فرهنگ اسم ها
معنی: معدنی، استخراج شده از معدن، ( به مجاز ) دارای ارزش و قیمت، ( کان، ی ( پسوند نسبت ) )، منسوب به کان، مربوط به کان، استخراج شده از کان، ( کان + ی ( پسوند نسبت ) )، چشمه آب، کنایه از تازگی و نشاط است
برچسب ها: اسم، اسم با ک، اسم دختر، اسم فارسی، اسم کردی، اسم طبیعت
لغت نامه دهخدا
کانی. ( ع ص ) نام گذارنده به کنیه. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
کانی. ( اِ ) در کردی یعنی چشمه و در نام بسیاری از دهات مغرب ایران ظاهراً بهمین معنی است.
کانی. ( اِخ ) ابوبکر... از شاعران متأخر عثمانی بود. شاعری قلندرمآب و لاابالی بشمار می رفت و سرانجام به فرقه مولوی پیوسته ومنزوی گشت و در سال 1206 درگذشت. دیوان مرتب و منشآت و هزلیات و لطایفی دارد. ( از قاموس الاعلام ترکی ).
کانی. ( اِخ ) ابوبکر... از شاعران ترک و نثرنویسانی بود که سعی داشتند از نفوذ فارسی در تألیفات خود احتراز جویند و ادبیات ترک را از نفوذ کلمات بیگانه پاک گردانند ( 1712-1792 م. ). ( از اعلام المنجد ).
فرهنگ فارسی
از شاعران ترک و نثر نویسانی بود که سعی داشتند از نفوذ فارسی در تالیفات خود احتراز جویند
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. استخراج شده از معدن.
۳. (اسم ) (زمین شناسی ) مادۀ طبیعی با ترکیبات شیمیایی و خواص فیزیکی معیّن.
فرهنگستان زبان و ادب
گویش مازنی
دانشنامه عمومی
کانی[ ۱] [ ۲] ( به انگلیسی: Mineralk ) یا ماده معدنی، ماده ای طبیعی، جامد و متبلور است که ترکیب شیمیایی نسبتاً ثابتی دارد و در ترکیب سنگ های پوسته زمین یافت می شود و دارای فرمول شیمیایی و ساختمان اتمی مشخص است و در صنایع مختلف مانند خمیردندان سازی، ساعت سازی و مولکول است، با این تفاوت که کانی نه می تواند همیشه از یک عنصر تشکیل شده باشد و نه تعریف مولکول را به طور کامل بتواند داشته باشد؛ بلکه کانی کوچک ترین جز از یک ماده معدنی است که به سبب ویژگی های منحصر بفردی ( منظور ساختار اتمی و نوع ترکیب مولکولی یا شیمیایی ) که دارد، باعث متفاوت بودن آن ماده معدنی از دیگر مواد معدنی خواهد شد. به طور مثال، اگر خاک رس را در نظر بگیریم، کانی های تشکیل دهنده آن ( کائولینت، مونت موریلونیت، ایلیت ) باعث شده است که رس دارای ویژگی منحصر به فردی باشد، که از آن به عنوان رس تلقی شود؛ یعنی اگر از دیگر کانی ها در اندازه رس استفاده کنیم ( مانند خاک که به سبب تراش کاری و صیقل دادن سنگ در حد میکرون از دستگاه برش کاری ریخته می شود ) ، هرگز ویژگی کانی رس را آن کانی نخواهد داشت؛ زیرا کانی رس دارای آرایش اتمی و ترکیب شیمیایی منحصر به خود است که از آن در علم زمین شناسی به عنوان کانی یاد می شود. [ نیازمند منبع]
برخی کانی ها از یک عنصر خالص و بسیاری از آن ها از دو یا چند عنصر درست شده اند. واژه کانی از واژه فارسی کان گرفته شده است که به آن سنگ معدن نیز گفته می شود؛ بنابراین، کانی به ماده ای گفته می شود که به طور طبیعی از معدن ( کان ) به دست می آید و معدن بخشی از پوسته زمین است که در آن به اندازه چشم گیری کانی یافت می شود. موادی مانند شیشه، چینی، آلیاژهای گوناگون که انسان آن ها را ساخته است و موادی مانند مروارید، صدف، استخوان، عاج و بسیاری دیگر که جان داران می سازند، کانی نیستند.
تنها استثناء از این تعریف گرافیت و زغال سنگ است که در حقیقت منبعی آلی دارند ولی در مسیر تکامل خود دستخوش تغییرات بسیار شده اند و در حقیقت به طور مستقیم ریشهٔ آلی ندارند. [ نیازمند منبع]
مسئلهٔ دیگر یخ است، که بیشتر زمین شناسان طبق تعریف، آن را کانی می دانند. [ نیازمند منبع] نفت را نیز گروهی از زمین شناسان کانی می دانند. [ نیازمند منبع]
• کانی ها همگن اند، یعنی ویژگی های فیزیکی و شیمیایی همهٔ ذره های سازندهٔ آن ها یکسان است. برای مثال، اگر یک قطعه هالیت یا نمک خوراکی را به تکه های بسیار کوچکی بشکنیم، همهٔ ذره های به دست آمده، مزهٔ شوری دارند؛ به سادگی در آب حل می شوند و دیگر ویژگی های نمک را نشان می دهند.
