میترا عباسی حرام*اده هزار پدر است، سندش گفته های خودش است که یک روز در یک حساب ( حساب تاریخ جهان ) خود را قشقایی معرفی میکند، یک روز فارس ( حساب مهسا بانو ) ، یک روز از ایل کرایی ( مهسا بانو ) ، یک روز بختیاری و. . .
... [مشاهده متن کامل]
چه کسی می تواند همزمان ترک و لر و فارس و گیلک باشد؟ کسی که تخمه همه آنها را داشته باشد!
... [مشاهده متن کامل]
چه کسی می تواند همزمان ترک و لر و فارس و گیلک باشد؟ کسی که تخمه همه آنها را داشته باشد!
سیل و سیل کردن تغییر یافته مصدر قدیمی سهیستن فارسی به معنی "به نظر رسیدن" است.
.
بیزحمت مشاطه رخت همچو مهست
بیمنت سرمه چشم مستت سهیست
.
از دانه دل تراست بر خرمن ماه
خالی که از و حال جهانی سهیست ( ابن یمین )
... [مشاهده متن کامل]
.
خیال قامت دلخواه ما چو سرو سهیست
برفت از نظر ما و رفت یار از دست ( جهان ملک خاتون )
.
این مصدر با مصدر "پسندیدن" به معنی چشمگیر شدن هم ریشه است.
این مصدر در گویش قدیمی تهران و حومه "سوکیدن" تلفظ میشده.
اینجا رو بسوک = اینجا رو ببین
این ترکیب در فارسی خراسونی به شکل سی کردن به کار میرود ( هم در بجنورد، هم افغانستان )
سیر و سیاره و سایر و. . . بر مفهوم حرکت کردن دلالت دارند و پیوندی به دیدن ندارند.
سهیستن و سوکیدن و سی کردن ( فارسی ) و سیل کردن ( لری ) احتمالا با فعل to see در انگلیسی همریشگی دارند.
.
بیزحمت مشاطه رخت همچو مهست
بیمنت سرمه چشم مستت سهیست
.
از دانه دل تراست بر خرمن ماه
خالی که از و حال جهانی سهیست ( ابن یمین )
... [مشاهده متن کامل]
.
خیال قامت دلخواه ما چو سرو سهیست
برفت از نظر ما و رفت یار از دست ( جهان ملک خاتون )
.
این مصدر با مصدر "پسندیدن" به معنی چشمگیر شدن هم ریشه است.
این مصدر در گویش قدیمی تهران و حومه "سوکیدن" تلفظ میشده.
اینجا رو بسوک = اینجا رو ببین
این ترکیب در فارسی خراسونی به شکل سی کردن به کار میرود ( هم در بجنورد، هم افغانستان )
سیر و سیاره و سایر و. . . بر مفهوم حرکت کردن دلالت دارند و پیوندی به دیدن ندارند.
سهیستن و سوکیدن و سی کردن ( فارسی ) و سیل کردن ( لری ) احتمالا با فعل to see در انگلیسی همریشگی دارند.
سیل از واژه عربی سِیر به معنای سفر کردن و بررسی کردن می آید لوریان لوتی تبار شوتی سوار یه وقت فکر نکنند این واژه اصیل لوری هست! لوری لهجه پنجم فارسیه
در گویش های فارسی شیراز و کرمان و زبان لری سِیل کردن و در گویش خراسان سِی کردن به معنی نگاه کردن، تماشا کردن، پاییدن.
در فارسی جاهای دیگر این واژه به شکل سهیستن ( در شعرها ) و برخی گویش ها سوکیدن به معنی نمایان شدن، به نظر رسیدن هم آمده.
... [مشاهده متن کامل]
پَ تاکیدی ساز که در دید و پدید، دیدار و پدیدار آمده به این ریشه میچسبد و پسندیدن را میسازد به معنی به چشم آمدن.
در فارسی جاهای دیگر این واژه به شکل سهیستن ( در شعرها ) و برخی گویش ها سوکیدن به معنی نمایان شدن، به نظر رسیدن هم آمده.
... [مشاهده متن کامل]
پَ تاکیدی ساز که در دید و پدید، دیدار و پدیدار آمده به این ریشه میچسبد و پسندیدن را میسازد به معنی به چشم آمدن.
seyl kardan. درگویش گوغر مترادف تماشا کردن ونگاه کردن است.
