رو شدن

لغت نامه دهخدا

رو شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه ، خجلت نبردن. خجالت نکشیدن : چطور روت شد این حرف باین زشتی را به او زدی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

در تداول عامه خجلت نبردن خجالت نکشیدن .

پیشنهاد کاربران

Row shodan رو شدن در لهجه یزد یعنی ول گشتن، جست و خیز داشتن
رو نَشِت ( نَشِد ) : ول نچرخید، ندویید
رو شدن : [عامیانه، اصطلاح] آشکار شدن، فاش شدن.