• کانی ها جامد و بلوری اند: یعنی، ذره های سازندهٔ آن ها براساس نظم و قانون معینی کنار هم قرار گرفته اند؛ به نحوی که، همه سطح های بیرونی یک کانی، صاف است. شکل بلوری و منظم کانی ها از آرایش اتم ها و مولکولهای درونی آن ها ناشی می شود.
• هر کانی ترکیب شیمیایی ثابتی دارد. برای مثال، پیریت همیشه FeS۲ و کلسیت همواره CaCO۳ است. البته، در برخی کانی ها ممکن است نسبت برخی عنصرها تغییر کند. برای مثال، در کانی الیوین FeMgSiO۴ ممکن است درصد آهن و منیزیم از بلوری به بلوری دیگر، از ۰ تا ۱۰۰٪ تغییر کند.
• برخی کانی ها، مانند طلا، از یک عنصر درست شده اند. البته، طلا کم تر به صورت خالص یافت می شود. بلورهای مکعبی و زرد رنگ طلا، اگر با نقره همراه باشند، روشن تر و اگر با مس همراه باشند، قرمزتر به نظر می رسند. بسیار از کانی ها از دو یا چند عنصر متفاوت هستند که مادهٔ مرکبی را به وجود آورده اند. برای مثال، فراوان ترین کانی، یعنی کوارتز، ترکیبی از سیلیسیم و اکسیژن است.





برخی کانی ها از یک عنصر خالص و بسیاری از آن ها از دو یا چند عنصر درست شده اند. واژه کانی از واژه فارسی کان گرفته شده است که به آن سنگ معدن نیز گفته می شود؛ بنابراین، کانی به ماده ای گفته می شود که به طور طبیعی از معدن ( کان ) به دست می آید و معدن بخشی از پوسته زمین است که در آن به اندازه چشم گیری کانی یافت می شود. موادی مانند شیشه، چینی، آلیاژهای گوناگون که انسان آن ها را ساخته است و موادی مانند مروارید، صدف، استخوان، عاج و بسیاری دیگر که جان داران می سازند، کانی نیستند.
تنها استثناء از این تعریف گرافیت و زغال سنگ است که در حقیقت منبعی آلی دارند ولی در مسیر تکامل خود دستخوش تغییرات بسیار شده اند و در حقیقت به طور مستقیم ریشهٔ آلی ندارند. [ نیازمند منبع]
مسئلهٔ دیگر یخ است، که بیشتر زمین شناسان طبق تعریف، آن را کانی می دانند. [ نیازمند منبع] نفت را نیز گروهی از زمین شناسان کانی می دانند. [ نیازمند منبع]
• کانی ها همگن اند، یعنی ویژگی های فیزیکی و شیمیایی همهٔ ذره های سازندهٔ آن ها یکسان است. برای مثال، اگر یک قطعه هالیت یا نمک خوراکی را به تکه های بسیار کوچکی بشکنیم، همهٔ ذره های به دست آمده، مزهٔ شوری دارند؛ به سادگی در آب حل می شوند و دیگر ویژگی های نمک را نشان می دهند.
• کانی ها جامد و بلوری اند: یعنی، ذره های سازندهٔ آن ها براساس نظم و قانون معینی کنار هم قرار گرفته اند؛ به نحوی که، همه سطح های بیرونی یک کانی، صاف است. شکل بلوری و منظم کانی ها از آرایش اتم ها و مولکولهای درونی آن ها ناشی می شود.
• هر کانی ترکیب شیمیایی ثابتی دارد. برای مثال، پیریت همیشه FeS۲ و کلسیت همواره CaCO۳ است. البته، در برخی کانی ها ممکن است نسبت برخی عنصرها تغییر کند. برای مثال، در کانی الیوین FeMgSiO۴ ممکن است درصد آهن و منیزیم از بلوری به بلوری دیگر، از ۰ تا ۱۰۰٪ تغییر کند.
• برخی کانی ها، مانند طلا، از یک عنصر درست شده اند. البته، طلا کم تر به صورت خالص یافت می شود. بلورهای مکعبی و زرد رنگ طلا، اگر با نقره همراه باشند، روشن تر و اگر با مس همراه باشند، قرمزتر به نظر می رسند. بسیار از کانی ها از دو یا چند عنصر متفاوت هستند که مادهٔ مرکبی را به وجود آورده اند. برای مثال، فراوان ترین کانی، یعنی کوارتز، ترکیبی از سیلیسیم و اکسیژن است.






wiki: کانی
کانی (داغستان). کانی ( به لاتین: Kani ) یک منطقهٔ مسکونی در روسیه است که در شهرستان کولینسکی واقع شده است. [ ۱]



wiki: کانی (داغستان)
کانی (قشم). کانی، روستایی در دهستان دولاب بخش حرا شهرستان قشم در استان هرمزگان ایران است.
مردم این روستا مانند دیگر روستاهای قشم مشغول به صیادی هستند ولی در سال های اخیر با توجه به رشد گردشگری در این منطقه برخی نیز از طریق حوزهٔ مورد نظر امرار معاش می کنند.
در روستای کانی به دلیل وجود دشت های زیاد و نوع خاک و محیط متناسب برای پرورش آبزیان از این موقعیت برای رشد اقتصاد و تولید استفاده شده و هم اکنون روستای کانی به عنوان یکی از مکان های شناخته شده در حوزهٔ پرورش آبزیان در کشور شناخته می شود؛ هم چنین اولین مزرعه پرورش میگو متراکم و به روش پیشرفته در جزیرهٔ قشم نیز در این روستا قرار دارد و مزارع پرورش میگو باعث ایجاد اشتغال بسیار خوبی برای افراد گشته است.
