اردبیلی

/~ardebili/

لغت نامه دهخدا

اردبیلی.[ اَ دَ/ دِ ] ( ص نسبی ) و صاحب انساب گوید: منسوب به اردبیل ، شهر آذربایجان که گویا آن را اردبیل بن ارمینی بن لیطی بن یونان بنا کرده است و جماعتی بدانجا منسوبند. ( انساب سمعانی ).

اردبیلی. [ اَ دَ / دِ ] ( اِخ ) اوراست : تفسیر مشهور بتفسیر الاردبیلی. ( کشف الظنون ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به اردبیل مربوط باردبیل . ۲ - از مردم اردبیل .
اوراست تفسیر مشهور الاردبیلی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اردبیلی (ابهام زدایی). اردبیلی ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • احمد بن محمد اردبیلی، مشهور به مقدس اردبیلی، از عرفاء و علمای بزرگ شیعه• الهی اردبیلی، اِلهی ِ اَرْدَبیلی ، جلال الدین حسین بن شرف الدین عبدالحق اردبیلی متخلص به الهی ، شاعر متصوف ، متکلم ، فقیه و ریاضی دان • سید یونس موسوی اردبیلی، از علمای مبارز ایران در قرن چهاردهم هجری• حسین اردبیلی، ملقب به کمال الدین فاضل کامل و شاعری ماهر• میرزا آقا یوسف مجتهد اردبیلی، یکی از علمای بزرگ شیعه• عبد الکریم موسوی اردبیلی ، از علمای معاصر
...

[ویکی شیعه] اردبیلی (ابهام زدایی). اردبیلی، ممکن است به یکی از این افراد اشاره داشته باشد:

دانشنامه آزاد فارسی

اَرْدَبیلی
اَرْدَبیلی از لهجه های تُرکی آذربایجانی که مردم اردبیل به آن سخن می گویند و به لهجه های تُرکی خلخالی و سرابی و میانه یی نزدیک است در این گویش صنعت ها همانند صامت های تُرکی آذربایجانی است. ویژگی های آوایی اردبیلی: فقدان /e/ پایانی در آن و از این رو تبدیل /e/ پایانی دخیل از فارسی یا عربی به /a/ می باشد. در گویش اردبیلی مضاف بعد از مضاف الیه می آید. پسوند نسبت - li است که پس از اسم قرار می گیرد و چنانچه اسم به -nd مختوم باشد، /-ndl- حذف می شود و جای آن -tt- قرار می گیرد. اسم به حالات مختلف صرفی در می آید. برای متعدی کردن افعال بین ستاک امر و نشانۀ مصدری میانوند -der- اضافه می شود.

پیشنهاد کاربران

شما ادم های عجیبی هستید. از سویی شما و دوستانتان به زرتشتیان کنونی و ایران باستان که جامعه ای زرتشتی بود به شدت توهین میکنید و از سویی دیگر کوشش در دزدیدن زرتشت و فرهنگش دارید.
در اوستا از چندین سرزمین نام برده شده که بجز معدودی از آنها که در ایران کنونی هستند، همگی در افغانستان و تاجیکستان و شاید برخی در ترکمنستان ( مرو، که تا همین ۱۵۰سال پیش جز خراسان ایران بود ) و شمال پاکستان باشد از جمله سغد ( ولایتی در تاجیکستان ) ، باختر ( بلخ کنونی ) ، مَرغ یا مَرو، راغا یا ری ( که این یکی استثنائا در ایران است. ) و. . .
...
[مشاهده متن کامل]

برخی میگویند به طور غیرمستقیم به سیستان و طبرستان نیز اشاره شده.
همه زرتشتیان، چه زرتشتیان هند، چه یزد، چه کرمان، چه جوامع دیاسپورای در آمریکا و اروپا، امروزه باور دارند زرتشت اهل بلخ بود. ( زادگاه زرتشت سرزمینی به نام اَیریانیم وَئِجو ( به پارسی میانه: Ērānwēz که در کتب کنونی ایران ویج نوشته میشود ) که به معنی گهواره قوم اَریا یا ایر ( ایران جمع واژه ایر است و ایرانشهر یعنی کشور مردمان ایرانی ) که مکانی نامعلوم است. ( فقط میتوان با قاطعیت گفت که این سرزمین در شمال شرق ایران کنونی است. )
زبان اوستایی گرچه که به نگرش برخی یک طبقه بندی جدا از ایرانی شرقی و غربی دارد، ولی بیشتر عناصر ایرانی شرقی در خود دارد و این بدین معناست که نزدیک ترین زبان ها به زبان اوستایی، زبان هایی مانند پشتو، سغدی، باختری یا بلخی باستان، زبان های پامیر تاجیکستان، زبان وخی و سریکالی در غرب چین ( گویشوران این زبان ها تاجیکان چینی نام دارند، گرچه که تاجیک نامیده میشوند ولی فارسی سخن نمیگویند و زبانشان بیشتر به پامیری ها نزدیک است. ) و مواردی از این دست است.
در ضمن، اگر توران واقعا ترکان باشند، و ترکان واقعا از نسل تور پسر فریدون، بد نیست بدانید که در نوشته های دین زرتشت اصلا نگرش خوبی به ترکان نشان داده نشده.

اردبیل در اصل آرتتابئل بوده و از سه قسمت ار به معنی قهرمان آتا به معنی پدر وبئل به معنی کمره کوه تشکیل یافته و با هم به معنی مکان پدر قهرمان می باشد که ت به د تبدیل شده وآرددابئل گشته و با حذف یک د به
...
[مشاهده متن کامل]
اردبئل و اردبیل تبدیل شده است با توجه به اینکه زرتشت در اردبیل بدنیا آمده و در کوه سابالان به عبادت پرداخته و اولین بار در اردبیل به نشر دین خود پرداخته اسم این شهر به شکل آرتاویل و به معنی شهر مقدس وارد اوستایی شده ودر منابع سومری به آرتتا که مشخصات اردبیل را دارد ا اشاره شده است

نام های اردبیل شامل:
فیروزگرد، اردپیل، بادان پیروز، پیروز رام و در نهایت در زمان احداث دوایر دولتی ، اردبیل پذیرفته شد
رضاضَحاکی راحت: دبیر و مدرس تاریخ
منی آغلار قویانین گوزلری گریان اولسون