خلیج پارس

لغت نامه دهخدا

خلیج پارس. [خ َ ج ِ ] ( اِخ ) خلیج فارس. رجوع به خلیج فارس شود.

فرهنگ فارسی

خلیجی است در جنوب فارس و بیش از ۲۵۱۲۲۶ کیلومتر مربع مساحت دارد. طول کلیه سواحل دریایی ایران در خلیج فارس و بحر عمان ۱۸٠٠ کیلومتر است و عرض آبهای ساحل ایران طبق قانون مصوب تیرماه ۱۳۱۳ ه. ش . و لایحه اصلاحی فروردین ماه ۱۳۳۸ از خط مبذا آبهای مزبور ۱۳ میل دریایی میباشد و خط مبدا با رعایت حقوق بین المللی تعین شده است . حدود : از شمال شرقی به کرانه های ایران از شرق ببحر عمان از جنوب و مغرب به شبه جزیره عربستان سعودی محدود است . طول آن مبدااز دهانه کارون ( در خرمشهر ) تا تنگه هرمز بالغ بر ۱۲٠٠کیلومتر است . این خلیج از نظر موقع خاص و ممتاز جغرافیایی خود همواره مورد توجه و محل رفت و آمد ملل مختلف جهان است . علاوه بر ذخایر ماهی در آبهای خلیج فارس و بحر عمان بزرگترین منابع نفتی جهان در آن موجود است .جزایر : آبادان خارک شیخ سعد شیخ شعیب هندورابی کیش ( قیس ) فرور سیری ابوموسی تنب بزرگ و کوچک قشم هنگام لارک هرمز . بنادر : آبادان خرمشهر بندر شاهپور معشور گناوه دیلم ریگ بوشهر و غیره .
خلیج فارس

پیشنهاد کاربران

فارسی هم نیاکان من و دوستاشون ساختن
رودکی سمرقندی ساخته، وحشی بافقی ساخته، حافظ و سعدی شیرازی ساخته، فردوسی و اسدی توسی ساخته، ناصرخسروی قبادیانی ساخته، فخرالدین عراقی و. . . ساختن. کِی اردشیر بابکان و خسروی انوشه روان و بهرام گور و. . . ساختن.
...
[مشاهده متن کامل]

همینی که هست، مشکلیه؟
حالا تا صبح برید تو ۲۰تا یا ۳۰تا مقاله این سایت بنویسید که نه، خاقان های ترک و اینا ساختن.
در نهایت که حتی کودکان هم میفهمن این استدلال مغرضانه است و از سر تعصب.
من میگم فارسی فارسیه ترکی ترکیه.
شما میگید ترکی که ترکیه، فارسی هم ترکیه.
بعد من متعصبم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من ۲۵۰بار گفتم، قبول دارم که ۱. پراکنش ۲. شکل امروزی دادن به فارسی متاثر از دودمان های ترکی بوده ( دستشون هم درد نکنه، والا نگفتیم که کارشون بی ارزشه. ) که رسمیش کردن، ولی اینکه فارسی از ترکی ساخته شده مضحکه ست.
فارسی رسمی بوده و هست، چون برای حکمرانی بر این مملکت شما باید رستم و سهراب و کیومرث و ساسانی رو بشناسید ( چون جهان بینی مردم رو اینها تشکیل میدادن ) باید نوروز باستانی رو بشناسید، باید تاریخ زیبا یا زشت، آباد یا پرخون این مملکت رو بشناسید، و از همه اینها ناتوان هستید مگر اینکه فارسی بدونید، چون در زمان مثلا غزنوی، مردم خراسان بودن که دیوان داری، کشورداری، نوشتار و ادب و. . . میدونستن، پس منطقا زبان رسمی غزنوی میشه فارسی ای که مردم خراسان حرف میزدن.
همون ها هم بودن که جهان بینی رو به موت ایرانی رو از دل مردم بیرون کشیدن و به کاغذ آوردن که کسی فراموشش نکنه ( وگرنه امروز مثل مصر ۱۰۰میلیون نفری، با اون عقبه و پیشینه بی همانندش، عربی سخن می گفتیم. الان اگر ۵۰درصد فارسی هم عربی باشه ( که نیست اغلب ) ، میتونیم با آموزش درست رفت و روبش کنیم.
حالا اگر فارسی نمیشد مازنی میشد. ( مازندرانی و فارسی در سده های اولیه اسلام باهم در رقابت بودن، که کدوم بشه زبان میانجی ایران، اگر اسپهبدان مازندران مثل مرداویج و وشمگیر و قابوس و. . . بیشتر دولتشون می پایست، احتمالا زبان رسمی ایران مازندرانی بود ( که بازم زبان بسیار زیبا و اصیلیه، دوستش میدارم ) .
فارسی نوین امروزی میوه زحمات اون دبیر ( بیهقی ) ، اون شاعر ( رودکی ) ، اون نقال ( فردوسی ) ، اون دانشمند ( خیام و نظام الملک توسی ) ، یا حتی اون مداح ( سنایی ) خراسانی یا سیستانی ( فرخی ) یا سمنانی ( منوچهری ) یا مازندرانی ( فخرالدین اسعد گرگانی ) و بعدها دیگرانی از جاهای دیگری است که به امیران ایرانی یا ناایرانی اون زمان گفت جهان بینی این مملکت رو میخوای بدونی زبان منو یاد بگیر تا بهت بگم.
که بعدها برادران به طور قراردادی از این ور تا اونور کشور این زبان رو جا انداختن، همام تبریزی و نظامی در آذربایجان، خاقانی در شیروان و آران، باباطاهر در همدان و. . .
هرچی میخواید بنویسید برار، ولی قبل از اینکه بهم بگید متعصب عقاید خودتون رو به قول خراسونی ها یه "سِی" بکنید. ( نگاه کنید. )