از جاذبه های طبیعی در این منطقه می توان به وجود گنبد و غار نمکی، کوه بوخو، دیواره قاضی، دره شوره و چشمه های نمکی نام برد.
از افراد معروف و بزرگ روستای کانی می توان به ابراهیم رووا ( ابراهیم ناصحی ) و علی عبدالله ( علی شافعی ) ، شیخ مکتوب شافعی و ملا نام برد که در سراسر جزیره شناخته شده بودند و در دوره خود از شخصیت های مهم غرب جزیره به شمار می رفتند.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۳۳۷ نفر ( ۷۴ خانوار ) بوده است. [ ۱]
مردم این روستا مانند دیگر روستاهای قشم مشغول به صیادی هستند ولی در سال های اخیر با توجه به رشد گردشگری در این منطقه برخی نیز از طریق حوزهٔ مورد نظر امرار معاش می کنند.
در روستای کانی به دلیل وجود دشت های زیاد و نوع خاک و محیط متناسب برای پرورش آبزیان از این موقعیت برای رشد اقتصاد و تولید استفاده شده و هم اکنون روستای کانی به عنوان یکی از مکان های شناخته شده در حوزهٔ پرورش آبزیان در کشور شناخته می شود؛ هم چنین اولین مزرعه پرورش میگو متراکم و به روش پیشرفته در جزیرهٔ قشم نیز در این روستا قرار دارد و مزارع پرورش میگو باعث ایجاد اشتغال بسیار خوبی برای افراد گشته است.
از جاذبه های طبیعی در این منطقه می توان به وجود گنبد و غار نمکی، کوه بوخو، دیواره قاضی، دره شوره و چشمه های نمکی نام برد.
از افراد معروف و بزرگ روستای کانی می توان به ابراهیم رووا ( ابراهیم ناصحی ) و علی عبدالله ( علی شافعی ) ، شیخ مکتوب شافعی و ملا نام برد که در سراسر جزیره شناخته شده بودند و در دوره خود از شخصیت های مهم غرب جزیره به شمار می رفتند.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۳۳۷ نفر ( ۷۴ خانوار ) بوده است. [ ۱]

wiki: کانی (قشم)
کانی (مجارستان). کانی ( به مجاری: Kány ) یک منطقهٔ مسکونی در مجارستان است که در بورشود - آبااوی - زمپلن واقع شده است. [ ۱]


این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف


wiki: کانی (مجارستان)
دانشنامه آزاد فارسی
کانی (mineral)
جسم معدنی طبیعی، با ترکیب شیمیایی خاص و ساختار درونی منظم و تکراری. کانی ها، به شکل بلوری۱ یا اشکال دیگر، اجزای سازنده سنگ ها۲یند. در تداول عام، کانی جسمی است که برای معدن کاری اهمیت اقتصادی دارد. این تعریف شامل زغال سنگ و نفت نیز می شود، هرچند منشأ آلی دارند. فرآیندهای تشکیل کانی عبارت اند از ۱. ذوب سنگ پیشین و تبلور متعاقب کانی، برای تشکیل سنگ های آتشفشانی۳ یا ماگمایی۴؛ ۲. هوازدگی۵ سنگ های رخنمون در سطح زمین، اختلاط و جابه جایی آن ها با آب های سطحی، یخ یا باد؛ و تشکیل رسوبات؛ ۳. تبلور مجدد۶ براثر افزایش دما و فشار در اعماق، و تشکیل سنگ های دگرگونی۷. معمولاً کانی ها به ماگمایی، رسوبی۸، و دگرگونی۹ طبقه بندی می شوند. بعضی از کانی های ماگمایی عبارت اند از فلدسپات ها۱۰ و کوارتز۱۱، پروکسن ها۱۲، آمفیبول۱۳، میکا، و اولیوین۱۴ که از سنگ های غنی از سیلیس ذوب شده در پوستۀ زمین یا از گدازه۱۵ های آتشفشانی خروجی متبلور می شوند. رایج ترین کانی های رسوبی عبارت اند از ماسه۱۶، کانی های خاک رس و کربنات ها۱۷، عمدتاً کلسیت۱۸، آرگونیت۱۹، و دولومیت۲۰ های متراکم یا مخلوط آن ها. برخی از کانی های دگرگونی عبارت اند از آندالوزیت۲۱، کوردیریت۲۲، گارنت۲۳، تری مولیت۲۴، لاوسونیت۲۵، پومپلیت۲۶، گلوکوفان۲۷، ولاستونیت۲۸، کلریتا۲۹، میکاها۳۰ و هورنبلند۳۱، استارولیت۳۲، کیانیت۳۳، و دیوپسید۳۴.crystallinerocksvolcanic rocksmagmatic rocksweatheringrecrystallizationmetamorphic rockssedimentarymetamorphicfeldsparsquartzpyroxenesamphibolesolivineslavasandcarbonatesaragonitedolomiteandalusitecordieritegarnettremolitelawsonitepumpellyiteglaucophanewollastonitechloritemicashornblendestaurolitekyanitediopside
