رو شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه ، خجلت نبردن. خجالت نکشیدن : چطور روت شد این حرف باین زشتی را به او زدی. ( یادداشت مؤلف ).
Row shodan رو شدن در لهجه یزد یعنی ول گشتن، جست و خیز داشتنرو نَشِت ( نَشِد ) : ول نچرخید، ندوییدرو شدن : [عامیانه، اصطلاح] آشکار شدن، فاش شدن.+ عکس و لینک