شاپور ذوالاکتاف

پیشنهاد کاربران

شاپور ذوالاکتاف رکورددار پادشاهی تاریخ ایران و تنها شاه تاریخ است که پیش از زایش خود به جایگاه شاهی رسید. ( از ۶ماهگی درون شکم مادر، تا ۷۰سالگی در زمان مرگ ) در آشفته ترین روزهای شاهنشاهی ساسانی و در اوج بحران های درباری و نادرباری، از سر استیصال تاج شاهی را بر روی شکم مادر شاپور نهادند و فرزند درون شکم مادر را شاه خواندند. ولی احتمالا هیچکس فکرش را نمیکرد که کسی که از اوج خردسالگی شاه مملکت شده، پس از بلوغ چه قدرتی از خود نشان دهد ( چراکه اغلب شاهان خردسال به خاطر بزرگ شدن در حرمسراها، لوس و بی زور میشدند ولی شاپور. . . )
...
[مشاهده متن کامل]

شاپور از کودکی نشانه هایی از هشیاری در خود نشان داد، مثلا پس از اینکه در ۴ ۵سالگی دستور داد برای عبور از یک رود که یک پل بیشتر نداشت پل های دیگری هم بسازند، پس از بالغ شدن در ۱۶سالگی با تازش به جنوب کشور که آماج حملات اعراب بود، اعراب را به سختی تنبیه کرد، برخی لقب ذوالاکتاف را به خاطر چارشانگی و بدو داده اند، ولی برخی می گویند که او برای تنبیه اعراب شانه آنها را سوراخ میکرد و از آنها ریسمانی رد می نمود.
شاپور با این پیروزی ها به ویژه در برابر اعراب موفق شد حاکمیت ایرانشهر بر هردو سوی خلیج فارس را پس از مدت ها پس بگیرد.
پس از اعراب سراغ کوشانشهر یا شاهنشاهی کشانی در شرق رفت و برای همیشه طومار ایشان را پیچاند و قلمرو ساسانیان را تا بلخ پیش برد.
او با هون ها هم جنگید و آنهارا سخت شکست داد ( ( همان هون هایی که صدها سال بلای جان اروپا و "تازیانه خدا" شده بودند ) ) ، ولی به هون ها پیشنهاد استقرار در سرزمین های شمالی کوشان و همیاری به شاهنشاهی ساسانی برای شکست روم را داد و هون هارا متحد خویش ساخت.
سپس عهدنامه نصبین ( شهری در ارمنستان بزرگ ) که مایه ننگ خاندانش شده بود را نقض و با روم وارد جنگ درازمدتی شد، جنگی بسیار پرماجرا که از زمان کنستانتین دوم آغاز و تا دوران یولیانوس دوم به درازا کشید، در پایان جنگ یولیانوس که نابخردانه سپاهش را تا دل خانه شاپور آورده بود کشته شد و هدف رومیان از کشورگشایی به فرار از نابودی به دست شاپور تبدیل شد. دست اخر با یک معاهده جنگ به سود ایران تمام شد:
۱. ۵سرزمین جداشده از ایران در زمان نرسی ( جد شاپور و مایه ننگ خاندان ) بازگردد.
۲. روم باید حاکمیت ایران بر ارمنستان را به رسمیت شناسد
۳. روم باید حاکمیت ایران بر شرق میانرودان را به رسمیت شناسد.
این شکست سخت از عوامل بسیار مهم زوال روم متحد و بزرگ تجزیه آن به امپراتوری های بیزانتس ( روم شرقی ) با فرهنگ یونانی و روم غربی با همان فرهنگ لاتین شد، که روم غربی هم به زودی به دست ژرمن های تازشگر و روم شرقی هم دست آخر به دست ترکان عثمانی نابود شد.
( ( البته ساسانیان اینقدر نپایستند که این سقوط هارا ببینند، جنگ های دراز روم و ایران زمینه را برای ظهور یک بازیگر سوم یعنی اعراب مسلمان فراهم آورد، که در نهایت ایشان شاهنشاهی ساسانی را برانداختند و بارها تا قسطنطنیه پیش رفتند ( ولی:به خاطر استحکامات شهر از گشودن آن ناکام ماندند. ) )
ذوالاکتاف در ۷۰ یا ۷۲سالگی درحالی که شاهنشاهی را به اوج قدرت ممکن رسانده بود درگذشت. او خودش پس از برادرش آذرنرسی شاه شد، و پس از مرگش برادر دیگرش اردشیر دوم ( کرب کَرتار، یا کَرفه ( ثواب ) کِردار ) که بیش از ۷۰سال سن داشت به تخت نشست. او نیک اخلاق بود، ولی سست تر از آن شده بود که بتواند چنین قلمرویی را بگرداند و در پایان هم اورا خلع کردند.
پس از او شاهنشاهی تا ۱۰۰سالی دچار آشفتگی بود.

شاپور ذوالاکتاف