گفتم پوش و پوست همگی از یک ریشه هستن دیگه دردت چیه؟ تا دلت بخوادم تو فارسی خویشاوند داره.
ریشه اش پوش به معنی در بر گرفتن و محافظت کردن است.
۱. مصدرهاش: پوشیدن و پوستَن ( ریشه به اضافه دن یا تن )
...
[مشاهده متن کامل]

۲. صفت های مفعولیش: پوشیده و پوسته ( ریشه به اضافه ته یا ده یا ایده، که هم ارز با ed در انگلیسیه )
۳. اسمش: پوشه ( ریشه به اضافه هکسره اسم ساز، این ساختار بنیادین ترین مشتق در فارسیه ولی تو مدرسه ها درست یادش نمیدن و این خنده داره، مثال هاش: ناله، گریه، خنده، تاسه ( حس خفگی ) ، سرفه ( مصدرش سُلفیدن است و ریشه اش سُرف یا سُلف ) ، چِکه، نامه و. . . )
۴. مصدر گذرا به مفعولش: پوشاندن
پوشال به پوچ ربط داره، به پوشیدن خیلی مربوط نیست.
پوشال یا پوچال یا پوچاله مانند ترشاله، خشکاله، گودال، گُردال، کوبال ( از کوبیدن و کوب، گرز ) و. . .
من حرفمو زدم
این تو اوستایی به معنی حفاظت کردن و در برگرفتن ( همون پوشیدن و پوشاندن ) می داده.
میخواید بپذیرید، بپذیرید.
نمیخواید هم نخواید.
شب بخیر

ما فارسی زبانیم ولی نمیگیم لری همون فارسیه
البته از فارسی میانه گرفته شده که حالا اون بحثش جداست.
یک پیرمرد لر و یک فارسی زبان اگر با گویش غلیظ و اصیل خود سخن بگن هم رو نمیفهمن ( واژگانشون اکثرا همریشه است ولی الگوی ساخت و تلفظ ها تفاوت هایی داره )
...
[مشاهده متن کامل]

بقیه گف هاتون هم که جوکه
همینجوری واس خودتون می برید و میدوزید
اینو زبان ناقص خطاب میکنید
اونو مونتاژ خطاب میکنید
اینو گویش اون میدونید
اینو میگید بیسواد ( به اندازه کل موهای سرتون کتاب خونده و زندگیشو گذاشته پای دانش و کشف )
اونو باسواد ( اگر هوش مصنوعی رو ازش بگیرن میشه یه توخالی هیچی ندون )
اونو مادر همه زبان های جهان میکنید
عشق میکنید بمولا ها!!!
توروک و قزل بوندا راسته ولی داریوش و فارسی میانه جعلیه
قوم ماد ( مرکزی و میانی ) وجود داشته و تورکه ولی پارس ( کناری و گوشه گیر، پارسا هم یعنی گوشه گیر ) قوم نیست و فیکه
اینقد حقیقت میگید یه وقت منفجر نشید!
یاحق