جسم معدنی طبیعی، با ترکیب شیمیایی خاص و ساختار درونی منظم و تکراری. کانی ها، به شکل بلوری۱ یا اشکال دیگر، اجزای سازنده سنگ ها۲یند. در تداول عام، کانی جسمی است که برای معدن کاری اهمیت اقتصادی دارد. این تعریف شامل زغال سنگ و نفت نیز می شود، هرچند منشأ آلی دارند. فرآیندهای تشکیل کانی عبارت اند از ۱. ذوب سنگ پیشین و تبلور متعاقب کانی، برای تشکیل سنگ های آتشفشانی۳ یا ماگمایی۴؛ ۲. هوازدگی۵ سنگ های رخنمون در سطح زمین، اختلاط و جابه جایی آن ها با آب های سطحی، یخ یا باد؛ و تشکیل رسوبات؛ ۳. تبلور مجدد۶ براثر افزایش دما و فشار در اعماق، و تشکیل سنگ های دگرگونی۷. معمولاً کانی ها به ماگمایی، رسوبی۸، و دگرگونی۹ طبقه بندی می شوند. بعضی از کانی های ماگمایی عبارت اند از فلدسپات ها۱۰ و کوارتز۱۱، پروکسن ها۱۲، آمفیبول۱۳، میکا، و اولیوین۱۴ که از سنگ های غنی از سیلیس ذوب شده در پوستۀ زمین یا از گدازه۱۵ های آتشفشانی خروجی متبلور می شوند. رایج ترین کانی های رسوبی عبارت اند از ماسه۱۶، کانی های خاک رس و کربنات ها۱۷، عمدتاً کلسیت۱۸، آرگونیت۱۹، و دولومیت۲۰ های متراکم یا مخلوط آن ها. برخی از کانی های دگرگونی عبارت اند از آندالوزیت۲۱، کوردیریت۲۲، گارنت۲۳، تری مولیت۲۴، لاوسونیت۲۵، پومپلیت۲۶، گلوکوفان۲۷، ولاستونیت۲۸، کلریتا۲۹، میکاها۳۰ و هورنبلند۳۱، استارولیت۳۲، کیانیت۳۳، و دیوپسید۳۴.crystallinerocksvolcanic rocksmagmatic rocksweatheringrecrystallizationmetamorphic rockssedimentarymetamorphicfeldsparsquartzpyroxenesamphibolesolivineslavasandcarbonatesaragonitedolomiteandalusitecordieritegarnettremolitelawsonitepumpellyiteglaucophanewollastonitechloritemicashornblendestaurolitekyanitediopside
wikijoo: کانی
مترادف ها
جامد، معدنی، کانی، غیر الی
معدنی، کانی
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
دیگر نمونه هایی هم میتوان آورد نام دو شهر ساوه و ایذه است. این دو شهر که از شهرهای مهم ایران بوده اند نام هایشان در نوشته های ساسانی به شکل های ساوَگ و ایذَگ آمده. ( ریشه این دو واژه را صادقانه میگویم که نمیدانم، ولی ثبت شدنشان قطعی است، در نوشته های ایران باستان به ایذه و ساوه و همچنین دریاچه ساوه ( ( که دریاچه مقدس زرتشتیان بود و خشک شدن آن از نشانه های تولد پیامبر اسلام، در کنار ریختن ۱۴ستون ایوان کسرا و خاموشی آتش آتشکده آذرفرنبغ فارس ) ) ) اشاره شده.
... [مشاهده متن کامل]
اعراب هم ایذه و ساوه را به شکل ایذج و ساوج گرفتند و به اهالی آنها گفتند "ایذجی" و "ساوجی"
از ساوجی های معروف میتوان به "سلمان ساوجی" شاعر معروف، و از ایذجی ها میتوان به افرادی مانند شیخ جمال الدین ایذجی اشاره نمود.
... [مشاهده متن کامل]
اعراب هم ایذه و ساوه را به شکل ایذج و ساوج گرفتند و به اهالی آنها گفتند "ایذجی" و "ساوجی"
از ساوجی های معروف میتوان به "سلمان ساوجی" شاعر معروف، و از ایذجی ها میتوان به افرادی مانند شیخ جمال الدین ایذجی اشاره نمود.
حاشیه: یکی دیگر از نمودهای مسئله هکسره در فارسی نو و اَگ در فارسی میانه، وام واژه های پهلوی در عربی است.
عربی معدود وام واژگانی از پهلوی دریافته که بسیار به ریخت کهن خودشان شباهت دارند.
برای نمونه:
... [مشاهده متن کامل]
۱. طازج، از پهلوی تازگ و فارسی نوین تازه گرفته شده و ریشه آن تاز و مصدر آن تاختن است.
۲. برنامج، به معنی نرم افزار، از ابرنامگ در پهلوی گرفته شده برنامه در فارسی نوین هم گونه دیگری از آن است.
این واژه به شکل برمج و جمع مکسر برامج هم کاربردی است و به گواه خودشان از فارسی گرفته شده.
۳. نموذج، از مصدر نموتن در پهلوی و نمودن در فارسی نو، در فارسی میانه نمودَگ و در فارسی نو نموده است، که معنی آن در عربی همان معنای "نمونه" است.
