٨ بازدید

ر پنج ساله‌گی هنوز از ضربه‌یِ ناباورِ میلادِ خویش پریشان بودم و با شِقشِقه‌ی لوکِ مست و حضورِ ارواحی‌یِ خزنده‌گانِ زهرآگین برمی‌بالیدم بی ریشه بر خاکی شور در برهوتی دورافتاده‌تر از خاطره‌یِ غبارآلودِ آخرین رشته‌یِ نخل‌هابرحاشیه‌یِ آخرین خشک‌رود. سایت ادبیات ایران و جهان بدون سانسور AFSON.blog.ir

١ سال پیش
٢ رأی
١ پاسخ
٢٥٦ بازدید

من بامدادم سرانجام خسته  بی آن که جز با خویشتن به جنگ برخاسته‌باشم.  هرچند جنگی از این فرساینده‌تر نیست، که پیش از آن که باره برانگیزی  آگاهی  که سایه‌یِ عظیمِ کرکسی گشوده‌بال بر سراسرِ میدان گذشته‌است: تقدیر از تو گُدازی خون‌آلوده در خاک کرده‌است و تو را  از شکست و مرگ  گزیر نیست.  

١ سال پیش
٢ رأی
١ پاسخ
٧٢٦ بازدید

من شعر احمد شاملو و کنایه عمویادگار خوابی یا بیدار رو میدونم  ولی خب چرا عمو یادگار؟ زن عمو نه؟ یعنی نملا ریشه اش چیه؟ از کجا اومده؟ 

١ سال پیش
١ رأی
١ پاسخ
٢٢٥ بازدید
چند گزینه‌ای
٣ رأی
٢ پاسخ
٤٢٨ بازدید

 شاملو این شعر برای چه کسی سرود؟ ياران ناشناخته ام چون اختران سوخته چندان به خاك تيره فرو ريختند سرد كه گفتي ديگر، زمين، هميشه، شبي بي ستاره ماند

٢ سال پیش
١