دوست عزیز هدف من تفرقه یا اختلاف افکنی نیست فقط منظورم این بود یکم تلفظ و کفتار میوند ها اصیل مانده یعنی مثل مابقی لهجه ی خوزستانی یا همان جنوبی پیدا نکرده اند وگرنه از لهجه های اصیل مابقی طوایف هم خبردار
...
[مشاهده متن کامل]
هستم برای مثال خیلی از طوایف کوه نشین ایذه در بالا دست دشت سوسن مثل سهید ، ممبینی ، گورویی و . . . به قدری لهجه شان غلیظ و خشن است حتی خودم هم که ایذه ای هستم بعضی از کلمات و لهجه ی غلیظ آنعا برایم زیاد آشنا نیست شما اگر میتونید لطفاً بگید این لهجه ها که در ایذه و نواحی بالاتر هستند جزو کدام دسته از زبان لری بختیاری هستند چون من اطلاع خیلی دقیقی ندارم

در پاسخ به کاربر pin
دوست گرامی من نمی دونم که از این کامنتی که گذاشتید چه هدفی داشتید اما خواسته و ناخواسته سخن شما رنگ و بوی تجزیه و تفرقه دارد
لرهای میوند برای من عزیز تر از جان هستند و به زبان آنها کاملا واقف ام ولی شما نمی بایست دیگر طوایف بختیاری را با بزرگ کردن طایفه ای، کوچک کنید. هنوز که هنوز در مناطقی هست که مردمان آن به زبان کهنی و واژگان باستانی سخن میگویند مثلا شخصا دیده ام بعضی از بختیاری های چهلگرد و گردو و. . . به زینه، ژیٚنَگ یا جیٚنَک میگویند که شکل کهن تر واژه ی زن هست یا لر های بختیاری از طایفه ی منجزی که واژگان مختوم به ه را اَی تلفظ میکنند که در واقع در لهجه ی زبان لری بختیاری ک ساکن ی خوانده میشود
...
[مشاهده متن کامل]

مثلا لر های بختیاری از طایفه ی منجزی به پیاده، نشسته، رفته، کرده، بنده و. . . میگویند پیادَی، نشستَی، رَهدَی، کِردَی، بَندَی که در پهلوی ساسانی این ها این گونه اند پداتک، نشستگ و. . .
به هر حال زبان لری بختیاری که غنی و کهن بوده و شامل چندین لهجه و گویش بوده در حال فراموشی و رو به انقراض است و اگر تا همین چند ساله کاری برایش نشود به افسانه ها میپیوندد

خَل نه اصلش خُوَل است هنوز میوند های بختیاری اینطوری تلفظ میکنند یا بقیه ی بختیاری به خوش خش میگویند ولی ولی میوند ها خُوَش میگویند که با واژگان قدیمی تر بختیاری شباهت کامل دارد یا نمی گویند مثلا وَردُم
...
[مشاهده متن کامل]
( ولم کن ) وَردِم تلفذ میشود تلفظ های کمتر غلیظ بسیاری از طوایف بختیاری تخت تاثیر لهجه های فارسی و خوزستانی شده است بختیاری اصیل را میوند ها فقط میگویند

در لری بختیاری خَل به معنای کج می باشد. به نظر بنده احتمالا ریشه ی واژه خلیج میتواند از این واژه باشد. شاید خلیج از دو جزء خَل ( کج ) و ایگ ( پسوندی از پهلوی ساسانی مانند ایرانیگ:ایرانی ) ساخته شده. خَلیگ یعنی منصب به کجی و از این حیث و از جهت جغرافیایی قابل انتباق اند و شاید معرب آن خلیج امروزی است
...
[مشاهده متن کامل]

به هر حال همیشه دریای پارس بوده و هست