۴. مهرجان، از مهرگان در پهلوی و فارسی نو گرفته شده و در عربی به معنی جشن است. مهرگان یکی از جشن های ایران باستان بود که در روز مهر ( در ایران باستان هفته نداشتیم، بجایش هر روز ماه نام ویژه خودش را داشت. ) از ماه مهر برگزار میشد. ( اگر مبنا گاهشماری جلالی خیام باشد، میشود ۱۶مهرماه، آغاز پاییز )
عربی معدود وام واژگانی از پهلوی دریافته که بسیار به ریخت کهن خودشان شباهت دارند.
برای نمونه:
... [مشاهده متن کامل]
۱. طازج، از پهلوی تازگ و فارسی نوین تازه گرفته شده و ریشه آن تاز و مصدر آن تاختن است.
۲. برنامج، به معنی نرم افزار، از ابرنامگ در پهلوی گرفته شده برنامه در فارسی نوین هم گونه دیگری از آن است.
این واژه به شکل برمج و جمع مکسر برامج هم کاربردی است و به گواه خودشان از فارسی گرفته شده.
۳. نموذج، از مصدر نموتن در پهلوی و نمودن در فارسی نو، در فارسی میانه نمودَگ و در فارسی نو نموده است، که معنی آن در عربی همان معنای "نمونه" است.
۴. مهرجان، از مهرگان در پهلوی و فارسی نو گرفته شده و در عربی به معنی جشن است. مهرگان یکی از جشن های ایران باستان بود که در روز مهر ( در ایران باستان هفته نداشتیم، بجایش هر روز ماه نام ویژه خودش را داشت. ) از ماه مهر برگزار میشد. ( اگر مبنا گاهشماری جلالی خیام باشد، میشود ۱۶مهرماه، آغاز پاییز )
این اَگ ریخت قدیمی تر همان هکسره مفعولی ( مانند نالیده، نامیده و. . . که در فارسی میانه نالیتَگ و نامیتَگ بوده اند. ) و هکسره اسم ساز ( ناله و نامه که نالگ و نامگ بوده اند. ) است.
تازه همین ریخت کهن هم هنوز در فارسی نمرده است! اینکه ما نمیگوییم زنده ای و می گوییم زندگی، یا نمی گوییم آزادهان و می گوییم آزادگان یا نمیگوییم زندهان و می گوییم زندگان، یا منسوب به خانه را نه خانه ای، بلکه خانگی، یا نمیگوییم کهنه ای و میگوییم کهنگی، بقایای همان تلفظ است.
... [مشاهده متن کامل]
فارسی در این مورد محافظه کار عمل نکرده، و گاف را در حالت تنها به هکسره بدل کرده، ولی شما همین الان در زبان بلوچی میبینید که مثلا به زنده، زندگ میگویند، به کَنده، کندگ میگویند یا مثلا ناله را نالگ میگویند. و از این نظر زبان بلوچی در تلفظ از فارسی و لری که بقایای زبان ساسانیان هستند محافظه کار تر بوده. ( کردی و بلوچی و مازنی و تالشی و. . . نیز بقایای پهلوی اشکانی هستند. )
درضمن، هکسره افزون بر ریشه های فعل، به دیگر واژگان هم می تواند بچسبد و نام های تازه بسازد ( حتی با فرض اینکه بگوییم مصدر خانیدن در فارسی نمی تواند وجود داشته باشد. ) مانند دسته، پایه، گلویه، گردنه ( مسلما ما در فارسی مصدر دستیدن هم نداریم. ) یا مثلا هفته، دهه، سده، هزاره ( هفتیدن و هزاریدن هم نداریم ) و. . .
حتی برخی باور دارند که اساسا پسوند کاف در فارسی کوچک ساز نبوده، بلکه همان اَگ اسم ساز بوده ( در فارسی میانه برای تصغیر بیشتر از پسوند ایزَگ یا ایزه در فارسی کنونی بهره میبردند، مانند دوشیزه، پاکیزه، و حتی واژگانی مانند مژه ( ژه شکل دیگری از همان ایزه است. )
حالا از اینها بگذریم.
در فارسی میانه بیشتر از واژه مان به معنی خانه استفاده میشده. ( مان از ماندن، که واژه میهن هم از همان گرفته شده ) ، و این ساختار واژه خانمان را نیز می تواند توجیه کند، خان به معنی سرچشمه و مان به معنی ماندن.
خود خانَگ هم در فارسی میانه کاربردی بوده در کنار مان.
از همه اینها هم بگذریم، واژه نامه های زیر، همگی واژه خانه به معنی اسکان را فارسی دانسته اند.
۱. دهخدا
۲. معین
۳. انجمن زبان ترکی ترکیه
دهخدا جلوی واژه خان به معنی بزرگ توی پرانتز نوشته ( ترکی ) ولی برای خانه به معنی مسکن چنین نکرده.
انجمن زبان ترکی ترکیه نیز این واژه و ترکیبات ساخته از آن را وام گرفته از فارسی دانسته است.




تازه همین ریخت کهن هم هنوز در فارسی نمرده است! اینکه ما نمیگوییم زنده ای و می گوییم زندگی، یا نمی گوییم آزادهان و می گوییم آزادگان یا نمیگوییم زندهان و می گوییم زندگان، یا منسوب به خانه را نه خانه ای، بلکه خانگی، یا نمیگوییم کهنه ای و میگوییم کهنگی، بقایای همان تلفظ است.