واژۀ سَیل فارسی است seyl به معنای : پائیدن
نگاه کردن ، تماشا کردن ، نگریستن است، سیل کردن.
این واژه در اکثر گویش ها وجود دارد از ریشه سهیتن یا سهیستن
نگاه کردن ، تماشا کردن ، نگریستن است، سیل کردن.
این واژه در اکثر گویش ها وجود دارد از ریشه سهیتن یا سهیستن
در زبان کهمره ای:
سِیل اُم کی:نگاه کردم
سِیل ات کی:نگاه کردی
سِیل اش کی:نگاه کرد
سِیل اُم کی:نگاه کردم
سِیل ات کی:نگاه کردی
سِیل اش کی:نگاه کرد
در گویش لری لرستان و همدان واژه سیل کن الان استعمال میشود
سیل در تمامی گویش های فارسی به معنی دیدن است و ریشه در سه و سی دارد که در زبان های کهن هند و اروپای مشترک است. سهیستن به معنای نمایان شدن و رمیدن است که با سیل که معنای دیدن است متفاوت است.
کلمه سیل یگ کمله اصیل فارسی ایرانی هست درزبان بلوچی وسیستانی خراسانی ودر بختیاری لوری شیرازی بکاربرده می شود
مهروموم، محکم کردن، محکم، درزگیری، بتونه کاری، محکم چسباندن
سیل کردن
نگاه کردن
نگاه کردن
سی کو یا سیل کو در بختیاری کاربرد دارد ، بمعنی نگاه کردن
به معنی نگاه کردن در گویش شوشتری همچنان استفاده می شود.
"سیلی کنه یه نظر" یعنی "یک نظر نگاه میکند"
"سیلی کنه یه نظر" یعنی "یک نظر نگاه میکند"
این واژه که معادلش به فارسی ایران میشه نگاه کردن در افغانستان بکار برده میشه . که مردم بصورت عامیانه میگویند سی کو ( سیل کن ) . حتی آهنگ افغانی است میگه بیا که بریم به مزار سیلِ گلِ لاله زار
نگاه کردن
این فعل بدلی است از سهستن یا سهیستن در زبان پارسی به مانا ( معنای ) نگریستن و نگاه کردن
در گویشهای تهرانی کهنه و شیرازی واژگان بسه یا سی ( سیل ) یا سه کو ( سه کن ) به فراوانی شنیده میشود.
... [مشاهده متن کامل]
در لری کهگیلویه و ممسنی و سپیدانی گویند سیل کن یا سی کو
از این فعل میتوان ریخت های سهستن - سهیدن و سهیستن را بکار برد
نزدیکی بی مانندی به see انگلیسی و se ژرمن اسکاندیناوی دارد
واژگان پیشنهادی برگرفته :
اندرسهستن - درسهستن = درنگریستن - غورکردن
برسهستن - ابرسهستن = مشرف بودن - از بالا نگریستن - نگاه اشرافی داشتن به چیزی
فراسهستن = دور دیدن - آینده را دیدن - گسترده و جامع نگریستن به داستان یا چیزی
فروسهستن = خوار دیدن - کوچک شمردن - کم دیدن - دست کم گرفتن
این فعل بدلی است از سهستن یا سهیستن در زبان پارسی به مانا ( معنای ) نگریستن و نگاه کردن
در گویشهای تهرانی کهنه و شیرازی واژگان بسه یا سی ( سیل ) یا سه کو ( سه کن ) به فراوانی شنیده میشود.
... [مشاهده متن کامل]
در لری کهگیلویه و ممسنی و سپیدانی گویند سیل کن یا سی کو
از این فعل میتوان ریخت های سهستن - سهیدن و سهیستن را بکار برد
نزدیکی بی مانندی به see انگلیسی و se ژرمن اسکاندیناوی دارد
واژگان پیشنهادی برگرفته :
اندرسهستن - درسهستن = درنگریستن - غورکردن
برسهستن - ابرسهستن = مشرف بودن - از بالا نگریستن - نگاه اشرافی داشتن به چیزی
فراسهستن = دور دیدن - آینده را دیدن - گسترده و جامع نگریستن به داستان یا چیزی
فروسهستن = خوار دیدن - کوچک شمردن - کم دیدن - دست کم گرفتن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)