اسبل
/~osbol/
لغت نامه دهخدا
اسبل. [ اَ ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ سبیل.
اسبل. [ اُ ب ُ ] ( اِ ) ( در تداول عامه ) سِپرز. اسپرز. طحال.
فرهنگ فارسی
جمع سبیل
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
از فارسی میانه "اسپرز" به معنی طحال
فارسی را باید با یاری گرفتن از همین لهجه ها ساخت، نه اینکه فارسی سنجه برود از انگلیسی و عربی وام بستاند و آن را بر دیگر گویش های فارسی که بسیار واژگان اصیل در خود نهفته دارند، تحمیل کند.
فارسی را باید با یاری گرفتن از همین لهجه ها ساخت، نه اینکه فارسی سنجه برود از انگلیسی و عربی وام بستاند و آن را بر دیگر گویش های فارسی که بسیار واژگان اصیل در خود نهفته دارند، تحمیل کند.
اِسبُل در گویش یزدی به معنی طحال میباشد
اِسبُل، در گویش یزدی یعنی طحال