... [مشاهده متن کامل]
فارسی در این مورد محافظه کار عمل نکرده، و گاف را در حالت تنها به هکسره بدل کرده، ولی شما همین الان در زبان بلوچی میبینید که مثلا به زنده، زندگ میگویند، به کَنده، کندگ میگویند یا مثلا ناله را نالگ میگویند. و از این نظر زبان بلوچی در تلفظ از فارسی و لری که بقایای زبان ساسانیان هستند محافظه کار تر بوده. ( کردی و بلوچی و مازنی و تالشی و. . . نیز بقایای پهلوی اشکانی هستند. )
درضمن، هکسره افزون بر ریشه های فعل، به دیگر واژگان هم می تواند بچسبد و نام های تازه بسازد ( حتی با فرض اینکه بگوییم مصدر خانیدن در فارسی نمی تواند وجود داشته باشد. ) مانند دسته، پایه، گلویه، گردنه ( مسلما ما در فارسی مصدر دستیدن هم نداریم. ) یا مثلا هفته، دهه، سده، هزاره ( هفتیدن و هزاریدن هم نداریم ) و. . .
حتی برخی باور دارند که اساسا پسوند کاف در فارسی کوچک ساز نبوده، بلکه همان اَگ اسم ساز بوده ( در فارسی میانه برای تصغیر بیشتر از پسوند ایزَگ یا ایزه در فارسی کنونی بهره میبردند، مانند دوشیزه، پاکیزه، و حتی واژگانی مانند مژه ( ژه شکل دیگری از همان ایزه است. )
حالا از اینها بگذریم.
در فارسی میانه بیشتر از واژه مان به معنی خانه استفاده میشده. ( مان از ماندن، که واژه میهن هم از همان گرفته شده ) ، و این ساختار واژه خانمان را نیز می تواند توجیه کند، خان به معنی سرچشمه و مان به معنی ماندن.
خود خانَگ هم در فارسی میانه کاربردی بوده در کنار مان.
از همه اینها هم بگذریم، واژه نامه های زیر، همگی واژه خانه به معنی اسکان را فارسی دانسته اند.
۱. دهخدا
۲. معین
۳. انجمن زبان ترکی ترکیه
دهخدا جلوی واژه خان به معنی بزرگ توی پرانتز نوشته ( ترکی ) ولی برای خانه به معنی مسکن چنین نکرده.
انجمن زبان ترکی ترکیه نیز این واژه و ترکیبات ساخته از آن را وام گرفته از فارسی دانسته است.




۱. "خانگ در همان لغت نامه پهلوی که اخیرا نوشته شده هم نیست"
مگه شما لغت نامه پهلوی هم میخونی؟ تا جایی که من میدانم شما تو این سایت دو منبع اصلی دارید، ۱. دیوان لغات الترک ( که ما هم به عنوان یک دستاورد بشری به آن احترام می گذاریم. ) و ۲. فرهنگ شاهمرسی ( که توسط یک ناآگاه به حوزه زبان شناسی نوشته شده است، شاهمرسی یک مورخ، آن هم برای تاریخ معاصر است، نه زبانشناس، نه باستانشناس، نه ادیب )
... [مشاهده متن کامل]
مگه شما لغت نامه پهلوی هم میخونی؟ تا جایی که من میدانم شما تو این سایت دو منبع اصلی دارید، ۱. دیوان لغات الترک ( که ما هم به عنوان یک دستاورد بشری به آن احترام می گذاریم. ) و ۲. فرهنگ شاهمرسی ( که توسط یک ناآگاه به حوزه زبان شناسی نوشته شده است، شاهمرسی یک مورخ، آن هم برای تاریخ معاصر است، نه زبانشناس، نه باستانشناس، نه ادیب )
... [مشاهده متن کامل]
استاد hoseyn نال ریشه نالیدن با ه ناله نام از نامیدن با ه نامه پوش از پوشیدن با ه پوشه سرف از سرفیدن با ه سرفه کاملا صحیح داری ریشه یاب می شوی ولی آما خان از خانیدن مگر چنین فعلی در فارسی داریم کانی به
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
معنی معدن و چشمه پس هر خانه ای در اصل معدن یا چشمه بوده خانگ در کدام لغتنامه پهلوی در همان لغتنامه های اخیرا نوشته شده هم نیست تازه مد شده به آخر کلمات فارسی گ و ک اضافه می شود تا پهلوی گردد از شما بعید است
خانه در زبان های ایرانی به معنی سرچشمه و در معنای دیگر خود، معدن است. ما هم نگفتیم ترکی خان به معنی بزرگتر را از فارسی گرفته، این واژه ترکی است، ولی خان و خوان و کان به معنی چشمه در واژگان خوانسار، رودخان و رودخانه، و خود خانه واژگان ایرانی هستند.
... [مشاهده متن کامل]
خان به ریشه است یه معنی سرچشمه
و ه پسوندی است که به ریشه میچسبد و اسم ساز است، این الگو در ناله ( از ریشه نال و مصدر نالیدن ) ، نامه ( از ریشه نام و مصدر نامیدن ) ، تاسه ( حس خفگی، از ریشه تاس و مصدر تاسیدن ( ( واژه تاسیان در زبان گیلکی با این مصدر در فارسی پیوسته است. ) ) ) ، پوشه ( از ریشه پوش و مصدر پوشیدن ) ، سرفه ( از ریشه سرف و مصدر سلفیدن، که مردم نا تهرانی آن را زیاد استفاده میکنند. ) ، شناسه ( از شناس و شناختن ) و. . . به کار میرود.
این واژه در فارسی میانه خانَگ بوده و در نوشته ها هم بسی به کار هم رفته.
