رنگیدن. [ رَ دَ ] ( مص ) روییدن. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رستن گیاه. ( برهان قاطع ). رجوع به رنگ درذیل معنی رُستن شود. || زیاد کردن. افزون نمودن. زیاده کردن. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
فرهنگ فارسی
روییدن زیاد کردن افزودن نمودن
پیشنهاد کاربران
در زبان فارسی "رَنگیدن" تا کنون به کار نرفته ( هرچند که شاید ساخت آن مجاز هم باشد. ) ولی مصدر "رَزیدن" در فارسی به معنی رنگ کردن است که واژه "رنگرَز" بخش دومش را از آن وام گرفته است.