دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
( زُ فْ ) ( ص . ) ۱ - خسیس ، بخیل . ۲ - ترشروی ، تندخو. ( زَ فْ ) ( ص . ) ۱ - درشت ، ستبر. ۲ - پر، لبریز. ۳ - تندمزه . ( زِ فْ ) ( اِ. ) نوعی صمغ ...
چوب پشت درهای قدیمی خانه یا سرا. بِسْکُله را بِشْکَنه هم گویند
به معنای بشکنم، خود را شکستن کَشتیِ تَن را چو موجَم تَخته تَخته بِشْکَنَم خویشتن را بِسْکُلَم چون خویشتن را لَنْگَرم. /مولوی
با ترس و وحشت، وحشت آور، هولناک چه باهول است آن آبی که این چرخ است از او گردان چو من دولاب آن آبم چنین شیرین حنین دارم. /مولوی
کلمه �مُنَکَّس� یک واژه عربی است که در فارسی ( به ویژه در متون ادبی، مذهبی یا فلسفی ) به کار می رود. این کلمه از ریشه �نَکْس� به معنای واژگون کردن یا ...
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
تَصوّرهایِ روحانی، خوشیِ بیپَشیمانی زِ رَزم و بَزم پنهانی، زِ سِرّ سِرّ اَوْ اَخْفی مولوی
چه روزیهاست پنهانی، جُزین روزی که میجویی چه نانها پُختهاَند ای جان، بُرون از صَنعتِ نانْبا مولوی
نی خَمُش کُن در عَدَم رو در عَدَم ناچیز شو چیزها را بین که از ناچیزها بِشْناختم تفسیر و مفهوم این بیت از مولانای جان رو با زبان عامیانه لطفاً بفرمایید
ملاصدرای شیرازی حکیم فرزانه و فیلسوف بزرگ در دوره صفویه بود، این حکیم بزرگ، با توانایی و ظرافتی خاص، مبانی عرفان، فلسفه، حکمت، تصوف و شرع را بهصورت فوقالعاده با هم ترکیب کرد و مبانی جدیدی تحویل جامعه بشری داد.
شنو پندی ز من ای یار خوش کیش به خون دل برآید کار درویش یقین میدان مجیب و مستجاب است دعای سوختهی درویش دل ریش چو آن سلطان بیچون را بدیدی غنی گشتی رهیدی از کم و بیش چو اسماعیل قربان شو درین عشق ولی را بنده شو گر نیستی میش
جدیدترین پاسخها
سبک نگارشی مولوی در مثنوی، در کدام دسته قرار میگیرد؟ الف) نثر مسجع ب) شعر داستانی حماسی ج) شعر داستانگوی با هدف تعلیم عرفانی د) شعر غنایی ه) هیچکدام ... است.
درود و وقت بخیر علیرضا عزیز گزینه ج
از منظر احساسی اینگونه که میفرماید: زیباییِ تو چنان نافذ است که حتی از دورترین و پایینترین نقطه (پاها-موهای ریخته بر زمین)، بر بالاترین نقطه وجود من (سر - هوشیاری) چیره میشود و مرا با عطری از جنس عنبر و بنفشه مست و مغلوب میکند. این بیت توصیفگر اوجِ تسلیم در برابر زیباییست. البته از منظر عرفانی موضوع متفاوت است.
میفرماید من و تو در یک نقطه مشترک هستیم؛ من از شدتِ عشق، کلامم را به آتش تبدیل کردهام و تو از شدتِ زیبایی، آتشِ خود را به آب (لطافت و اشک) تبدیل کردهای که بیانگر نهایت شور و اشتیاق است. به نظرم این ...
دوسانیدن سنبیدن پویه بوی خجسته کنیزانه مشگو
۱. دوسانیدن -معنی:دوساندن. دوسانیدن. چسباندن. چسبانیدن. چفسانیدن : به ارزیز بندند و دوسانند آن ارزیز را کفشیر گویند. ( از لغت فرس اسدی ). به روغن یا سمین بسرشندو برکاغذ طلی کنند و برآن موضع دوسانند. ...
درود و وقت بخیر در زبان فارسی اشتباه تلفظی در نُقاط و نُکات رایج است که صحیح آن نِقاط و نِکات است. در زبان عربی معانی نُقاط و نُکات _ نِقاط و نِکات متفاوت است که باید به فرهنگ عربی رجوع شود.