دیکشنری های ترکیه هم همنگرش هستند که هانه و هستانه و واژگان این چنینی کاملا از فارسی ستانده شده اند.
قرار نیست هرچیزی که به واژگان ترکی شباهت دارد از ترکی وام گرفته شده باشد ( یا حتی فارسی ) ، همانطور که مثلا ریدن در فارسی به ریدینگ در انگلیسی نسبتی ندارد.
... [مشاهده متن کامل]
خان به ریشه است یه معنی سرچشمه
و ه پسوندی است که به ریشه میچسبد و اسم ساز است، این الگو در ناله ( از ریشه نال و مصدر نالیدن ) ، نامه ( از ریشه نام و مصدر نامیدن ) ، تاسه ( حس خفگی، از ریشه تاس و مصدر تاسیدن ( ( واژه تاسیان در زبان گیلکی با این مصدر در فارسی پیوسته است. ) ) ) ، پوشه ( از ریشه پوش و مصدر پوشیدن ) ، سرفه ( از ریشه سرف و مصدر سلفیدن، که مردم نا تهرانی آن را زیاد استفاده میکنند. ) ، شناسه ( از شناس و شناختن ) و. . . به کار میرود.
این واژه در فارسی میانه خانَگ بوده و در نوشته ها هم بسی به کار هم رفته.
دیکشنری های ترکیه هم همنگرش هستند که هانه و هستانه و واژگان این چنینی کاملا از فارسی ستانده شده اند.
قرار نیست هرچیزی که به واژگان ترکی شباهت دارد از ترکی وام گرفته شده باشد ( یا حتی فارسی ) ، همانطور که مثلا ریدن در فارسی به ریدینگ در انگلیسی نسبتی ندارد.
خانه کلمه ای تورکی است که در اصل خانا بوده و از دو قسمت خان به معنی حکمران و آ به معنی پسوند تعلق تشکیل یافته و با هم به معنی محل اقامت خان است ودر فارسی فاقد ریشه بوده و به کانی ارتباطی ندارد
واژه کان همچنین در فارسی به شکل های خان یا خوان هم به کار رفته ( اشتباه نشود، این خان، خانِ ترکی به معنی بزرگ نیست. )
خوان یا خان یا کان در زبان های ایرانی معنای چشمه و معدن میدهد، و واژه خانه یا خانَگ ( فارسی میانه ) نیز احتمالا با این واژه پیوسته باشد.
... [مشاهده متن کامل]
واژه خانه هیچ پیوندی با خان در ترکی ندارد، واژگان ترکیی که در خود هانه یا خانه یا هانا یا خانا دارند به گواه خود دیکشنری های ترکیه و آذربایجانی از فارسی گرفته شده اند.
مانند هستانه یا همان خسته خانه، خاندان، خانه و. . .
.
خان و خوان را میتوان در رودخان/رودخون/روخون ( گیلانی/تالشی ) ، رودخانه ( فارسی ) و نام شهر خوانسار در اصفهان دید. ( خوان زار، چشمه زار )
همچنین واژه دودخان و دودخانه که به نظر می رسد از فارسی به عربی رفته و در واژه دخان نمود یافته.
.
کان در شعر معروف مولوی
.
تا در طلب گوهر کانی، کانی
تا در هوس لقمه نانی، نانی
این نکته رمز اگر بدانی دانی
هرچیز که در جستن آنی آنی ( مولوی )
.
در کردی، اگر نام نسبتا مشهور "کانی مانگا" را شنیده باشید ( که نام یک کوه در آن ناحیه هاست. ) ، این واژه از کان به معنی چشمه و مانگ به معنی ماه ساخته شده.
.
در گویش های لری نیز واژه کان و کن و. . . به اشکال مختلف کاربردی است.
.
در مازندرانی و گیلکی نیز خان یا خون و کان همین معنا هارا میرساند، بسته به لهجه.
خوان یا خان یا کان در زبان های ایرانی معنای چشمه و معدن میدهد، و واژه خانه یا خانَگ ( فارسی میانه ) نیز احتمالا با این واژه پیوسته باشد.
... [مشاهده متن کامل]
واژه خانه هیچ پیوندی با خان در ترکی ندارد، واژگان ترکیی که در خود هانه یا خانه یا هانا یا خانا دارند به گواه خود دیکشنری های ترکیه و آذربایجانی از فارسی گرفته شده اند.
مانند هستانه یا همان خسته خانه، خاندان، خانه و. . .
.
خان و خوان را میتوان در رودخان/رودخون/روخون ( گیلانی/تالشی ) ، رودخانه ( فارسی ) و نام شهر خوانسار در اصفهان دید. ( خوان زار، چشمه زار )
همچنین واژه دودخان و دودخانه که به نظر می رسد از فارسی به عربی رفته و در واژه دخان نمود یافته.
.
کان در شعر معروف مولوی
.
تا در طلب گوهر کانی، کانی
تا در هوس لقمه نانی، نانی
این نکته رمز اگر بدانی دانی
هرچیز که در جستن آنی آنی ( مولوی )
.
در کردی، اگر نام نسبتا مشهور "کانی مانگا" را شنیده باشید ( که نام یک کوه در آن ناحیه هاست. ) ، این واژه از کان به معنی چشمه و مانگ به معنی ماه ساخته شده.
.
