اویژه

فرهنگ اسم ها

اسم: آویژه (دختر) (فارسی) (تلفظ: āviže) (فارسی: آويژه) (انگلیسی: avizhe)
معنی: معشوق، دلبر، خاص، خالص، ویژه، پاکیزه
برچسب ها: اسم، اسم با ا، اسم دختر، اسم فارسی

لغت نامه دهخدا

( آویژه ) آویژه. [ ژَ / ژِ ] ( ص ، اِ ) ویژه. خاص. خالص. بَحْت. || مجازاً، دلبر. معشوق. || آویزه. پاکیزه. || شراب انگوری.
اویژه. [ اَ ژَ / ژِ ] ( ص ، اِ ) خالص و خاصه و پاک و پاکیزه. ( برهان ). پاک و پاکیزه و خالص. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ویژه. ( انجمن آرا ). || اویزه که شراب انگوری باشد. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ).

فرهنگ فارسی

( آویژه ) ( صفت اسم ) ۱ - خاص خالص جمع : آویژگان ۲ - معشوق دلبر جمع : آویژگان .
ویژه، خاص، خالص ، یارودوست نزدیک، آویژگان: ویژگان، نزدیکان، خواص، آویژه: ویژه، خاص، خالص

فرهنگ معین

( آویژه ) (ژِ ) (ص . اِ. ) ۱ - ویژه ، خالص . ۲ - معشوق ، یار یا دوست نزدیک .

فرهنگ عمید

( آویژه ) ۱. ویژه، خاص.
۲. خالص.
۳. یار و دوست نزدیک.
۱. ویژه، خاص.
۲. خالص.

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

اویژهاویژهاویژه
اویژه در زبان کردی زمینی که اب دارد وحاصلخیزباشد اویژه می گویند
خالص ، ناب ، اصل ، اصیل ، معشوق ، دلبر ، یار ، دوست ، ویژه ، خاص ، شراب انگور ، پاک ، پاکیزه
ناخالص