پال پال

پیشنهاد کاربران

تلاشی بیهوده برای یافتن چیزی نامشخص را پال پال می گویند چنان که وقتی دیگران به آن شخص نگاه کنند متوجه نشوند مشغول انجام چه کاری است.
در خراسان برای جست و جو از پال پال کردن بهره می برند.
این "پال" از مصدر پالیدن است به معنی جستن و گشتن
چو دید آن برو چهره دلپذیر
ز پستان مادر بپالید شیر ( فردوسی )
بسیاری از واژگان اصیل فارسی در گویش های محلی از جمله خراسان و سیستان نهفته اند که داریم با دست خود این گنجینه هارا نابود میکنیم. . .
...
[مشاهده متن کامل]

به معنای گشتن کورکورانه
جستجو در پالایش محصولات خشکبار کشاورزی مانندآلو وکشمش وبرگه و غیرو
پالپالیدن.
تو مشهد یعنی دنبال گشتن.
نمونه : پال پال کردن بین وسایل
پال پال/ p�lp�l :کورمالی
مانند: بابا گلاب، دعا خوان - که هیچ پیدا نبود در حق که دعا می کند - پال پال، دست به دیوار گرفت و. . .
کلیدر
محمود دولت آبادی