در گویش های لری نیز واژه کان و کن و. . . به اشکال مختلف کاربردی است.
.
در مازندرانی و گیلکی نیز خان یا خون و کان همین معنا هارا میرساند، بسته به لهجه.
تا در طلب گوهر کانی کانی
تا در هوس لقمهٔ نانی نانی
.
این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی
هر چیز که در جستن آنی آنی ( مولوی بلخی )
کان در فارسی به معنی معدن، سرچشمه است.
کانی یعنی ماده برآخته از معدن.
... [مشاهده متن کامل]
البته فرهنگستان واژه کانی را در برابر mineral که اجتماع یک یا چند عنصر است که باهم سنگ هارا می سازند نهاده.
کان در لری، کردی، لکی، گیلکی، مازنی و. . . به معنی چشمه مورد کاربرد است.
واژه ایست ایرانی
تا در هوس لقمهٔ نانی نانی
.
این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی
هر چیز که در جستن آنی آنی ( مولوی بلخی )
کان در فارسی به معنی معدن، سرچشمه است.
کانی یعنی ماده برآخته از معدن.
... [مشاهده متن کامل]
البته فرهنگستان واژه کانی را در برابر mineral که اجتماع یک یا چند عنصر است که باهم سنگ هارا می سازند نهاده.
کان در لری، کردی، لکی، گیلکی، مازنی و. . . به معنی چشمه مورد کاربرد است.
واژه ایست ایرانی
واژه ای تماما لری و راه یافته به کردی در تمامی زبان های لری از شمال تا جنوب به اشکال کَن، کَنی، کان، کانی، کانیه، کنیه و. . به معنای چشمه می باشد و در لری بختیاری کانی یا کنی تلفظ میشود و اسامی مانند کانیه، کای کنیدار و. . . از این واژه هستند
برویی زایار لر
برویی زایار لر
کانی یا که نی به چشمه در زبان لکی می گویند
اسم قشنگ دخترانه ی کُردی به معنی مثل چشمه
کانی عموما به چشمه ای می گویند که از شکاف کوه بیرون می اید در مناطق زاکرس نشین به وفور در نامگذاری روستاها به کار رفته است
کانی کردی معادل گیلکی و کوهپایه البرز آن خانی به معنی چشمه است. کانی مانگا چشمه گاو به بهتر بگوییم چشمه بزرگ چون معنی گاو همانند خر در پارسی به معنی بزرگ است.
در زبان کردی به معنی سرچشمه
جایی که آب از دل کوه و زمین بیرون می آید
کانی منشا پاکی و نشانه زندگی است
جایی که آب از دل کوه و زمین بیرون می آید
کانی منشا پاکی و نشانه زندگی است
گر در طلب گوهر کانی ، کانی
معنی کانی تو این بیت چیه؟؟
معنی کانی تو این بیت چیه؟؟
کانی اسمی کاملا کردی هستش و به معنی چشمه آب میباشد
کان یا کانگه به معنی معدن هستن در زبان کردی اما کانی اسمی کاملا کردی میباشد
معنی کانی در فارسی به معدن میباشد که در اسم گذاری بی معنی میباشد
کان یا کانگه به معنی معدن هستن در زبان کردی اما کانی اسمی کاملا کردی میباشد
معنی کانی در فارسی به معدن میباشد که در اسم گذاری بی معنی میباشد
کانی یا کیَنی در زبان فاخر لکی به معنی چشمه آب است
واژه کانی در زبان کوردی به معنای چشمه است و همچنین یک اسم دخترانه است.
معدنی
غیرآلی
غیرآلی
کانی برای من یعنی زیبا و پاک و گرانبها، مترادف زندگی یا حقیقت درخشش بی انتها
نام شخصی که با تمام وجود دوستش دارم. . .
نام شخصی که با تمام وجود دوستش دارم. . .
کانی درکردی به معنای :چشمه می باشد
ولی به زبان های دیگربه الماس یاسنگ های باارزش کانی گفته میشود
وکانی نامی کردی است
ولی به زبان های دیگربه الماس یاسنگ های باارزش کانی گفته میشود
وکانی نامی کردی است
مواد معدنی
کانی : ( به کردی چشمه ) چشمه ی آب، معنی دیگر کانی امروزه معدنی است ، آب معدنی یا آب چشمه .
کانی یعنی آغاز . یعنی شر وع. یعنی شادابی . یعنی طراوت پاکی . یعنی زندگی . یعنی ارزشمند. یعنی آرامش و زلالی . یعنی بهشتی . کانی یعنی همه چیز من به اسمم خیلی افتخارمیکنم از خانواده ام خیلی ممنونم که چنین اسمی رو من گذاشتن. کانی یعنی عشق . کسانی که اسمشون کانی خیلی زیباو خوشگل متین و آرام هستن.
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
کانی به معنای رود وچشمه
معنی اسم کانی به زیبایی می توان گفت یعنی پاک ساده روان و پر از شورو نشاط بز ای دختر اسم پر احساس و جالبی است
به کوردی کان یا کانگه=معدن
کانی=معدنی یا چشمه آب
کانی=معدنی یا چشمه آب
اسم کردی می باشد به معنی چشمه ی آب معنی اصلیش اینه
اسمی پارسی به معنی سنگ. معدن
***؛
***؛
اسمی کردی می باشد به معنای چشمه جایی که اب از داخل زمین به بیرون میاید کنایه از اغاز و نشاط و زندگی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣١)